
اقتصاد۲۴، مهسا صحفی - از زمان آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، وضعیت دسترسی به اینترنت در کشور وارد مرحلهای بیسابقه شده است. با فعال شدن «اینترنت ملی» دسترسی کاربران به بسیاری از سرویسهای بینالمللی از جمله موتور جستوجوی گوگل، خدمات ایمیل، نقشهها و ابزارهای وابسته به شرکت گوگل به طور کامل قطع شده است. این محدودیتها نهتنها کاربران عادی، بلکه کسبوکارها، رسانهها و جریان گردش اطلاعات را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
گزارشها و دادههای نهادهای مستقل پایش اینترنت نشان میدهد که اتصال ایران به شبکه جهانی اینترنت طی چند روز گذشته به شدت کاهش یافته و در برخی بازههای زمانی به سطح حداقلی رسیده است. واشنگتن پست در گزارشی با استناد به دادههای فنی اعلام کرده که ایران در روزهای اخیر یکی از شدیدترین اختلالهای اینترنتی سالهای گذشته را تجربه کرده است. بر اساس دادههای نهادهایی مانند نتبلاکس، میزان اتصال کشور به اینترنت جهانی در مقاطعی به حدود چهار درصد از سطح معمول کاهش یافته که عملاً به معنای قطع ارتباط بخش بزرگی از جامعه با جهان خارج است.
نخستین بعد، پیامدهای روانی و اجتماعی قطع اینترنت در بستر زندگی روزمره مردم است. این بار، برخلاف جنگ ۱۲ روزه، شمار بیشتری از مردم در تهران و شهرهای بزرگ در محل سکونت خود باقی ماندهاند. با بازگشایی مشاغل، بسیاری از افرادی که موقتاً شهر را ترک کرده بودند، ناچار به بازگشت شدند. در چنین شرایطی، شنیدن صدای انفجار یا انتشار اخبار حملات، نیاز روانی به دسترسی سریع به اطلاعات را تشدید میکند.
شبکههای اجتماعی در بحرانها تنها ابزار اطلاعرسانی نیستند، بلکه فضایی برای به اشتراکگذاری تجربه، ترس و همدلی محسوب میشوند. تجربههای گذشته نشان داده که شکلگیری حلقههای ارتباطی میان افرادی با تجربه مشترک، نقش مهمی در حفظ آرامش روانی جامعه دارد. محدود شدن اینترنت، این امکان را از مردم سلب کرده و فرآیند تقویت روحیه جمعی در شرایط جنگی را تضعیف میکند.

دومین بعد قابل بررسی، تأثیر این وضعیت بر فضای رسانهای و اجتماعی کشور است. قطع یا محدودسازی اینترنت به معنای بسته شدن صدای میانهرو در رسانه و جامعه است. در زمان قطعی اینترنت، شبکههای ماهوارهای و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور همچنان بدون مانع در دسترس مردم قرار دارند. این موضوع، امکان اثرگذاری و پروپاگاندای این رسانهها را افزایش میدهد، بهویژه در فضایی که جامعه تحت فشار روانی ناشی از حملات نظامی قرار دارد. روایت میانهرو و معقول از وضعیت کمتر شنیده میشود. در بسیاری از موارد این شبکههای اجتماعی بودند که به دلیل امکان اعتمادسازی اخبار نادرست را به مردم نشان میدادند.
بیشتر بخوانید: مهمترین وظایف دولت در بحران جنگ؛ از تعویق مالیات ستانی تا ارائه وامهای ارزانقیمت به کسبوکارها
در چنین شرایطی، بمباران خبری رسانههای مغرض، تحلیلهای هیجانی و روایتهای بعضاً اغراقآمیز میتواند آرامش اجتماعی را مختل کند. از سوی دیگر، محدود شدن اینترنت این احساس را در میان شهروندان تقویت میکند که تنها به روایتهای رسمی و تصفیهشده دسترسی دارند. این حس «محصور شدن اطلاعاتی» میتواند بیاعتمادی، اضطراب و شکاف میان جامعه و رسانههای داخلی را تشدید کند، بهخصوص زمانی که امکان راستیآزمایی مستقل برای مردم وجود ندارد.
سومین محور، فقدان توضیح شفاف از سوی مسئولان درباره ضرورت این قطعی گسترده در شرایط جنگی است. در گذشته، همواره این استدلال مطرح میشد که اینترنت آزاد میتواند مسیر ترور، نفوذ یا دسترسی دشمن به اطلاعات حساس را هموار کند. با این حال، تجربه جنگ ۱۲ روزه و تحولات ۱۰ روز اخیر نشان میدهد که دشمن برای اجرای عملیات نظامی یا اطلاعاتی خود الزاماً به ابزارهایی مانند اینترنت عمومی شهروندان وابسته نیست. این پرسش جدی مطرح است که اگر تهدید اصلی از مسیرهای دیگر تأمین میشود، چرا هزینه محدودسازی ارتباطات بر دوش جامعه گذاشته میشود.
در عین حال، شواهد و گزارشهای غیررسمی حاکی از آن است که برخی مسئولان و نهادها همچنان به اینترنت سفید دسترسی دارند. این درحالیست که مسئولان بیش از مردم عادی در معرض تهدیدات امنیتی و جانی قرار دارند. این وضعیت نوعی تبعیض ارتباطی را تداعی میکند؛ جایی که ملاحظات امنیتی برای گروهی اعمال میشود و گروه دیگر از همان محدودیتها مستثناست.
چهارمین محور ماجرا و مهمترین موضوع، آسیب مستقیم به مشاغل و کسبوکارهای آنلاین و دیجیتال است. هزاران کسبوکار خرد، بهویژه در مناطق مرزی و محروم، به فروش آنلاین، شبکههای اجتماعی و پرداختهای اینترنتی وابستهاند. قطع اینترنت، جریان درآمد این خانوارها را متوقف کرده و فشار اقتصادی را در زمانی که هزینههای زندگی افزایش یافته، تشدید میکند. این آسیب نهتنها کوتاهمدت، بلکه در صورت تداوم، میتواند به نابودی کامل برخی کسبوکارها منجر شود. در کنار این موضوع، وبسایتها و رسانههایی که درآمدشان به ترافیک اینترنتی وابسته است، با افت شدید بازدید و کاهش منابع مالی روبهرو شدهاند؛ وضعیتی که چرخه اطلاعرسانی و اقتصاد دیجیتال را همزمان تحت فشار قرار داده است.
در پایان باید به این نکته نیز توجه کرد که ابزارهایی مانند VPN تنها زمانی قادر به دور زدن فیلترینگ هستند که مسیر ارتباطی با شبکه جهانی برقرار باشد. هنگامی که این مسیرها بهصورت فنی مسدود میشوند، امکان استفاده از چنین ابزارهایی نیز عملاً از بین میرود. در نتیجه، حتی تلاش کاربران برای دسترسی محدود نیز بیثمر میشود.