
اقتصاد۲۴- شاید یکی از مناقشهبرانگیزترین اتفاقات سال ۱۴۰۴ در صحنه سیاستگذاری و مدیریت اقتصادی کشور، برکناری محمدرضا فرزین از سمت ریاست بانک مرکزی و انتصاب مجدد عبدالناصر همتی به این سمت بود. این انتصاب در حالی رخ داد که اقتصاد در شوک ناشی از جهشهای متعدد ارزی در دوران ریاست فرزین قرار داشت. اما مساله مهم نه بر سر این انتخاب، بلکه بر سر این موضوع بود که کدام سیاستهای ارزی، کدام تصمیمها و کدام شیوه حکمرانی پولی، بازار ارز را به این نقطه رسانده بود.
مرور نرخهای ارز در کشور نشان میدهد که هنگام ورود فرزین به بانک مرکزی تا سال ۱۴۰۴، دلار از حوالی ۴۰ هزار تومان به بیش از ۱۱۲ هزار تومان در هنگام خروج وی از بانک مرکزی رسیده بود؛ این وضعیت در حالی رخ داد که فرزین همواره بر شعار حضور قدرتمند بانک مرکزی در مدیریت بازار ارز سخن گفته بود.
در صورتی که اکثر کارشناسان، باور داشتند، تا زمانی که تغییر معناداری در رویههای بانک مرکزی در رابطه با بازگشت ارز حاصل از صادرات و کاهش شکاف نرخها و شناورشدن نرخ ارز در کشور صورت نگیرد، هیچ تحول بالقوهای رخ نخواهد داد.
کنترل نوسانات نرخ ارز، همواره یکی از حساسترین و در عین حال مناقشهبرانگیزترین وظایف سیاستگذار پولی بوده است. در بسیاری از اقتصادها، این پرسش مطرح میشود که آیا بانک مرکزی باید مستقیماً وارد مهار نرخ ارز شود یا تمرکز اصلی خود را بر کنترل تورم و ثبات پولی بگذارد. اهمیت این بحث زمانی دوچندان میشود که جهشهای ارزی به عامل تشدیدکننده تورم و بیثباتی اقتصادی تبدیل میشوند.
دوره فرزین در بانک مرکزی اوج این بحران بوده است؛ به نظر میرسد این دوره، نقطه انفجار همه تناقضهای انباشتهشده در سیاست ارزی ایران است. تشدید تحریمها، انسداد کانالهای بانکی، محدودیت شدید نقلوانتقال ارز از مسیرهایی، چون دوبی، ترکیه و چین، همزمان با رشد بالای نقدینگی و تورم مزمن، مدیریت بازار ارز را به یکی از دشوارترین مأموریتهای فرزین تبدیل کرد.
این مسائل هربار با فشار بیشتری، دست بانک مرکزی را برای به کارگیری یک سیاست ارزی بهنیه میبست. فرزین نیز در پی همین حوادث تلاش کرد تا با مدیریت تخصیص ارز و ایجاد انگیزههای بیشتر برای صادرات غیرنفتی به نبرد برای مهار بازار ارز برود. اما نه تنها موفق نبود بلکه هر بار نرخ ارز با رکودشکنی تازهای رخنمایی میکرد.
روی کار آمدن همتی در بانک مرکزی، از این جهت اهمیت مضاعف دارد که او پیشتر نیز در یکی از سختترین مقاطع اقتصاد ایران، یعنی بین مرداد ۱۳۹۷ تا خرداد ۱۴۰۰، مسئولیت سیاستگذاری پولی و ارزی را بر عهده داشت؛ مقطعی که همزمان با خروج آمریکا از برجام، تشدید تحریمها و آغاز فشار حداکثری، بازار ارز با شوکهای پیدرپی و افزایش شدید انتظارات تورمی مواجه شد.
بیشتر بخوانید:ساعات کاری و فعالیت شعب بانکها از امروز ۵ فروردین
در آن مقطع، اگرچه جهش اولیه نرخ ارز اجتنابناپذیر بود، اما در همان ماههای آغازین، معاونت ارزی بانک مرکزی با اتخاذ رویکردی فعال، کارشناسانه و مبتنی بر دادههای تجاری توانست نقش کانونی در مهار آشفتگی بازار ایفا کند. همتی این بار نیز با اتخاذ چنین رویکردی توانست تا حدودی در همان مسیر موفق گذشته قدم بگذارد.
تمرکز بر اولویتبندی واقعی واردات، رصد دقیق منابع و مصارف ارزی، و همزمان ایجاد شفافیت در مسیر بازگشت ارز صادراتی و از همه مهمتر، تکنرخی کردن ارز از جمله اقداماتی است که همتی خلاف رویکرد منفعلانه فرزین برای کنترل بازار ارز در قالب یک سیاست ارزی غیررسمی اتخاذ کرد. با این حال، حوادث تلخ دیماه و سپس حمله غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در روزهای پایانی سال، مسیر سیاستهای ارزی بانک مرکزی را از ریل عادی خارج و به سمت مدیریت بحران هدایت کرد.
مرور دادههای تاریخی نشان میدهد، تا پیش از نخستین جهش ارزی، شکاف معناداری میان نرخ دلار رسمی و غیررسمی وجود نداشت. این وضعیت، اما در سالهای ۱۳۷۱–۱۳۷۲ بهطور بنیادین تغییر کرد. نخستین بحران ارزی زمانی رخ داد که بدهیهای ارزی انباشتهشده ناشی از جنگ تحمیلی و محدودیت منابع، توان دفاع از نرخ ارز را فرسوده کرد. در همین دو سال، نرخ دلار بازار آزاد از ۱۶۰۷ تومان به ۲۴۵۲ تومان رسید؛ رشدی بیش از ۵۰ درصد که برای نخستین بار زنگ خطر بیثباتی ارزی را به صدا درآورد.
پس از آن، بحران ارزی دیگر یک استثنا نبود؛ به یک الگوی تکرارشونده بدل شد. دومین بحران در سالهای ۱۳۹۰–۱۳۹۱، سومین در ۱۳۹۶–۱۳۹۷ و چهارمین در بازه ۱۳۹۸–۱۴۰۱ رخ داد. در هر سه بحران اخیر، ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی عمل کرده بودند؛ رشد شتابان نقدینگی، تورم مزمن، سیاستهای پولی و ارزی ناهماهنگ، گسترش فعالیتهای سفتهبازانه و خروج سرمایه در فضای نااطمینانی.
همزمان، تشدید تحریمها و انسداد کانالهای بانکی، نقلوانتقال ارز را پرهزینه و پرریسک کرد. دلار بازار آزاد که در ابتدای دهه ۱۳۹۰ حدود ۱۱ هزار تومان بود، تا انتهای سال ۱۳۹۶ بیش از ۳۴۰ درصد رشد کرد و در فاصله ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱، جهشی نزدیک به هزار درصد را تجربه کرد. امروز این روند به نقطهای تاریخی رسیده است: در آذر ۱۴۰۴، نرخ ارز غیررسمی از ۱۱۳ هزار تومان عبور کرد و طی چند هفته به ۱۲۸ هزار و ۶۰۰ تومان رسید؛ نرخی که نسبت به ابتدای هر دهه شمسی، چند برابر شده است. امروز نیز این نرخ به دامنه بالای ۱۴۰ هزار تومان رسیده است.
اکنون باید در انتظار شروع رسمی بازارهای رسمی و غیررسمی ارز در سال ۱۴۰۵ بود و نظاره کرد که این بار بانک مرکزی برای پسابحران جنگ آمریکا علیه ایران چه سیاستهایی را اتخاذ خواهد کرد.