
اقتصاد۲۴- در میانه جنگ و زیر سایه انفجارهای مکرر، «بیمارستانهای روانپزشکی» یکی از آسیبپذیرترین مکانها بودند. صدای بمبها نهتنها آرامش بیماران را بر هم زده، بلکه درمان صدها نفر مبتلا به اختلالات شدید روانی را مختل کرده و بسیاری را وادار به ترک درمان یا ماندن در شرایط ناامن کرده است. در کنار این مسئله، آسیب به ساختمانهای بیمارستانهای روانی که بهطور معمول نیز با کمبود در آنها مواجه هستیم، بحرانهای ساختاری سیستم درمان را پررنگتر کرد. «بیمارستان روزبه»، «بیمارستان ایران»، «بیمارستان رازی» و «بیمارستان سلامت اهواز» در این جنگ آسیبهایی دیدند. «بیمارستان دلارام سینا» نیز آسیب جدی دید و از خط خدماترسانی خارج شد.
این آسیبها، اهمیت سرمایهگذاری بر زیرساختهای درمان از راه دور و همینطور گسترش و بهسازی مراکز رواندرمانی را بیش از پیش نشان میدهند؛ بهویژه در دورانی که باید منتظر افزایش تقاضای افراد آسیبدیده از این جنگ برای دریافت خدمات درمانی بود. نهم فروردین ساعت ۲۳:۰۵ حوالی «بیمارستان دلارام سینا» در ضلع غربی خیابان فدائیان اسلام، انفجاری رخ داد که باعث شکستهشدن شیشهها، تخریب پنجرهها و آسیب جدی به دیوارها و بخشهای مختلف بیمارستان شد. «محمد عسگری»، رئیس بیمارستان، درباره حادثه اعلام کرد: «این اتفاق حدود ساعت ۲۳ رخ داد. اگر این اتفاق در ساعتهای اولیه روز بود، به دلیل حضور پرسنل، میتوانست منجر به آسیبهای جانی به بیماران و پرسنل شود». به گفته او، چندین ماه زمان نیاز است تا بیمارستان دوباره بتواند فعالیت کند: «بیمارستان بهطور کامل تخلیه شده و بازسازی بیمارستان برای ارائه خدمات در دو بخش به یک ماه زمان نیاز دارد. همچنین بازسازی بیمارستان برای ارائه خدمت در تمام بخشها به پنج تا شش ماه زمان نیاز دارد».
«آقای میم» ۵۳ساله، هشت سال است در بیمارستان روزبه بستری است؛ دوست او «مریم» میگوید؛ او به شکل حاد مبتلا به بیماری دوقطبی است: «او از سن کم درگیر این بیماری بوده، اما دیر برای درمان اقدام کرده است». «آقای میم» برای «مریم» تعریف کرده که اولین بار در کودکی زمانی که در نزدیکی خانهشان تحت تأثیر یک درگیری، سروصداهای پلیس و همسایگان بلند شده، تشنج کرده و به بیمارستان منتقل شده است، اما در بیمارستان تشخیص ندادند او به بیماری اعصاب و روان مبتلاست: «آقای میم ازدواج میکند، اما به علت همین مشکلات مربوط به بیماریاش از همسرش جدا میشود و تازه در این زمان است که برای درمان اقدام میکند و از هشت سال پیش برای درمان و مراقبت به بیمارستان روزبه میرود». «مریم» میگوید نور و صدا باعث عودکردن بیماری او میشود، به همین دلیل شرایط جنگ برای او بهشدت مخرب است:
«در جنگ ۱۲ روزه صدای انفجار به شدت جنگ اخیر نبوده است. اما در جنگ اخیر، به علت شدت صداهای انفجار و جنگ، چندین بار مجبور به تزریقهای سنگین و همینطور افزایش دُز داروها بعد از چندین سال شد. حتی از خانواده او خواستند که اگر شرایط لازم را دارند برای بردن او به شهری آرامتر اقدام کنند، اما خانواده این امکان را نداشت». «زهرا» دختری ۱۵ ساله است. او نیز در یکی از بیمارستانهای روانپزشکی خصوصی در حاشیه شهر تهران بستری است. مادر او میگوید: «سروصداهای جنگ برای دختر من تبعات بسیار بدی داشت؛ بهخصوص شبها. سروصداهای شلیکهایی که انجام میشد حملات زهرا را افزایش میداد». در یکی از شبها نیز شدت حمله باعث شد او آسیب شدیدی به خود بزند: «زهرا زبانش را گاز گرفت، به شکلی که مجبور به درمان جدی شدیم».
«امیرحسین جعفری»، رئیس بیمارستان روانپزشکی روزبه است. او میگوید در شرایط جنگ، سلامت روان افراد به شکل معناداری تحت تأثیر قرار میگیرد: «در جنگ شرایط معمول زندگی تغییر میکند؛ افراد مجبورند سبک زندگی خود را عوض کنند، از محیط کارشان فاصله بگیرند، مشکلات اقتصادی ممکن است برای افراد ایجاد شود، احساس بیاطمینانی و ناامنی پیش بیاید و درصدی از افراد جامعه نیز ممکن است دچار سوگ یا تروما شوند. این عوامل باعث میشود وضع سلامت روان افت کند و این افت بهویژه در دوران پساجنگ و پسابحران بیشتر خود را نشان خواهد داد».
بیشتر بخواند:سپاه: یک کشتی مظنون به همکاری با ارتش آمریکا توقیف شد
در این شرایط، افرادی که بیمارهای روان دارند، آسیبپذیرتر از دیگران هستند. رئیس بیمارستان روزبه میگوید بیماران بستری در این بیمارستان نیز از این قاعده مستنثا نیستند: «بیمارستان روزبه نیز مانند تعدادی از بیمارستانهای روانپزشکی که در مرکز شهر و نزدیک به صداهای انفجار قرار دارند، در شرایط خوبی نبود. صداهای انفجار و موشکباران قاعدتا در روند بهبودی بیماران تأثیرگذار است و منجر به تأخیر در روند درمانشان شده. تأثیر دیگر اینکه در این شرایط بسیاری از بیماران ممکن است به علت تمایل به حضور در محیطهای ایمنتر یا بودن در کنار خانواده خود از تداوم درمان صرفنظر کنند. این دو مؤلفه جزء عواملی است که درمان بیماران روانپزشکی را با مشکل مواجه میکند».
در این شرایط مددکاران و پزشکان بیمارستان «روزبه» برای تداوم ارائه خدمات درمانی دست به توسعه «خدمات روانپزشکی از دور» زدند که این مسئله نیز مشکلاتی داشته است: «در این شیوه درمان، هدف این بود که افراد بدون اینکه ضرورت داشته باشد به صورتی فیزیکی در بیمارستان حاضر باشند، خدمات درمانی بگیرند. در این چالشی که همچنان پابرجاست، خدمات روانپزشکی از دور، تحت پوشش بیمههای پایه قرار ندارد و این مسئله موجب میشود تعدادی از مخاطبان ما به دلیل هزینههای بالای درمان نتوانند از این خدمات استفاده کنند».
«جعفری» تأکید میکند که یکی دیگر از مشکلاتی که درباره بیمارستانهای روانپزشکی وجود دارد، تعداد کم آنهاست: «در سطح کشور تعداد بیمارستانهای روانپزشکی بسیار محدود است و این محدودیت بهخصوص در شهر تهران نسبت به کل کشور بیشتر است. ما این مسئله را در شرایطی عادی نیز بهطور کامل احساس میکنیم و در شرایط بحران این مسئله تشدید میشود. در سطح شهر تهران تعداد بیمارستانهای روانپزشکی اعم از دولتی، خیریه، تأمین اجتماعی و نظامی به زحمت به عدد ۱۰ میرسد، این ۱۰ بیمارستان نیز اکثرا ساختمانهایی فرسوده دارند و بسیار آسیبپذیر هستند».
این کمبود و فرسودگی با آسیبی که جنگ برای تعدادی از این بیمارستانها بههمراه داشت، بیش از گذشته خودش را نشان داد: «تعدادی از این بیمارستانها به این دلیل که نزدیک به مراکز حساس هستند، دچار آسیب شدند؛ بیمارستان روزبه در یکی از حملات آسیب جزئی دید، بیمارستان ایران و بیمارستان رازی شهرری نیز آسیبهایی دیدهاند و بیمارستان روانپزشکی اهواز و بیمارستان روانپزشکی خصوصی دلارام نیز دچار آسیبهای جدی شدند.
بیشتر بخوانید:تصاویر هوایی جدید از مدرسه میناب پس از حمله آمریکا
در جنگ قبلی نیز بیمارستان روانپزشکی فارابی کرمانشاه آسیب دید. باید در نظر گرفت در بیشتر شهرها و حتی استانها فقط یک بیمارستان روانپزشکی وجود دارد و آسیبدیدن آن میتواند برای آن شهر و استان مشکلاتی جدی ایجاد کند». این روانپزشک معتقد است که با توجه به شرایط موجود، توسعه خدمات روانپزشکی یک الزام است: «خدمات سلامت روان باید در سطح کشور توسعه پیدا کند و متنوع شود. این امر ضرورتی گریزناپذیر است و با توجه به شرایط بحرانی موجود و شرایطی که پس از بحران با آن مواجه خواهیم شد، توسعه زیرساختهای روانپزشکی برای کمک به سلامت روان جامعه مخصوصا افرادی که به نحوی آسیب دیدهاند یا دچار تروما و سوگ شدهاند، بسیار مهم است. همینطور گسترش و توسعه زیرساختهای خدمات روانپزشکی از دور، برای کمک به افراد در شرایطی مثل جنگ اهمیت دارد».
«بیمارستان رازی در منطقه امینآباد شهرری بزرگترین بیمارستان روانپزشکی ایران است که نزدیک به هزار بیمار در آن بستری هستند. از این هزار بیمار، ۵۰۰ بیمار در شرایط حاد به سر میبرند و ۵۰۰ بیمار نیز افرادی هستند که از سالهای قبل در بیمارستان زندگی میکنند. با توجه به این حجم از بیمار، مدیریت بحران در بیمارستان رازی بسیار اهمیت دارد و ما دو تجربه کرونا و جنگ ۱۲ روزه را داشتیم که در مدیریت بحران جنگ اخیر به ما کمک کردند». «فهیمه سعید»، روانپزشک و عضو هیئت علمی مرکز روانپزشکی رازی است. او به «شرق» میگوید جنگ اخیر برای بیمارستان یک غافلگیری نبود:
«ما از قبل روشی برای زمان بحران تعریف کرده بودیم که چگونه کاری کنیم تا خدمات ما تحت تأثیر قرار نگیرند. در جنگ اخیر، حضور پرسنل را محدود کرده بودیم، اما به معنای کاهش کیفیت خدمات نبود. فکر میکنم بیمارستان رازی تقریبا تنها بیمارستانی بود که همه بخشهای آن فعال بود. ما در دوران جنگ هیچ بخشی را تعطیل نکردیم، روند پذیرش بیماران، فعالیت اورژانس و درمانگاه هم مانند قبل بود». بااینحال «بیمارستان رازی» از اثرات جنگ مصون نماند: «شهر و مناطق اطراف بیمارستان مکرر بمباران میشدند و صدای انفجارها نیز در بیمارستان شنیده میشد.
یک بار نیز یک اصابت باعث آسیب جزئی به یکی از ساختمانهای اداری شد، اما خوشبختانه به بخشهای درمان یا افراد آسیبی وارد نشد». «سعید» میگوید که در بیمارستان رازی پروتکلی تعریف شده تا اگر بیمارستان مورد اصابت قرار گرفت، خدمات به چه صورت تداوم یابد: «ما تعیین کرده بودیم در صورت حادثه، بیماران در کجا مستقر شوند که از باقی جاها امنتر باشد و حتی پیشبینی کرده بودیم در صورت قطع تلفن در مجموعه بزرگ بیمارستان، چگونه افراد داخل در بیمارستان با یکدیگر در ارتباط باشند». قبل از جنگ نیز بیمارستان رازی اقدام به ایجاد ژنراتورها و منابع دپوی آب، غذا، سوخت و دارو کرده بود تا بتواند در شرایط جنگ فعالیت خود را ادامه دهد.
ما در بحث دارو اگر کمبودی داشتیم همان کمبودهای مرسوم در کل کشور بود. بیمارستان در این دوران از آمادگی کامل برخوردار بود و حتی بیماران بیمارستانهایی که آسیب دیدند مثل بیمارستان دلارام یا بیمارستان ایران را نیز پذیرش کردیم». به گفته «سعید»، مهمترین نگرانی درباره حضور پرسنل بود:
«ما به شکلی برنامهها را چیده بودیم که حداقل نیرو در بیمارستان با حداکثر کارایی و عملکرد را داشته باشیم. اما قرارداشتن بیمارستان در شهرری و نگرانیهای مربوط به کمبود سوختف بهویژه به این علت که سرویسها فعال نبودند، از مسائلی بود که سعی کردیم با چینش درست کارکنان آن را مدیریت کنیم. حتی ساختمانی نیز در نظر گرفته شد تا خانواده پرسنل در زمان شیفت آنها بتوانند در آن ساختمان اسکان یابند».