
اقتصاد۲۴- کمتر از یک ماه از آخرین موج اختلال اینترنت نگذشته بود که قطعی تازه و طولانیتر، دوباره کسبوکارهای آنلاین را به نقطه صفر برگرداند؛ بازاری که زمانی مزیتش کمهزینه بودن بود، حالا با هزینههای چندمیلیونی برای حداقل دسترسی، در آستانه یک تغییر جدی قرار گرفته است.
برای کسبوکارهای آنلاین، اینترنت دیگر فقط ابزار نیست؛ بستر اصلی حیات است. اما از دیماه سال گذشته، دسترسی پایدار به اینترنت بینالملل بارها دچار اختلال شده و در ماههای اخیر، این اختلالها به شکل قطعیهای طولانیمدت خود را نشان داده است.
بر اساس برآوردهای NetBlocks، هر روز اختلال سراسری اینترنت میتواند میلیونها دلار به اقتصاد کشورها آسیب بزند. در ایران نیز، اگرچه آمار رسمی دقیقی منتشر نمیشود، اما برخی گزارشها در سالهای گذشته از خسارت روزانه دهها میلیون دلاری در زمان قطعیهای گسترده حکایت داشتهاند.
در این میان، فشار اصلی بر دوش کسبوکارهای خرد و متوسط آنلاین است؛ همانهایی که نه جایگزین دارند و نه توان تحمل هزینههای جدید.
تا همین یک سال پیش، هزینه فیلترشکن برای مصرفی در حدود ۲۰ گیگابایت، نهایتاً به ۱۰۰ هزار تومان میرسید. امروز، اما همین میزان دسترسی، با در نظر گرفتن هزینههای چندلایه و خریدهای پراکنده، برای برخی کاربران به حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان در ماه رسیده است.
این عدد، وقتی در کنار واقعیت حاشیه سود آنلاینشاپها قرار میگیرد، معنای دقیقتری پیدا میکند. بسیاری از این کسبوکارها با سودهای ۱۰ تا ۲۰ درصدی فعالیت میکردند؛ سودی که حالا با یک هزینه ثابت چندمیلیونی، عملاً از بین میرود.
یکی از فروشندگان پوشاک در اینباره میگوید: «قبلاً اینترنت هزینه نبود، ابزار بود. الان شده بزرگترین هزینهمون. ما دیگه نمیتونیم مثل قبل همیشه آنلاین باشیم.»
در بازاری که پاسخگویی سریع تعیینکننده است، بسیاری از فروشندگان مجبور شدهاند حضور خود را محدود کنند.
یکی از مدیران یک آنلاینشاپ میگوید: «ما الان نهایتاً روزی یکی دو ساعت آنلاین میشیم. همون موقع جواب میدیم. ولی خب مشتری منتظر نمیمونه. میره سراغ پیجی که همون لحظه جواب بده.» این تغییر ساده، بهمعنای از دست دادن تدریجی مشتریان است؛ نه بهخاطر کیفیت یا قیمت، بلکه صرفاً بهخاطر در دسترس نبودن.
بازار این روزها بیشتر از آنکه شبیه یک جریان زنده باشد، به صحنهای معلق میان ماندن و رفتن تبدیل شده است؛ جایی که هر کسبوکار، به شیوهای در حال جمعوجور کردن خود است. یک فروشگاه، بیسروصدا فقط موجودیهای قبلیاش را میفروشد تا از بازار خارج شود. کمی آنطرفتر، تولیدکنندهای که زمانی خط کارش فعال بود، حالا کار را متوقف کرده و نیروهایش را به مشاغل موقتی در پیامرسانهای داخلی فرستاده تا فقط دوام بیاورند. در این میان، فروشندهای دیگر ناچار شده اجناسش را به قیمت خرید عرضه کند؛ نه برای سود، بلکه فقط برای نجات سرمایه و فرار از ورشکستگی. اینها روایتهای پراکنده نیستند، یک تصویر واحدند از بازاری که دیگر نمیتواند روی فردا حساب کند. همانطور که یکی از فعالان این حوزه میگوید: «ما الان نه میتونیم برنامهریزی کنیم، نه حتی میدونیم ماه بعد هستیم یا نه.»
از طرف دیگر چند هفتهای است که واکنش به این وضعیت، پیشنهاد «اینترنت پرو» یا دسترسی ویژه برای برخی کسبوکارها مطرح شده است. اما مسئله اصلی، نحوه دسترسی به این اینترنت است.
به گفته فعالان بازار، معیارهای مشخص و شفافی برای دسترسی وجود ندارد و همین موضوع، زمینه ایجاد روابط غیررسمی و حتی بازار سیاه را تقویت کرده است.
بیشتر بخوانید: انتقاد تند محمد مالجو به سیاست اینترنت طبقاتی/ نه به شگرد ساختن ائتلاف ذینفعان و دوپاره کردن جامعه
یکی از فروشندگان میگوید: «باید بگردیم ببینیم کدوم شرکت میتونه اسم ما رو رد کنه. معلوم نیست باید کارمند باشی یا نه. هرکی دسترسی پیدا کنه، جلوتره.» این وضعیت، رقابت را از کیفیت و قیمت به دسترسی تغییر داده است.
در شرایط فعلی، برخی کسبوکارهای بزرگتر یا اینفلوئنسرها ممکن است از طریق همکاریهای سازمانی به اینترنت پایدارتر دست پیدا کنند. اما بخش بزرگی از فروشندگان خرد، از این امکان محروماند. نتیجه، شکلگیری بازاری است که در آن، همه بازیگران در شرایط برابر رقابت نمیکنند. دسترسی به اینترنت، به یک مزیت رقابتی تعیینکننده تبدیل شده است.
در کنار فروشندگان، ادمینها نیز از این وضعیت آسیب جدی دیدهاند. بسیاری از آنها بهصورت فریلنس و بدون قرارداد رسمی فعالیت میکردند. با کاهش فعالیت صفحات، اولین گروهی بودند که کنار گذاشته شدند.
یکی از ادمینها میگوید: «ما هیچ پشتوانهای نداریم. تا وقتی کار هست، هستیم. وقتی صفحه خوابید، ما هم بیکار شدیم.»
مهارتهایی که تا همین چند ماه پیش بازار کار داشت، حالا عملاً بلااستفاده شده است. حتی فروشندگانی که با افزایش قیمت توانستهاند بخشی از هزینهها را جبران کنند، از کاهش تقاضا میگویند. در شرایطی که قدرت خرید کاهش یافته، افزایش قیمتها به معنای کاهش فروش است.
برخی فعالان میگویند تنها کسانی توانستهاند دوام بیاورند که یا سرمایه اولیه بالاتری داشتهاند یا در حوزههایی با تقاضای خاص فعالیت میکنند که هنوز مشتری برایش اهمیت دارد از آن فضا خرید کند وگرنه عموم انلاین شاپها معتقدند آمار فروش شان در دوماه اخیر کاملا نابود شده است.
ترکیب این عوامل، افزایش هزینه، کاهش دسترسی، افت تقاضا، باعث شده بسیاری از فعالان این حوزه، آینده روشنی برای خود متصور نباشند. برخی به فکر خروج از بازار و ورود به مشاغل حضوری هستند. برخی دیگر، صرفاً به امید بهبود شرایط، به فعالیت حداقلی ادامه میدهند.
اما آنچه روشن است، این است که اقتصاد دیجیتال در شکل فعلی خود، در حال از دست دادن بخشی از بازیگرانش است.
اگر اینترنت، ستون فقرات اقتصاد دیجیتال است، اختلال در آن فقط یک مشکل فنی نیست؛ یک بحران اقتصادی است. بحرانی که نهتنها هزینهها را افزایش داده، بلکه قواعد بازی را تغییر داده است. در این بازی جدید، آنهایی باقی میمانند که یا به اینترنت دسترسی دارند، یا توان پرداخت هزینههای سنگین آن را.