
اقتصاد۲۴- مریم وحیدیان: در حالی که قوه قضاییه اخیراً به صراحت و بار دیگر بر ممنوعیت مطلق کشت خشخاش و مجازاتهای سنگین آن تاکید کرده، اظهارات اخیر جمالیان، نماینده کمیسیون بهداشت مجلس درباره تمایل برخی کشاورزان به جایگزینی این گیاه ممنوعه به جای برنج، تکاندهنده بود.
به گفته او؛ «در بسیاری از استانهای کشور، مردم به صورت غیرقانونی اقدام به کشت کردهاند و بر اساس گزارشهایی که دریافت شده، میزان این کشت بسیار بالا است. مثلا در یک استانی قبلا برنج میکاشتند، اما امروز به کاشت خشخاش روی آوردند که البته کشف شده است. این کشت غیرقانونی میتواند هم منجر به ترویج مصرف تریاک شود و هم با توجه به اینکه این محصولات خالصتر هستند، قطعاً شدت اعتیاد را در میان مردم، بهویژه جوانان ما، افزایش دهد.»
برای درک این تغییر الگوی کشت، باید نگاهی به واقعیتهای اقتصادی انداخت؛ از یک سو هزینههای سرسامآور شالیکاری و از سوی دیگر آن، سود نجومی و بیدردسر کشت خشخاش!
بیشتر بخوانید: قوه قضاییه: کشت خشخاش مطلقاً ممنوع و جرم است
طبق گزارش ایرنا تولید هر کیلوگرم برنج طارم یا هاشمی در سال زراعی گذشته و جاری، با احتساب جهش شدید قیمت نهادهها و دستمزد کارگر نشاکار و دروگر که اکنون به روزانه ۳ میلیون تومان رسیده، افزایش شدیدی را تجربه کرده است. در شالیکاری عمده هزینهها مربوط به هزینه کارگر است که از سال گذشته حدوداً دو برابر شده است.
ضمناً شالیکاران امسال علاوه بر تحمل افزایش تا سه برابری قیمت بیشتر نهادههای کشاورزی نظیر کود و سموم که در پی جنگ شاهد آن بودیم، با افزایش حدود ۵۰ درصدی دستمزد تراکتورها برای شخم و شیار و نشاکاران نسبت به سال گذشته مواجه هستند.
وضعیت زمانی بحرانیتر میشود که بدانیم در مواجهه با خشکسالیهای پیاپی و وضعیت بحرانی ذخایر سدهای شمالی کشور در سال گذشته، تامین حجم بالای آب مورد نیاز برای کشت برنج یا ممکن نیست یا هزینههای پمپاژ و آبیاری را چند برابر کرده است.
از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید مردم و افزایش تقریباً سه برابری برخی از انواع برنج موجب شده تا حجم زیادی از برنج ایرانی در انبارهای شمال کشور رسوب کنند و خریداری نداشته باشند.
این در حالیست که بوته خشاش گیاهی کمتوقع است که نیاز آبی آن کمتر از یکسوم برنج است و مقاومت بالایی در برابر تنشهای اقلیمی دارد. اما محرک اصلی، بازدهی مالی آن در بازار سیاه است.
این درحالیست که بر اساس برآوردهای نهادهای بینالمللی، درآمد حاصل از کشت خشخاش در برخی مناطق چندین برابر محصولات سنتی مانند برنج است. در شرایطی که عمدتاً خانواده شالیکاران از همین راه ارتزاق میکنند، کاهش کشت برنج و رفتن به سمت کشتهای ممنوعه با وجود تورم ۶۰ درصدی کشور چندان عجیب نیست.
به هر حال مشکلاتی مانند افزایش کشت خشخاش با توجه به واقعیتهای اقتصادی امروز را نمیتوان با قوانین دستوری حل کرد. این کشت ممنوعه برای کشاورزی که زیر بار بدهی وامهای بانکی و هزینههای معیشتی کمر خم کرده، به شدت جذاب است. پولی که تماماً نقد است و نیازی به چانهزنی با دلالان را ندارد.
برخوردهای قضایی، علیرغم قاطعیت تنها به عنوان یک مُسکن موقت عمل میکند. تا زمانی که حاشیه سود برنج ایرانی کم است؛ واردات سالانه بیش از ۱ میلیون تن برنج خارجی ارزانقیمت شرایط را برای برنج ایرانی سختتر کرده است و افزایش هزینههای معیشت خانوادهها را به سمت خرید برنج هندی و کم کیفیت کشانده، جذابیت اقتصادی کشتهای جایگزین و غیرقانونی پابرجا خواهد ماند.
ریشه این تغییر الگوی کشت، در تلاش برای بقا است و تداوم این روند نهتنها به افزایش قیمت برنج ایرانی به دلیل کاهش تولید دامن میزند بلکه در نهایت برای نسل جوان جامعه هم خطرناک است.