
اقتصاد۲۴- تحولات ۲۴ ساعت گذشته میان ایران و اسرائیل بار دیگر نشان داد فاصله میان واقعیت میدانی و فضای دیپلماتیک تا چه اندازه میتواند عمیق و تعیینکننده باشد. در حالی که طی هفتههای اخیر نشانههایی از پیشرفت در مسیر گفتوگوهای غیرمستقیم تهران و واشینگتن و تلاش میانجیها برای دستیابی به نوعی تفاهم سیاسی دیده میشد، اما رخدادهای شامگاه یکشنبه تا بعدازظهر دوشنبه ثابت کرد حتی در اوج خوشبینیهای دیپلماتیک نیز یک حادثه امنیتی یا اقدام نظامی قادر است معادلات را بهسرعت دگرگون کند و بازیگران را به سمت گزینههای سخت سوق دهد. حملات متقابل اخیر مؤید این واقعیت است که روند دیپلماسی همچنان بر بستری شکننده حرکت میکند و هر لحظه امکان برهمخوردن توازن موجود وجود دارد.
با این حال، قرائت دیگری نیز از این تحولات قابل ارائه است. هرچند فضای منطقه مستعد انفجار و تشدید تنش به نظر میرسد، اما رفتار طرفین نشان میدهد نوعی «تنش کنترلشده، زیر سقف جنگ» همچنان در دستور کار قرار دارد. در همین باره از یک سو ایران با انجام حملات موشکی تلاش کرد پیام بازدارندگی خود را منتقل کند و از سوی دیگر گزارشها از تلاش واشینگتن برای جلوگیری از گسترش دامنه درگیری و مهار واکنش اسرائیل حکایت داشت. در نهایت نیز اعلام توقف عملیات از سوی قرارگاه خاتمالانبیا و متعاقب آن سخنگفتن اسرائیل از توقف حملات، این فرضیه را تقویت کرد که هیچیک از طرفین فعلا خواهان فروپاشی کامل آتشبسی نیستند که اکنون وارد شصتوسومین روز خود شده است. به بیان دیگر، هرچند به تناوب شاهد حملات محدود در نوار ساحلی جنوب ایران با آمریکاییها بودیم و حملات متقابلی به پایگاههای ایالات متحده در کشورهای منطقه صورت گرفته بود، اما رویاروییهای حسابشده میان ایران و اسرائیل زیر سقف جنگ، مهمترین و حساسترین آزمون آتشبس دوماهه بود. این آزمون بهخوبی روشن کرد با وجود آمادگی طرفین برای اعمال قدرت و نمایش بازدارندگی، هنوز ارادهای برای عبور از آستانه جنگ فراگیر و فروپاشی کامل آتشبس شکل نگرفته است و این نکته در مورد آمریکا نمود بیشتری یافت که تلاش کرد جنگ تمامعیاری بین ایران و اسرائیل شعلهور نشود و کماکان آتشبس برقرار باشد. اما شاید مهمترین نتیجه این دور از تنشها به لبنان مربوط باشد. اکنون باید این گزاره را پررنگتر از قبل دانست که تلآویو پس از این رویارویی، راهبرد فعالتری را برای فشار بر لبنان و ضاحیه جنوبی بیروت در پیش بگیرد؛ کمااینکه بسیاری از مواضع اعلامی مقامهای اسرائیلی نیز نشان میدهد این رژیم تلاش خواهد کرد با انتقال کانون فشار به جبهه لبنان، معادلات منطقهای را در مسیر مطلوب خود هدایت کند؛ بنابراین اگرچه فعلا تبادل مستقیم ضربات میان تهران و تلآویو متوقف شده، اما احتمال تشدید تنش در جبهه لبنان بیش از هر زمان دیگری قابل تصور است و این جبهه میتواند به میدان اصلی رقابتهای آینده تبدیل شود.
شامگاه یکشنبه منطقه غرب آسیا شاهد یکی از مهمترین تحولات نظامی ماههای اخیر بود؛ تحولی که با حملات موشکی ایران علیه اهدافی در سرزمینهای اشغالی آغاز شد و بهسرعت به مهمترین خبر منطقه تبدیل شود. این عملیات در شرایطی انجام شد که طی هفتههای گذشته بحث آتشبس و تلاش برای تثبیت آرامش نسبی در منطقه مطرح بود، اما حملات روز یکشنبه اسرائیل به لبنان و بهویژه ضاحیه جنوبی بیروت، معادلات را وارد مرحله جدیدی کرد. نخستین موج حملات ایران در ساعات پایانی یکشنبه آغاز شد. همزمان با فعالشدن آژیرهای هشدار در بخشهای مختلف سرزمینهای اشغالی، رسانههای اسرائیلی از شلیک موشکهای بالستیک از سوی ایران خبر دادند. منابع مختلف از اصابت برخی موشکها به مناطق حساس و شنیدهشدن صدای انفجار در تلآویو، بیتالمقدس و دیگر مناطق خبر دادند. در همان ساعات، تحلیلگران منطقهای این اقدام را فراتر از یک پاسخ متعارف ارزیابی کردند؛ چراکه برای نخستین بار ایران بهصراحت اعلام کرد حملات اسرائیل به لبنان نیز میتواند با پاسخ مستقیم تهران مواجه شود. در ادامه، حملات بامداد دوشنبه اسرائیل به نقاطی از ایران موجب شد صبح دیروز سپاه پاسداران با انتشار بیانیهای از آغاز «عملیات نصر» خبر دهد و اعلام کرد پایگاههای راهبردی نواتیم و تلنوف هدف قرار گرفتهاند. در این بیانیه تأکید شد عملیات در پاسخ به حملات اسرائیل علیه برخی سایتهای راداری ایران انجام شده است. همزمان رسانههای نزدیک به نهادهای نظامی از بهکارگیری ترکیبی از موشکهای عماد، قدر و نسل جدید خیبرشکن سخن گفتند.
صبح دوشنبه مرحله دوم حملات ایران آغاز شد. منابع اسرائیلی از شلیک موج جدید موشکها به سمت تلآویو، بیتالمقدس و مناطق جنوبی خبر دادند. آژیرهای هشدار در سراسر سرزمینهای اشغالی فعال و گزارشهایی از اصابت مستقیم برخی موشکها منتشر شد. کانال ۱۲ اسرائیل مدعی شد ایران بین ۲۲ تا ۲۴ موشک در این مرحله شلیک کرده است. همزمان مقامهای ایرانی این عملیات را پاسخی به تجاوزات اخیر اسرائیل توصیف کردند. در ساعات بعد، موضعگیریهای رسمی تهران نیز شدت گرفت. سپاه پاسداران اعلام کرد حمله به برخی مراکز انرژی و پتروشیمی ایران با پاسخ متقابل علیه اهداف مشابه در حیفا همراه شده است. سازمان اطلاعات سپاه نیز از موفقیت عملیاتهای موشکی و سایبری سخن گفت. افزون بر این، مقامهای سیاسی و نظامی کشور بر آمادگی برای ادامه پاسخها در صورت تداوم تجاوزات تأکید کردند. سرانجام بعدازظهر دوشنبه، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا با صدور بیانیهای اعلام کرد عملیات نیروهای مسلح متوقف میشود. در این بیانیه ضمن تأکید بر موفقیت حملات انجامشده، هشدار داده شد هرگونه تداوم تجاوزات بهویژه در جنوب لبنان با پاسخهای شدیدتر مواجه خواهد شد. این بیانیه عملا نقطه پایان مرحله فعلی عملیات ایران بود و مسیر را برای کاهش تنش در ساعات بعدی هموار کرد.
چند ساعت پس از آغاز موج نخست حملات موشکی ایران، ارتش اسرائیل اجرای عملیات تلافیجویانه علیه اهدافی در داخل خاک ایران را آغاز کرد؛ حملاتی که از بامداد دوشنبه وارد مرحله عملیاتی شد و تا ساعات بعد ادامه یافت. منابع خبری داخلی و خارجی در نخستین گزارشها از شنیدهشدن صدای انفجار در تهران، تبریز، اصفهان و کرج خبر دادند. همزمان ارتش اسرائیل نیز رسما اعلام کرد نیروی هوایی این رژیم با هدایت نهادهای اطلاعاتی به اهدافی در تهران و غرب ایران حمله کرده است. هرچند در ساعات اولیه اطلاعات دقیقی درباره اهداف مورد اصابت منتشر نشد، اما بهتدریج جزئیات بیشتری در رسانهها انعکاس یافت. برخی گزارشها از هدف قرارگرفتن سایتهای راداری در چند نقطه کشور حکایت داشت؛ موضوعی که بعدا در بیانیه سپاه پاسداران نیز مورد اشاره قرار گرفت و به عنوان یکی از دلایل آغاز عملیات نصر معرفی شد. در واقع تهران تأکید داشت حملات موشکی صبح دوشنبه خود را در پاسخ به تجاوز اسرائیل علیه مراکز راداری و دفاعی انجام داده است. در ادامه خبر توقف فعالیت پروازی فرودگاههای مهرآباد، امام و مشهد منتشر شد.
بیشتر بخوانید:عکس/ پست جدید زینب سلیمانی بعد از حمایت ایران از لبنان
گفتنی است در کنار اهداف نظامی، برخی زیرساختهای اقتصادی نیز در معرض تهدید قرار گرفتند. از جمله مهمترین موارد اعلامشده، حمله به شرکت پتروشیمی کارون در ماهشهر بود. مقامهای محلی خوزستان تأیید کردند این مجموعه مورد اصابت قرار گرفته و بخشی از آن آسیب دیده است. هرچند مسئولان تأکید داشتند وضعیت تحت کنترل قرار دارد، اما این حمله بار دیگر نگرانیها درباره آسیبپذیری زیرساختهای انرژی در صورت تداوم جنگ را برجسته کرد. در شمال غرب کشور نیز گزارشهایی از حملات به اطراف تبریز منتشر شد. مقامهای استانداری آذربایجان شرقی اعلام کردند حملات انجامشده تلفات جانی در پی نداشته است، اما تأیید کردند مناطقی در اطراف این شهر هدف قرار گرفتهاند. همزمان رسانههای داخلی از فعالشدن سامانههای پدافندی در برخی نقاط کشور خبر دادند. در تهران نیز شرایط مشابهی حاکم بود. انتشار تصاویر و گزارشهایی از شنیدهشدن صدای انفجار در بخشهایی از پایتخت موجب شد فضای رسانهای کشور بهشدت تحت تأثیر قرار بگیرد. اگرچه جزئیات رسمی محدودی منتشر شد، اما ارتش اسرائیل مدعی شد اهدافی در تهران را مورد حمله قرار داده است. در عین حال برخی منابع ایرانی از رهگیری بخشی از پرتابهها و محدودبودن خسارات سخن گفتند.
از منظر راهبردی، مهمترین نکته درباره حملات اسرائیل آن بود که تلآویو تلاش کرد دامنه عملیات را به شکلی مدیریتشده حفظ کند. برخلاف برخی گمانهزنیها و لفاظی کسانی، چون بن گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل که مدعی شده بود «تهران باید بسوزد»، حملات گستردهای از سوی اسرائیلیها علیه مراکز هستهای یا زیرساختهای حیاتی ملی گزارش نشد و عمده اقدامات در سطح حملات محدود و هدفمند باقی ماند. این مسئله میتواند نشانهای از تمایل اسرائیل یا حداقل آمریکا، به اجتناب از ورود به جنگی تمامعیار تلقی شود.
در مقابل، ایران نیز کوشید پاسخ خود را در چارچوب بازدارندگی تعریف کند. سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیا تأکید کرد دشمن ضربات سنگین و خسارتباری دریافت کرده و در صورت ادامه تجاوزات، پاسخهای شدیدتری در راه خواهد بود. چنین مواضعی نشان میداد تهران در عین نمایش قدرت نظامی، تمایل ندارد در شرایط فعلی وارد چرخهای نامحدود از درگیری شود؛ بنابراین حملات اسرائیل اگرچه نشان داد تلآویو همچنان گزینه نظامی را روی میز نگه داشته است، اما سطح و دامنه عملیات حاکی از آن بود که تصمیمگیران اسرائیلی نیز نسبت به پیامدهای یک جنگ گسترده منطقهای آگاه هستند و فعلا ترجیح میدهند از گسترش غیرقابل کنترل بحران جلوگیری کنند.
در حالی که حملات موشکی ایران و پاسخهای متقابل اسرائیل فضای منطقه را بهشدت متشنج کرده بود، واکنش بازیگران بینالمللی و منطقهای هم مبین آن بود که نگرانی اصلی آنان جلوگیری از تبدیل این رویارویی به یک جنگ فراگیر است. مهمترین واکنشها از سوی ایالات متحده آمریکا مطرح شد؛ جایی که گزارشهای متعددی از تماسهای فشرده میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو منتشر شد. براساس روایت رسانههای آمریکایی و اسرائیلی، ترامپ در گفتوگو با نخستوزیر اسرائیل خواستار خودداری تلآویو از واکنش فوری به حملات ایران شده و تأکید کرده بود روند مذاکرات با تهران در مرحله حساسی قرار دارد.
اکسیوس، کانال ۱۲ اسرائیل و چند رسانه دیگر مدعی شدند رئیسجمهور آمریکا از نتانیاهو خواسته فرصت بیشتری به دیپلماسی بدهد و از اقداماتی که روند گفتوگوها را تخریب میکند، پرهیز کند. همزمان ترامپ در مواضع علنی نیز تأکید کرد حملات اخیر نباید به توقف روند مذاکرات منجر شود و حتی از پیشرفت در مسیر دستیابی به توافق سخن گفت. این مواضع در حالی مطرح شد که برخی مقامهای آمریکایی نیز تلاش کردند نقش واشینگتن در حملات اسرائیل را رد کنند و تأکید داشتند کاخ سفید چراغ سبزی برای اقدامات اخیر تلآویو نداده است. در سوی دیگر، اسرائیل با وجود تهدیدهای اولیه، نشانههایی از تمایل به کنترل بحران بروز داد. هرچند برخی مقامهای اسرائیلی بر حق پاسخگویی تأکید کردند، اما گزارشهای رسانهای از اختلافنظر در سطوح سیاسی و امنیتی حکایت داشت. نهایتا منابع عبری اعلام کردند اسرائیل در صورت توقف حملات ایران، آمادگی توقف عملیات خود را نیز دارد. این موضع پس از اعلام توقف عملیات از سوی قرارگاه خاتمالانبیا برجستهتر شد. کشورهای منطقه نیز بهسرعت وارد میدان دیپلماسی شدند. قطر و عربستان رایزنیهایی را برای حمایت از میانجیگری میان تهران و واشینگتن آغاز کردند و بر ضرورت کاهش تنش تأکید داشتند. پاکستان نیز که در هفتههای اخیر نقش میانجی را دنبال میکرد، تلاشهای خود را ادامه داد و پیامهایی میان طرفین ردوبدل شد. وزارت خارجه ایران نیز تصریح کرد فلسفه اصلی مذاکرات، جلوگیری از گسترش جنگ در منطقه بوده است.
در سطح بینالمللی، چین نسبت به ازسرگیری درگیریها ابراز نگرانی کرد و هشدار داد ادامه تنش به سود هیچیک از طرفها نیست. در بازارهای جهانی نیز واکنش فوری مشاهده شد و قیمت نفت در پی نگرانی از گسترش بحران به نزدیکی ۹۷ دلار در هر بشکه رسید. بستهشدن حریم هوایی عراق، لغو بخشی از پروازها در ایران و افزایش نگرانیها درباره امنیت انرژی نیز از دیگر پیامدهای فوری این بحران بود. مجموعه این واکنشها حکایت از این واقعیت دارد که اگرچه منطقه بار دیگر تا آستانه یک رویارویی گسترده پیش رفت، اما فشارهای سیاسی و دیپلماتیک همزمان برای جلوگیری از خروج بحران از کنترل فعال شد؛ روندی که در نهایت به توقف متقابل عملیاتها در بعدازظهر دوشنبه انجامید.
اعلام توقف عملیات از سوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در بعدازظهر دوشنبه را میتوان مهمترین تحول پایان این بحران ۲۴ساعته دانست. در این بیانیه تصریح شد نیروهای مسلح ایران پس از اجرای مأموریتهای تعیینشده، عملیات را متوقف میکنند، اما در صورت ادامه تجاوزات، بهویژه در جنوب لبنان، پاسخهای شدیدتری در راه خواهد بود. این تأکید ویژه بر لبنان، نشاندهنده تغییر مهمی در معادلات منطقهای است.
در سالهای گذشته، تهران همواره بر پیوند امنیتی میان جبهههای مختلف منطقه تأکید کرده بود، اما در تحولات اخیر پس از آتشبس و در جریان مذاکرات با آمریکاییها، این موضوع به شکلی عملیاتی و مستقیمتر خود را نشان داد. در این راستا ایران با ورود مستقیم به حمایت از لبنان تلاش کرده این پیام را منتقل کند که امنیت جبهه لبنان از نگاه تهران بخشی از معادله بازدارندگی منطقهای محسوب میشود.
همین مسئله سبب شد برخی رسانههای اسرائیلی و غربی از شکست تلاش تلآویو برای جداکردن پرونده ایران از لبنان سخن بگویند. در سوی مقابل، اسرائیل نیز نشانهای از عقبنشینی راهبردی در قبال لبنان بروز نداده است. منابع عبری پس از پایان درگیریها تأکید کردند تلآویو اجرای سیاست موسوم به «معادله ضاحیه» را متوقف نخواهد کرد؛ راهبردی که براساس آن هرگونه حمله به اسرائیل میتواند با حملات گسترده به مناطق تحت نفوذ حزبالله در لبنان پاسخ داده شود. این موضع نشان میدهد حتی اگر آتشبس میان ایران و اسرائیل حفظ شود، احتمال تشدید تنش در جبهه لبنان همچنان بالاست.
هرچند با اعلام توقف عملیات و فروکشکردن تبادل مستقیم حملات، بخشی از نگرانیهای فوری درباره گسترش جنگ کاهش یافت، اما واقعیت آن است که بحران نه پایان یافته و نه عوامل شکلدهنده آن از میان رفتهاند، بلکه اکنون اصطکاک ایران و اسرائیل پس از توقف آتش بر سر لبنان پابرجاست و آنچه اکنون بیش از هر چیز اهمیت دارد، احتمال انتقال کانون تنش از رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل به جبهه لبنان است؛ جایی که منافع، خطوط قرمز و محاسبات امنیتی دو طرف بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شده است. در چنین شرایطی، محتملترین سناریو تشدید حملات اسرائیل به لبنان و افزایش فشار بر حزبالله خواهد بود؛ روندی که میتواند بار دیگر زنجیرهای از واکنشها و ضدواکنشها را فعال کند.
خطر اصلی نیز در همین نقطه نهفته است. اگر دور اخیر تنشها در قالب یک نبرد محدود و مهارشده باقی ماند، تکرار این الگو لزوما به همان نتیجه نخواهد انجامید. هرگونه خطای محاسباتی، افزایش تلفات یا گسترش دامنه عملیات میتواند معادله «جنگ کنترلشده» را بر هم بزند و منطقه را از فضای بازدارندگی متقابل به سمت رویارویی گستردهتری سوق دهد؛ رویاروییای که شاید دیگر نتوان آن را زیر سقف جنگ محدود مهار کرد.