
اقتصاد۲۴- وقوع زمینلرزههای سهمگین و پیاپی در روزهای اخیر در شمال ونزوئلا، علاوه بر صحنههای هولناکی که حس نوع دوستی مردم را در هرجای دنیا بیدار میکند، از یک جهت دیگر هم میتواند مورد توجه ایرانیان قرار بگیرد.
در جریان این دوقلوی لرزهای با بزرگای ۷.۲ و ۷.۵ ریشتر که بخشهای وسیعی از مرکز و شمال ونزوئلا از جمله کاراکاس و ایالت ساحلی لاگوایرا را تکان داد، صدها تن کشته و هزاران نفر مصدوم شدند و تصاویر هولناکی از فروریختن سازهها و آپارتمانهای مسکونی در شبکههای اجتماعی دست به دست شد.
با اینکه هنوز آمارهای رسمی و تفکیکی از میزان دقیق آسیبدیدگی یا تخریب احتمالی ساختمانهای موسوم به «ساخت ایران» در این فاجعه از سوی دولت ونزوئلا منتشر نشده، اما گزارشهای اولیه میدانی و ارزیابی مهندسان لرزهنگاری نشان میدهد که بخش عمدهای از مجتمعهای مسکونی حمایتی و دولتی در این کشور به دلیل عدم رعایت استانداردهای فنی و استفاده از مصالح ساختمانی نامرغوب، تابآوری لازم را در برابر امواج طولانی زمینلرزه نداشته و با خسارات جدی مواجه شدهاند.
این بحران انسانی و مهندسی در کیلومترها دورتر از مرزهای ایران، اذهان جامعه داخلی را به سمتی هدایت میکند که سالهاست به عنوان یک استخوان در گلو باقی مانده است؛ کیفیت و امنیت پروژههای مسکن حمایتی و انبوهسازیهایی که خشت اول آنها در دولتهای نهم و دهم بنا شد.
برای درک بهتر این بحران باید به میانه دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰ بازگشت؛ دورانی که سیاست خارجی ایران بر پایه پیوندهای سیستماتیک، ائتلافهای ضدآمریکایی و روابط نزدیک ایدئولوژیک با آمریکای لاتین، به ویژه دولت هوگو چاوز در ونزوئلا بازتعریف شد. در آن سالها، کاراکاس به مقصد سفرهای پیاپی دیپلماتیک و قبله آمال توسعه منطقهای دولت محمود احمدینژاد تبدیل شده بود.
در همان اتمسفر سیاسی بود که توافقات کلانی برای ورود شرکتهای انبوهساز ایرانی به بخش مسکن ونزوئلا امضا شد. بر اساس آمارهای موجود، در مرحله اول این توافقات، ساخت ۳ هزار واحد مسکونی به پیمانکاران ایرانی واگذار شد و پس از آن با ورود کنسرسیومهای دیگر، این رقم در نهایت به ۱۰ هزار واحد مسکونی رسید که با صادرات مصالح ساختمانی ایرانی و اعزام تیمهای مدیریتی و مهندسی به این کشور دوردست ساخته و تحویل داده شد. حتی در مقاطعی، پروژههای بلندپروازانهتری مانند «ماموریت خانهسازی ونزوئلا» برای ساخت دو میلیون واحد مطرح شد که ایران یکی از پشتیبانان اصلی آن بود.
بیشتر بخوانید: سهم مردم در رودهن از مسکن مهر؛ دیوارهای ناتمام و اعصاب خرد/ ۱۵ سال انتظار خانهدار شدن به کجا رسید؟ + عکس و فیلم
اکنون با وقوع زلزله اخیر، این پرسش مهم به ذهن میرسد که پروژههایی که روزی به عنوان نماد فناوری برتر مهندسی ایران در بوق و کرنا میشدند، با چه متر و معیاری ساخته شدهاند که امروز در برابر تکانهای زمین اینگونه آسیبپذیر بوده است؟
یکی از تاریکترین ابعاد حضور پیمانکاران و شرکتهای دولتی ایران در ونزوئلا، ابهامات عمیق مالی و اقتصادی حاکم بر این پروژههاست. نقد اساسی که ناظران اقتصادی و رسانههای مستقل همواره بر این رویکرد وارد میکردند، مشخص نبودن ماهیت این مخارج بود. آیا ورود به بازار پرریسک مسکن ونزوئلا یک سرمایهگذاری واقعی اقتصادی با سودآوری ارزی برای کشور بود، یا نوعی هبه و باج دیپلماتیک برای حفظ توازن سیاسی که هزینههای آن مستقیماً از سرمایهها و درآمدهای نفتی مردم ایران پرداخت میشد؟
واقعیت این است که حتی اگر در اوایل کار، پرداختها به صورت دلاری صورت میگرفت، با تشدید بحرانهای اقتصادی داخلی ونزوئلا و سقوط ارزش پول ملی آن کشور، پرداختهای دلاری متوقف شد و شرکتهای ایرانی ناچار شدند مبالغ خود را به واحد پول ضعیف ونزوئلا دریافت کنند؛ ارزی که تبدیل آن به دلار در بازارهای جهانی عملاً هیچ صرفه اقتصادی نداشت و به توقف کامل پروژهها منجر شد.
فاصله جغرافیایی بسیار زیاد، هزینههای سرسامآور حمل و نقل مصالح و ریسک بالای بخش خصوصی در محیطهای ناامن اقتصادی، همگی نشان دادند که این پروژهها بیش از آنکه منطق اقتصادی داشته باشند، زاییده تصمیمات هیجانی و ایدئولوژیکی بودند که ثروت مشاع ملت را در پروژههایی کمبازده و اکنون ناایمن مستهلک کردند.
امروز که اخبار آسیبدیدگی سازههای مسکونی در کاراکاس به صدر اخبار آمده، ترس واقعی و عمیق جامعه از شباهت ساختاری این پروژهها با پروژه عظیم «مسکن مهر» در داخل کشور است. واقعیت کتمانناپذیر این است که همان تفکر مدیریتی، همان پیمانکاران، همان شتابزدگی در ساخت و همان استانداردهای تقلیلیافته که در کاراکاس و سانکارلوس پیاده شد، مبنای احداث میلیونها واحد مسکن مهر در سراسر ایران بوده است. پروژه مسکن مهر که با ادعای خانهدار کردن قشر ضعیف جامعه کلید خورد، از همان ابتدا با انتقادات تند و گسترده کارشناسان حوزه سازه و مهندسان ناظر مواجه شد.
شهروندان در سالهای گذشته در شبکههای اجتماعی، سایتهای خبری و بخش نظرات کاربران، بارها و بارها از کیفیت پایین، دیوارهای پوک، عدم استفاده از مصالح استاندارد، نبود امکانات اولیه رفاهی و فاضلاب شهری، و جانماییهای نادرست این مجتمعها گلایه کردهاند. نمونه عینی این فاجعه در زلزله سرپل ذهاب رخ داد؛ جایی که دیوارهای فروریخته مجتمعهای مسکن مهر در برابر چشمان بهتزده مردم، عیار واقعی ساختوسازهای دولتی آن دوره را آشکار کرد. اکنون فروریختن یا آسیب دیدن آپارتمانهای مشابه در ونزوئلا، نمود دیگری از وضعیت ایمنی مسکن مهر در ایران است و نشان میدهد که شعار ساخت ارزانقیمت، چگونه به قیمت بازی با جان انسانها تمام شده است.
اما هولناکترین بخش این ماجرا، تطبیق تجربه زلزله ونزوئلا با وضعیت پایتخت ایران و حاشیههای آن است. اگر واقعاً همان سیستم مدیریت کارگاهی، همان مصالح نامرغوب و همان بیتوجهی به آییننامههای زلزله که امروز صدایش از ونزوئلا بلند شده، در شهرهای اقماری و برجهای مسکن مهر اطراف تهران مانند پردیس، پرند و اندیشه پیاده شده باشد، پایتخت در آستانه یک فاجعه انسانی بیسابقه قرار دارد.
تهران بر روی گسلهای فعال و خطرناکی قرار گرفته و سالهاست که کارشناسان لرزهشناسی درباره وقوع یک زلزله بالای ۷ ریشتر در این کلانشهر هشدار میدهند. انبوهسازیهای مسکن مهر در اطراف تهران که بدون توجه به بستر خاک، بر روی تپهها یا زمینهای سست خاکریزی شده بنا شدهاند، در صورت وقوع یک زلزله شدید، نقشی جز تلههای مرگ ایفا نخواهند کرد.
تراکم شدید جمعیت در این مجتمعها، نبود مسیرهای امدادرسانی مناسب، کیفیت پایین سازهها و ضعف شدید در ستونها و اتصالات، این پتانسیل را دارد که در صورت بیدار شدن گسلهای تهران، آمار کشتهها و مصدومان را به مرزهای میلیونی و فراتر از تصور برساند. زلزله اخیر ونزوئلا یک کنایه تلخ تاریخی به سیاستهای ساختوساز دولتهای نهم و دهم است؛ هشداری صریح و بیتعارف که نشان میدهد آوارهای برآمده از تصمیمات سیاسی و ایدئولوژیک، در زمان حادثه هیچ مرزی را نمیشناسند و اگر امروز فکری به حال مقاومسازی، بازرسی جدی و اصلاح ساختارهای معیوب مسکن حمایتی در ایران نشود، فردا روزی باید هزینه این غفلت بزرگ را با جان میلیونها شهروند ایرانی پرداخت کنیم.