اقتصاد۲۴- در سالهای اخیر، میزان اضطراب در میان کودکان و نوجوانان به شدت افزایش یافته است. شمار بیشتری از کودکان نسبت به گذشته با استرس، نگرانی و احساسات شدید و طاقتفرسا دستبهگریبان هستند.
اما علت این پدیده چیست؟ چه عواملی در این افزایش ناگهانی اضطراب دوران کودکی نقش دارند؟ یک روانشناس بالینی در هند نکات زیر را در این زمینه ارائه میکند.
آموزش و تحصیل همواره در خانوادهها اولویت اصلی بوده و فشار زیادی بر کودکان برای کسب موفقیتهای تحصیلی وارد میشود. رقابت برای کسب نمرات عالی، قبولی در دانشگاههای برتر و برآورده کردن انتظارات والدین و جامعه میتواند بسیار سنگین و طاقتفرسا باشد. والدین اغلب ناخواسته با مقایسه عملکرد فرزندانشان با همسالان، به این فشار دامن میزنند که نتیجه آن اضطراب و تردید در تواناییهای فردی (خودناباوری) در کودکان است.
عصر دیجیتال شیوه تعامل کودکان با جهان پیرامون را دگرگون کرده است. با گسترش استفاده از تلفنهای هوشمند، کودکان زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام، یوتیوب و اسنپچت سپری میکنند. مواجهه با معیارهای غیرواقعی زیبایی، مقایسه خود با همسالان، قلدری سایبری (آزار اینترنتی) و نیاز به تأیید شدن در فضای مجازی، تأثیر عمیقی بر عزتنفس آنها میگذارد. علاوه بر این، شیوع اعتیاد به بازیهای آنلاین در هند، بهویژه در میان نوجوانان، منجر به اختلال در الگوی خواب و افزایش سطح اضطراب شده است.
برخلاف نسلهای قبلی که آزادانه در فضای باز بازی میکردند، کودکان امروزی بیشتر درگیر فعالیتهای مبتنی بر صفحه نمایش هستند. بسیاری از مناطق شهری فاقد پارکها و فضاهای باز مناسب برای بازی کودکان هستند. فرهنگ کلاسهای آموزشی و آموزشهای فوق برنامه، اوقات فراغت آنها را بیشتر محدود میکند و فرصتهای فعالیت بدنی را کاهش میدهد. عدم تحرک و قرار گرفتن در معرض طبیعت، آنها را از مزایای اساسی سلامت روان محروم میکند و به اضطراب و بیقراری کمک میکند.
بسیاری از کودکان به دلیل زمان زیاد استفاده از صفحه نمایش، فشار تحصیلی و تحریک بیش از حد ناشی از فعالیتهای فوق برنامه، از خواب ناکافی رنج میبرند. با شروع ساعات مدرسه از صبح زود، دانشآموزان اغلب خواب را فدای انجام تکالیف یا آماده شدن برای امتحانات رقابتی میکنند. محرومیت از خواب، تنظیم عاطفی را مختل میکند و منجر به افزایش اضطراب، تحریکپذیری و مشکل در تمرکز در مدرسه میشود.
والدین با نگرانی عمیقی که برای آینده فرزندانشان دارند، اغلب اضطراب خود را به آنها منتقل میکنند. فرزندپروری هلیکوپتری، که در آن والدین بیش از حد زندگی فرزند خود را کنترل و نظارت میکنند، مانع از ایجاد تابآوری و استقلال در آنها میشود. حمایت بیش از حد، توانایی کودکان را در مقابله با شکستها محدود میکند و آنها را در مواجهه با چالشها مستعد استرس و اضطراب میکند.
شیوه فرزندپروری دستخوش تحولی چشمگیر شده است. در حالی که نسلهای پیشین رویکردی سختگیرانه و مقتدرانه را در پیش میگرفتند، والدین امروزی بیشتر به سمت سبکهای فرزندپروری ملایم یا سهلگیرانه گرایش دارند. اگرچه این تغییر زمینه را برای ارتباطی باز و صریح فراهم میکند، اما گاهی باعث میشود کودکان در مواجهه با استرس آمادگی کمتری داشته باشند. فرزندپروریِ بیشازحد حمایتگرانه یا همراه با مدارای افراطی میتواند مانع از شکلگیری مهارتهای حل مسئله و تابآوری عاطفی در کودک شود. ایجاد تعادل میان حمایت و انضباط، برای پرورش کودکانی مستقل و از نظر روانی قوی، امری حیاتی است.
با گسترش شبکههای خبری ۲۴ساعته و رسانههای دیجیتال، کودکان در معرض اخبار نگرانکننده ملی و جهانی، از جمله بحرانهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی، ناآرامیهای سیاسی و همهگیریها قرار میگیرند. این وضعیت، احساس ترس و استیصال ایجاد میکند. بهویژه همهگیری کووید-۱۹ تأثیر روانی شدیدی بر کودکان داشت و موجب افزایش اضطراب اجتماعی و ترس ازعدم قطعیت نسبت به آینده شد.
جامعه برای سختکوشی و برتری تحصیلی ارزش زیادی قائل است؛ امری که اغلب به قیمت از دست رفتن وقت شخصی و فرصت استراحت تمام میشود. برنامه روزانه کودکان مملو از مدرسه، کلاسهای تقویتی، فعالیتهای فوقبرنامه و تکالیف درسی است و فرصت اندکی برای اوقات فراغت یا شناخت خویشتن باقی میگذارد. فشار برای موفقیت اغلب سلامت روان را تحتالشعاع قرار میدهد و تأکید ناچیزی بر استراحت و مراقبت از خود وجود دارد.
بیشتر مدارس عمدتاً بر مباحث درسی تمرکز دارند و از آموزش مهارتهای حیاتی زندگی مانند مدیریت استرس، تنظیم هیجانات و سلامت روان غافل میمانند. بدون برخورداری از این ابزارها، کودکان در مدیریت مؤثر استرس و هیجانات خود دچار مشکل میشوند. اگرچه برخی مدارس پیشرو اقدام به اجرای برنامههای ذهنآگاهی (مایندفولنس) و ارائه خدمات مشاورهای کردهاند، اما سطح کلی آگاهی و اجرای این برنامهها همچنان پایین است.
تابآوری و سرسختی ذهنی برای عبور از چالشهای زندگی حیاتی هستند، با این حال امروزه به ندرت به کودکان آموزش داده میشود که چگونه این ویژگیها را در خود پرورش دهند. بسیاری از کودکان به جای آنکه پشتکار و مهارتهای حل مسئله را بیاموزند، از مواجهه با تجربیات دشوار دور نگه داشته میشوند. آنها هنگام روبهرو شدن با ناکامیها اغلب احساس درماندگی میکنند که این امر منجر به افزایش اضطراب و حس ناتوانی میشود. مدارس و والدین باید بر آموزش تابآوری عاطفی، سازگاری و درک اهمیت شکست به عنوان فرصتی برای یادگیری به کودکان تمرکز کنند.
با وجود افزایش آگاهی، مسائل مربوط به سلامت روان در هند همچنان اغلب با انگ و برچسب منفی همراه است. بسیاری از والدین و مربیان، اضطراب را صرفاً نوعی نگرانی یا رفتاری برای جلب توجه میدانند و همین امر مانع از آن میشود که کودکان برای دریافت کمک مناسب اقدام کنند. جملاتی مانند «داری بیش از حد فکر میکنی» یا «همه اینها فقط در ذهن خودت است»، میتواند باعث شود کودکان احساس کنند حرفها و احساساتشان جدی گرفته نمیشود و در نتیجه تمایلی به صحبت درباره مشکلاتشان نداشته باشند. عادیسازی گفتوگو درباره سلامت روان و ارائه حمایت بدون قضاوت، برای مقابله با اضطراب دوران کودکی حیاتی است.
تشویق به گفتوگوهای آزاد: والدین باید محیطی امن ایجاد کنند تا کودکان بتوانند بدون ترس از قضاوت شدن، احساسات خود را بیان کنند.
محدود کردن زمان استفاده از نمایشگرها: تعیین مرزهای سالم برای استفاده از دستگاههای دیجیتال و ترویج فعالیتهای جایگزین.
تشویق به فعالیت بدنی: ترغیب کودکان به بازی در فضای باز، یوگا و ورزش برای بهبود سلامت روان.
آموزش مهارتهای مدیریت استرس: مدارس باید تکنیکهای ذهنآگاهی (مایندفولنس)، مدیتیشن و روشهای آرامسازی را در برنامه درسی خود بگنجانند.
اطمینان از خواب کافی: والدین باید با کاهش استفاده از نمایشگرها پیش از زمان خواب، به کودکان در حفظ یک برنامه خواب منظم کمک کنند.
الگوسازی مناسب: والدین باید سطح استرس خود را مدیریت کنند و روشهای سالم مقابله با مشکلات را به عنوان الگو به فرزندانشان نشان دهند.
گنجاندن آموزش سلامت روان در مدارس: اجرای برنامههای آگاهیبخشی برای آموزش تابآوری عاطفی و مدیریت سلامت روان به کودکان.
نتیجهگیری
اضطراب در میان کودکان نگرانی جدی محسوب میشود، اما با افزایش آگاهی و اقدامات پیشدستانه، میتوانیم به آنها کمک کنیم تا احساسات خود را به شیوهای سالم مدیریت کنند. با تقویت تابآوری، آموزش مهارتهای مقابلهای و ارائه حمایت عاطفی، میتوانیم نسل آینده را توانمند سازیم تا با قدرت ذهنی و اعتمادبهنفس رشد کنند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که سلامت روان کودکان را همتراز با دستاوردهای تحصیلی در اولویت قرار دهیم تا آیندهای متعادلتر و سالمتر برای آنها رقم بزنیم.