تاریخ انتشار: ۰۸:۰۲ - ۱۹ آذر ۱۳۹۹
تعداد نظرات: ۷۱ نظر

زری خاله خانم بود و سارا را به مردان فروخت

زری خاله خانم بود و سارا را به مردان فروخت
سارا که کارتن خواب شد نزد زری خانم که سکس ورکر بود به مردان فروخته می‌شد تا پول مواد و زندگی اش را تهیه کند.

سکس ورکر

اقتصاد۲۴ - سارا که از سال ۸۵ کارتن‌خواب شده بود، درباره وضعیت زندگی‌اش اینطور می‌گوید: حدود ۱۵ سال در خیابان زندگی کردم. در این مدت در زیر پل، در خانه‌های نیمه‌کاره، پشت شمشادها، در زیر ماشین و در هر خرابه‌ای که فکرش را کنید، شب را می‌گذراندم و برای تامین موادم هر کاری از دزدی، کف‌زنی، موادفروشی تا خودفروشی می‌کردم. در طرح‌ها بار‌ها دستگیر شدم و به مراکز ماده ۱۶ بهزیستی رفتم.

شیده‌اند، آنچنان پیداست که سخن گفتن از آن‌ها نیاز به هیچ مقدمه‌ای ندارد. آنچه در ادامه می‌خوانید سرنوشت دو زن از صد‌ها زنی است که به واسطه مشکلاتی که در زندگی داشتند و یا به واسطه علاقه به مردانی که در زندگی‌شان بوده‌اند، درگیر اعتیاد شده و بعد از مدتی مجبور به کارتن‌خوابی شده‌اند. این زنان پس از گذران سختی‌های فراوان امروز در حالی‌که روز‌های پاک زندگی‌شان را تجربه می‌کنند، همچنان برای رسیدن به زندگی بهتر با تمام توان می‌جنگند.
بیشتر بخوانید:ساحل‌خوابی زنان بی‌سرپناه در کنار کارون +فیلم

یک و خواهر و ۴ برادر دارم. قبل از فوت پدرم اگرچه او همیشه طرف پسرانش بود، اما باز هم حواسش به ما بود، اما وقتی یکسال بعد از مادربزرگ فوت کرد، آزار و اذیت‌های برادرانم بیشتر شد، مادرم همیشه رابطه‌اش با پسرهایش خیلی خوب بود و هر وقت به او اعتراض می‌کردم، می‌گفت آن‌ها پسر هستند و حق با آنهاست؛ تو چیزی نگو. کلاس اول راهنمایی بودم که دیگر طاقت آزار‌های برادرانم را نداشتم و عرصه برایم تنگ شده بود برای همین یک روز که به مدرسه رفتم به پیشنهاد یکی از دوستانم به اسم زری دیگر به خانه نرفتم.

این‌ها بخشی از صحبت‌های سارا زنی است که ۴۸ سال دارد و از نوجوانی بعد از ترک خانه درگیر اعتیاد شده و بیش از ۱۵ سال کارتن خواب بوده است، اما حالا پس از دو سال و ۷ ماه پاکی توانسته با کمک مددکاران خانه خورشید خانه کوچکی را در جنوب شهر تهران اجاره و با حقوقی اندک، زندگی‌اش را اداره کند.

قرار بود مهمان خانه کوچکش باشم، اما به دلیل شیوع کرونا دیدارمان محدود به یک مکالمه تلفنی شد. صدایش از پشت تلفن در حالی که پر از امید و انرژی است، می‌گوید: «می‌خواهم همه چیز را دوباره بسازم. الان از زندگی‌ام راضی هستم و خیلی خدا را شکر می‌کنم. در این سال‌ها من را بار‌ها و بار‌ها خفت کرده بودند و نزدیک بود بمیرم و اصلا باید می‌مردم، اما خدا به من خیلی لطف کرد. من بار‌ها و بار‌ها چه در آن زمانی که خانه شوهرم بودم و چه زمانی که در خیابان بودم می‌خواستم خودکشی کنم، اما خدا به من لطف کرد و امروز خیلی خوشحالم که دوسال است، سمت مواد نرفته‌ام و می‌توانم زندگی مستقلی داشته باشم.»

زری سکس ورکر بود!

سارا درباره اولین باری که تصمیم گرفت از خانه فرار کند، می‌گوید: «زری یکی از دوستانم در مدرسه دو سالی از من بزرگتر بود و به دلیل اینکه دوسال پشت سرهم رد شده بود با ما همچنان در کلاس اول راهنمایی بود. من اولین بار به او گفتم که می‌خواهم از خانه فرار کنم، زری هم تشویقم کرد و گفت می‌توانم در خانه آن‌ها باشم.

من هم از خانه فرار کردم و با زری به منزل آن‌ها رفتم. هر روز صبح به جای مدرسه باهم به خیابان‌گردی و ولگردی می‌رفتیم، زری من را با خود به خانه دوستانش می‌برد. اوایل به من می‌گفت، آن‌ها دوستانش هستند و قصد دارد با یکی از آن‌ها ازدواج کند و می‌خواهد بیشتر با آن‌ها آشنا شود، بعد از مدتی متوجه شدم که او کارش چیست، اما مجبور بودم با او همراه شوم، چون دوست دیگری نداشتم که به من کمک کند و از ترس برادرانم هم نمی‌توانستم به خانه برگردم.»

وی ادامه می‌دهد: «من از طریق دوستی با زری با انواع خلاف‌ها آشنا شدم هم سیگار و مصرف مواد را شروع کردم و هم تن‌فروشی کردم، چراکه زری سکس‌ورکر بود و من بعد‌ها متوجه این موضوع شدم. من آغاز همه کارهایم با ولگردی بود.
تن فروشی زنان کارتن خواب


کم‌کم زری من را با مردان آشنا کرد و از اینجا آغاز دوستی‌های من با آن‌ها شروع شد، بعد از مدتی هم برای اینکه مشکلاتم را فراموش کنم و دوری از خانواده برایم قابل تحمل شود، مصرف مواد را شروع کردم. زری به من می‌گفت، برای اینکه کمتر گریه کنی و دلتنگ خانه بشوی مواد بزن تا حالت عوض شود و آرام شوی.
برای اولین بار تریاک را به صورت خوراکی مصرف کردم و پس از آن با سیخ و سنگ و بافور مصرفم را ادامه دادم. مدتی هم از شیره، قرص و شربت استفاده کردم و کم کم به مصرف هروئین، کراک و متادون و ... روی آوردم. در این مدت گهگاهی که برادرانم در خانه نبودند به خانه می‌رفتم، اما از ترس برادرانم نمی‌ماندم و دوباره از خانه بیرون می‌زدم.»

برای تامین مواد، مردان از من سوءاستفاده می‌کردند

سارا درباره چگونگی تامین موادش خاطرنشان می‌کند: زمانی که کوچک بودم برای تامین مواد، مردان از من سوءاستفاده می‌کردند. گاهی اوقات هم مواد فروختم، حتی دزدی هم کردم، زری با اینکه او مرا به استفاده از مواد تشویق کرد، اما خودش حتی سیگار هم نمی‌کشید. من اوایل دوست داشتم فقط با یک نفر رابطه داشته باشم، اما گاهی اوقات که به خانه‌ای می‌رفتم می‌دیدم که دو یا سه نفر در آنجا هستند. آن روز‌ها خیلی اذیت شدم و آزار دیدم، اما خوشحالم که الان زندگی‌ام عوض شده و تغییر کرده است.

چون صدایش شبیه پدرم بود، عاشقش شدم

تا سوم راهنمایی یک خط در میان مدرسه می‌رود، سوم راهنمایی مدتی ترک تحصیل کرده و دوباره سعی می‌کند، شبانه به تحصیلش ادامه دهد و تا سوم دبیرستان درس می‌خواند، اما بعد از آن به طور کامل درس و مدرسه را رها می‌کند، وی درباره آشنایی با همسرش می‌گوید: «ما در محله‌های مختلف دور می‌زدیم، اما پاتوقمان بیشتر "فرشته" بود.

یک روز وقتی ۱۶ سالم بود، برای اولین بار با همسرم در خیابان آشنا شدم. چون صدایش شبیه پدرم بود، عاشقش شدم؛ کم کم باهم آشنا شدیم، در اوایل نمی‌دانستم که او اعتیاد دارد، وقتی کمی از شرایطم به او گفتم قبول کرد به خواستگاریم بیاید و بعد یک روز با او به خانه‌مان رفتم و او را با مادرم آشنا کردم، برای مادرم چندان تفاوتی نمی‌کرد با چه کسی ازدواج می‌کنم و هیچ وقت پیگیر من نبود. برادرانم هم که فقط می‌خواستند مرا بکشند، سه سالی با همسرم دوست بودم و ۱۹ سالم بود که با او ازدواج کردم.»

وقتی فهمیدم همسرم مواد مصرف می‌کند، حس بهتری به او پیدا کردم

وی ادامه می‌دهد: «اول آشنایی‌مان نمی‌دانستم که اعتیاد دارد، اما بعد از اینکه روابط‌مان عمیق‌تر شد، فهمیدم که مصرف کننده است. البته اول فکر می‌کردم شیره مصرف می‌کند، اما بعد فهمیدم همه چیز مصرف می‌کند در آن زمان، چون خودم اعتیاد داشتم، وقتی فهمیدم مواد مصرف می‌کند، حس بهتری به او پیدا کردم. او مواد من را تامین می‌کرد و قرارمان بود که یا باهم ترک کنیم یا ترک نکنیم، اما رفته رفته مشکلاتمان شروع شد، البته همسرم کاملا از همان روز اول به من بی‌تفاوت بود.

ما هیچ وقت هیچ رابطه زناشویی باهم نداشتیم و شرایط من برای همسرم هیچ وقت مهم نبود. من هم همیشه به موادم فکر می‌کردم و هیچ چیز دیگری برایم مهم نبود. خانه ما هم پاتوقی برای دوستانش شده بود که دور هم مواد مصرف کنند. بعد از مدتی به من دیگر مواد نمی‌داد و برایش اهمیتی نداشت که من برای تامین موادم با دوستانش ارتباط داشته باشم. من آزاد بودم و هرکاری دلم می‌خواست، می‌توانستم انجام بدهم. او هیچ اجباری برای من ایجاد نمی‌کرد، حتی برایش تفاوتی نداشت من با شخص دیگری در ارتباط باشم.

او با بیان اینکه همچنان همسر عقدی شوهرش است و هنوز طلاق نگرفته، یادآور می‌شود: «همسرم نقاش ساختمان بود، اما ما هیچ وقت از او کاری ندیدیم. در اوایل ازدواج مادرش خرج ما را می‌داد، بعد از مدتی هم که کمک‌های مادرش قطع شد، برای تامین هزینه موادمان یا مواد می‌فروخت یا مواد را برای دوستانش در خانه نگه می‌داشت و خانه را هم پاتوق کرده بود، گاهی اوقات هم در خانه قمار می‌کرد، آن موقع ما در نازی‌آباد بودیم. از وقتی دیگر مواد من را تامین نکرد، من مدام خمار بودم و بخاطر این خماری از خانه شوهر هم بیرون زدم و به خیابان رفتم.»

سارا که از سال ۸۵ کارتن‌خواب شده بود، درباره وضعیت زندگی‌اش اینطور می‌گوید: «حدود ۱۵ سال در خیابان زندگی کردم. در این مدت در زیر پل، در خانه‌های نیمه‌کاره، پشت شمشادها، در زیر ماشین و در هر خرابه‌ای که فکرش را کنید، شب را می‌گذراندم و برای تامین موادم هر کاری از دزدی، کف‌زنی، موادفروشی تا خودفروشی می‌کردم. در طرح‌ها بار‌ها دستگیر شدم و به مراکز ماده ۱۶ بهزیستی رفتم.

نسبت به زندگی‌ام حس بی‌تفاوتی داشتم و تنها دلم می‌خواست مواد مصرف کنم، برایم فرقی نمی‌کرد، کجا و چطور زندگی می‌کنم، فکر می‌کردم تا آخر عمرم باید اینطوری زندگی کنم و فقط می‌خواستم پول بیشتری داشته باشم تا بتوانم مواد بیشتری مصرف کنم. در این مدت با همه جور مردی رابطه داشتم، برخی‌ها نامردی می‌کردند و پول نمی‌دادند و اذیتم می‌کردند، برخی‌ها می‌خواستند با کمی مواد سر و ته آن را هم بیاورند، برخی‌ها هم علاوه بر پول مواد باز هم بهم پول می‌دادند.

در کمپ موهایمان را از ته می‌تراشیدند

وی ادامه می‌دهد: «من کمپ‌های زیادی بودم در اغلب مواقع در کمپ‌ها مجبورمان می‌کردند تا موهایمان را از ته بتراشیم. آخرین بار که من را گرفتند به مرکز ماده ۱۶ بردند، در کمپ افشار حدود ۶ ماه بودی، کمپ خوبی بود. از کمپ که بیرون آمدم رفتم خانه خورشید که قبلا از دی آی سی آن‌ها استفاده می‌کردم و بعد از آن در کلاس‌های مددیاری و مشاوره اعتیاد شرکت کردم و الان هم که در خانه خورشید به زنانی که مانند خودم هستم، کمک می‌کنم، در این مدت بعد از ترک هر از گاهی مادرم را می‌بینم، از احوال برادرانم باخبر هستم، اما سراغشان نمی‌روم، دوماهی است که خانه گرفته‌ام و مستقل شده‌ام و الان هم به دوستان همدردم که اعتیاد دارند، کمک می‌کنم.»

سارا که بعد از دوستی با زری خانه را ترک کرده و سال‌ها کارتن‌خوابی و اعتیاد را تجربه کرده است، می‌گوید: «اگر فرد نتواند ارتباط خوبی با خانواده برقرار کند و خلاء‌هایی داشته باشد، پر کردن این خلاء‌ها را در بیرون از خانواده جستجو می‌کند و قطعا دوست اولین کسی است که کمک می‌کند تا این خلاء‌ها پر شود.

من، چون ترس داشتم و نیاموخته بودم که با هر کسی معاشرت نکنم، خواه ناخواه با افرادی آشنا شدم که باعث شدند، زندگی من خراب‌تر شود، زری من را با ولگردی و اعتیاد و فرار از خانه آشنا کرد، اما خودش هیچ گاه به مواد لب نزد. من، چون مواد مصرف می‌کردم، اصلا حساب و کتاب پول‌هایم را نداشتم و هر چه می‌گرفتم، برای مواد می‌دادم و نمی‌توانستم پول جمع کنم.»

وی می‌گوید: همه این روز‌ها گذشته و من امروز در شرایط دیگری هستم. دو سال و هفت ماه است که دیگر به مواد لب نزده‌ام و می‌خواهم زندگی جدیدی برای خودم بسازم.

برخی از زنان معتاد هم به واسطه روابط عاطفی‌ای که با یک مرد داشته‌اند به سمت مواد گرایش پیدا کرده‌اند، مهناز یکی از این زنان است که به خاطر عشقش به سمت مصرف مواد رفته بود. او که ۱۵ سال کارتن‌خواب بوده از روز‌های تلخ گذشته برایم می‌گوید. قرارمان در یکی از مراکز کاهش آسیب زنان در میدان شوش بود، مهناز که حالا از روز‌های تلخ گذشته فاصله گرفته و زندگی تازه‌ای را آغاز کرده بود، درباره اعتیادش می‌گوید: ۲۵ سال مصرف کننده بودم. حدود ۱۰ سال در خانه همسرم همراه او مصرف می‌کردم و ۱۵ سال هم کارتن خواب بودم.

کارتن خوابی مهناز چه داستانی دارد!

مهناز ۴۸ سال دارد، اما اعتیاد حسابی داغونش کرده و این را می‌توان از صدا، چهره خسته و پیشانی پرچینش فهمید، او ادامه می‌دهد: «خانواده من شهرستان بودند و من تنها در تهران زندگی می‌کردم، یک روز وقتی برای کار در یک خانه می‌رفتم با همسرم آشنا شدم، دو ماهی با هم دوست بودیم، بعد هم ازدواج کردیم، اما از اولش نمی‌دانستم معتاد است و مواد مصرف می‌کند.

پدر همسرم به من قبلا گفته بود، پسرم به درد شما نمی‌خورد، او من را به زانو درآورده و می‌دانم که تو را سینه خیز خواهد برد، اما، چون عاشقش شده بودم، اصلا متوجه نبودم و از طرفی شوهرم هم به من می‌گفت، چون پدرم می‌خواسته، من با دختر عمویم ازدواج کنم، این حرف‌ها را به تو زده است و من هم حرف‌های شوهرم را قبول کردم.

بعد از آن عقد کردیم و هیچ مراسمی هم نگرفتیم، البته خانواده من هم مخالف ازدواجمان بودند. با تمام این مشکلات در مقابل خانواده ایستادم و قید مادر، خواهر و برادرم را زدم. الان هم خانواده‌ام هیچ خبری از من ندارند؛ هر کدام از خواهر و برادرانم برای خودشان زندگی خوبی دارند، اما من به خاطر این ازدواج به درد نخوری که کردم، گرفتار این مشکلات و زندگی شدم.»

برای همراهی با شوهرم شروع به مصرف مواد کردم

مهناز با بیان اینکه آن روز‌ها خانه‌های مردم کار می‌کردم و از پولی که در می‌آوردم، برای همسرم مواد می‌خریدم تا از خانه خارج نشود، خاطرنشان می‌کند: «من بیش از اندازه به او علاقه داشتم، با تمام شرایطی که داشت او را دوست داشتم و حاضر نبودم، لحظه‌ای از او جدا باشم. از سن ۱۷-۱۸ سالگی برای همراهی با شوهرم من هم شروع به مصرف کردم، البته من مثل خانم‌های دیگر که معتاد می‌شوند و می‌گویند، شوهرم مجبورم کرد که با او مصرف کنم، نبودم. من کار می‌کردم و با پولی که درمی‌آوردم، همسرم مواد مصرف می‌کرد و حاصل دسترنج خودم را همسرم دود می‌کرد، به همین دلیل من هم شروع کردم. فکر نمی‌کردم چیز بدی باشد، هرچند که اوایلش هم خوب بود و حالم را خوب می‌کرد.

مهناز که با مصرف کراک اعتیادش را آغاز کرده، با اشاره به آن روز‌ها می‌گوید: «بعد از مدتی شیشه و هروئین مصرف کردم، شوهرم هم براش فرقی نمی‌کرد، همه نوع مواد می‌کشید. وقتی به او گفتم، اگر تو مواد بکشی من هم می‌کشم هیچ مخالفتی نکرد و من هم برای اینکه به او نزدیک‌تر شوم مصرفم را بیشتر می‌کردم، البته اوایل چند روزی مخفیانه مصرف می‌کردم، انرژی زیادی می‌داد و بیشتر می‌توانستم کار کنم، اما یکباره به خودم آمدم و دیدم که معتاد شده‌ام.»

وی درباره جدایی از همسرش می‌گوید: «وقتی در اوج مصرف بودم، از هم جدا شدیم. انگار نمی‌توانست من را در آن وضعیت ببیند. من به خاطر آن مرد تمام زندگی‌ام را از دست دادم و حتی سعی کردم ترکش بدهم، تا یک جایی هم موفق بودم، اما نشد. این را هم بگویم، زمانی که شوهرم مصرف می‌کرد و من هنوز آلوده نشده بودم، وقتی کنار هم راه می‌رفتیم گریه‌اش می‌گرفت، چراکه حسابی مواد داغونش کرده بود، من هم زیبا و جوان بودم و برای خودم لعبتی بودم (باخنده) و این موضوع او را ناراحت می‌کرد، اما برای من اصلا مهم نبود، چون بسیار دوستش داشتم.»

مهناز یادآور می‌شود: «به ترکیه رفتیم تا آنجا زندگی کنیم و در واقع زندگی‌مان را از اول شروع کنیم، می‌خواستیم پناهنده شویم، به همین خاطر آنجا خانه‌ای را اجاره کردیم، یکی از دوستان شوهرم هم پیش ما آمده بود، من ۲۰ میلیون تومان از خواهرم قرض گرفته بودم تا زندگی‌مان را دوباره در ترکیه شروع کنیم همه پول‌ها را به شوهرم داده بودم و دوستش هم همه را دزدید و برد و بدون پول مانده بودیم. هرجا گشتیم او را پیدا نکردیم و دوباره به ایران برگشتیم و شرایط بدتر از قبل شد.

۷ سال از زمان اعتیادم را همراه شوهرم بودم. اول کراک، بعد هروئین و در آخر شیشه مصرف کردم و از ریخت و قیافه افتادم. کم کم وسایل زندگی را برای تهیه مواد خودم و شوهرم فروختیم. وقتی به اوج مصرف رسیدم من را رها کرد و رفت، اصلا هم نمی‌دانم که چه سرنوشتی پیدا کرد، یک روز از خواب بلند شدم و دیدم همسرم نیست.»

وی با بیان اینکه همسر سابقش پس از جدایی از مهناز ترک کرده، ادامه می‌دهد: «حدود یک سال پیش که هنوز اعتیاد داشتم، یک نفر از بچه‌های قدیمی من را حوالی مولوی دید و شناخت، آمد سمتم و گفت، خاله مهناز شمایی؟ سلام علیک کرد و گفت: «از مهرداد (شوهرم) خبر داری؟ گفتم: نه! گفت: مهرداد ترک کرده و با دختر عمویش ازدواج کرده است.»

با یک خانواده موادفروش زندگی می‌کردم

مهناز ادامه می‌دهد: وقتی کارتن خواب شدم، از هیچ چیزی ابایی نداشتم؛ هیچ چیز برام خجالت آور نبود، مثلا برایم مهم نبود در جلوی درب خانه کسی بخوابم و صاحب‌خانه بیرون بیاید و با لگد بهم بزند، چون جایی نداشتم بخوابم و لای بوته‌ها می‌خوابیدم. البته همان موقع که اعتیاد داشتم با یک خانواده موادفروش آشنا شدم، من کار‌های خانه‌شان را می‌کردم و آن‌ها هم مواد در اختیارم می‌گذاشتند، از نظافت خانه بگیر تا خرید مایحتاج خانه همه را انجام می‌دادم.

حدود ۱۰ سال این طوری زندگی کردم تا همین اواخر که برای خرید سمت میدان شوش رفته بودم و ماموران پلیس من را گرفتند و بردند، بعد از آن به یک مرکز ترک اعتیاد رفتم و ۶ ماه آنجا بودم و بعد از ترخیص دوباره به همان خانه برگشتم، اما برایم سخت بود که این همه مواد دم دستم باشد و مصرف نکنم.

بعد از ۵ روز دیدم طاقت ندارم که مواد ببینم و مصرف نکنم، از آن خانه بیرون زدم و وارد این مرکز شدم و بعد از پذیرش به مرکز خانه خورشید منتقل شدم، مدیر مرکز خانه خورشید باعث شدند که دندان‌هایم را درست کنم. ایشان خیلی به من کمک کرد و بعد در نهایت دوباره به همین جا برگشتم و خانم علیزاده هم من را خیلی حمایت کرد. در آشپزخانه به من کار دادند و علاوه بر آن مسئول خوابگاه هستم، به من اعتماد دارند، و از این بابت خیلی از آن‌ها ممنونم.

وی می‌گوید: من آن موقع هم که معتاد بودم برای خرج موادم کار می‌کردم، اما وقتی شرایط برای خانمی مهیا نیست و راه درآمدزایی ندارد که موادش را تهیه کند، ممکن است هر کاری برای تهیه مواد انجام دهد. سلاح دفاعی اکثر خانم‌ها همیشه اشک و گریه بوده، اما یک زن با گریه و اشک نمی‌تواند مواد به دست بیاورد، پس تنها راه برای تهیه مواد، "خودشان" هستند و جز تن‌فروشی راه دیگری ندارند. گرچه من این را کار را نکردم، اما خیلی‌ها را می‌شناختم که این کار را می‌کردند. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.


منبع: ایلنا
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۷۱
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۳۲
ناشناس
9
48
۲۲:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۹
خدا کمک این خانم بکنه تا انشاءالله با استعانت از خداوند متعال زندگی سالم ومفرحی داشته باشه!!دست مریزاد انشاءدرادامه زندگی_سالم_موفق باشی
ناشناس
5
76
۲۲:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۹
خدا کمک این خانم بکنه تا انشاءالله با استعانت از خداوند متعال زندگی سالم ومفرحی داشته باشه!!دست مریزاد انشاءدرادامه زندگی_سالم_موفق باشی
غریب
5
67
۲۳:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۹
چشم و دل مسوولینِ بی مسوولیت روشن !
ناشناس
3
40
۰۰:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خیلی غم انگیز بود انشالله همه کارتن خوابها سروسامان بگیرن داداش من هم همینطور
ناشناس
3
12
۰۰:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
سلام این سفه تهسیسات امریکا است..
رو نقطه پرکانس عصب موج کار میکنتد.
اون زن قلط کرد
مراد
چی نوشتی؟
پرکانس؟؟؟قلط؟؟؟؟
هادی
6
1
۰۰:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
سلام خسته نباشیدمن ۱۳سال ازدواج کردم بعد۶سال که بچه ام به دنیاامدفهمیدم خانم معتادهست الان دختر۸ساله شده ولی نتونستم ترکش بدم منم معتادکرده الان یک بارطلاقش دادم ولی به خاطره دخترم جمعش کردم به تریاک معتاد هست همه کارواسش کردم وقت قبول نمیکنه بره کمپ چه داروی بگیرم که بتونه بزارکنارهرروزتهدیدبه طلاقش میکنم ولی جواب نمیده
ناشناس
مردانگی کردی ،آفرین به شما،امثال شما نایاب شده اند.
م
0
6
۰۱:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
وقتی فهمیدم مهردادت با دخترعموش ازدواج کرده برات گریه کردم.خط به خط حرفاتو با حوصله خوندم.اگه خدا به حرفم گوش کنه برات تا جایی که بتونم دعا میکنم
دلآراااام
2
6
۰۱:۲۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدایا خدایا دلم آتیش گرفت دختر...
خدابزرگه این مراحلو باید میگذروندی تا به اینجا برسی الانم بگو خدایــــــــــاشکــــــــــرت
محسن
2
6
۰۱:۴۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
آفرین درود بر غیرتت سارا و مهناز خانم های باشرف ازقدیم گفتن خواستن توانستن هست
Dana
2
7
۰۱:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
الهی بحق بزرگی خدا ، خدا همه اینهایی که تو این مسیر قرار گرفته اند نجات بده ...خدایا به آبروی حضرت زهرا شوهر منم نجات بده
ناشناس
5
49
۰۲:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
من 25سالمه ازوقتی دنیااومدم پدرموندیدم لعنت به اعتیاد
ناصر
منم همسرم به شیشه اعتیاد روی آورده بود که بعد 13سال زندگی الان پنج سال که جدا شدم.
احمدی
1
6
۰۲:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
ان شاء الله که هیچ وقت برنگردی به عقب برات آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم الله کمکت کنه آ
بی نام
0
6
۰۲:۳۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
همش بخاطر ممکلته یا بخاطر بی پولی یا بخاطر سرزنش شدن دختر ها
فاطمه
4
4
۰۳:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
چقد غم انگیز به امید سلامتی جسمی و روحی و فکری ❤️
amin7368
0
4
۰۳:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
واقعا بدبخت‌ترین قشر جامعه معتادان هستند خداییش اونارا دریابیم درکشون کنیم درحد وسعمون کمکشون کنیم ترک کنند یا غذایی بهشون بدیم یا تو این سرما یجایی درخور خودشان بهشون بدیم از سرما نمیرن
دلآراااام
0
5
۰۳:۳۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
زری خانم اینو مطمعن باش نتیجه اعمالتو خواهی دید تا قبل ازینکه ازین دنیا بری
ناشناس
1
35
۰۴:۰۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
دمت گرم با این همه بدبختی تن فروشی نکردی
ناشناس
لعنت به این اعتیاد
سعید
0
3
۰۴:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
امیدوارم روزی بیاد ک هیچ زندگی بخاطر اعتیاد ازهم نپاشه. درک اینجور واقعیت ها برای منی ک اعتیاد ندارم و نداشتم خیلی سخته و فکرش هم آزارم میده. خدا پشت و پناه همه گرفتار شده ها باشه و کمک کنه زودتر برگردن ب دوران پاکی خودشون. الهی امین
میتی هستم
3
32
۰۴:۵۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
بمیرم الهییی
حامد
1
3
۰۵:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
واقعن نمی‌دونم چی بگم اولین باره من این چیزا رو میخونم
و قطعن برای خیلی از رفیقام میفرستمش(اسکرین شات)
ب امید روزی ک هیچ موادی در جهان نباشد ک مصرف کننده ای نتواند پیدا کند
ناشناس
0
4
۰۵:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
باسلام کشورما درگیر خشونت و جنگ و خونریزی فقر بدبختی مردم است و هر روز جوانان بیکار هستند وگرانی وتورم ومشکلات و معضلات اجتماعی وحوادث تلخ کشور را گرفته
بابای امیر
8
16
۰۵:۵۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
به تمامی خانواد ها.محیط خانه رابرای اهل خانه امن نگه داریم تاتک تک اعضای انبه جای دیگرفکرنکنند
قدرت طهماسبی
0
7
۰۷:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خیلی از زنان و دخترها نا خواسته به دام می افتند و بدبخت می شوند و راه بی برگشتی را شروع می کنند و در گرداب های ناگوار گرفتار می شوند ،الله اکبر مگر خدا به دادشان برسد
فرزانه
1
4
۰۷:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدا دوستت داشته و کمکت کرده تو هم دوستش داشته باش و با او ارتباط داشته باش و جبران کن
ناشناس
0
4
۰۷:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدا به ایشان کمک کند ولی مسعولینی که ثروت این کشورو حرام هرش کردند اختلاص کردند و بردند خارج و....هم مدیون ملیون ها نفر مانند این خانم هستند
علی‌کرمانشاه
0
3
۰۸:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
این خیلی ظالمانه است که کسانی برای دادن مقداری پول طمع به شرف وناموس شخص کنند ومثل گرگ درنده به چشم طعمه به دختران بیچاره و درمانده نگاه کنند و فقط به فکرسوء استفاده از او باشند غافل از اینکه خداوند ناظر اعمال ما است وقطعا مزد اعمال زشت خودرا دریافت میکنند آنهم دراین دنیا و هم در آخرتاگر کمی دقت کنید قابل روئیت است بیماری‌های خونی مثل هپاتید و ایدز که گریبان این اشخاص پلید را میگیرد و دنیای او را تباه و همه را از او دور میکند تا با درد و ناتوانی و رسوا از دنیا بروند وتازه آخرت آنها شروع وبایدپاسخگوی اعمال تجاوز بخاطر مقداری کمک به شخص مانده در خیابان وگرفتن شرف و آبروی او ونهادینه شدن اعمال خودفروشی برای رسیدن به سقفی روی سر و نانی برای رفع گرسنگی کند وبانی و شروع کننده آن شما باشید وباعث رواج فساد و بیماری‌های واگیر در اجتماع شوید که هزاران نفر را آلوده و راهی قبرستان کنیدتک تک اینها را باید در آخرت جوابگو باشید و صدهانفر مدعی وشاکی دارید..
ناشناس
1
4
۰۸:۲۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
انشاءالله درزندگی موفق باشی
میلاد
0
1
۰۸:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
سارا جان خدا بخشندست به خدا ایمان داشته باش با تمام دخترا و پسرا اینم هیچوقت نگو کلی تن فروشی کردم و...اون رزوی که با خاله رز بودی اگه با خدا بودی امروز بهترین زندگی داشتب ولی اشکال نداره ماهی هر وقت از آب بگیری تازست
ناشناس
0
6
۰۸:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خداوند بخشنده هست امیدوارم که موفق بشید ودیگه سمت این کارا نرید خوندنش برای من سخته واقعا
نغیس
3
19
۰۹:۰۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدایا خیلی هایشان را داشته باشد اینا جز تو کسیو ندارن
هم وطن
3
20
۰۹:۰۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدابدادزنان بی سرپرست برسه باابن گرانی ها واوصاع نابسامان زندگی درجامعه..
هاشمی
0
4
۱۰:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
سراسر دروغ.ایشان در دوره راهنمایی از خانه فرار کرده اما تا دبیرستان درس خوانده. ایشان کارتن خواب بوده و زیر ماشین و .....میخوابیده اما خواستگار پیش مادرش رفته . وازدواج کرده ....
ناشناس
1
1
۱۰:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
نتیجه پدر و مادر بی مسئولیت همین است.
نتیجه تبعیض بین فرزندان همین است.
وقتی قانون ما پسران را برتر می‌داند از جامعه چه توقعی می‌توان داشت.
علی
0
7
۱۰:۲۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
با سلام
آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما خانم محترم دارم


و ی سوال اینکه آیا فقط خانواده تو رو به این روز گرفتار کردند و جامعه ای که هر گوشه اش فقر و فساد و فحشا است تاثیری ندارد.
در جامعه ما اگه ی بچه چهار ساله هم دنبال دخانیات و مواد بره براحتی می‌تونه بدست بیاره. چون خواهان سران است که ملت رو به خواری بکشونن
ناشناس
2
3
۱۰:۴۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
بنظرمن همه چیز به شخصیت خودزن بستگی داره من یه زن هستم ۱۷سال داشتم ازدواج کردم نمیفهمیدم معتادهست اون هرچی کار میکرد خرج خودش کردهرچند نذاشت من برم کارمندومعلم بشم خیاطی کردم در بدترین شرایط هیچ حمایتی نداشتم با دوپسر اما هیچوقت خدای مهربان فراموش نکردم بعداز ۱۳سال مصرف شوهرم سنگوب کردفوت کردمن دوپسرم رابزرگ کردم باشغل خیاطی هرچندخیلی سخت بوده از جوانیم مایه گذاشتم اما خدارا شاکرم دوپسرم الان برا خودشون کسی هستن مهندس شدن کار وزندگی ابرومتدی دارن پس نمیشه گفت،،منم مواد دم دستم بود اما هیچوقت بخودم و بجه هام اجازه ندادم به این راه کشیده شوند خدا خودش کمک همه کنه وهمه راه به راست هدایت کنه الهی آمین
ناشناس
0
8
۱۰:۴۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدارو شکر حالک دیر نشده هنوز
امید احمدی
0
3
۱۰:۵۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
سلام کسانی که خیاط هستن من در کرج می توانم جای خواب وکار خیاطی مبل به آنها بدهم تا بتوانند سروسامان بگیرند تا روزی که توان خانه اجاره کنند و مستقل شوند پیش من بدون منت کار کنند و پسنداز کنند خونه و کار از من مجانی تقدیم کردم
مهراب
0
5
۱۰:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
ای داد ..ای داد..درد از این بدتر هم مگه داریم......زنان جوان درگیر اعتیاد...امیدوارم خدا تولید کننده و پخش کننده و کسی که توانشو داره جلوی این مواد رو بگیره و نمیگیره و در کرسی دولتی نشسته ...چنان خدا به خاک سیاهشون بنشونه که دیگه هیچ جنبنده.ای جرات حتی فکر کردن بهش رو نداشته باشه.....
یاهو
0
3
۱۱:۰۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدا رو شکر ک الان ب واقیعت رسیدین و سلامت هستین هر کس در زندگی ممکنه مشکلاتی داشته باشه و اشتباهاتی انجام بده مصمم بر تصمیم خود بمانید و ب دیگران هم در همین راه کمک کنید
رامین
0
3
۱۱:۰۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
واقعا دردناکه .انسان واقعا ناراحت میشه.خدا کنه هیچ زن ایرانی را گرفتار همچین وضیعتی نکند.
ناشناس
0
2
۱۱:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
قصه بود یا واقعیت؟؟؟
اعظم
0
1
۱۱:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
به نظر من خانواده ها زمانی که دخترشون میخواد با کسی که عاشقش شده و میدونن بدرد زندگی نمیخوره باید مخالفت کنن حتی اگر شده با کتک و زندانی کردنش جلوش رو بگیرن تا جلوی این فاجعه ها گرفته بشه دختر مجرد هیچی از زندگی نمیفهمه و دلش بجای عقلش تصمیم میگیره
هادی
0
3
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
سلام
کاش گرمخونه های شهرداری راه بیافته دوباره
کاش کنارش کار گاهی باشه برای این خانمهای بی سرپرست و بد سرپرست برای کسب درآمد.
مطلب خوب بود و تلنگر داشت، ولی خیلی خیلی طولانی بود،خلاصه و موجز بنویسید ممنون میشم
ناشناس
0
3
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدا پدر کارکنای خانه خورشیدو بیامرزه.دست مریزاد..
احمد
0
3
۱۱:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
سلام.
به نظر من درصد زیادی از مشکلات هرکس ب خودش برمیگردد و اراده‌اش.
خانواده دوستان همراهان و ... همه درتعیین مسیر و سرنوشت ادمی موثرند اما عامل اصلی خود شخص است
احی
0
3
۱۱:۲۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
ایشالا خانواده ها به دختران توجه بیشتری کنن که شاهد چنین اتفاقات تلخی نباشیم
ناشناس
امان از خانواده ها؛ تبعیض آدم رو به ستوه میاره؛ اونم یه دختر؛خانواده مسول درجه اول بدبختی یا خوشبختی فرزندانه
ناشناس
0
3
۱۱:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
بیچاره دلم براشون خیلی میسوزه خدا بهشون کمک کنه
رضا
0
2
۱۱:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
من هم مشکل اعتیاد دارم همسرم ازم جدا شد و خونه و زندگیمو از دست دادم هیچ چیزی ندارم الان 19روزه دیگه مصرف نمیکنم ولی نمی‌دونم چطور زندگی کنم چون نه پولی نه سرپناهی نه ابو غذایی چی بگم خدا به همه کمک کنه
ناشناس
سلام هموطن عزیز؛ خب برید بهزیستی تا اونها با همکاری مددکاری و شهرداری بهتون یه جا بدن یا اینکه برید خونه فامیلها فعلا؛ هر ماه خونه یک فامیل
فاطمه
0
2
۱۱:۵۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
چه قدر شوهر مهناز نامرد بود اینو بدبخت کرد بعد رفت با دخترعموش ازدواج کرد خدا خودش جواب همچین آدمایی رو بده
ناشناس
0
3
۱۱:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدا یا هر بدبختی کارتون خوابی هست کمکشون کنه امین
ناشناس
0
2
۱۲:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدایا خودت کمک کن به این جامعه مواد خیلی گسترش پیدا کرده وخیلی هارو خانمان سوز کرده
ناشناس
0
2
۱۲:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
واقعا آدم دلش به درد میاد از این همه بدبختی امثال این خانم تو جامعه ما زیاده واقعا جای تاسف داره
بدبخت
0
4
۱۲:۲۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
منم خانواده ام دارن همچین کاری بام میکنند اما من اهمیت نمیدم و کار میکنم تا به همشون نشون بدم من کیم
این خانم هم اگه از همون اول از خونه فرار نمی‌کرد و کار میکرد
خوشبخت بود
ناشناس
سلام هموطن عزیز؛ افرین؛ خانواده داغ رو دلت میگذارند اما بعدها که شما مستقل شدید و بهشون نشون دادید که به اونها نیاز ندارید؛ اونوقت روی خوش بهت نشون میدن و تازه شما رو در سطح خودشون بالا میارند! در پناه خدا باشید
ناشناس
0
3
۱۲:۲۴ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
مسئولین حواستون باشه اون دنیا خدا بد یقه تونو میگیره...
ستایش
0
1
۱۲:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
هه بماند که دمشووون گرممممم خداییییی ولی اینو یادتون باشه هنوزم تو مدرسه ها بچه ها حرف از سیگار میزنن و قلیون خدایی دمتون گرم خیلی اطلاع دادید تو سرار زندگیم این یادم میمونه که از ۲۰کیلومتری آدم های ناجور رد نشممم
مریم
0
2
۱۲:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
فقط آدم میتونه بگم متاسفم برا وضعیت کشورم
فرهنگی
1
1
۱۳:۲۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
آهای مسئولین کجااااایید؟
فردای قیامت جواب مردم بدبخت را ...‌‌‌‌
سعید
0
1
۱۳:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خداشفای این بیماران بکند چون واقعابیمارند
ناشناس
0
1
۱۳:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
خدا عاقبت همه ی مارو بخیر کنه
ناشناس
0
1
۱۴:۳۷ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
کلمه خاله حرمت داره. شغل اینها هم اسم داره از اون استفاده کنید. لاقل شما که اهل رسانه‌اید نباید استفاده کنید.
عباس
0
0
۱۶:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
شاید من شما را نفهمم و درک نکنم چون من اعتیاد ندارم ولی از خدا برای شما و امثال شما آرزوی موفقیت و اراده قوی را دارم که از این مشکل ها دور بشوید .

امید فردای بهتر
ناشناس
0
0
۱۶:۱۹ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
این همه بدبختی بخاطر فرق گذاشتن بین پسر ودختر در خانواده های ایرانی هست خداذلیل کنه این پدر مادرهارو
استاد علی
0
0
۰۶:۲۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۱۴
در دنیای که روزی روح خودم مرا ترک می کندانظار ازدیگران نباید داشت
حامد
0
0
۱۳:۵۸ - ۱۴۰۰/۰۸/۱۰
اعتیاد خانمان سوزه خدابه همه کمک کنه؟
ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار