تاریخ انتشار: ۱۰:۰۵ - ۱۳ دی ۱۴۰۴

تورم بالا، غذای لوکس؛ پای مرغ یا سویا جایگزین گوشت می‌شود و طرح کالابرگ ناکارآمد

یک جامعه‌شناس می‌گوید: خروج گوشت و لبنیات و میوه از برنامه غذایی خود به‌تنهایی مهم‌ترین شاخص این بحران اقتصادی است که گریبان‌گیر جامعه ایران است. تبعات این وضعیت تشدید ناامنی غذایی، گرسنگی مزمن و سوء‌تغذیه است که سلامت جامعه را به‌طور جدی تهدید می‌کند.

گرانی مواد غذایی

اقتصاد۲۴- افزایش شتابان تورم خوراکی‌ها در کنار فشار هزینه‌های مسکن، سلامت و آموزش، امنیت غذایی بخش بزرگی از جامعه را به‌طور جدی تهدید کرده است. آمار‌های رسمی از رشد بی‌سابقه قیمت مواد غذایی حکایت دارند؛ روندی که مستقیما بر کمیت و کیفیت تغذیه خانواده‌های ایرانی اثر گذاشته و گروه‌های آسیب‌پذیر را در معرض سوء‌تغذیه و گرسنگی مزمن قرار داده است.

دکتر سیمین کاظمی، پزشک و جامعه‌شناس، در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین از پیامد‌های اجتماعی، جسمی و روانی این وضعیت می‌گوید و تأکید می‌کند: «خروج گوشت و لبنیات و میوه از برنامه غذایی خود به‌تنهایی مهم‌ترین شاخص این بحران اقتصادی است».

او می‌گوید: «بیماران تهیدست و بخشی از طبقه متوسط حالا مجبورند با جایگزین‌ها و مشابه‌ها نیاز‌های تغذیه‌ای‌شان را تأمین کنند، مثلاً به‌جای گوشت، پای مرغ یا سویا بخورند. برخی از مواد غذایی مثل لبنیات و میوه را به‌جای مصرف روزانه، به مصرف هفتگی یا ماهانه یا حتی گاه‌گاهی تقلیل داده‌اند.»

طبق آمار رسمی تورم میانگین نقطه‌ای ۵۲ درصد و تورم خوراکی‌ها ۷۲ درصد طی ماه آذر افزایش داشته است، نان، غلات، خشکبار و لبنیات در رأس این تورم‌ها قرار دارند، این تورم طبعاً روی کمیت و کیفیت تغذیه اثرگذار خواهد بود، ارزیابی شماست؟

هر چه بحران اقتصادی شدیدتر می‌شود، نیاز‌های ضروری‌تری از زندگی حذف و کیفیت زندگی بدتر می‌شود. بحران اقتصادی مرحله‌به‌مرحله پیش آمده و حالا به غذا رسیده است و جامعه در شرایطی است که برای تأمین ضروری‌ترین نیازش یعنی غذا احساس درماندگی می‌کند.

آنچه وضعیت را بغرنج می‌کند این است که تورم و گرانی فقط به یک حوزه محدود نیست. سهم مسکن از هزینه خانوار بسیار بالا رفته و به پنجاه درصد هم می‌رسد. در کنار اینها هزینه‌های ضروری دیگر مثل سلامت، آموزش و حمل‌ونقل هم هست که وقتی همه اینها افزایش می‌یابد، تأمین غذا بسیار دشوارتر می‌شود. خانوار سردرگم می‌شود در تعیین اولویت‌ها و ضرورت‌ها و درمی‌ماند که درآمد محدودش را صرف کدام‌یک کند؛ بنابراین در چنین شرایطی واکنش بخش بزرگی از جامعه به افزایش قیمت مواد غذایی، چشم‌پوشی و حذف اقلام غذایی مختلف بر اساس قیمت است. خروج گوشت و لبنیات و میوه از برنامه غذایی خود به‌تنهایی مهم‌ترین شاخص این بحران اقتصادی است که گریبان‌گیر جامعه ایران است. تبعات این وضعیت تشدید ناامنی غذایی، گرسنگی مزمن و سوء‌تغذیه است که سلامت جامعه را به‌طور جدی تهدید می‌کند. تهیدستان، زنان، سالمندان، کودکان به‌خصوص در مناطق محروم بیشترین رنج و آسیب را از ناامنی غذایی متحمل می‌شوند.


بیشتر بخوانید:انفجار تورم در مواد غذایی قشر متوسط را جا گذاشت / مردم چقدر از سبد غذایی خود را حذف کرده‌اند؟


کدام گروه‌های سنی بیشتر آسیب خواهند دید؟

کودکان زیر پنج سال و سالمندان بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند و همچنین زنان باردار که نیاز‌های غذایی بیشتری دارند.

زنان چه جوان و چه سالمند در برابر کمبود‌های تغذیه‌ای آسیب‌پذیرترند، چنان‌که آمار نشان می‌دهد در ایران شیوع کم‌خونی فقر آهن در زنان سنین ۱۵ تا ۴۹ سال حدود ۲۴ درصد است (یعنی از هر چهار زن یک نفر). ۳۸ درصد زنان و ۲۵ درصد مردان بالای پنجاه سال دچار پوکی استخوان هستند و ۴.۸ درصد از کودکان زیر پنج سال دچار کوتاه‌قدی هستند که همه اینها مشکلات مرتبط با تغذیه هستند. قابل توجه است که دولت‌های مختلف ایران در سال‌های گذشته توفیقی در کاهش این مشکلات نداشته‌اند.

سوء‌تغذیه چه معنا و شاخص‌هایی دارد؟

سوء‌تغذیه وضعیتی است که مواد مغذی مورد نیاز بدن به مقدار مناسب تأمین نشود. سوء‌تغذیه ممکن است به دلیل عدم تأمین کالری مورد نیاز بدن باشد یا این‌که غذای دریافتی به شکلی است که اگرچه کالری تأمین می‌شود، اما سایر مواد ضروری مانند پروتئین و ویتامین و مواد معدنی به بدن نمی‌رسد. سوء‌تغذیه وضعیتی است که زمینه‌ساز بیماری‌های مختلف است و سلامت شخص در تهدید جدی قرار می‌گیرد.

از لحاظ روانی اثرات سوء‌تغذیه چطور ارزیابی می‌شود؟

سوء‌تغذیه به‌طور جدی سلامت روان را به خطر می‌اندازد و مشکلات روانی متعددی به دنبال دارد. خطر ابتلا به افسردگی برای افرادی که دچار سوء‌تغذیه یا ناامنی غذایی هستند سی درصد بیشتر از دیگران است.

سوء‌تغذیه بعضی عملکرد‌های مغز را مختل می‌کند. کمبود ویتامین‌ها، مواد معدنی و سایر مغذی‌ها مشکلات سلامت روان مثل اضطراب و افسردگی و مشکلات شناختی و هیجانی را افزایش می‌دهد. به‌طور مشخص کمبود آهن مشکلاتی مثل کاهش تمرکز و اختلال حافظه ایجاد می‌کند و به دنبال کم‌خونی فقر آهن خطر اضطراب و افسردگی بیشتر می‌شود. علایم افسردگی در افرادی که دچار کمبود ویتامین ب۱۲ هستند ۵۰ درصد بیشتر است. امگا ۳ که در ماهی وجود دارد برای سلامت مغز ضروری است و کمبود آن باعث اضطراب و افسردگی می‌شود.

کالابرگ یک راه‌حل موقتی است و، چون متناسب با افزایش تورم تغییر نمی‌کند کمک چندانی به رفع مشکلات تغذیه‌ای نمی‌کند.

سوء‌تغذیه به‌طور خاص سلامت روان کودکان و نوجوانان را تهدید می‌کند و موجب مشکلات توجه و مشکلات یادگیری و وضعیت درسی نامطلوب و همچنین احتمال بالاتر اضطراب و افسردگی در بزرگسالی می‌شود. مشکلات اجتماعی‌شدن و رفتاری هم در کودکان دچار سوء‌تغذیه بیشتر است چنان‌که پرخاشگری و رفتار‌های تهاجمی و علایم بیش‌فعالی در آنها افزایش می‌یابد. در سالمندان سوء‌تغذیه ریسک ابتلا به دمانس را بیشتر می‌کند.

شما به‌عنوان یک پزشک از اثرات این تورم بر زندگی بیماران خودتان قطعاً مشاهداتی دارید، در صورت امکان این مشاهدات را بازگو کنید.

بیماران تهیدست و بخشی از طبقه متوسط حالا مجبورند با جایگزین‌ها و مشابه‌ها نیاز‌های تغذیه‌ای‌شان را تأمین کنند، مثلاً به‌جای گوشت، پای مرغ یا سویا بخورند. برخی از مواد غذایی مثل لبنیات و میوه را به‌جای مصرف روزانه، به مصرف هفتگی یا ماهانه یا حتی گاه‌گاهی تقلیل داده‌اند. بعضی به پسماند فروشگاه‌ها روی آورده‌اند و به‌ناچار صیفی‌جات و میوه‌های رو به خرابی و گندیدگی که قیمت‌شان کمتر است، مصرف می‌کنند، لذت خوردن‌شان به خرید هر از گاه خوراکی‌های مضر مثل نوشابه و پفک و فست‌فود با کیفیت بد محدود شده است.

هدف تغذیه‌ای به تأمین کالری و افزایش مصرف چربی و کربوهیدرات محدود شده است. واقعیت این است که با وجود ناامنی غذایی کار درمانگران برای توصیه‌های غذایی دشوار شده است و باید کاملاً حواس‌شان به وضعیت مالی و اقتصادی بیماران باشد. اغلب توصیه‌های تغذیه‌ای درمانگران برای بیماران غیرعملی است، چون بسیاری از مواد غذایی به اقلام لوکس تبدیل شده‌اند.

جبران اثرات سوء‌تغذیه در کودکان در سنین بالاتر امکان‌پذیر هست؟

اکثر اثرات جسمی و روانی سوء‌تغذیه در کودکی، برگشت‌ناپذیر و غیرقابل جبران هستند و کودکان زیر پنج سال بیشترین صدمه را از سوء‌تغذیه متحمل می‌شوند.


بیشتر بخوانید:مجلس فردا خبر مهمی برای مردم دارد


آمار و اطلاعاتی دارید که با ادامه این روند به وضعیت کدام کشور‌های دنیا دچار خواهیم شد؟

از جمله آماری که درباره وضعیت سوء‌تغذیه در دسترس است مربوط به سال ۲۰۲۳ است که وضعیت سوء‌تغذیه در ایران ۶.۵ درصد بوده که نسبت به هند و کشور‌های آفریقایی و چند کشور فقیر دیگر، ایران وضعیت بهتری دارد ولی در مقایسه با ترکیه، کویت، امارات و عربستان که میزان سوء‌تغذیه از ۲.۵ تا ۳ درصد هستند، وضعیت ایران بدتر است و انتظار می‌رود با وجود بحران اقتصادی و تورم و گرانی مواد غذایی وضعیت سوء‌تغذیه بدتر هم بشود.

در دنیا برای چنین بحران‌هایی معمولاً به‌شکل ویژه سبد غذایی ارزان و یا حتی رایگان به گروه‌های آسیب‌پذیر ارایه می‌شود، در ایران قرار است کالابرگ این کار را انجام دهد که با توجه به نرخ تورم ارزش کالابرگ‌ها کمتر از گذشته هم شده، راه‌های دیگری که می‌تواند به حل بحران تغذیه کمک کند، چه می‌تواند باشد؟

کالابرگ یک راه‌حل موقتی است و، چون متناسب با افزایش تورم تغییر نمی‌کند کمک چندانی به رفع مشکلات تغذیه‌ای نمی‌کند. وقتی ثبات اقتصادی وجود ندارد کالابرگ در اولین افزایش قیمت‌ها اثربخشی‌اش را از دست می‌دهد. ناامنی غذایی تابعی از وضعیت اقتصادی است و تا وقتی بحران اقتصادی هست، ناامنی غذایی هم برقرار است. پس اول از همه باید برای بحران چاره‌اندیشی شود.

بیماران تهیدست و بخشی از طبقه متوسط حالا مجبورند با جایگزین‌ها و مشابه‌ها نیاز‌های تغذیه‌ای‌شان را تأمین کنند، مثلاً به‌جای گوشت، پای مرغ یا سویا بخورند.

برای حل مشکل سوء‌تغذیه و دسترسی عادلانه به غذا باید نظام تولید و توزیع متحول شود. غذا در حال حاضر به یکی از مهم‌ترین ابزار‌های کسب سود در جامعه تبدیل شده، چون تولید و توزیع آن به عهده بخش خصوصی است. اما وقتی جامعه با بحران و ناامنی غذایی روبه‌روست دولت باید مداخله کند و با مشارکت جامعه کلیت تولید و توزیع مواد غذایی اصلی و ضروری را در اختیار بگیرد.

تولید متناسب با نیاز‌های جامعه راهکاری است که ناامنی غذایی را رفع می‌کند و راه را بر سودجویی از مهم‌ترین حق مردم می‌بندد. با چنین روشی بخش خصوصی تنها می‌تواند در صنایع غذایی لوکس و غیرضروری فعال باشد و یارانه‌اش هم باید قطع شود. سوابق یارانه در مرحله تولید نشان داده که سیستم یارانه به محملی برای سوء‌استفاده تبدیل شده و کمکی به کاهش قیمت‌ها نکرده است.

موضوع دیگر در شرایط فعلی تمرکز بر نیاز ملی و ممنوعیت صادرات است. در حال حاضر بسیاری از مواد غذایی به طمع درآمد دلاری و به اسم رشد اقتصادی و غرور ملی به خارج از کشور صادر می‌شود و نتیجه‌اش کمبود و گرانی در داخل است. واقعیت این است که درآمدی که از این مسیر حاصل می‌شود نصیب اقلیت سرمایه‌دار می‌شود و تأثیری در رشد اقتصادی و آبادانی و رفاه کشور ندارد.

کالابرگ، یارانه نقدی، توزیع شیر در مدارس و راه‌حل‌هایی از این دست علاوه بر این‌که موقتی و سطحی هستند، هدف‌شان توجیه نابرابری‌های اجتماعی و حفظ وضع موجود است و نه بهبود واقعی زندگی و سلامت جامعه. جامعه‌ای که مبتنی بر عدالت اجتماعی و کرامت انسانی باشد مردمش نیازی به صدقه و خیریه ندارند.

منبع: خبر آنلاین
ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار