
اقتصاد24- محمد قبادی؛ پژوهشگر تاریخ معاصر و دبیر مجموعه پژوهشی شخصیتهای مانا در ایبنا نوشت: همگان از علاقهمندان به کتاب و مطالعه، هرگاه از فراز و فرود زندگی روزانه خسته میشوند به کتاب پناه میآورند و استخوان سبک میکنند و دمی با این یار بیزبان پرسخن آرام میگیرند و من لابهلای سر و کله زدن با کلمه و کتاب با آن آرام میگیرم. درواقع از هیاهوی کتاب و کلمه در پس کلمه و کتابی دیگری میخزم و سعی میکنم که آرام بگیرم و این قرار را در موسیقی و طبیعت هم جستوجو میکنم که اگر چنین نبود روح میفرسود و بلکه میمُرد.
سالی که گذشت کتاب «ماموریت ناخوانده، خاطرات سرهنگ خلبان آزاده محمدابراهیم باباجانی» را به سامان رساندم که چشم به تولدش دارم و نیز در مجموعه پژوهشی شخصیتهای مانا به همت نویسندگان ارجمندش پنج اثر را به همت سوره مهر منتشر نمودیم؛ «محمدابراهیم باستانیپاریزی»، «غلامحسین مصاحب»، «ابوالقاسم گرجی»، «حسین کسمایی» و «محمدجعفر محجوب»، اما آنچه در سال رو به پایان تلخش سبب آرام و قرارم بود همنشینی با کتاب «شرق نزدیک در تاریخ» است.
«شرق نزدیک در تاریخ» به قلم دکتر فلیپ خوری حتی (۱۹۷۸-۱۸۸۶ م) استاد لبنانی-آمریکایی در دانشگاه پرینستون و دانشگاه هاروارد با ترجمه استاد قمر آریان زرینکوب (۱۳۹۱-۱۳۰۱ ش) کتابی است پرمحتوا و مطلب که نه فقط خوانندهاش را از تاریخ سیاسی صرف دور میکند بلکه او را به تاریخ قبل از تاریخ میبرد و به گسترهای میکشاند که «تمدن کنونی جهان از بسیاری جهات مرهون آن است.» (ص هفده)
کتاب میکوشد تا سهم اقوام ساکن در منطقه شرق نزدیک در ادواری که از سرگذراندهاند را در پیشرفت نوع انسان روشن کند، اما ادعایی هم به بررسی همهجانبه تاریخ منطقه مورد نظر را ندارد و حق هم همین است. نمیشود تاریخ پنج هزار ساله شرق نزدیک را که کشورهای امروزین ایران، ترکیه، عراق، سوریه، اردن، فلسطین، مصر و عربستان را در بر میگیرد در کتابی ۶۰۰ صفحهای گردآورد، اما به نظر میرسد، خواندن این اثر دامنهدار میتواند خواننده پیگیر را به سمت موضوعات و آثار دیگر بکشاند. (ص نوزده)
«شرق نزدیک در تاریخ» که در ۱۳۵۰ چاپ نخستش را تجربه کرد و در ۱۳۹۴ سومین چاپ را در انتشارات علمی و فرهنگی به خود دید، مختص استادان و پژوهشگران تاریخ و رشتههای مرتبط به آن نیست، اما «چیزی است که امروز دانشجویان تاریخ بیش از هر وقت به آن احتیاج دارند.» این کتاب شش بخش دارد که ذیل ۳۶ فصل موضوعاتش را به بحث گذاشته است.

فیلیپ خوری در بخش اول از «دوره پیش از خط» کارش را آغاز میکند و شرق نزدیک را در محل استقرار جهانیاش توصیف میکند، سپس از موقعیتهای جغرافیایی منطقه سخن میگوید و انسان را ابتدا در مقام گردآورنده غذا و بعد در مقام انسان صنعتگر، از سفالگر تا استخراجکننده فلزات معرفی میکند و او را به «سپیدهدم تاریخ» میرساند. تاریخی که با کتابت و تشکیلات اجتماعیاش آغاز میشود.
بخش دوم «دوران سامیها» نامگذاری شده و به ادوار سلسلهها و پادشاهان، مذهب و نوشتههای دینی و غیردینی و همکاریهای فرهنگی، ادبی و دینی اقوام این منطقه تمدنی اشاره دارد. نویسنده در فرازی از کتاب، وقتی به هنر در ایران میپردازد اینگونه نظر میدهد: «ساکنان فلات ایران در علم با ساکنان درههای فرات و نیل به هیچوجه نتوانستند رقابت کنند، اما از لحاظ هنری بر آنها برتری یافتند... یعنی در حدود ۴۰۰۰-۳۰۰۰ سال قم. این احساس و تعبیر هنری غالبا حالت استمرار و بیانقطاعی را در طی سالها حفظ کردند. ایرانیها... به طور کلی استعداد هنری عالیتری نشان داهاند تا همسایههای سامی خود. این مردمان در مدت ۴۰ قرن از به وجود آوردن کارهای قابل ذکر و عالی در زمینههای گوناگون، هرگز بازنایستادند...» (ص۹۵)
«عصر یونانی و رومی» به اسکندر و جانشینانش پرداخته و از فرهنگ یونانیمآبی و فرمانروایی رومی سخن گفته و فعالیتهای دینی مسیحیت و درخششهای کلیسا را مطرح کرده و گذری نیز به دوره بیزانس کرده است. دکتر خوری در این فصل اشارهای به خط و زبان ساسانیان هم میکند و مینویسد: «زبان و خط اشکانیان را ساسانیها به خط پهلوی (به معنی پارتی) حفظ کردند. پهلوی (فارسی میانه) خلفی است از پارسی کهن و سلفی است برای فارسی امروز... از جهات دیگر ساسانیها سنت هخامنشی را عمدا حفظ کردند و آن را به منزله غنیترین میراث خویش تلقی نمودند. کتب مقدس قدیم زردشتی که در مجموعه اوستا آمده است چندینبار ضبط شد و آخرین تحریر آن در آن زمان به وجود آمد...» (ص۱۹۸)
بخش چهارم کتاب «عصر اسلامی» نام دارد و با این نوشته آغاز میشود: «اقتران طلوع اسلام با پیدایش اعراب در صحنه بینالمللی، جریان تاریخ را در شرق نزدیک از بن دگرگون کرد... برقرار شدن نظم تازه را میتوان نشانهای تلقی کرد از پایان دوران باستان شرق نزدیک و از شروع دوران قرون وسطا در آنجا. برخلاف قرون وسطا در اروپا، که مشتمل بود بر سدههای سیاه، این دوره از دنیای اسلام روی هم رفته ممتاز بود به درخشندگی و افتخار. این عظمت ناگهان در نقطهای دور از انتظار و کمشناخته، یعنی حجاز آغاز شد و با ظهور مردی که در نوع خود بینظیر بود؛ محمد (ص).» (ص۲۰۱) سپس نویسنده در این بخش به پیغمبر اسلام، قرآن مجید، دین اسلام، دولت خلفا در مدینه و خلافت امویان و عباسیان و جامعه روزگارشان پرداخته و به چند دولت منطقهای در ایران، ترکیه، مصر و سوریه نیز اشاره میکند و گریزی نیز به جنگهای صلیبی میزند.
«ادوار جدید – عثمانیها و ایرانیها» بخش پنجم کتاب فلیپ خوری است و همانطور که از عنوان اصلی برمیآید به دو امپراتوری عثمانی و دولت همعرضش یعنی صفویان میپردازد و سپس دامنه بحث را به قاجاریه و رقابتهای بریتانیا، فرانسه و روسیه میکشاند و سرانجام به «پهلوی و تجددطلبی» آن اشاره میکند.
موضوع بخش پایانی کتاب «کشورهای عرب» است که بیش از ۱۲۰ صفحه را به خودش اختصاص داده، بعد از «عصر اسلام» پربرگترین بخش کتاب است که به نظر میرسد بیارتباط به تعلق خاطر نویسنده به قومیت عربیاش نباشد، آنچنان که مرحوم خانم دکتر قمر آریان در «دیباچه مترجم» نگاشته است: «نویسنده که خود مهاجر لبنانی است، نتوانسته همان علاقهای که درباره اعراب و عربیگری ابراز کرده است نسبت به کشورهای غیرعرب شرق نیز اظهار دارد و همین نکته سبب شده است در موارد جزئی مطالب کتاب پست و بلند به نظر آید و هماهنگ نباشد.» (ص هفده) به رغم این نقد به نظر میرسد این کتاب پرمحتوا را باید خواند و از تاریخ پیش از تاریخ تا سده اخیر آگاهی یافت و بلند و کوتاه اقوام ساکن در منطقه شرق نزدیک را شناخت.