
اقتصاد۲۴- با گذشت چند روز از اعلام تفاهم میان ایران و ایالات متحده، فضای سیاسی و رسانهای همچنان درگیر روایتهای متعارض از مفاد و ابعاد این تفاهم است. تقریبا هر رسانه، بر پایه منابع و ارزیابیهای خود، تصویری متفاوت از تعهدات متقابل تهران و واشینگتن ارائه میکند؛ از میزان کاهش تحریمها و چگونگی اجرای تعهدات هستهای گرفته تا دامنه همکاریهای اقتصادی و امنیتی. این تعدد روایتها نشان میدهد که تفاهم اخیر، بیش از آنکه به یک سند شفاف و نهایی شباهت داشته باشد، آغاز مرحلهای تازه از چانهزنی سیاسی و دیپلماتیک است؛ مرحلهای که در آن، تفسیر متن تفاهم به اندازه خود تفاهم اهمیت یافته است. در چنین فضایی، تداوم موضعگیریهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و اعضای ارشد دولت او، بهویژه جیدی ونس، صرفا واکنشهای رسانهای نیست، بلکه تلاشی برای مدیریت فضای داخلی آمریکا، اقناع مخالفان و ترسیم چارچوب اجرای توافق محسوب میشود. این اظهارات نشان میدهد که کاخ سفید، تفاهم با ایران را صرفا یک پرونده دوجانبه نمیداند، بلکه آن را بخشی از بازآرایی معادلات ژئوپلیتیکی خاورمیانه و سیاست خارجی دولت ترامپ تلقی میکند.
در سوی دیگر نیز نشانهها حاکی از آن است که تهران، با وجود تردیدها نسبت به آینده این مسیر و بیاعتمادی انباشته از تجربههای گذشته، تلاش دارد پنجرهای تازه برای کاهش فشارهای اقتصادی و تنشهای بینالمللی بگشاید. اظهارات محمدباقر قالیباف مبنی بر اینکه «اکنون باید سنگر را از نیروهای لانچر تحویل گرفت و مردم را از زیر فشار اقتصادی خارج کرد»، بازتاب همین رویکرد است؛ رویکردی که بر انتقال میدان از تقابل نظامی به رقابت دیپلماتیک و اقتصادی تأکید دارد. از این منظر، تفاهم اخیر نه پایان اختلافات، بلکه آغاز آزمونی دشوار برای سنجش اراده سیاسی دو طرف در عبور از بیاعتمادیهای مزمن و حرکت به سوی توافقی پایدار خواهد بود.
مجموعه مواضع دونالد ترامپ و جیدی ونس نشان میدهد دولت آمریکا تلاش دارد تفاهم با ایران را بهعنوان توافقی که همزمان منافع امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی واشینگتن را تأمین میکند، به افکار عمومی داخلی و متحدان منطقهای معرفی کند. در عین حال، این پیام نیز بهصورت مداوم تکرار میشود که تفاهم کنونی، توافقی نهایی نیست و ادامه آن کاملا به رفتار ایران وابسته خواهد بود. دونالد ترامپ در دیدار روز گذشته با عبدالفتح السیسی، همتای مصری خود، در حاشیه نشست گروه هفت در شهر ایویان فرانسه، تفاهم با ایران را عاملی برای کاهش تنش در منطقه و ثبات بازارهای جهانی انرژی توصیف کرد. او مدعی شد که بازگشایی کامل تنگه هرمز ظرف مدت کوتاهی انجام خواهد شد و همین تحول موجب کاهش قیمت نفت و بهبود شاخصهای اقتصادی شده است. از نگاه او، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، مهمترین دستاورد این تفاهم است و شکست مذاکرات میتوانست اقتصاد جهانی را با رکود و افزایش قیمت انرژی مواجه کند.
رئیسجمهور آمریکا در عین دفاع از این تفاهم، تأکید کرد که یادداشت موجود هنوز توافق نهایی محسوب نمیشود و جزئیات آن نیز منتشر نشده است. او تصریح کرد که برخلاف برخی ادعاها، هیچ تعهدی برای پرداخت مستقیم پول یا سرمایهگذاری آمریکا در ایران وجود ندارد و واشینگتن حتی «یک سنت» نیز در ایران سرمایهگذاری نخواهد کرد. بااینحال، او میان سرمایهگذاری مستقیم آمریکا و امکان حضور سرمایهگذاران سایر کشورها تفاوت قائل شد. ترامپ همزمان بر حفظ اهرم فشار علیه تهران تأکید کرد و مدعی شد تحریمها همچنان ابزار مؤثری هستند. او هشدار داد که اگر ایران به تعهدات خود پایبند نباشد یا رفتار مورد نظر واشینگتن را در پیش نگیرد، آمریکا گزینه نظامی، ازجمله ازسرگیری حملات را کنار نخواهد گذاشت. به این ترتیب، رئیسجمهور آمریکا تلاش کرد میان دیپلماسی و بازدارندگی نظامی نوعی توازن برقرار کند؛ به این معنا که تفاهم جایگزین فشار نیست، بلکه در کنار فشار تعریف میشود. در همین چارچوب، جیدی ونس نیز عصر سهشنبه به وقت محلی، در برنامه در مگین کلی از تفاهم با ایران دفاع کرد و آن را فراتر از یک توافق دوجانبه دانست. به گفته او، این روند بخشی از یک «توافق صلح منطقهای» است که علاوه بر ایران، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، اسرائیل و لبنان را نیز در بر میگیرد و میتواند زمینهساز بازآرایی نظم منطقهای باشد. معاون اول ترامپ بخش مهمی از سخنان خود را به پاسخگویی به مخالفان داخلی اختصاص داد. او از جریانهای تندرو و حامی مداخله نظامی انتقاد کرد و گفت برخی خواهان اعزام صدها هزار نیروی آمریکایی به منطقه هستند، در حالی که دولت ترامپ چنین رویکردی را نه ضروری میداند و نه به سود منافع آمریکا. وی تأکید کرد که تفاهم کنونی برخلاف «طرح مارشال» متکی بر منابع مالی مالیاتدهندگان آمریکایی نیست و هیچ هزینه مستقیمی برای واشینگتن ایجاد نمیکند. به گفته معاون رئیسجمهور آمریکا، منطق اصلی این تفاهم آن است که ایران تنها در صورت تغییر رفتار، امکان بهرهمندی از مزایای اقتصادی و جذب سرمایهگذاری خارجی را خواهد داشت. او توضیح داد که اگر کشورهای منطقه، ازجمله امارات متحده عربی، بخواهند در آینده در پروژههای اقتصادی ایران مشارکت کنند، این امر تنها در صورت تغییر رفتار تهران و تعدیل محدودیتهای ناشی از تحریمها امکانپذیر خواهد بود.
ونس همچنین با اشاره به اختلافنظرهای موجود در حزب جمهوریخواه، تأکید کرد که ائتلاف سیاسی حامی ترامپ مجموعهای متنوع از دیدگاهها را در بر میگیرد، اما اکنون همه باید از توافقی حمایت کنند که به اعتقاد دولت، امنیت آمریکا را بدون ورود به یک جنگ پرهزینه تأمین میکند. در مجموع، سخنان ترامپ و ونس نشان میدهد که دولت آمریکا میکوشد تفاهم با ایران را نه بهعنوان عقبنشینی، بلکه بهعنوان راهبردی برای مهار تهران، کاهش هزینههای نظامی آمریکا و ایجاد زمینه برای شکلگیری نظم جدید منطقهای معرفی کند؛ نظمی که تحقق آن را به تغییر رفتار ایران و استمرار پایبندی دو طرف به تعهداتشان گره میزند.
با وجود گذشت چند روز از اعلام تفاهم میان ایران و ایالات متحده، هنوز متن رسمی این تفاهمنامه منتشر نشده و همین موضوع به گمانهزنیهای گسترده درباره مفاد و ابعاد آن دامن زده است. مجموعه مواضع اخیر مقامهای آمریکایی نشان میدهد که واشینگتن دستکم در مقطع کنونی ترجیح داده است از انتشار جزئیات سند خودداری کند تا روند اجرای تفاهم و مدیریت حساسیتهای منطقهای با کمترین تنش پیش برود. این در حالی است که روایتهای متفاوت رسانهای از تعهدات دو طرف همچنان ادامه دارد و همین مسئله، فضای سیاسی پیرامون تفاهم را در هالهای از ابهام نگه داشته است.
در همین راستا، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرد دولت ترامپ هنوز متن یادداشت تفاهم را منتشر نکرده است، زیرا برخی میانجیها، از جمله پاکستان و قطر، از واشینگتن خواستهاند این اقدام با «ترتیب» و «زمانبندی» مناسبی انجام شود. ونس با اشاره به ملاحظات سیاسی و منطقهای افزود حساسیتهایی در جهان عرب و جهان اسلام وجود دارد و آمریکا تلاش میکند در انتشار جزئیات توافق، این ملاحظات را مدنظر قرار دهد تا روند شکلگرفته با چالشهای زودهنگام مواجه نشود.
بیشتر بخوانید:پشت پرده تفاهم ایران و آمریکا؛ از نفت تا صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری/ آیا تفاهم بورگن اشتوک قفل اقتصاد ایران را باز میکند؟
همزمان، کانال ۱۳ اسرائیل گزارش داد واشینگتن جزئیات تفاهم با ایران را حتی از اسرائیل نیز پنهان نگه داشته است. بر اساس این گزارش، دولت آمریکا نگران است تلآویو با افشای مفاد توافق، کارزاری رسانهای علیه آن به راه اندازد و روند اجرای تفاهم را با مانع روبهرو کند. همچنین یک مقام ارشد اسرائیلی نیز از وجود «بحران اعتماد» میان دو طرف خبر داده است. این گزارش همچنین به نگرانیهای امنیتی اسرائیل اشاره میکند. بر اساس این روایت، مقامات نظامی اسرائیل بیم آن دارند که امضای توافق، این رژیم را ناچار به عقبنشینی کامل از جنوب لبنان تا مرزهای بینالمللی کند؛ موضوعی که فراتر از وضعیت فعلی است و ارتش اسرائیل آمادگی لازم برای اجرای آن را ندارد. به همین دلیل، گزارشها از سردرگمی و بلاتکلیفی در میان فرماندهان و نیروهای نظامی این رژیم حکایت دارد.
در مقابل، دونالد ترامپ از انتشار متن تفاهم در آینده نزدیک خبر داد و مدعی شده: «نهتنها آن را منتشر میکنم، بلکه احتمالا یک نشست خبری برگزار خواهم کرد و متن آن را کلمهبهکلمه میخوانم تا رسانهها آن را بهدرستی پوشش دهند». رئیسجمهور آمریکا این تفاهم را «سندی بسیار مهم» توصیف کرد. ترامپ همچنین تأکید کرد از نگاه او، محور اصلی این تفاهم جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است و سایر موضوعات در اولویت بعدی قرار دارند. او افزود توافق را برای بررسی به کنگره آمریکا ارسال خواهد کرد و مدعی شد روابط تهران و واشینگتن اکنون وارد مرحلهای عادیتر شده است؛ اظهاراتی که نشان میدهد کاخ سفید در تلاش است ضمن حفظ محرمانگی مقطعی مفاد تفاهم، زمینه را برای مدیریت سیاسی و حقوقی آن در داخل آمریکا نیز فراهم کند.
بازار داغ گمانهزنی درباره متن تفاهم ایران و آمریکا؛ روایتهای متفاوت از یک توافق منتشرنشده
درحالیکه دولت آمریکا همچنان از انتشار رسمی متن یادداشت تفاهم با ایران خودداری میکند و مقامهای دو کشور نیز ترجیح دادهاند درباره جزئیات این سند سکوت اختیار کنند، فضای رسانهای بیش از هر زمان دیگری مملو از گمانهزنیها و انتشار متنهای منتسب به این تفاهمنامه شده است. به نظر میرسد خلأ اطلاعرسانی رسمی، زمینه را برای رقابت رسانهها در انتشار نسخههای ادعایی از توافق فراهم کرده است، بهگونهای که هر رسانه مدعی است به متن یا پیشنویس نهایی تفاهم دست یافته است. در تهران نیز تاکنون هیچ مقام رسمی جزئیات این سند را تأیید یا منتشر نکرده و موضع رسمی همچنان بر پرهیز از اظهارنظر درباره محتوای مذاکرات است. با این حال، طی روزهای اخیر چند رسانه منطقهای و بینالمللی متنهایی را منتشر کردهاند که اگرچه در کلیات شباهتهای قابل توجهی با یکدیگر دارند، اما در برخی بندهای مهم تفاوتهای معناداری نیز میان آنها دیده میشود.
پایگاه خبری بلومبرگ در گزارشی، متنی را به عنوان یادداشت تفاهم پایان جنگ میان ایران و آمریکا منتشر کرد که شباهت زیادی با نسخه منتشرشده از سوی العربیه انگلیسی دارد. این متن بر اعلام پایان فوری جنگ، تعهد متقابل تهران و واشینگتن به خودداری از اقدامات خصمانه، آغاز مذاکرات برای توافق نهایی ظرف ۶۰ روز، لغو محاصره دریایی ایران، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، رفع تدریجی تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و تأکید دوباره تهران بر عدم تولید سلاح هستهای استوار است.
در مقابل، العربیه انگلیسی نسخهای مفصلتر و ۱۴مادهای منتشر کرده که علاوه بر موارد فوق، جزئیات بیشتری درباره سازوکار اجرای توافق ارائه میدهد. در این نسخه، آمریکا متعهد میشود برنامهای برای بازسازی اقتصاد ایران با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری و تأمین مالی تدوین کند، تمامی تحریمهای اولیه، ثانویه و حتی تحریمهای مرتبط با قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام آژانس را در چارچوب توافق نهایی لغو کند و وزارت خزانهداری آمریکا نیز بلافاصله معافیتهایی برای صادرات نفت، محصولات پتروشیمی، خدمات بانکی، بیمه و حملونقل ایران صادر کند. همچنین ایجاد سازوکار مشترک برای نظارت بر اجرای توافق و تصویب توافق نهایی در قالب قطعنامه الزامآور شورای امنیت از دیگر بندهای این روایت است.
تابناک نیز متن دیگری را منتشر کرده و مدعی شده نسخه نهایی تفاهمنامه در اختیار این رسانه قرار گرفته است. بررسی این متن نشان میدهد در بخش عمدهای از مفاد، شباهت بسیار زیادی با نسخه العربیه دارد؛ از پایان جنگ و احترام به حاکمیت دو کشور گرفته تا جدول زمانی ۶۰روزه مذاکرات، رفع محاصره دریایی، خروج نیروهای آمریکایی، لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای ایران و تصویب توافق در شورای امنیت. تفاوتها عمدتا در نحوه نگارش، برخی واژگان حقوقی و ترتیب مواد دیده میشود و از منظر محتوایی اختلاف چشمگیری میان دو روایت وجود ندارد. در این میان، خبرگزاری مهر نیز با استناد به منبعی نزدیک به تیم مذاکرهکننده ایرانی، جزئیات دیگری از پیشنویس ۱۴مادهای منتشر کرده که در برخی بندها با روایتهای پیشین تفاوت دارد. مهمترین تفاوت این نسخه، اشاره به آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران در دوره مذاکرات است؛ موضوعی که در نسخههای بلومبرگ، العربیه و تابناک فقط به آزادسازی کلی داراییها اشاره شده و رقم مشخصی ذکر نشده است. همچنین مهر تصریح میکند بحث درباره برنامه موشکی ایران و حمایت از گروههای مقاومت به طور کامل از دستور مذاکرات خارج شده و توافق نهایی صرفا بر موضوعات هستهای، لغو تحریمها، سرنوشت مواد غنیشده و برنامه بازسازی اقتصادی متمرکز خواهد بود؛ نکتهای که در دیگر نسخههای منتشرشده با این صراحت دیده نمیشود.
با وجود این تفاوتها، مقایسه روایتهای منتشرشده نشان میدهد تقریبا همه آنها بر چند محور مشترک تأکید دارند؛ از جمله توقف فوری جنگ، آغاز مذاکرات برای توافق نهایی در بازهای ۶۰روزه، خودداری طرفین از اقدامات خصمانه، رفع محدودیتهای دریایی، کاهش فشارهای تحریمی، آزادسازی داراییهای ایران، تکرار تعهد تهران مبنی بر عدم دستیابی به سلاح هستهای و تصویب توافق نهایی در شورای امنیت سازمان ملل. در مقابل، اختلاف اصلی میان این روایتها بیشتر به سطح جزئیات، زمانبندی اجرای تعهدات، میزان امتیازات اقتصادی، رقم منابع مالی آزادشده یا سرمایهگذاری وعده دادهشده و دامنه موضوعات مذاکرات نهایی بازمیگردد. همین تفاوتها باعث شده است هیچیک از این متون تاکنون به عنوان نسخه قطعی یا نهایی تفاهمنامه مورد تأیید قرار نگیرد.