
اقتصاد۲۴- همزمان که سهامداران جاده مخصوص خود را برای برگزاری مجمع عمومی سالانه ایران خودرو آماده میکنند، انتشار گزارشهای مالی جدید این غول خودروسازی، علامت سؤالها و ابهامات کارشناسی بسیاری را در ذهن فعالان بازار سرمایه و تحلیلگران اقتصادی ایجاد کرده است.
بررسی صورتهای مالی اخیر نشان میدهد این مجموعه توانسته است زیان انباشته و سنگین حدود ۱۹ هزار میلیارد تومانی (۱۹ همت) سال گذشته را پشت سر بگذارد و ناگهان خبر از شناسایی سودی در حدود ۱۵۰ میلیارد تومان بدهد؛ چرخشی ۱۸۰ درجهای که در نگاه اول شبیه به یک معجزه مدیریتی در صنعت خودروسازی کشور به نظر میرسد.
اما آیا در واقعیت، جهش عملیاتی، افزایش چشمگیر تیراژ تولید یا تحولی ساختاری در فرآیندهای تولیدی رخ داده که به این سودآوری منجر شده است؟ یا اینکه با نوعی ساختاردهی و جابهجاییهای حسابداری در بدنه شرکتهای زیرمجموعه روبهرو هستیم؟ پرسش اساسی این است که چگونه شرکتی که همزمان با رشد هزینههای تولید و افت یا ثبات تیراژ دستوپنجه نرم میکند، ناگهان در ترازنامه مالی خود به سود میرسد؟

اگر به نامهنگاریهای رسمی مدیران ایران خودرو با نهادهای ناظر بازار سرمایه نگاه کنیم، علت این چرخش مالی در قالب سه محور اصلی توضیح داده شده است. مدیر عامل ایران خودرو در نامهای رسمی خطاب به مدیریت نظارت بر ناشران گروه صنعتی و معدنی سازمان بورس و اوراق بهادار، دلایل تغییر سود (زیان) عملیاتی سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۴۰۳ را در سه بند اصلی خلاصه و به افزایش درآمد عملیاتی ناشی از بهروزرسانی و اصلاح قیمت فروش محصولات در چند مرحله از سال، برنامهریزی برای ترکیب بهینه محصولات و تحقق درصد بالای برنامههای تولیدی علیرغم چالشهای محیطی و مدیریت هزینهها در بخش تامین مواد، قطعات و سایر هزینههای پشتیبانی و تولید اشاره میکند.
بر اساس این ادعا، اصلاح قیمت خودروها و مدیریت ترکیب فروش باعث شده تا درآمدهای عملیاتی شرکت ارتقاء یابد. اما نگاه دقیقتر به بندها و یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی، تصویر پیچیدهتر و متفاوتی را در برابر تحلیلگران قرار میدهد.

بررسی صورت سود و زیان جداگانه ایران خودرو و نگاهی به بخش «سایر درآمدها» نشان میدهد که بخش قابل توجهی از جهش درآمدهای شرکت، نه حاصل فروش خودرو در جادهها، بلکه حاصل آیتمهای غیرعملیاتی یا متفرقه در دفترچههای حسابداری است.
بر اساس دادههای این بخش، در حالی که سود حاصل از درآمد فروش اقساطی یا فروش ضایعات تغییر جدی نداشته، درآمد حاصل از «سرمایهگذاری در سهام شرکتها» و همچنین «سود ناشی از تسعیر داراییهای ارزی عملیاتی» رشد بسیار قابل توجهی را ثبت کرده است. به عنوان مثال، درآمد حاصل از سرمایهگذاری در سهام سایر شرکتها از حدود ۱.۹ همت به بیش از ۷.۸ همت رسیده است. همچنین سود ناشی از تسعیر داراییهای ارزی که در سال قبل ناچیز یا صفر بوده، رقم قابل توجهی بیش از ۵.۷ همت را نشان میدهد.
آیا این رشد درآمدهای غیرعملیاتی بهمعنای ورود «وجه نقد واقعی» یا بهبود راندمان خطوط تولید است؟ پاسخ کارشناسان منفی است؛ سود ناشی از تسعیر ارز تنها یک تعدیل ارزش ریالی ثبتشده در ترازنامه به دلیل نوسانات نرخ ارز است و جریان نقد جدیدی ایجاد نمیکند.


پیچیدهترین بخش این معما به معاملات درونگروهی و جابهجایی سهام در میان شرکتهای وابسته بازمیگردد. یادداشتهای مالی نشان میدهد بخش عمدهای از سود شناساییشده، ناشی از فروش سهام برخی شرکتها از جمله شرکت «نگار نصر» و سهام «بانک پارسیان» میان مجموعه شرکتهای زیرمجموعه ایران خودرو (مانند ایساکو، ایسپیکو و پاسادانا) بوده است.
با استناد به بندهای ۱۲ و ۱۴ صورتهای مالی ایساکو و گزارشهای حسابرسی، شرکتهای زیرمجموعه اقدام به واگذاری و نقلوانتقال سهام شرکت نگار نصر و بانک پارسیان به یکدیگر کردهاند.
بیشتر بخوانید: موج جدید گرانی؛ از کارخانه تا بازار/ چرا خودرو از توافق و سیاست هم فرمان نمیگیرد؟
همچنین، حسابرس مستقل در گزارشهای خود صراحتاً یادآور شده که این معاملات ماهیت «تکرارشونده» ندارند و حاصل نقلوانتقال درونگروهی میان شرکتهای وابسته به گروه اصلی هستند.
ضمن اینکه در جابهجاییهای صورتگرفته، شناسایی سود حاصل از فروش سهام در دفاتر شرکتهای فرعی ثبت شده و سپس این سود به صورت سود سهام به شرکت مادر منتقل شده است.
این نوع معاملات هرچند بر اساس استانداردهای قانونی حسابداری مجاز است و در صورتهای مالی منعکس میشود، اما پرسش اصلی سهامداران و ناظران این است که آیا فروش سهام از یک جیب گروه به جیب دیگر همان گروه، به معنای ایجاد ارزش واقعی در بازار خودرو کشور است؟

آمارها و تحلیلها نشان میدهد که تغییرات ناخالص فروش و بهای تمامشده تقریباً با یک نسبت یکسان رشد کردهاند؛ درآمدها حدود ۵۴ درصد و بهای تمامشده نیز حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است. این همپوشانی نشان میدهد که ایران خودرو عملاً نتوانسته هزینههای تولید خود را نسبت به درآمد فروش کاهش دهد، بلکه صرفاً افزایش قیمتهای مصوب، اثر تورمی هزینهها را پوشش داده است.
از سوی دیگر، شوکهای محیطی مانند محدودیتهای انرژی، تحریمهای تامین قطعات و تلاطمهای ارزی، امکان جهش جهشی در تیراژ تولید را محدود کرده بود. بنابراین، وقتی رشد تولید و افت هزینههای عملیاتی به اندازهای نبوده که چرخش ۱۹ همتی ایجاد کند، وزن اصلی این سودآوری بر دوش همین جابهجاییهای دفتری، تسعیر ارز و فروش سهام درونگروهی میافتد.
شفافیت، پایه و اساس اعتماد در بازار سرمایه است. سهامداران خرد و کارشناسان بورسی حق دارند پیش از تصمیمات نهایی در مجمع عمومی، جزئیات دقیق این خروج از زیان را بدانند. آیا سودی که امروز در صورتهای مالی خندهرو به نظر میرسد، پایداری عملیاتی دارد یا تنها یک مسکن حسابداری برای عبور از یک سال مالی خاص است؟
انتظار میرود هیئتمدیره و حسابرس مستقل ایران خودرو در آستانه مجمع عمومی، شفاف و واضح به این پرسشها پاسخ دهند که چه میزان از سود ۱۵۰ میلیارد تومانی ثبتشده حاصل عملکرد واقعی و فروش خودرو بوده و چه میزان حاصل معاملات سهام درونگروهی (مانند نگار نصر) و تسعیر ارز است؟ اثر واقعی این جابهجاییها بر جریان نقدینگی و جریان نقد عملیاتی شرکت چیست؟
پاسخ به این علامت سؤالها میتواند مرز میان «سودآوری واقعی و پایدار» و «تغییرات دفتری صورتهای مالی» را مشخص کند؛ مرزی که تعیینکننده مسیر آینده یکی از بزرگترین بنگاههای صنعتی کشور خواهد بود.