
اقتصاد۲۴- مس دیگر فقط یک فلز صنعتی نیست. توسعه شبکههای برق، انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی، مراکز داده، هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال، این فلز را به یکی از مواد اولیه راهبردی اقتصاد آینده تبدیل کرده است. برای ایران که از ذخایر قابل توجه مس برخوردار است، این تحول میتواند یک فرصت اقتصادی بزرگ باشد؛ فرصتی که البته تنها با استخراج بیشتر محقق نخواهد شد و به اکتشاف، سرمایهگذاری، فناوری، تکمیل زنجیره ارزش و سیاستگذاری باثبات نیاز دارد. با دکتر سید حجت زینلی، عضو انجمن مس ایران و مدیرعامل گروه شرکتهای مسکاوان درباره وضعیت تولید و مصرف مس ایران، ظرفیت صادراتی، آینده ذخایر کشور و همچنین برنامه توسعه مسکاوان و مجتمع مس عباسآباد گفتوگو کردهایم.
اگر بخواهیم از منظر اقتصاد ایران به صنعت مس نگاه کنیم، امروز این صنعت در چه نقطهای قرار دارد؟
به اعتقاد من ابتدا باید نگاهمان را به مس تغییر دهیم. مس دیگر فقط محصول یک معدن یا یک کارخانه نیست. هرجا صحبت از توسعه برق، نیروگاه، شبکه انتقال، خودروهای برقی، صنایع الکترونیک، مخابرات، مراکز داده، شهرهای هوشمند و اقتصاد دیجیتال باشد، مصرف مس وجود دارد؛ بنابراین مس بهتدریج به بخشی از زیرساخت توسعه اقتصادی کشورها تبدیل شده است.
ایران در سال ۲۰۲۵ بر اساس برآوردهای بینالمللی حدود ۳۶۰ هزار تن مس معدنی و در حدود ۳۳۰ هزار تن مس پالایششده تولید کرده است. برآورد مصرف داخلی مس پالایششده نیز حدود ۱۹۰ هزار تن بوده است. این یعنی ما هم بازار داخلی قابل توجهی داریم و هم امکان توسعه صادرات. اما نکته مهم اینجاست که مصرف داخلی مس در ایران هنوز ظرفیت رشد زیادی دارد. اگر توسعه شبکه برق، انرژیهای تجدیدپذیر، حملونقل برقی، صنایع پاییندستی و زیرساخت دیجیتال سرعت بگیرد، طبیعی است که تقاضای داخلی مس نیز افزایش خواهد یافت؛ بنابراین آینده صنعت مس ایران فقط صادرات نیست؛ ما باید همزمان یک بازار مصرف صنعتی قدرتمند در داخل ایجاد کنیم.

در حوزه صادرات وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
مطابق آمار رسمی اعلامی ایران در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰۹ هزار تن مس پالایششده صادر کرده است و بازارهای منطقهای نیز ظرفیت مناسبی برای محصولات مس ایران دارند. اما من معتقدم موضوع فقط افزایش عدد صادرات نیست؛ باید ببینیم چه چیزی صادر میکنیم. طبیعتاً هرچه بتوانیم از ماده معدنی به کنسانتره، از کنسانتره به کاتد و از کاتد به محصولات دارای ارزش افزوده بیشتر حرکت کنیم، ارزش اقتصادی ایجادشده برای کشور افزایش مییابد.
در برنامه هفتم توسعه نیز ارقام بزرگی برای صنعت مس دیده شده است. هدفگذاری تولید حدود ۳.۳ میلیون تن کنسانتره و ۸۰۰ هزار تن کاتد مطرح شده موضوعی که ما هم در مس کاوان دنبال میکنیم تا هم ظرفیت کنسانتره را افزایش دهیم و محصول کاتد را به تیراژ و توسعه بیشتری برسانیم تا بازار را توسعه دهیم.
اگر چنین ظرفیتی ایجاد شود، مس میتواند به یکی از پایههای جدی ارزآوری غیرنفتی ایران تبدیل شود. صحبت از ظرفیت صادرات چند میلیارد دلاری و حتی هدف صادرات ۱۰ میلیارد دلاری مس مطرح شده است. اما رسیدن به این عدد فقط با ساخت کارخانه اتفاق نمیافتد؛ اکتشاف، استخراج، انرژی، آب، ماشینآلات، حملونقل، تأمین مالی، بازار صادراتی و ثبات مقررات باید همزمان توسعه پیدا کنند.
یکی از بحثهای مهم درباره مس ایران، میزان ذخایر کشور است. واقعاً ایران چه میزان ذخیره مس دارد؟
در این زمینه باید با دقت صحبت کنیم؛ چون بعضی اعداد درباره «کانسنگ» است و بعضی درباره «مس محتوی» و گاهی این دو با یکدیگر مقایسه میشوند. آمارها هنوز شاید کاملا قطعی نشدهاند و برآوردهای متعددی وجود دارد.
برخی برآوردهای داخلی از شناسایی حدود ۳۰ میلیارد تن کانسنگ مس در ایران صحبت میکنند و حتی بر اساس تحلیل ظرفیتهای زمینشناسی، احتمال افزایش این عدد در نتیجه توسعه اکتشافات نیز مطرح شده است. رئیس انجمن زمینشناسی ایران اخیراً گفته است این ظرفیت در بلندمدت میتواند بسیار بیشتر از ذخایر شناختهشده فعلی باشد. از سوی دیگر فقط ذخایر زمینشناسی شناساییشده شرکت ملی صنایع مس ایران تا چهارماهه نخست ۱۴۰۴ حدود ۲۲.۲ میلیارد تن اعلام شده است؛ بنابراین آنچه برای بنده اهمیت بیشتری دارد این است که ایران هنوز پایان اکتشاف مس خود را ندیده است. ما بخش بزرگی از ظرفیتهای عمقی کشور را هنوز به شکل کامل اکتشاف نکردهایم.
یعنی احتمال میدهید در آینده ذخایر مس ایران افزایش محسوسی پیدا کند؟
قطعاً ظرفیت آن وجود دارد؛ ولی اکتشاف باید واقعی، علمی و عمیق باشد. بخش زیادی از معدنکاری گذشته ما مبتنی بر ذخایر سطحی یا اکتشافات با عمق محدود بوده است. آینده اکتشاف در دنیا به سمت ژئوفیزیک پیشرفته، مدلسازی سهبعدی، دادههای ماهوارهای، حفاری عمیق و تحلیل داده حرکت کرده است.
ممکن است امروز درباره رتبه پنجم، ششم یا عدد دیگری برای ایران صحبت شود؛ رتبهبندی هم بر اساس تعریف ذخیره و منابع تغییر میکند. مهمتر از رتبه این است که بدانیم چقدر از ظرفیت زمینشناسی را به ذخیره اقتصادی قابل استخراج تبدیل کردهایم.
ذخیره روی کاغذ ثروت نیست. ذخیره زمانی ثروت ملی میشود که بتوانیم آن را اقتصادی اکتشاف کنیم، مسئولانه استخراج کنیم، با راندمان بالا فرآوری کنیم و در نهایت به محصولی قابل فروش در بازار داخلی یا جهانی تبدیل کنیم. اگر فقط به عدد ذخایر افتخار کنیم، توسعه اتفاق نمیافتد؛ باید ذخیره را به زنجیره ارزش تبدیل کنیم.
با این نگاه، چه جایگاهی برای بخش خصوصی در آینده مس ایران قائل هستید؟
بخش خصوصی میتواند نقش بسیار موثرتری داشته باشد. دولت و مجموعههای بزرگ طبیعتاً محورهای اصلی صنعت مس ایران هستند، اما معادن متوسط، ذخایر پراکنده، پروژههای فرآوری تخصصی و بسیاری از فرصتهای اکتشافی حوزهای هستند که بخش خصوصی میتواند در آنها بسیار سریعتر و منعطفتر عمل کند.
معدنکاری البته فعالیت سادهای نیست. سرمایهبر، زمانبر و پرریسک است. ممکن است سالها روی یک محدوده سرمایهگذاری کنید تا به ذخیره اقتصادی برسید؛ بنابراین سرمایهگذار معدنی بیش از هرچیز به ثبات نیاز دارد؛ ثبات مقررات، امنیت سرمایهگذاری، امکان تأمین ماشینآلات، انرژی، سوخت، مواد ناریه و امکان منطقی صادرات. بخش خصوصی از دولت انتظار معجزه ندارد؛ انتظار دارد محیط فعالیت اقتصادی قابل پیشبینی باشد.
مسکاوان در چنین فضایی چه جایگاهی برای خود تعریف کرده است؟
ما در مسکاوان از ابتدا تلاش کردهایم خودمان را فقط یک شرکت استخراجکننده نبینیم. نگاه ما ساختن یک مجموعه تخصصی در حوزه فلزات غیرآهنی است؛ مجموعهای که از اکتشاف و استخراج آغاز میکند، وارد فرآوری میشود و تا محصول نهایی و بازار حرکت میکند.
امروز گروه شرکتهای مسکاوان عملیات چندین سایت معدنی را در کشور مدیریت میکند و فعالیت آن از کنسانتره مس تا کاتد و پروژههای پلیمتال توسعه پیدا کرده است. هدف ما بزرگشدن صرف نیست. میخواهیم در بخش خصوصی یک مجموعه حرفهای، فناور، دادهمحور و دارای زنجیره ارزش کامل باشیم.
معدن مس عباسآباد چه جایگاهی در این استراتژی دارد؟
این مجنمع را باید هسته تاریخی و عملیاتی مسکاوان دانست. فعالیت این مجموعه از سال ۱۳۸۶ آغاز شده و معدن و کارخانه آن در محور شاهرود–سبزوار و در منطقه عباسآباد قرار دارد. امروز عملیات اکتشاف و استخراج در زونهایی مانند حمامی، دامنجلا، معدن بزرگ و چقندرسر انجام میشود و کارخانه فرآوری نیز با ظرفیت بیش از ۴۳۰ هزار تن خوراک در سال فعالیت میکند. اما برای ما اهمیت عباسآباد فقط ظرفیت فعلی نیست؛ این مجتمع بستری است که میخواهیم مدل معدنکاری جدید خود را در آن توسعه دهیم.
ما در فرآوری به سمت استفاده از فناوری XRT Sorting رفتهایم؛ یعنی بخشی از باطله و سنگ کمعیار قبل از ورود به مدار فلوتاسیون و آسیا از خوراک جدا شود. نتیجه چنین رویکردی کاهش مصرف انرژی و آب، کاهش بار تجهیزات و افزایش عیار خوراک ورودی کارخانه است. این همان جایی است که فناوری مستقیماً وارد اقتصاد معدن میشود.
برنامه توسعه عباسآباد چیست؟
یکی از پروژههای جدی ما توسعه خط دوم فرآوری است. هدفگذاری انجامشده این است که ظرفیت خوراک مجموعه با توسعه فاز دوم و تجهیزات جدید، تا حدود ۱.۱ میلیون تن در سال افزایش پیدا کند. استفاده از فناوریهایی مانند SAG Mill و توسعه مدارهای جدید فرآوری نیز در همین مسیر تعریف شده است. اگر این توسعه طبق برنامه پیش برود، عباسآباد از یک مجتمع معدنی متوسط به یک مجموعه بزرگتر و اثرگذارتر در تولید کنسانتره بخش خصوصی تبدیل خواهد شد. چشمانداز اعلامشده ما قرار گرفتن مسکاوان در جمع شرکتهای شاخص و پنج تولیدکننده مهم کنسانتره مس در بخش خصوصی کشور است. البته افزایش ظرفیت بهتنهایی موفقیت نیست؛ باید همراه با افزایش بازیابی، کاهش بهای تمامشده، مدیریت آب و انرژی، ایمنی و توسعه اکتشاف باشد.
در کنار عباسآباد، سایر معادن و شرکتهای گروه چه نقشی دارند؟
استراتژی ما تنوع هفدغمند در حوزه فلزات غیرآهنی است.
در استان مرکزی، شرکت نوید فرآیند البرز با استفاده از روشهای نانو لیچیمگ و هیپ لیچینگ و SX-EW در حوزه تولید کاتد فعالیت دارد و معادن پرندک، زاویه و مامونیه پشتوانه تأمین خوراک آن هستند. محصول این مجموعه کاتد با خلوص ۹۹.۹۹ درصد است و برنامه توسعه ظرفیت تولید نیز همواره دنبال میشود.
در کنار آن، ورود به شرکت صنعتی و معدنی مفرغ مس سربند برای ما یک گام متفاوت بود. این مجموعه در منطقه شازند استان مرکزی روی کانسنگهای مس و قلع کار میکند. اهمیت این پروژه برای ما فقط مس نیست؛ توسعه فناوری فرآوری قلع و ایجاد توان تولید این فلز در کشور نیز یک فرصت صنعتی مهم محسوب میشود.
این یعنی در آینده، مسکاوان را فقط با یک معدن نمیبینیم؛ هدف ما شکلگیری یک پرتفوی حرفهای از ذخایر و پروژههای فلزات غیرآهنی است.
فناوری و هوشمندسازی در این توسعه چقدر جدی است؟
فناوری موضوع تبلیغاتی نیست؛ مسئله اقتصادی معدن است. وقتی عیار کاهش پیدا میکند، انرژی گران میشود، آب محدود است و ماشینآلات هزینه بالایی دارند، دیگر نمیتوان با همان مدل معدنکاری گذشته کار کرد. معدن آینده یک سامانه دادهمحور است. از مدلسازی ذخیره و طراحی استخراج گرفته تا دیسپچینگ ماشینآلات، کنترل مصرف سوخت، تعمیرات پیشبینانه، آنالیز عیار، کنترل کارخانه، بازیابی فلز و مدیریت انرژی باید بر اساس داده تصمیمگیری شود. در عباسآباد حرکت به سمت XRT، مانیتورینگ فرآیند و توسعه سیستمهای کنترلی بخشی از همین مسیر است. من معتقدم بخش خصوصی اگر میخواهد در آینده معدن ایران بماند، چارهای جز حرکت به سمت بهرهوری و فناوری ندارد.
در نهایت، چشمانداز شما برای صنعت مس ایران و مسکاوان چیست؟
نسبت به آینده مس ایران خوشبین هستم، اما این خوشبینی مشروط است. جهان به مس بیشتری نیاز خواهد داشت. حتی برآوردهای بینالمللی نشان میدهد رشد تقاضا در سالهای آینده ادامه دارد و محدودیت توسعه معادن جدید میتواند بازار را با کمبود عرضه مواجه کند. ایران ذخیره دارد، تجربه معدنکاری دارد، نیروی متخصص دارد و به بازارهای بزرگ منطقهای نیز نزدیک است. آنچه نیاز داریم سرمایهگذاری، فناوری و مهمتر از همه ثبات در تصمیمگیری است.
در مسکاوان نیز چشمانداز ما روشن است: توسعه ذخایر، افزایش ظرفیت کارخانه فرآوری مجتمع مس عباسآباد، توسعه زنجیره کنسانتره تا کاتد، گسترش پروژههای فلزات غیرآهنی، افزایش بهرهوری و حرکت به سمت معدنکاری هوشمند. ما قرار نیست صرفاً کانسنگ بیشتری استخراج کنیم؛ باید ارزش بیشتری از هر تن گانسنگ ایجاد کنیم. اگر این نگاه در سطح ملی نیز شکل بگیرد، مس میتواند یکی از پایههای مهم اقتصاد غیرنفتی ایران در دهه آینده باشد. همچنان معتقدم معدن فقط محل استخراج نیست؛ محل ساختن آینده است.