تاریخ انتشار: ۱۰:۳۸ - ۰۱ مهر ۱۴۰۵

چه کار کردی که این بلا سرت آمد؟؛ زخم‌های ناتمام قربانیان اسیدپاشی از جراحی تا خانه‌نشینی

یک روانپزشک گفت: «بسیاری از بازماندگان اسیدپاشی با مشکلاتی مانند کابوس، فلش‌بک، بی‌خوابی، افسردگی، اضطراب اجتماعی، ترس از حضور در جمع یا نگاه‌کردن به آینه، خشم، احساس گناه و شرم مواجه هستند.»
قربانی اسیدپاشی

اقتصاد۲۴- «یک بار در مترو، بچه‌ای کوچک به من لگد زد و بعد به مادرش گفت چرا این شکلی شده؟ مادرش جواب داد، چون کار بدی کرده، خدا این‌طوریش کرده. بعد بچه شروع کرد به لگدزدن و گفت تو کار بدی کردی». این بخشی از روایت زنی است که اسید ظاهرش را تغییر داده است.

فعالان حوزه حمایت از قربانیان اسید تأکید دارند جامعه تصور می‌کند علت اسیدپاشی به مسائل ناموسی برمی‌گردد، اما دلایل اسیدپاشی بسیار متنوع‌تر از این است. با این حال، در روایت بیشتر قربانیان، آنها از برچسب‌زنی‌های مکرر جامعه می‌گویند؛ از اینکه سؤال همیشگی از آنها این است: «چه کار کردی که این بلا سرت آمد؟». این در حالی است که در بسیاری از این پرونده‌ها، اسیدپاشی به دلایلی مانند خشم و جنون آنی، حسادت یا ناتوانی در حل اختلافات اتفاق افتاده است.

ورود به گیشه

این گزارش زندگی آدم‌هایی را روایت می‌کند که در چند لحظه دگرگون شده؛ زنان و مردانی که پس از اسیدپاشی، با طردشدن از سوی جامعه، از دست دادن شغل و خانه‌نشینی مواجه شده‌اند و در مواردی، عاملان این اتفاق هم مجازاتی متناسب با آسیبی که به زندگی آنها وارد کرده‌اند، تجربه نکرده‌اند. در همین وضعیت است که با یک جست‌وجوی ساده در رسانه‌ها، مشخص می‌شد فقط در یک ماه اخیر، سه مورد اسیدپاشی خبرساز شده است.

دیگر نتوانستم معلم باشم

قرار بود معلم آموزش و پرورش شود، اما وقتی صورتش با اسید آسیب دید، شغل مورد علاقه‌اش را هم از دست داد و اجازه معلمی به او ندادند. «م. ر» مرد جوانی است که همسر سابقش یک روز با برنامه قبلی در خیابان به صورتش اسید پاشید و باعث ازبین‌رفتن پوست کل صورت و نابینایی کامل او شد. حالا ۱۶ سال از آن روز می‌گذرد و «م. ر» درباره روز‌های بعد از این تغییر در زندگی‌اش می‌گوید، اینکه چه شرایط سختی داشته که بعد از چند مدرک دانشگاهی، «بابا آب داد» را با خط بریل یاد بگیرد: «از هر جهت سخت است. یکی از آنها جراحی‌های پشت سر هم است. مثلا برای جراحی پلکم شش بار به اتاق عمل رفتم، برای گردنم پنچ بار و نتیجه هیچ‌یک از جراحی‌ها آن‌طورکه می‌خواستم نشد.

پوست به مرور جمع می‌شود و دوباره وضعیت آن قسمت تغییر می‌کند. یعنی ممکن است یک عمل انجام بدهی و مدتی بعد دوباره نیاز به جراحی داشته باشی. سال ۸۹ هزینه درمان صورتم حدود ۱۰۰ میلیون تومان شد. خانه پدرم آن موقع حدود ۷۰ میلیون تومان قیمت داشت. تمام پولی که داشتیم، قرض‌هایی که گرفتیم و وسایلی که فروختیم، صرف درمان شد. در نهایت خانه هم فروخته و آسیب مالی به کل خانواده وارد شد. حتی آسیب غیرمالی هم داشتیم. بعد از این ماجرا خواهرم خواستگاری داشت که وقتی متوجه شد صورت من با اسید سوخته، مراسم را به هم زدند».

با وجود چالش‌های زندگی «م. ر» بعد از اسیدپاشی، پرونده بدون اعمال مجازات بسته شد. او ادامه می‌دهد: «در دوره‌ای، افرادی به عنوان واسطه برای حل‌وفصل پرونده وارد ماجرا شدند و قرار بود در ازای رضایت خانواده طرف مقابل، هزینه‌های درمان تأمین شود. مهم‌ترین مسئله برای من این بود که هرچه زودتر بینایی‌ام را به دست بیاورم. پزشکان گفته بودند ممکن است بینایی‌ام را از دست بدهم. به همین دلیل دنبال این بودم که پول درمانم تأمین شود و بتوانم سریع‌تر درمان را ادامه بدهم. در نهایت رضایت داده شد، اما بعد از آن، هزینه‌های درمانی به ما پرداخت نشد؛ چون متن رضایت‌نامه را لحظه آخر تغییر داده بودند.

من که نمی‌توانستم ببینم، پدرم هم نسخه آخر را ندیده امضا کرد. از سال ۹۳ تا حدود سال ۹۷ پیگیری کردیم تا پرونده را دوباره از جنبه عمومی به جریان بیندازیم. در نهایت حکمی صادر شد که مجازات تعیین‌شده برای متهم به پرداخت جریمه نقدی محدود شد و این خانم به زندان نرفت». او درباره وضعیت کارش می‌گوید: «برای اینکه بتوانم روی پای خودم بایستم، تلاش کردم مهارت‌هایی یاد بگیرم. آموزش‌های مربوط به کار با رایانه، تلفن همراه و برخی مهارت‌های مرتبط با نابینایی را دنبال کردم ولی درآمد‌ها بسیار کم است».

به صورتم نگاه می‌کنند و خدا را شکر می‌کنند

۱۵ سال از آن روز می‌گذرد که جنونی لحظه‌ای، زندگی خانواده را زیرورو کرد. خواهر همسر با بیماری روان‌پزشکی «جنون» برای شرکت در یک مراسم خانوادگی، از بیمارستان مرخص شد و در همان چند روز، یک روز صبح اسید را به سمت «م. ع» و دختر ۱۴ساله‌اش پاشید. به‌دنبال این اتفاق، بخش قابل توجهی از پوست صورت، دست و بدن آنها از بین رفت. این مادر میانسال از رنج پدرش می‌گوید که بعد از این ماجرا تاب نیاورد و جان باخت: «وقتی از بیمارستان مرخص شدم، به چشم دیدم که خواهرانم پیر شدند. پسرم کلاس اول ابتدایی بود و لابه‌لای موهایش موی سفید پیدا می‌کردم. تا این اندازه همه تحت تأثیر قرار گرفته بودند». او ادامه حرف‌هایش را می‌گیرد: «آسیب جسمی یک طرف ماجرا بود و آسیب روانی طرف دیگر. نیمی از صورت دخترم آسیب دید و شاید یکی از آزاردهنده‌ترین چیز‌ها برایش این بود که مردم بدون اینکه ارتباطی با او داشته باشند، اولین سؤالشان این بود که چه اتفاقی برای صورتت افتاده. حتی برای انجام ساده‌ترین کار‌های روزمره مجبور بود درباره حادثه توضیح بدهد؛ از خرید نان تا حضور در مدرسه و تلاش برای پیداکردن شغل. حتی یک بار برای شغل فروشندگی فقط به صورتش نگاه کردند و گفتند نمی‌توانیم به تو کار بدهیم. همین برخورد‌ها بیشتر از خیلی چیز‌های دیگر درد دارد».

این مادر میانسال درباره خودش می‌گوید؛ از زندگی با بدنی آسیب‌دیده از اسید: «تمام صورتم، یک دستم و بخش‌هایی از بدنم آسیب دید. چشم‌هایم هم در وضعیت بسیار بدی قرار گرفتند و پزشکان می‌گفتند ممکن است نیاز به تخلیه چشم داشته باشم. بینایی‌ام خیلی کم شده، اما خوشبختانه چشم‌هایم تخلیه نشد. تا مدت‌ها زخم‌هایمان تازه بود و مرتب تحت درمان و عمل قرار می‌گرفتیم. بعضی تصمیم‌های پزشکی هم برای ما عوارض بیشتری ایجاد کرد.

مثلا آسیب ابروی دخترم خیلی زیاد نبود، اما بعد از یک اقدام درمانی، بخش بیشتری از ابرو از بین رفت. به همین دلیل همیشه می‌گویم برای چنین آسیب‌هایی نباید عجولانه تصمیم گرفت و بهتر است پیش از هر اقدامی با چند پزشک متخصص مشورت شود. با این حال بعضی درد‌ها در اتاق عمل هم خوب نمی‌شود. بعضی‌ها خیلی راحت می‌گویند حیف شد، چقدر زیبا بودی یا بعضی‌ها هم می‌پرسند چه کار کرده‌ای که این بلا سرت آمده. هنوز هم این حرف‌ها را می‌شنویم. یک بار در مترو، بچه‌ای کوچک به من لگد زد و بعد به مادرش گفت چرا این شکلی شده؟ مادرش جواب داد، چون کار بدی کرده، خدا این‌طوری‌اش کرده است. بعد بچه شروع کرد به لگدزدن و گفت تو کار بد کردی. این حرف برای من خیلی سنگین بود و دوباره سوختم».


بیشتر بخوانید:اختلافات دنباله‌دار دو برادر به اسیدپاشی منجر شد


روند قضائی این پرونده نیز مانند بسیاری از پرونده‌های مشابه به جایی نرسیده است: «فردی که اسیدپاشی کرده بود بیماری جدی روان‌پزشکی داشت و در طول مجازات بیشتر در بیمارستان روان‌پزشکی بستری بو‌د. در آخر هم گفتند در زندان جان باخته. در نهایت مجازات خاصی نداشت، تنها کاری که برایمان کردند این بود که همسرش پیکانش را فروخت و بخش کمی از هزینه عمل‌های ما را پرداخت کرد. ما یک خانه ویلایی داشتیم، آن را هم فروختیم تا درمان کنیم». او می‌گوید اکنون در یک شرکت‌های خدماتی کار می‌کند. بار‌ها پیش آمده تا جلوی در خانه مردم رفته و آنها با دیدن چهره‌اش گفته‌اند کارگر نمی‌خواهیم: «این برای من بسیار درد دارد. حتی گاهی به صورتم نگاه می‌کنند و جلوی خودم خدا را شکر می‌کنند که صورت سالمی دارند».

اسید فقیرم کرد و خانه‌نشین شدم

صورت جوانش با اسید شکل دیگری پیدا کرده است. دیگر خبری از چشمان درشت و ابرو‌های مشکی‌اش نیست. تنها بینایی یک چشم، آن‌هم بسیار محدود، باقی مانده است. از بین حرف‌های این مادر ۳۲‌ساله، مشخص است که در این سه سال بعد از حادثه هر زمان جلوی آینه می‌رود، روز اسیدپاشی و آن غروب برایش تداعی می‌شود. پسر همسایه قصد دوستی با دختر نوجوان این مادر را داشت که به درگیری بین دو خانواده رسید. یک روز پسر همسایه سوار بر موتور، اسید را به صورت این زن پاشید. از آن روز داستان زندگی «م. الف» دگرگون شد. حس طرد‌شدگی و هزینه‌های بالای جراحی و درمان بخش جدانشدنی زندگی این زن شد؛ زنی که به گفته خودش خیاط ماهری بود ولی به دلیل بینایی کم مجبور به ترک کار مورد علاقه‌اش شد: «وقتی این اتفاق برایم افتاد، بینایی یکی از چشم‌هایم را از دست دادم و صورتم به‌شدت آسیب دید.

چندین عمل جراحی انجام داده‌ام و هنوز هم درمانم ادامه دارد. دیگر مثل روز‌های اول هزینه درمان ماهانه ندارم، اما همچنان برای جراحی‌ها باید هزینه کنم. ماه آینده احتمالا دوباره باید برای چشمم هزینه کنم. با وجود کمک‌هایی که برخی افراد به من کرده‌اند، هنوز فقط بابت یکی از عمل‌هایی که سال گذشته انجام دادم، ۸۰ میلیون تومان بدهکارم و نتوانسته‌ام آن را پرداخت کنم. قبل از این اتفاق، از صبح سر کار می‌رفتم، خیاطی حرفه تخصصی من بود، اما حالا یک چشمم که بینایی ندارد، بینایی چشم دیگر هم آن‌قدر کم شده که نمی‌توانم کار‌های ظریف مثل خیاطی انجام بدهم. الان بیشتر روز‌ها از صبح تا شب در خانه هستم؛ غذا برای بچه‌ها درست می‌کنم و خانه را تمیز می‌کنم. عملا دیگر نمی‌توانم کاری انجام بدهم».

از دختر و پسر نوجوانش می‌گوید که تا قبل از این اتفاق شاگرد‌های ممتاز مدرسه بودند و زندگی معمولی آنها در جریان بود: «قبل از این اتفاق درسشان خیلی خوب بود و خیلی هم دوست داشتند ادامه تحصیل بدهند. اما برای هزینه درمان، مجبور شدیم خانه‌مان را عوض کنیم، چون دیگر پول نداشتیم. بچه‌ها هم دیگر نتوانستند مدرسه بروند و مجبور شدند کار کنند. یکی فروشندگی می‌کند و دیگری در یک شیرینی‌پزی کار می‌کند. خیلی ناراحتم که بچه‌هایم در این سن مجبورند کار کنند و من نمی‌توانم کاری برایشان انجام بدهم. امیدوارم اتفاقی بیفتد و بتوانند دوباره درسشان را ادامه دهند». او از تغییر روابط اطرافش توضیح می‌دهد که بیشتر آدم‌ها از آنها فاصله گرفته‌اند، حتی پدر خانواده. او ادامه می‌دهد:

«از وقتی صورتم این‌طور شد، آدم‌های دور و برم کم‌کم کمتر شدند. ارتباط خیلی‌ها با من قطع شد. این موضوع برایم خیلی دردناک بود، اما بعد از مدتی دیدم دیگر نباید از کسی توقعی داشته باشم. الان من و بچه‌هایم تقریبا تنها هستیم، دوست و فامیل کمی در کنارمان مانده‌اند. حتی چند ماه بعد از این اتفاق، همسرم به من خیانت کرد و من دیگر نخواستم در زندگی‌مان باشد. ۱۵۰ میلیون تومان به او دادم تا به بچه‌هایم کاری نداشته باشد، در حالی که خودم هزینه عمل‌هایم را نداشتم». او از روند پرونده می‌گوید که، چون عامل اسید‌پاشی زیر سن قانونی است، فقط چند سال زندان می‌رود: «پرونده آن‌طورکه باید به جای خاصی نرسید. کسی که اسید روی من ریخت، زیر سن قانونی بود. شاید چند سالی زندان برود و بعد زندگی‌اش را ادامه بدهد، اما زندگی من و دو بچه‌ام تا آخر عمر خراب شده است. قبل از اسیدپاشی یک زن فعال بودم، برای خودم کار داشتم، درآمد داشتم و مستقل بودم. هر روزم با انرژی شروع و تمام می‌شد. حالا با یک صورت زخمی و دست‌هایی که مرتب تحت عمل جراحی قرار می‌گیرند، بیشتر روز‌ها در خانه نشسته‌ام. بچه‌هایم که همیشه درسشان خوب بود، حالا به جای مدرسه سر کار می‌روند. این زندگی من بعد از اسیدپاشی است».

یک قانون بی‌حمایت

«محمدرضا مقدم»، وکیل پایه‌یک دادگستری و وکیل «م. الف» است. او درباره آخرین وضعیت پرونده اسیدپاشی این قربانی و مجازات اسید‌پاشی به «شرق» می‌گوید: «رسیدگی قضائی به پرونده پس از حدود سه سال به مراحل پایانی رسیده است. در جریان تحقیقات پلیسی و بازبینی دوربین‌های مداربسته و شبیه‌سازی انجام‌شده توسط پلیس آگاهی استان البرز، مشخص شد که از دو نفر حاضر در محل، پسری ۱۴‌ساله اقدام به اسیدپاشی کرده است؛ بنابراین موضوع قصاص منتفی شد. خانواده این کودک تمکن مالی لازم برای پرداخت دیه را نداشتند و پرونده به دادگاه تجدیدنظر رفت و پس از بررسی، ناتوانی مالی خانواده احراز شد. در نهایت حکم پرداخت دیه از بیت‌المال صادر شد.

اکنون پرونده در وزارت دادگستری است تا اعتبار آن تأمین شود و خسارت از محل بیت‌المال پرداخت شود. البته مسئله در پرونده‌هایی از این‌دست، فقط تعیین مجازات نیست و در مورد کودکان باید به اقدامات تأمینی و تربیتی و نظارت بر رفتار آنها توجه بیشتری شود. حتی نهایت مجازات قانونی برای یک طفل در چنین شرایطی یک سال حبس باشد، از نظر من کافی نیست. البته وقتی با فرد زیر سن بلوغ مواجه‌ایم، موضوع فقط مجازات نیست و موضوع تربیتی مطرح است». مقدم از روند رسیدگی به پرونده‌های مشابه می‌گوید: «در چنین پرونده‌هایی که با یک جنایت سنگین مواجه‌ایم، مقام قضائی می‌تواند از ظرفیت نظارت قضائی و اقدامات حفاظتی استفاده کند. مثلا در صورت وجود شرایط قانونی، امنیت فرد آسیب‌دیده و محل سکونت او تأمین شود یا برای فرد متهم نظارت‌های مشخصی تا زمان تعیین تکلیف نهایی پرونده در نظر گرفته شود تا امکان ایجاد آسیب مجدد وجود نداشته باشد. قانون تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزه‌دیدگان در سال ۱۳۹۸ ظرفیت‌هایی برای حمایت بیشتر از قربانیان ایجاد کرده است. 

قانون تشدید مجازات اسیدپاشی نوآوری‌هایی دارد و یکی از موارد مهم آن، حمایت از فرد آسیب‌دیده در زمینه هزینه‌های درمانی است. قربانی اسیدپاشی که علاوه بر آسیب جسمی، سال‌ها با هزینه‌های سنگین درمان و جراحی مواجه است، نباید برای دریافت هزینه‌های درمانی دوباره وارد فرایند طولانی دادرسی شود. قانون خاص برای حمایت از افرادی که دچار اسیدپاشی شده‌اند، باید به شکلی اجرا شود که فرد آسیب‌دیده بتواند هزینه‌های درمانی خود را براساس نظر کارشناسی مطالبه کند، بدون اینکه دوباره مجبور شود یک پرونده حقوقی جداگانه تشکیل دهد و مراحل جدید دادرسی را طی کند. از نظر من، ارجاع قربانی به یک فرایند قضائی مجدد با هدف حمایت ویژه‌ای که قانون‌گذار برای قربانیان اسیدپاشی در نظر گرفته، همخوانی ندارد».

ترس از نگاه‌کردن به آینه

فرشاد پورذرابیان، روان‌پزشک و روان‌درمانگر انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی است. او درباره تروما‌های پیچیده قربانیان می‌گوید: «بسیاری از بازماندگان اسیدپاشی با مشکلاتی مانند کابوس، فلش‌بک، بی‌خوابی، افسردگی، اضطراب اجتماعی، ترس از حضور در جمع یا نگاه‌کردن به آینه، خشم، احساس گناه و شرم مواجه هستند. این آسیب‌ها در کنار صدمات جسمی و درمان‌های طولانی‌مدت، بخش مهمی از زندگی فرد پس از حادثه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

از طرفی حس طرد‌شدگی همیشه همراه آنها‌ست. خیلی وقت‌ها این افراد از سوی خانواده، همسر، دوستان نزدیک، محیط کار و حتی در برخی موارد از خدمات اجتماعی محروم می‌شوند». او ادامه می‌دهد: «نگاه ترحم‌آمیز، پرسش‌های کنجکاوانه درباره حادثه، پرهیز از ازدواج یا استخدام فرد آسیب‌دیده و حتی جملاتی مانند اینکه «ببین چه کاری انجام دادی که این نتیجه کارت است»، زخم‌هایی هستند که پس از حادثه بار‌ها تکرار می‌شوند. این واکنش‌های اجتماعی می‌تواند آسیب اولیه را به زخمی مستمر تبدیل کند که قربانی در زندگی روزمره بار‌ها آن را تجربه می‌کند. همچنین انگ هم می‌تواند به شرم درونی، انزوا، پنهان‌کاری، کاهش مراجعه برای دریافت خدمات درمانی، از دست دادن شغل و استقلال و در نهایت احساس ناامیدی منجر شود». او تأکید می‌کند که باید در رسانه‌ها، بیش از اینکه به اسید و چهره پرداخته شود، روی حقوق این افراد، درمان، توانبخشی، اشتغال و مسئولیت‌هایی که جامعه و سیاست‌گذاران در قبال آنها دارند، تمرکز شود.

هنوز موارد اسیدپاشی به ما ارجاع داده می‌شود

محسن مرتضوی، عضو هیئت‌مدیره انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی نیز به «شرق» می‌گوید که با گذشت سال‌ها، همچنان پرونده‌های جدیدی از قربانیان اسیدپاشی به انجمن ارجاع داده می‌شود: «برخی قربانیان از شهر‌های مختلف کشور برای ادامه درمان به تهران می‌آیند؛ چرا‌که بخش درخور توجهی از مراکز تخصصی درمان سوختگی در پایتخت متمرکز است و برخی از آنها حتی برای دسترسی آسان‌تر به خدمات درمانی، در تهران یا حومه آن ساکن می‌شوند. آسیب اسیدپاشی برای قربانیان تنها به سوختگی و عوارض جسمی محدود نمی‌شود و بخشی از رنج آنها از واکنش جامعه و قضاوت‌های اطرافیان ناشی می‌شود. ما در انجمن از همان ابتدا یاد گرفته‌ایم که هیچ‌کس را قضاوت نکنیم. افرادی که دچار اسیدپاشی می‌شوند، در نخستین مرحله به روان‌پزشک، تیم حقوقی و تیم جراحی پلاستیک معرفی می‌شوند و برای ما مهم نیست که چرا این اتفاق برایشان افتاده است. تصور رایج در جامعه که قربانی حتما کاری کرده و موضوعات ناموسی، با واقعیت بسیاری از پرونده‌هایی که انجمن با آنها مواجه شده است، همخوانی ندارد. همه ماجرا‌ها مربوط به مسائل ناموسی یا روابط عاطفی نیست؛ پرونده‌هایی داریم که ریشه در اختلافات خانوادگی، ارث و میراث، اعتیاد، مشکلات اجتماعی یا حتی سوءتفاهم‌های کاری دارد».

مرتضوی درباره موضوع بازدارندگی قانون هم توضیح می‌دهد: «قانونی که پیش از سال ۱۳۹۷ درباره اسیدپاشی وجود داشت، مربوط به سال ۱۳۳۷ بود و بعد از حدود ۶۰ سال تغییر کرد. با پیگیری انجمن، مجلس و بخشی از اعضای دولت، قانون جدید تصویب شد. قانون جدید برای برخی اشکال اسیدپاشی مجازات‌های سنگین‌تری پیش‌بینی کرده است و در مواردی که اسیدپاشی منجر به نقص عضو شود، امکان تعیین مجازات حبس طولانی‌مدت وجود دارد. یکی از مطالبات انجمن، ساماندهی خرید و فروش اسید بوده است؛ پیشنهادی که در روند قانون‌گذاری به تصویب نرسید».

منبع: روزنامه شرق
ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار