حمایت از مذاکره و حفظ امید به راهحل سیاسی، ضرورتی انکارناپذیر است، اما امیدواری نباید جایگزین ارزیابی دقیق واقعیتها شود. مسئله اصلی در این مرحله آن نیست که مذاکرات جریان دارد، بلکه این است که گفتوگوها در چه سطحی پیش میروند، چه اندازه از اختلافات را در بر میگیرند و تا چه حد توان مهار تنش را دارند.
قدرتهای ثالث، چین، روسیه و عمان،در بحران ایران و آمریکا، نقشی فراتر از «میانجیگری سنتی» ایفا میکنند. عمان به عنوان «میزبان و دروازهبان تنگه هرمز»، روسیه به عنوان «ارائهدهنده راهحلهای فنی و کارت اورانیوم»، و چین به عنوان «حامی اقتصادی و تضمینکننده جریان انرژی»، هر یک بخشی از یک «شبکه دیپلماسی غیرمتمرکز» را شکل میدهند که در آن، هیچ بازیگر واحدی کنترل کامل را در دست ندارد.
باراک راوید به نقل از برخی مقامات، این مطلب را که «مقامهای آمریکایی در جریان گفتوگوهای دو هفته اخیر با اسرائیل، تلآویو را برای انجام حملهای مستقل علیه ایران تحت فشار قرار داده بودند»، تکذیب کرد.
تعویق حملات آمریکا تا پیش از انتخابات ۳ نوامبر و پیامهای دیپلماتیک مسکو نشانههایی از صلح موقت را پررنگ کرده است، اما آمادهسازیهای پشتپرده پنتاگون، احتمال اقدام مستقل اسرائیل و آتش زیر خاکستر در تنگه هرمز نشان میدهد که خطر یک جنگ تمامعیار همچنان پابرجاست.
در شرایطی که هم احتمال مذاکره و توافق وجود دارد و هم خطر ازسرگیری درگیریها، بلاتکلیفی به یکی از مهمترین هزینههای جنگ برای جامعه ایران تبدیل شده است.
حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:برنامه آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقهای آنها برای جنگ چهارم با ایران، ارتباطی با انتخابات این دو کشور ندارد. هدف دونالد ترامپ از اعلام عدم حمله به ایران پیش از ۱۲ آبان، جلوگیری از حملات پیشدستانه ایران بوده است.
آینده تنگه هرمز، و به تبع آن، آینده بازارهای جهانی انرژی، در گرو تصمیمهایی است که در هفتههای پس از انتخابات میاندورهای گرفته خواهد شد. تصمیمهایی که نه فقط سرنوشت ایران و امریکا، بلکه نظم انرژی جهان را برای دههها شکل خواهد داد.
ترامپ میگوید آمریکا تا پیش از انتخابات میاندورهای به ایران حمله نخواهد کرد، اما پنتاگون برای احتمال ازسرگیری عملیات آماده میشود؛ در تهران نیز هرمز همچنان خط قرمز اعلام شده و مذاکره درباره طرح هفت روزه ادامه دارد.
افزایش حضور نظامی آمریکا، آمادهسازی گزینههای حمله در اسرائیل، تشدید درگیریها در یمن، بنبست بر سر تنگه هرمز و هشدارهای متقابل تهران و واشنگتن، بار دیگر احتمال آغاز دور جدید حملات را جدی کرده است؛ سناریویی که این بار میتواند با یک حادثه نظامی یا محاسبه اشتباه، از کنترل طرفین خارج شود.
همانقدر که احتمال تشدید رویارویی در محاسبات سیاسی و رسانهای پررنگتر میشود، تلاش برای مهار آن نیز ابعاد گستردهتری پیدا میکند. میانجیگری معمولا زمانی شدت میگیرد که فاصله میان دیپلماسی و تقابل، بیش از هر زمان دیگری شکننده شده باشد.
افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، تشدید فشار اقتصادی، تداوم تهدیدهای نظامی و همزمان ادامه کانالهای مذاکره با ایران، یک واقعیت مهم را آشکار میکند: واشنگتن هنوز میان «تحمیل توافق» و «ورود به جنگ» در حال حرکت است و تلاش میکند پیش از تصمیم نهایی، بیشترین امتیاز ممکن را از تهران دریافت کند.