یک اقتصاددان با انتقاد از نحوه محاسبه رشد اقتصادی در ایران تأکید کرد که اتکای بیش از حد به خامفروشی، رشد نزدیک به صفر و بیکیفیت را رقم زده است؛ رشدی که نهتنها ارزبر و فاقد پایداری است، بلکه با عدم شفافیت و تقویت شبکههای مافیایی نیز گره خورده است. به گفته او، از سال ۱۳۸۴ تاکنون وابستگی اقتصاد ایران به خارج به بالاترین سطح در یک قرن اخیر رسیده است.
رشد منفی بهار ۱۴۰۴ فراتر از یک آمار است و نشانه بازگشت اقتصاد ایران به مسیر رکود و تورم شدید است؛ تجربههای گذشته نشان میدهد این روند میتواند به جهش ارزی و کاهش قدرت خرید منجر شود، در حالی که اهداف برنامه هفتم توسعه همچنان دور از دسترس باقی ماندهاند.
در آستانه بازگشت احتمالی تحریمهای سازمان ملل در ۵ مهر، دولت مسعود پزشکیان با یکی از دشوارترین انتخابهای تاریخ جمهوری اسلامی روبهروست: یا ادامه مسیر تحریم و فشار که معنایی جز فقر بیشتر و فرسایش اجتماعی ندارد یا یافتن راهی برای بازگشت به اقتصاد جهانی و جذب سرمایهای که بتواند کشور را از رکود نجات دهد. تاریخ نشان داده است که هر بار ایران بر لبه تیغ تحریم ایستاده، هزینه اصلی بر دوش مردم بوده است. این بار، اما شاید نتیجه انتخابها، نه فقط یک دوره چهار ساله دولت، بلکه آینده کل کشور را رقم بزند.
کد خبر: ۳۲۷۸۹۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۲
اقتصاد ۲۴ در گفتوگو با کوروش احمدی بررسی میکند؛
کوروش احمدی درباره مساله فروش نفت ایران پس از اسنپ بک میگوید: «این تحریمها به صورت مستقیم بر روی فروش نفت ایران تحریم نخواهد داشت، یعنی آن را تحریم یا ممنوع نمیکند، اما به صورت غیرمستقیم میتواند تاثیر بگذارد. زمانی که شرایط ایران از نظر حقوقی و بین المللی سختتر شود این طبیعی است که ممکن است هم آمریکا بتواند بیشتر به ایران فشار بیاورد و هم چینیها در خرید نفت ایران تا حد زیادی عقب بکشند.»
مرتضی افقه گفت: «اکنون وضعیت این است؛ ایران یا باید مذاکره کند و یا وارد جنگ شود؛ آن هم جنگی که این بار میتواند اجماع جهانی را علیه ما ایجاد کند، بنابراین مسیر اصلی، مذاکره است. اگر برخی منتقدان مذاکره ادعا دارند که ما باید به لحاظ نظامی تقابل کنیم و میتوانیم، خب چرا به طریق اولیتر از طریق مذاکره این برتری را نباید به دست بیاوریم. یعنی آن قدر توانمند باشیم که همان طور که مدعی هستیم در نظامی توانمند هستیم در حوزه دیپلماسی نیز فریب نخوریم و مذاکره مقتدرانه را در پیش بگیریم، چرا که در غیر این صورت از هر دو طرف بازنده خواهیم بود.»
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، اعلام کرده که استفاده از مکانیزم ماشه برای بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران قطعی است. اگرچه این تحریمها به لحاظ اقتصادی ضعیفتر از تحریمهای آمریکا هستند، اما ذهنیت دائمیشدن تحریمها در ایران، انتظارات تورمی را تشدید و تورم را دوباره به حرکت درمیآورد.
کد خبر: ۳۲۶۸۸۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۲۸
وحید شقاقیشهری، استاد دانشگاه خوارزمی و اقتصاددان، مطرح کرد:
وحید شقاقیشهری استاد دانشگاه خوارزمی و اقتصاددان میگوید: «آنچه امروز در ایران بهعنوان بودجهریزی شناخته میشود، در واقع یک فرآیند سنتی و غیرنظاممند است؛ نه یک «نظام بودجهریزی» واقعی.
رئیس اتحادیه دارندگان تالارهای پذیرایی و تجهیز مجالس تهران گفت: تعداد مراسمها در تالارهای پذیرایی بهشدت ریزش داشته است. افرادی که تصمیم به برگزاری مراسم میگیرند، مراسمهای محدود ۴۰ تا ۵۰ نفره برگزار میکنند. این روند طی دو سه سال اخیر شدت گرفته و در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نمود بیشتری پیدا کرده است.
جامعهای که جوانانش و حتی رده میانسالانش هنوز سرپناهی برای زندگی یا امید به تغییر ندارند در شرایطی دست به ولخرجیهای بیهوده میزند که هر بار، هر روز و با هر هزینه به خود یادآوری میکند که او بازنده این روند است چرا که امیدی به بهبود زندگی ندارد و این موضوع میتواند اثرات روانی اجتماعی و سیاسی سنگینی را با خود در پی داشته باشد. در واقع این همان نقطهای است که اقتصاد در حال فریاد زدن درباره بحران است و در مقابل به نظر میرسد سیاستمداران گوشهای خود را محکم بسته باشند. این گونه است که اگر در بحران کرونا اثر رژلب به اثر ریمل بدل شد، به نظر میرسد در ایران امروز شاید بتوان از اثر قهوه یا اثر کافه و حتی اثر لبوبو سخن گفت؛ جایگزینیهای کوچک و شیرین، برای رؤیاهای بزرگی که دیگر دستیافتنی نیستند و تبعات ویرانگری میتواند با خود در پی داشته باشد.
یک کارشناس اقتصادی میگوید: تحریمهای آمریکا به قدری گسترده است که فعال شدن مکانیزم ماشه تاثیر چندانی بر اقتصاد ایران نخواهد داشت. البته شاید این دیدگاه با واقعیتهای اقتصادی کشور و دشواریهای زندگی مردم همخوانی نداشته باشد، اما با توجه به تجربیات گذشته به این نتیجه خواهیم رسید که در برابر تحریمها، چه از سوی آمریکا و چه در سطح بینالمللی، باید برای عادیسازی زندگی مردم اقداماتی هرچند سخت انجام بگیرد. هرچند ممکن است تاثیر آن بر برخی افراد در جایگاههای خاص کمتر محسوس باشد.
افزایش دهها برابری قیمت کالاهای اساسی، سفره خانوار ایرانی را کوچکتر کرده و هشدارها درباره بحران تغذیه و افزایش فقر را جدیتر ساخته است. کارشناسان بر ضرورت بازنگری فوری در سیاستهای اقتصادی، مدیریت تورم و حمایت هدفمند از خانوارها تأکید دارند تا از پیامدهای بلندمدت این شکاف معیشتی بر ثبات اجتماعی جلوگیری شود.
یک اقتصاددان میگوید: ما ناچار شدهایم به اقتصاد دهه ۶۰ برگردیم. اگر انتقادی هست باید به سمت کسانی باشد که شرایط را به آن دوره برگرداندند؛ بنابراین اقتضای شرایط جنگی و اکنون که در شرایط نه صلح و نه جنگ به سر میبریم، که به مراتب بدتر از جنگ است، این است که دولت تمام قد از طبقات و گروههایی که در این شرایط آسیب میبینند، حمایت کند.