اقتصاد۲۴- بازارهای ایران بار دیگر در نقطهای ایستادهاند که بیش از آنکه به دادههای قطعی واکنش نشان دهند، به انتظار قیمت واکنش نشان میدهند. انتظار برای توافق نهایی، انتظار برای کاهش تنش، انتظار برای گشایش در مبادلات و البته انتظار برای آنکه مسیر نرخ ارز از وضعیت پرنوسان سالهای اخیر فاصله بگیرد. در چنین فضایی، بازارها نهفقط با واقعیتهای اقتصادی، بلکه با سایه سنگین انتظارات حرکت میکنند. تجربه اقتصاد ایران نشان داده است هر زمان نشانهای از کاهش ریسک سیاسی و بهبود چشمانداز روابط خارجی پدیدار میشود، بلافاصله آرایش سرمایهگذاران تغییر میکند: بخشی از تقاضا از بازار ارز و طلا عقب مینشیند، برخی داراییهای حبابی با فشار فروش روبهرو میشوند و در مقابل، نگاهها به سمت بازارهایی میرود که از ثبات، کاهش هزینه مبادله و بازگشت نسبی اطمینان سود میبرند. پرسش اصلی، اما این است که اگر توافقی واقعی و قابل اجرا شکل بگیرد، کدام بازارها بیشترین ظرفیت رشد را خواهند داشت و کدام بازارها بیشترین احتمال افت را تجربه میکنند؟ پاسخ به این پرسش ساده نیست، زیرا اثر توافق بر بازارها یکسان و همزمان نخواهد بود.
اگر توافقی که از آن صحبت میشود بهصورت واقعی، قابل اجرا و همراه با گشایش در فروش نفت، نقل و انتقال پول و کاهش محدودیتهای تجاری باشد، اثر آن بر بازارها را باید بیش از هر چیز از زاویه تغییر انتظارات بررسی کرد. در اقتصاد ایران، واکنش بازارها به توافق فقط به متن توافق وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که فعالان اقتصادی تا چه اندازه آن را پایدار، عملیاتی و قابل اتکا ارزیابی کنند. به بیان دیگر، بازارها قبل از آنکه از آثار واقعی توافق منتفع شوند، به سرعت به کاهش یا افزایش ریسک سیاسی واکنش نشان میدهند. همین تغییر انتظارات است که میتواند جهت قیمتها را در کوتاهمدت عوض کند. در چنین سناریویی، نخستین بازاری که زیر فشار قرار میگیرد معمولا بازار ارز است. دلار در ایران فقط یک دارایی مالی نیست، بلکه نقش دماسنج نااطمینانی را هم بازی میکند. هرچه ریسک سیاسی بالاتر میرود، تقاضا برای دلار به عنوان ابزار حفظ ارزش بیشتر میشود و هرچه احتمال توافق و کاهش تنش بالا میرود، بخشی از این تقاضای احتیاطی فروکش میکند؛ بنابراین اگر خبر توافق جدی شود، ممکن است بسیاری از خریداران ارز خریدهای خود را به تعویق بیندازند یا حتی بخشی از موجودی خود را عرضه کنند. از طرف دیگر، اگر توافق به افزایش فروش نفت، دسترسی بهتر به منابع ارزی و تسهیل تبادلات بانکی منجر شود، سمت عرضه ارز نیز تقویت میشود و همین موضوع فشار نزولی را تشدید میکند.
شدت افت دلار البته به کیفیت توافق بستگی دارد. اگر توافق صرفا در سطح خبر باقی و در اجرا گرههای اصلی پابرجا بماند، اثر آن ممکن است کوتاه و هیجانی باشد. اما اگر توافق مسیر ورود ارز را هموار کند، بخش قابل توجهی از انتظارات تورمی تعدیل میشود و بازار ارز میتواند وارد دورهای از اصلاح شود. به همین دلیل، از میان بازارهای مختلف، دلار یکی از مستعدترین گزینهها برای نزول در سناریوی توافق واقعی است.
بازار طلا و سکه نیز تقریبا هممسیر با دلار حرکت میکند، اما سازوکار آن کمی پیچیدهتر است. قیمت سکه در بازار داخلی حاصل ترکیب نرخ دلار داخلی و قیمت جهانی طلاست؛ بنابراین اگر دلار کاهش یابد، حتی در شرایطی که طلای جهانی ثابت بماند، سکه و طلا تحت فشار قرار میگیرند. در واقع، بخشی از رشد سکه در دورههای نااطمینانی بیشتر ناشی از افزایش نرخ ارز و افزایش تقاضای احتیاطی است تا تغییرات بنیادین بازار جهانی طلا. به همین علت، در صورت توافق، جذابیت طلا و سکه به عنوان پناهگاه سرمایه کاهش پیدا میکند. البته باید توجه داشت بازار جهانی طلا میتواند بخشی از اثر توافق را خنثی کند. اگر همزمان با توافق، طلا در بازارهای جهانی رشد کند، ممکن است افت قیمت داخلی سکه کمتر از انتظار باشد. با این حال، در فضای آرامتر سیاسی و با کاهش شتاب تورمی، معمولا انگیزه سفته بازی در این بازارها کمتر میشود. در نتیجه، طلا و سکه هم از بازارهایی هستند که در سناریوی توافق، بیشترین استعداد افت را دارند.
بورس، اما وضعیت متفاوتی دارد. برخلاف ارز و طلا که مستقیم از کاهش ریسک سیاسی آسیب میبینند، بازار سهام از چند کانال مختلف اثر میگیرد و به همین دلیل واکنش آن یکدست نیست. از یک طرف، کاهش نرخ ارز میتواند برای شرکتهای صادراتمحور فشار ایجاد کند، چون درآمد ریالی آنها با افت دلار کم میشود. از طرف دیگر، رفع یا کاهش تحریمها، بهبود روابط بانکی، افزایش امکان فروش، تسهیل واردات مواد اولیه و کاهش هزینه نقل و انتقال پول، میتواند سودآوری بسیاری از شرکتها را تقویت کند؛ بنابراین بورس در عین حال که از افت دلار آسیب میبیند، از کاهش ریسک و بهبود فضای کسب و کار هم منتفع میشود. به همین دلیل است که در فضای پساتوافق، همه صنایع بورسی به یک اندازه رشد نمیکنند. گروههای ریالی و وارداتمحور معمولا بیشترین شانس را برای رشد دارند. بانکها از این رو مورد توجه قرار میگیرند که بهبود روابط کارگزاری و نقلوانتقال پول میتواند بخشی از محدودیتهای آنها را کاهش دهد. خودروسازان نیز از مسیر دسترسی بهتر به قطعات، امکان همکاری خارجی و کاهش هزینه تأمین میتوانند منتفع شوند.
بیشتر بخوانید:افشاگری یک رسانه از شکاف در روابط ترامپ و نتانیاهو
صنایع حمل و نقل و کشتیرانی از افزایش حجم مبادلات تجاری سود میبرند و گروههای غذایی و دارویی نیز از کاهش هزینه واردات مواد اولیه و ثبات نسبی در زنجیره تأمین بهرهمند میشوند. در مقابل، شرکتهای صادرات محور مانند پتروشیمیها، فلزیها، معدنیها و پالایشیها وضعیت پیچیدهتری دارند. اگر توافق باعث شود مقدار فروش آنها بالا برود و تخفیفهای صادراتی کاهش پیدا کند، بخشی از اثر منفی افت دلار جبران میشود. اما اگر نرخ ارز به سرعت پایین بیاید و قیمتهای جهانی هم تغییر قابل توجهی نکنند، ممکن است سود ریالی این شرکتها تحت فشار قرار بگیرد؛ بنابراین درباره این گروهها نمیتوان فقط با یک متغیر قضاوت کرد؛ باید توازن میان افت نرخ ارز و بهبود دسترسی به بازارهای خارجی را در نظر گرفت.
بازار خودرو هم در صورت توافق، معمولا در معرض فشار نزولی قرار میگیرد. خودرو در اقتصاد ایران در سالهای اخیر بیش از آنکه یک کالای مصرفی باشد، به یک دارایی سرمایهای و شبه مالی تبدیل شده است. بخش مهمی از رشد قیمت آن ناشی از کمبود عرضه، محدودیت واردات، نوسان ارز و انتظارات تورمی بوده است. اگر توافق به کاهش نرخ ارز، افزایش واردات خودرو یا قطعه و حتی رشد تولید داخلی منجر شود، فاصله میان قیمت کارخانه و بازار آزاد میتواند کم و حباب قیمتی تا حدی تخلیه شود. در چنین شرایطی، جذابیت خودرو برای سرمایهگذاری کاهش مییابد و تقاضای سفتهبازانه ضعیفتر میشود.
در بازار مسکن، واکنشها معمولا دیرتر ظاهر میشوند. این بازار بهدلیل نقدشوندگی پایین، هزینه بالای مبادله و چسبندگی قیمتها، نسبت به دلار و طلا با تأخیر واکنش میدهد. با این حال، توافق میتواند از مسیر کاهش انتظارات تورمی و آرامشدن بازار ارز، جذابیت خرید مسکن با انگیزه حفظ ارزش را کم کند. در چنین فضایی، احتمال افت شدید اسمی قیمت مسکن کمتر است، اما بازار میتواند وارد دورهای از رکود معاملاتی و کاهش رشد واقعی شود. یعنی شاید قیمتها در ظاهر خیلی پایین نیایند، اما نسبت به تورم عمومی و سایر بازارها عقب بمانند. این وضعیت به ویژه در بخشهای لوکستر و سرمایهای مسکن بیشتر دیده میشود. نکته مهم این است که توافق بهخودیخود تضمین کننده رونق همه بازارها نیست. بازارها به خبر توافق واکنش نشان میدهند، اما مسیر بعدی به کیفیت اجرا، سرعت اثرگذاری و متغیرهای کلان اقتصاد بستگی دارد. اگر توافق بتواند به کاهش پایدار نرخ ارز، بهبود دسترسی به منابع مالی خارجی، افزایش تجارت و آرامشدن انتظارات منجر شود، آنگاه میتوان انتظار داشت جریان سرمایه از بازارهای پرریسکتر و کم بازدهتر به سمت بازار سهام و داراییهای مولدتر حرکت کند.
بیشتر بخوانید:توافقی که هنوز خشک نشده، زیر ضرب رفت؛ تلآویو چه نقشهای برای تهران و واشنگتن دارد؟
در غیر این صورت، ممکن است فقط یک شوک کوتاه مدت در بازارها رخ دهد و پس از آن قیمتها دوباره به وضعیت قبلی بازگردند. از این زاویه، در سناریوی توافق واقعی، دلار بیشترین استعداد نزول را دارد و بعد از آن طلا، سکه و خودرو در معرض فشار قرار میگیرند. در مقابل، بورس بهویژه در گروههای ریالی، بانکی، خودرویی، حمل ونقل، بیمه، غذایی و دارویی، بیشترین ظرفیت رشد را دارد. اما حتی در بورس هم این رشد لزوما یکدست و فراگیر نخواهد بود؛ چون اثر توافق میان صنایع مختلف بهطور متفاوت توزیع میشود و بخش مهمی از واکنش بازار به این بستگی دارد که کاهش ریسک سیاسی تا چه اندازه به بهبود واقعی سودآوری شرکتها تبدیل شود.
پس از اعلام خبر توافق اولیه میان ایران و ایالات متحده برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی ایران، بازارهای مالی جهان در نخستین واکنشها، نشانههایی از کاهش ریسک و بازگشت نسبی آرامش را بروز دادند. به گزارش رویترز، انتشار خبر این چارچوب صلح، معاملات آسیایی را با رشد شاخصهای سهام و اوراق قرضه همراه کرد. در مقابل، بازار ارز واکنشی معکوس نشان داد و قیمت تتر و نرخ دلار در معاملات روز گذشته با افتی محسوس مواجه شدند. بااین حال، بسیاری از تحلیلگران بینالمللی تأکید میکنند آنچه اعلام شده هنوز صرفا یک چارچوب توافق است و تا تبدیلشدن به یک توافق نهایی فاصله دارد. چارو چانانا، استراتژیست ارشد سرمایهگذاری در ساکسو بانک سنگاپور، این توافق را روشنترین نشانه از تمایل تهران و واشینگتن برای خروج از بنبست توصیف میکند، اما معتقد است آزمون اصلی در روزهای آینده رقم خواهد خورد؛ زمانی که قرار است توافق بهطور رسمی امضا و جزئیات مربوط به تحریمها، امتیازات هستهای و همچنین پایداری آتشبس در لبنان مشخص شود. در همین حال، کاهش قیمت نفت یکی از نخستین پیامدهای بازار از خبر این توافق بوده است. ماساهیتو سوگاوارا، استراتژیست ارشد دیوا سکوریتیز در توکیو، میگوید افت بهای نفت میتواند از فشارهای تورمی بکاهد. به گفته او، بازارها پیش از این انتظار داشتند بانک مرکزی ژاپن رویکردی تهاجمیتر در قبال سیاستهای پولی در پیش بگیرد، اما با فروکشکردن نگرانیهای تورمی، احتمال دارد این سیاستها کمتر انقباضی باشد؛ موضوعی که میتواند به تضعیف نسبی ین منجر شود.
در بازار داراییهای پرریسک نیز نشانههایی از خوشبینی دیده میشود. ایمری اسپایزر، استراتژیست بازار در وست پک نیوزیلند، معتقد است کاهش تنشهای ژئوپلیتیک معمولا به نفع داراییهای پرریسک مانند بیت کوین و به زیان دلار آمریکا تمام میشود. بااینحال، او هشدار میدهد هنوز برخی عدم قطعیتها باقی مانده است؛ ازجمله وضعیت درگیریها در لبنان و فاصله زمانی تا امضای رسمی توافق. به گفته او، اگر روند فعلی ادامه یابد، احتمال ثبت موجهای کوچک دیگری از رشد در بازارها، بهویژه در ارزهای دیجیتال، وجود دارد. از منظر سیاست پولی آمریکا نیز این تحول میتواند معادلات را تغییر دهد. برایان جیکوبسن، استراتژیست ارشد اقتصادی در مدیریت ثروت انکس، میگوید کاهش قیمت نفت کار فدرالرزرو را سادهتر میکند. به اعتقاد او، افت بهای انرژی میتواند فشار بر قیمت بنزین را کاهش دهد و در نتیجه مسیر سیاستگذاری پولی را روشنتر کند. جیکوبسن پیشبینی میکند فدرالرزرو در نشست آینده احتمالا از اشاره به تمایل برای کاهش نرخ بهره عقبنشینی کند، اما در عین حال نشانهای از گرایش به افزایش نرخ بهره نیز ارائه نخواهد داد.
برخی تحلیلگران نیز معتقدند بخش مهمی از این واکنشها از پیش در قیمتها منعکس شده بود. جیسون وانگ، استراتژیست ارشد بازار در بانک BNZ نیوزیلند، میگوید بازارها تا حدی چنین توافقی را پیشبینی کرده بودند و به همین دلیل واکنشها نسبتا کنترلشده است. از نگاه او، بازارها اکنون بر این فرض حرکت میکنند که شرایط به تدریج به حالت عادی بازمیگردد و این تنش ژئوپلیتیک دیگر سایه سنگینی بر معاملات نخواهد داشت. در همین حال، کریستینا کلیفتون، استراتژیست ارشد ارز در کامن ولث بانک استرالیا، بازگشایی تنگه هرمز را خبری مثبت برای اقتصاد جهانی میداند، اما تأکید میکند بازگشت کامل جریان نفت و گاز به بازار زمانبر خواهد بود. به گفته او، توجه بازارها در هفتههای آینده بیش از هر چیز بر سرعت بازگشت ترافیک کشتیرانی و احیای تولید متمرکز خواهد شد. مهجبین زمان، رئیس تحقیقات بازار ارز در ANZ نیز معتقد است فضای مثبت فعلی تا حدی پیشتر در قیمتها منعکس شده است. بااینحال، او احتمال میدهد ارزهای وابسته به چرخههای اقتصادی هنوز ظرفیت رشد بیشتری داشته باشند. به گفته او، ممکن است در کوتاهمدت حتی نفت سطح ۸۰ دلار را نیز تجربه کند، اما در ادامه بازار ممکن است به این واقعیت توجه کند که آسیبهای زیرساختی مانع از افزایش سریع عرضه خواهد شد و در نتیجه قیمتها همچنان در سطوح نسبتا بالا باقی میمانند. در مجموع، توافق اولیه میان ایران و آمریکا بخشی از ریسکهای ژئوپلیتیک را از دوش بازارهای جهانی برداشته است؛ موضوعی که خود را در رشد شاخصهای سهام و کاهش قیمت نفت نشان داد. بااینحال، بسیاری از تحلیلگران تأکید میکنند خوشبینی فعلی باید با احتیاط همراه باشد. بازگشت کامل ظرفیتهای انرژی در منطقه و عادیشدن جریان تجارت نفت از تنگه هرمز احتمالا ماهها زمان خواهد برد و اثرات تورمی بخش انرژی نیز به این سرعت فروکش نخواهد کرد. در چنین فضایی، نگاه سرمایهگذاران بیش از هر چیز به دو عامل دوخته شده است؛ امضای رسمی توافق در روز جمعه و تصمیمات آینده فدرالرزرو که میتواند جهت حرکت بعدی بازارهای مالی را تعیین کند.
پس از انتشار خبر توافق اولیه برای پایاندادن به تنش با ایران، برخی در آمریکا انتظار داشتند بازارها نفس راحتی بکشند و قیمتها اندکی فروکش کند، اما گزارش روزنامه انگلیسی ایندیپندنت تصویری متفاوت ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، حتی با کاهش نسبی قیمت نفت، شوک قیمتی در بازار مصرف آمریکا به این زودیها فروکش نخواهد کرد. کارشناسان اقتصادی میگویند آمریکاییها نباید انتظار داشته باشند امضای یک توافق سیاسی، در کوتاه مدت قیمت بنزین، مواد غذایی یا بلیت هواپیما را پایین بیاورد. به نوشته ایندیپندنت، هزینههای زندگی در ایالات متحده همچنان زیر فشار مجموعهای از عوامل ساختاری باقی مانده است؛ از هزینههای بالای انرژی و حمل ونقل گرفته تا اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی. در بازار سوخت، حتی اگر قیمت نفت کاهش یافته باشد، اثر آن بلافاصله به پمپ بنزینها نمیرسد. پالایشگاهها معمولا نفت خام را هفتهها پیش از فراوری خریداری میکنند و همین فاصله زمانی باعث میشود کاهش قیمت نفت با تأخیر در قیمت بنزین منعکس شود. داستان در صنعت هوانوردی نیز کموبیش همین است. شرکتهای هواپیمایی سوخت خود را از قبل خریداری میکنند و برنامههای پروازی را نیز در بازههای زمانی طولانی تنظیم میکنند؛ بنابراین حتی اگر هزینه سوخت کاهش یابد، اثر آن ممکن است تنها پس از چند هفته یا حتی چند ماه در قیمت بلیتها دیده شود. در بخش مواد غذایی نیز چشمانداز چندان روشن نیست. کارشناسان پیشبینی میکنند قیمت خوراکیها در ماههای آینده همچنان تحت فشار تورمی باقی بماند؛ فشاری که از افزایش هزینههای سوخت، اختلال در زنجیره تأمین و همچنین کمبود جهانی کودهای شیمیایی ناشی میشود؛ عاملی که میتواند بر میزان تولید محصولات کشاورزی در بسیاری از نقاط جهان اثر بگذارد.
در برخی صنایع دیگر نیز نشانهای از کاهش سریع هزینهها دیده نمیشود. صنایعی مانند کفش و حملونقل به دلیل وابستگی بالا به واردات، تعرفههای گمرکی و هزینههای سوخت، احتمالا تا سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ نیز با قیمتهای بالا دست و پنجه نرم خواهند کرد. به این ترتیب، حتی اگر توافق سیاسی بتواند بخشی از نااطمینانیهای بازار انرژی را کاهش دهد، بازگشت قیمتها برای مصرفکنندگان آمریکایی مسیری کوتاه و فوری نخواهد بود.