اقتصاد۲۴- پاساژ ارغوان، برج ۱۶ طبقه چیتگر و انبار فرش میدان قیام؛ اینها تنها سه پرده از سریال آتشسوزیهای ماههای اخیر پایتخت هستند که آسمان تهران را با ستونهای دود پوشاندهاند. در روزهایی که سایه جنگ هنوز از سر کشور به طور کامل رفع نشده، هر ستون دودی در افق پایتخت، موجی از نگرانی و گمانهزنی را به همراه میآورد.
به گزارش فرارو، با این حال، کارشناسان معتقدند این حوادث پدیدهای امنیتی یا تازه نیستند؛ بلکه ریشه در زخمهای کهنه ایمنی شهری دارند که فاجعه پلاسکو تنها یک نمونه از آنها بود. به باور آنان، تفاوت امروز تنها در افزایش حساسیت افکار عمومی است. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چرا شهری با بیش از ۱۴ میلیون نفر جمعیت، همواره آبستن حریقهای مهیب در پاساژها و برجهای خود است؟
فریبرز ناطقی الهی، مهندس سازه و دانشآموخته دانشگاه کلمبیای آمریکا، در گفتگو به فرارو به ریشهیابی این بحران پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
فریبرز ناطقی الهی با اشاره به ضعفهای بنیادین ساختوساز در ایران به فرارو میگوید: «مشکل اساسی ما این است که بسیاری از ساختمانها بر اساس ضوابط مهندسی زلزله و ایمنی در برابر آتشسوزی طراحی نشدهاند. ما با انبوهی از ساختمانهای قدیمی بلندمرتبه و کوتاهمرتبه مواجهیم که فاقد حداقل تجهیزات مقابله با حریق هستند.»
وی با مقایسه این وضعیت با استانداردهای جهانی میافزاید: «در هتلها و ساختمانهای عمومی سراسر دنیا، حتی روی دیوارها و درِ اتاقها دستورالعملهای خروج اضطراری نصب شده است. اما در شهرهای بزرگ ما، رعایت نشدن ضوابط آتشنشانی در کنار طراحی نشدن برای شرایط حاد زلزله، آسیبپذیری ساختمانها را به شدت افزایش داده است؛ هرچند در شهرهای کوچک وضعیت تا حدی عادیتر است.»
بنیانگذار پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله در ایران، با اشاره به یک معضل پنهان شهری تصریح میکند: «بارها هشدار دادهام که بخش عمدهای از ساختمانهای خیابانهای اصلی شهر مانند جمهوری، شریعتی و سهروردی، عملاً به انبار تبدیل شدهاند.»
او توضیح میدهد: «مغازهها در طبقات پایین فعالند و طبقات بالا که اساساً کاربری مسکونی داشتهاند، حالا مملو از کالا هستند. بارگذاری ساختمان مسکونی با انباری کاملاً متفاوت است. بدتر اینکه در برخی خیابانها، حجم زیادی از مواد شیمیایی، پتروشیمیایی، پارچه و مواد قابل اشتعال در طبقات سوم تا پنجم انباشته شده است. تنها یک جرقه کافی است تا کل این مواد شعلهور شده و یک ساختمان به کانون بحران تبدیل شود.»
ناطقی الهی تغییر کاربری به مراکز خرید را نیز خطرساز میداند: «بسیاری از ساختمانها به پاساژ تبدیل شدهاند که در طبقات مختلف آنها رستورانها و مراکز تهیه غذا مستقر هستند. این واحدها مستقیماً با منابع حرارتی سروکار دارند. یک اشتباه کوچک، جرقه آتش را میزند و اگر نمای ساختمان هم مستعد اشتعال باشد، حریق به سرعت در کل نما گسترش مییابد.»
او هشدار میدهد که بحران اصلی زمانی رخ میدهد که زلزلهای اتفاق بیفتد: «آتشسوزی شهری تنها یک روی سکه است. اگر حتی یک زلزله با شدت کم رخ دهد، به دلیل گستردگی شبکه گازرسانی، با حریقهای وسیعی روبرو میشویم. در چنین شرایطی، تلفات و خسارات آتشسوزی پس از زلزله، میتواند از خود زلزله فاجعهبارتر باشد.»
این استاد مهندسی سازه در پاسخ به وضعیت ایمنی ساختمانهای نوساز میگوید: «روی کاغذ همه الزامات رعایت میشود، چون سازندگان برای اخذ مجوز به تاییدیه آتشنشانی و شهرداری نیاز دارند. اما متاسفانه پدیده دیگری شکل گرفته است؛ شرکتهای متعددی در حوزه خدمات ایمنی ایجاد شدهاند که گاهی بدون ضرورت، ایراداتی میتراشند و با استناد به بخشنامههای داخلی، هزینههای سنگینی به مالکان تحمیل میکنند.»
او به مشکل حفظ استانداردها پس از دریافت پایانکار اشاره کرده و میافزاید: «مشکل اصلی این است که مالک یا بهرهبردار پس از چند سال اقدام به بازسازی میکند. آنها گاهی در سیستمهای اطفای حریق یا شیرهای گاز دستکاری کرده و تمام ضوابط اولیه ایمنی را از بین میبرند. شهرداریها باید در صدور مجوز بازسازی حساسیت بیشتری داشته باشند، اما در عمل چنین نیست و اعتراضی هم پذیرفته نمیشود.»
ناطقی الهی در مقایسه خطرات ساختمانهای قدیمی و نوساز تفاوت معناداری قائل نمیشود، اما تاکید میکند: «ساختمانهای بلندمرتبه در زمان حریق مخاطرات بسیار بیشتری دارند. در این برجها پدیدهای به نام «اثر دودکشی» رخ میدهد؛ یعنی آتش و دود مثل حرکت در یک دودکش به سرعت به سمت بالا میروند و تمام طبقات را درگیر میکنند. در مقابل، ساختمانهای کوتاهمرتبه آسیبپذیری کمتری دارند و مصالح بنایی آنها گاهی مقاومت بهتری نسبت به سازههای فولادی در برابر آتش نشان میدهد.»
وی در پایان خاطرنشان میکند: «نگرانی جدی من چرخه معیوب نظارت است. پرسش اصلی این است که آیا پس از اخذ تاییدیهها، سنسورها و لولههای گاز دستنخورده باقی میمانند یا در طول زمان تغییر میکنند؟ تا زمانی که نظارت مستمری بر حفظ سیستمهای ایمنی وجود نداشته باشد، این چرخه ادامه خواهد داشت.»