اقتصاد۲۴- دونالد ترامپ شب گذشته از سناریو غذا در برابر پولهای بلوکه شده خبر داد و در جمع کشاورزان آمریکایی تاکید کرد که «ایران با کمبود مواد غذایی دستوپنجه نرم میکنند و ما بخشی از پول آنها را خواهیم گرفت و آن را صرف خرید مقدار زیادی گندم، سویا و ذرت از کشاورزان آمریکایی خواهیم کرد.» این اظهارات شب گذشته دونالد ترامپ درحالی مطرح شده که کارشناسان معتقدند این سازوکار عملاً یک «بسته حمایتی برای کشاورزان آمریکایی» است و میتواند به تحمیل قیمتهای نامتعارف و محدود شدن دسترسی ایران به بازارهای متنوع منجر شود. در چنین شرایطی، این پرسش را با یک کارشناس اقتصادی مطرح کردیم که جایگزینی منابع نقدی با واردات گندم، سویا و ذرت چه پیامدهایی برای اقتصاد ایران خواهد داشت و آیا این رویکرد به کاهش تورم کمک میکند یا تاثیری بر اقتصاد نیمه جان ایران نخواهد داشت.
آلبرت بغزیان با تحلیل ادعای اخیر دونالد ترامپ ضمن تایید این موضوع که دریافت نقدی بهتر از دریافت کالایی است، تاکید کرد: «اگر پولهای بلوکه شده به صورت نقدی آزاد شوند اما به دلیل انتظارات و فشارهای نهادها و وزارتخانههای مختلف، این منابع به عدهای خاص برسد، عملکرد مجلس و سازمان برنامه و بودجه زیر سوال خواهد رفت. خطر اینجاست که این منابع صرف واردات کالاهای غیرضروری مانند خودروهای لوکس، زین اسب یا غذای حیوانات شود که هیچ کمکی به قشر فقیر جامعه نمیکند
این کارشناس اقتصادی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در ارزیابی احتمال دریافت غلات و کالاهای اساسی به جای ارزهای بلوکه شده ایران اظهار داشت: «طبیعی است که دریافت غلات و گندم به جای پولهای بلوکه شده کشورمان، در شرایطی که چاره دیگری وجود نداشته و فضای چانهزنی محدودی داریم، بهتر از هیچ است و میتواند گام اولیه خوبی باشد. با این حال، پذیرش این روند کاملاً به این بستگی دارد که چه میزان از این داراییها قرار است به این شیوه پرداخت شود، چرا که تحمیل کالا نیز باید حد و مرزی داشته باشد.»
بیشتر بخوانید: نحوه هزینهکرد داراییهای ارزی ایران؛ جزئیات برنامه واشنگتن و واکنش مخالفان توافق
وی با تشبیه این اقدام به ساختار پرداخت یارانهها گفت:«دریافت ارز همیشه بهتر از کالا است، دقیقاً همانطور که در نظام یارانهای، پرداخت نقدی کارایی بیشتری نسبت به کالایی دارد. چانهزنی دیپلماتیک و اقتصادی ما باید به گونهای مدیریت شود که بتوانیم از این فرصت برای آزاد کردن پولی در قالب کالا استفاده کنیم؛ یا حداقل در این شرایط، کالاهایی را تامین کنیم که خرید آنها برای کشور ممنوع است یا به شدت به آنها نیاز داریم.»
این عضو هیات علمی دانشکاه تهران با اشاره به سوابق مبادلات تجاری با آمریکا تصریح کرد: «نکته جالب اینجاست که پیش از این نیز مسئولان اعلام کرده بودند گاهی خریدهایی از آمریکا انجام میشد، اما در آمارهای رسمی مشخص نبود که این غلات از آمریکای شمالی تامین شده است یا آمریکای جنوبی. در هر صورت، دریافت اصلِ پول قطعاً گزینه بهتری است، اما اگر این اقدام به عنوان گامی برای ایجاد حسن اعتماد متقابل باشد، میتوان آن را مثبت ارزیابی کرد؛ به شرطی که کالاها با قیمت مناسب عرضه شوند و تحمیلی نباشند.»
بغزیان با هشدار نسبت به نحوه تخصیص پولهای بلوکه شده در صورت آزادسازی نقدی افزود: «اگر پولهای بلوکه شده به صورت نقدی آزاد شوند اما به دلیل انتظارات و فشارهای نهادها و وزارتخانههای مختلف، این منابع به عدهای خاص برسد، عملکرد مجلس و سازمان برنامه و بودجه زیر سوال خواهد رفت. خطر اینجاست که این منابع صرف واردات کالاهای غیرضروری مانند خودروهای لوکس، زین اسب یا غذای حیوانات شود که هیچ کمکی به قشر فقیر جامعه نمیکند؛ بنابراین در چنین شرایطی، برای شروع و اثبات حسن نیت، دریافت گندم و غلات اساسی ترجیح دارد.»
وی در ادامه به چالش عدم کاهش قیمتها در بازار داخلی با وجود توافق میان ایران و آمریکا پرداخت و گفت: «تجربه اقتصادی در ایران نشان داده است که قیمتها به سرعت بالا میروند اما به سختی پایین میآیند. این کاهش قیمتها مگر در موارد حبابی مثل بازار خودرو، در کالاهای اساسی نظیر لبنیات و گوشت سابقه نداشته است. قاعدتاً وقتی با کمبود نهادههای دامی مواجه هستیم و بهانه میآورند که کالاها با دلار گرانقیمت یا از طریق دور زدن تحریمها و با قیمتهای تحمیلی وارد میشوند، همان بهتر که کالا دریافت کنیم. اگر بتوانیم از طریق این توافق، بدون پرداخت هزینههای گزاف دلالان، کالاهای اساسی را به صورت اختیاری وارد کنیم، اصولاً قیمت فرآوردههای دامی و گوشت باید کاهش یابد؛ اما متاسفانه بیاعتنایی دولت و رها کردن کارخانهها بدون نظارت بر قیمتها، مانع از احساس این کاهش قیمت در سفره مردم میشود.»
عضو هیات علمی دانشگاه تهران در پایان خاطرنشان کرد: «نرخ تورمی که به صورت میانگین اعلام میشود، در برگیرنده رفتارهای قیمتی متفاوت در کالاهای مختلف است؛ به طوری که برخی کالاها افزایش قیمت کم و برخی دیگر افزایش قیمت بسیار شدیدی را تجربه کردهاند. این میانگینها واقعیت ملموس زندگی خانوارها را منعکس نمیکند و بیشترین لطمه را به دهکهای پایین میزند؛ چرا که دهکهای بالا با رشد قیمت املاک و داراییهایشان تورم را جبران میکنند، اما قشر ضعیف به دلیل اینکه بخش عمده درآمد خود را صرف خرید مواد غذایی میکند، تورم بسیار بالاتری را با تمام وجود حس مینماید.»