تاریخ انتشار: ۱۲:۳۸ - ۰۷ تير ۱۴۰۵

وقتی گرانی هشتگ می‌شود؛ فشار تورم ۳ رقمی بر معیشت مردم

پس از انتشار تازه‌ترین آمارهای رسمی از تورم سه رقمی روی برخی گروه‌های کالایی، آنچه بیش از همه در واکنش‌های عمومی دیده می‌شود، فاصله میان زبان عددی گزارش‌ها و تجربه روزمره مردم و «تورم احساسی» است.

اقتصاد۲۴- رشد سطح عمومی قیمت‌ها یا به تعبیر اقتصاد، تورم شاید در گزارش‌های رسمی با عدد و درصد توضیح داده شود، اما در زندگی روزمره مردم شکل ملموس‌تری دارد؛ در خرید‌هایی که کوچک‌تر می‌شود، در کالا‌هایی که از سبد خانوار کنار می‌رود و در حساب‌وکتابی که هر ماه سخت‌تر از ماه قبل بسته می‌شود.

تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرف‌کننده در خرداد ۱۴۰۵، نیز تصویری آماری از همین فشار ارائه می‌دهد؛ گزارشی که نشان می‌دهد تورم ماهانه به ۵.۹ درصد، تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۸.۶ درصد و تورم سالانه به ۶۲ درصد رسیده است. این اعداد در حالی منتشر شده‌اند که همزمان بحث درباره جهش قیمت‌ها و اثر آن بر هزینه‌های زندگی، بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی پررنگ شده است.

خوراکی‌ها؛ خط مقدم فشار معیشتی

بر اساس گزارش مرکز آمار، تورم ماهانه خرداد برای گروه «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» به ۶.۸ درصد رسیده؛ رقمی بالاتر از تورم ماهانه گروه «کالا‌های غیرخوراکی و خدمات» که ۵.۳ درصد اعلام شده است. این تفاوت از آن جهت اهمیت دارد که خوراکی‌ها سهم مستقیم‌تری در معیشت روزانه خانوار دارند و افزایش سطح عمومی این گروه کالایی، به‌ویژه برای دهک‌های پایین‌تر، سریع‌تر و ملموس‌تر احساس می‌شود. وقتی قیمت مواد غذایی با سرعت بیشتری بالا می‌رود، خانوار‌ها معمولاً پیش از هر چیز ناچار می‌شوند الگوی مصرف خود را تغییر دهند؛ از کاهش مقدار خرید گرفته تا جایگزین کردن کالا‌های ارزان‌تر یا حذف برخی اقلام از سبد غذایی.

از حذف گوشت تا کوچک‌تر شدن سفره

بازتاب همین فشار را می‌توان در شبکه‌های اجتماعی نیز دید. بررسی‌های خبرنگار اقتصادآنلاین در شبکه اجتماعی ایکس که به فضایی برای تبادل افکار، نظرات، دغدغه‌ها و نگرانی‌ها تبدیل شده است، نشان می‌دهد مردم که بخشی از آنان همین کاربران شبکه اجتماعی ایکس هستند، با به اشتراک گذاشتن انتقادات و احساسات‌شان نسبت به تورم، قصد دارند صدایشان را به گوش مسئولان برسانند.

در همین زمینه، کاربری در ایکس نوشته است: «گوشت قرمز رسماً از سفره خیلی از خانواده‌های کارگری حذف شده. مردم مجبورن جایگزین‌های ارزون‌تر پیدا کنن که اونم هر روز گرون‌تر میشه.» کاربر دیگری از قیمت برنج گلایه کرده و نوشته: «یک کیلو برنج ۱۸۰ هزار تومن!»

صدای نارضایتی در شبکه‌های اجتماعی

این شکاف در تجربه تورم، به‌ویژه زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که واکنش‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز بر همین نقطه دست می‌گذارد. کاربری در یکی از پست‌های شبکه اجتماعی ایکس نوشته است: «مرکز آمار اعلام کرده تورم سالانه خرداد به ۶۲ درصد رسیده! با این وضعیت حقوق کارگر و کارمند حتی تا اواسط ماه هم دوام نمیاره. کمر مردم شکست زیر این گرونی!»

در برخی پست‌ها نیز کاربران با مقایسه قیمت کالا‌ها در سال‌های گذشته با امروز، تلاش کرده‌اند شدت افزایش قیمت‌ها را نشان دهند؛ از افزایش هزینه قطعات خودرو و لاستیک گرفته تا چند برابر شدن قیمت برخی مواد غذایی و کالا‌های مصرفی. یکی از کاربران نوشته است: «چهار حلقه لاستیک نکسن سال ۴۰۳ چهل تومن الان حدودا ۲۰۰ تومن».

کاربر دیگری با اشاره به قیمت غذا نوشته: «کباب لقمه‌ای که ۲۰۰ و خوردی بود الان نزدیک ۶۰۰ تومنه». در نمونه‌ای دیگر، کاربری از جهش قیمت موتور نوشته است: «موتور هندایی که سال ۸۱ خریدم ۳۰۰ هزار تومن، ۳۰۰ میلیون شده» و کاربر دیگری هم با لحنی طنزآمیز گفته است: «دوچرخه‌ام رو خریدم ۸۴ هزار تومن، یه تیوپ براش خریدم ۴۰۰ هزار».

 این روایت‌ها، حتی وقتی با زبان طنز یا اغراق روزمره بیان می‌شوند، تصویری از فشار مداوم قیمت‌ها بر هزینه‌های زندگی و احساس عقب‌ماندن درآمد‌ها از مخارج را نشان می‌دهند.

وقتی گرانی، هشتگ می‌شود

در کنار این واکنش‌ها، برخی کاربران با خطاب قرار دادن دولت، گرانی را به مسئله‌ای فراتر از یک نوسان اقتصادی تبدیل کرده‌اند. در یکی از پست‌ها آمده است: «آقای پزشکیان، حالا که به همه ثابت شد که اختیارات بزرگ مملکت دست دولت شماست و انقدر قدرت دارید که در بحث مذاکرات و اینترنت، نظر دولت خودتونو به کرسی بنشانید، پس میتوانید: گرانی‌ها را کنترل کنید / وضعیت مسکن رو بهبود ببخشید / به داد بیماران برسید / مشکل دارو را حل کنید / پس بسم الله».

صدای سفره‌های خالی به گوش دولت می‌رسد؟

در بخشی دیگر از واکنش‌ها، کاربران شکاف میان روایت رسمی از وضعیت اقتصادی و تجربه روزمره خانوار‌ها را برجسته کرده‌اند؛ شکافی که در زبان شبکه‌های اجتماعی، گاه با تصویر‌ها و استعاره‌های ساده، اما تند بیان می‌شود. در یکی از این پست‌ها آمده است: «نبردی سخت بین تلویزیون و یخچال در جریان است. تلویزیون به‌عنوان نماینده دولت دائماً از رفاه مردم می‌گوید، اما یخچال به‌عنوان نماینده مردم از واقعیت فقر و خالی بودن سفره‌ها خبر می‌دهد. کدام‌یک واقعیت را بازگو می‌کند؟ یخچال یا تلویزیون؟!» این روایت، بیش از آنکه صرفاً یک گلایه فردی باشد، بازتاب همان فاصله‌ای است که میان «آمار‌های رسمی» و «تورم احساسی» شکل گرفته است.

نان؛ نماد حساسیت معیشتی

ضربه اصلی بر پیکره سفره مردم را افزایش قیمت نان زد و بلافاصله به یکی از محور‌های اصلی واکنش‌های عمومی تبدیل شد. نان، به‌عنوان یکی از پایه‌ای‌ترین اقلام مصرفی خانوار، در ذهن بسیاری از مردم نماد حداقل معیشت است؛ بنابراین هرگونه افزایش قیمت آن، حساسیت اجتماعی بالایی ایجاد می‌کند.

وقتی کاربران از گرانی نان می‌نویسند، در واقع از فشار بر آخرین پناهگاه سبد غذایی سخن می‌گویند؛ کالایی که حتی خانوار‌های کم‌درآمد نیز انتظار دارند دسترسی به آن کمتر دچار نوسان شود.


بیشتر بخوانید:تله فقر در ایران؛ چرا دخل خانوار از خرج جا مانده و هزینه‌های زندگی هر روز بیشتر می‌شود؟


در یکی از واکنش‌ها آمده است: «دیدند همه چی آرومه و جنگ تموم شده و اعتراضاتی هم در کار نیست قیمت نان رو گران کردند! نان در کشور از ۱۰۰ تا ۱۵۰ درصد یا شاید بیشتر افزایش پیدا کرده!» کاربر دیگری نیز با تأکید بر دشواری تأمین همین کالای پایه نوشته است: «از این پول‌های آزاد شده برای نان سوبسید بدهید؛ مردم ندارند نان بخرند.»

این واکنش‌ها نشان می‌دهد که افزایش قیمت نان، برای بخشی از جامعه نه صرفاً گرانی یک کالا، بلکه نشانه‌ای از سخت‌تر شدن دسترسی به حداقل‌های معیشتی است.

 در نهایت، مجموعه آمار‌های رسمی و واکنش‌های عمومی یک تصویر مشترک می‌سازند: تورم در حال تبدیل شدن به تجربه‌ای فراگیر، اما نابرابر است و اژد‌هایی فربه بالای سر سفره مردم است. «فراگیر» از آن جهت که همه خانوار‌ها تورم را احساس می‌کنند و «نابرابر» از آن جهت که شدت فشار بر دهک‌های مختلف یکسان نیست.

دهک‌های پایین، خانوار‌های روستایی و خانواده‌هایی که سهم بیشتری از درآمد خود را صرف خوراکی‌ها می‌کنند، بیش از دیگران در معرض پیامد‌های تورم قرار دارند، همانطور که دو دهک فقیر جامعه تورم ۱۰۰درصدی را تجربه کردند؛ به همین دلیل، خوانش گزارش تورم خرداد فقط با نگاه به عدد کلان ۶۲ درصد کامل نمی‌شود؛ باید دید این عدد در سفره، سلامت، انتخاب‌های مصرفی و آینده معیشتی خانوار‌ها چگونه ترجمه و احساس می‌شود.

منبع: اقتصادآنلاین
ارسال نظر
captcha