اقتصاد۲۴- حملات اخیر آمریکا به زیرساختهای بندر چابهار، نگاهها را بار دیگر به یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی ایران معطوف کرده است؛ بندری در سواحل مکران که طی دو دهه گذشته نهتنها محور توسعه شرق کشور، بلکه مظهر یک دیپلماسی اقتصادی فعال بود. اهمیت این نقطه استراتژیک در لبه دریای عمان و اقیانوس هند به قدری بنیادین بود که حتی در اوج دوران سیاست «فشار حداکثری» واشنگتن در اواخر دهه نود شمسی، به عنوان تنها بندر ایران توانست از تیغ تیز تحریمهای همهجانبه جان سالم به در ببرد و از سرمایهگذاری هند برخوردار شود.
با این حال، حملات موشکی و پهپادی بامداد پنجشنبه ایالات متحده به برج مراقبت ترافیک دریایی و سیستمهای راداری این منطقه، نشان داد که قواعد بازی به طور کامل تغییر کرده و چابهار دیگر آن جزیره امن و استثنای دیپلماتیک سابق نیست. هدف قرار گرفتن این بندر، تنها یک رخداد نظامی محلی نیست، بلکه پالس ژئوپلیتیکی آشکاری است که تغییر رویکرد کاخ سفید را نسبت به معادلات منطقهای و رقابت قدرتهای بزرگ برملا میکند. اکنون پرسش اصلی این است که چرا بندری که زمانی «استثنای تحریمها» محسوب میشد، امروز به یکی از اهداف اصلی درگیریهای نظامی تبدیل شده است؟
فهم دقیق چرایی هدف قرار گرفتن چابهار، نیازمند بازخوانی نقش این بندر در موازنه قدرت منطقهای و انگیزههای استراتژیک هندوستان است. دهلینو سالهاست که در رقابتی تنگاتنگ با پکن برای تسلط بر مسیرهای تجاری آسیا تلاش میکند. چین با سرمایهگذاری کلان در بندر گوادر پاکستان، عملاً در چند کیلومتری مرزهای ایران مستقر شده است؛ اقدامی که هند آن را به عنوان یک محاصره ژئوپلیتیکی قلمداد میکرد. در چنین فضایی، توسعه چابهار و اسکله شهید بهشتی توسط شرکتهای هندی، تنها راه دستیابی این کشور به بازارهای افغانستان و خطوط ترانزیتی آسیای مرکزی و روسیه، بدون نیاز به عبور از خاک پاکستان بود.
این اشتراک منافع عمیق میان هند و ایران، سبب شد که دیپلماتهای دهلینو در راهروهای واشنگتن لابیهای سنگینی را آغاز کنند. دولت وقت آمریکا نیز با این استدلال که توسعه چابهار به بازسازی اقتصادی افغانستان و کاهش وابستگی کابل به اسلامآباد کمک میکند، با اعطای معافیتهای خاص به این بندر موافقت کرد. تحت این چتر حمایتی، چابهار به یک هاب لجستیکی نوظهور تبدیل شد؛ جایی که تجهیزات سنگین بندری هندی مستقر شدند و کشتیهای بزرگ کانتینری بدون هراس از جریمههای خزانهداری آمریکا در آن پهلو میگرفتند تا امیدها برای شکوفایی محور ترانزیتی شمال-جنوب زنده بماند. چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران، نقش کلیدی در راهبرد تهران برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز و جذب سرمایه خارجی ایفا میکرد.
ورود تنشهای منطقهای به فاز نظامی و بنبست در تفاهمنامههای بینالمللی، به مرور زمان پایههای معافیت چابهار را سست کرد. ایالات متحده که پیش از این چابهار را به عنوان یک متغیر مستقل برای مهار چین و کمک به ثبات منطقه میدید، با تغییر آرایش سیاسی در واشنگتن و نزدیکی بیش از حد مواضع ایران و روسیه در بحرانهای بینالمللی، به این نتیجه رسید که منافع حاصل از این بندر دیگر همراستا با راهبرد غرب نیست. تحلیلگران غربی معتقد بودند که کریدور شمال-جنوب که چابهار نقطه آغازین دریایی آن است، در حال تبدیل شدن به یک مسیر تنفسی بزرگ برای دور زدن تحریمهای مسکو و تهران است.
بیشتر بخوانید: زنگ خطر در چابهار؛ عقبنشینی آرام، اما معنادار هند چه تاثیری بر اقتصاد ایران دارد؟/ سرمایهگذاری ۱۲۰ میلیون دلاری در سایه جنگ
در پی این تحولات، ایالات متحده با لغو تدریجی و سپس رفع کامل معافیتهای تحریمی چابهار، به شرکای هندی خود هشدار داد که تداوم سرمایهگذاری در این پروژه، عواقب مالی سنگینی برای آنها خواهد داشت. این چرخش دیپلماتیک، سرمایهگذاران خارجی را در وضعیت تعلیق قرار داد و سرعت توسعه فازهای بعدی بندر را به شدت کاهش داد. کاخ سفید با این اقدام عملاً چابهار را از یک «منطقه ویژه تعامل بینالمللی» به یک «هدف مشروع در زنجیره تامین ایران» تنزل داد تا زمینه برای برخورد مستقیم نظامی در روزهای گذشته هموار شود. واشنگتن به شرکای خود فهماند که در فاز جدید برخورد، هیچ حریم امنی برای پروژههای چندملیتی قائل نیست.
حملات اخیر به چابهار، برخلاف درگیریهای پراکنده گذشته در خلیج فارس، با هدفگیری دقیق زیرساختهای نرمافزاری و مدیریتی بندر انجام شد. بر اساس گزارشهای تایید شده توسط استانداری سیستان و بلوچستان، چندین فروند موشک کروز و پهپاد انتحاری، برج مراقبت ترافیک دریایی بندر را که مغز متفکر هدایت شناورها در اسکله محسوب میشد، هدف قرار دادند. تجهیزات پیشرفته راداری و سیستمهای پایش تصویری این مرکز به شدت آسیب دیدهاند و عملاً امکان هدایت ایمن کشتیهای پهنپیکر در شرایط فعلی از بین رفته است.
علاوه بر این، اصابت پرتابهها به خطوط اصلی انتقال نیرو، سبب آسیب دیدن سه خط توزیع برق در منطقه بندری شد؛ رویدادی که به قطع ناگهانی برق بخشهای وسیعی از شهر چابهار و اسکلههای تجاری انجامید و عملیات بارگیری و تخلیه کالا را به طور کامل متوقف ساخت. ترکشهای حاصل از این انفجارهای مهیب حتی به بیمارستان امام علی چابهار نیز سرایت کرد و اگرچه خللی در کار بخشهای حیاتی آن ایجاد نکرد، اما جوی از رعب و وحشت را در میان شهروندان ساحلنشین به وجود آورد. این حجم از آسیب به وضوح نشان میدهد که واشنگتن تمایل دارد ظرفیتهای ناوبری ایران در دریای عمان را حداقل برای چند ماه آینده فلج کند.
تخریب زیرساختهای کلیدی چابهار، ضربهای کاری به استراتژی توسعه شرق کشور وارد آورده و هند را نیز بیش از هر زمان دیگری با یک تصمیم دشوار روبهرو کرده است. عقبنشینی از چابهار میتواند به معنای واگذاری یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی هند به آسیای مرکزی و تقویت موقعیت رقبایی مانند چین و بندر گوادر پاکستان باشد. از سوی دیگر، ادامه حضور در پروژهای که هم با تحریمهای آمریکا و هم با تهدیدهای امنیتی مستقیم مواجه است، هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای شرکتهای هندی به همراه خواهد داشت. به همین دلیل، دهلینو اکنون خود را در برابر یک دوراهی استراتژیک میبیند؛ اصرار بر حفظ حضور در بندری آسیبدیده و تحت آتش که ریسک تیره شدن روابط با واشنگتن را به همراه دارد، یا عقبنشینی تدریجی و واگذاری زمین بازی به رقیب دیرینه خود، چین.
در داخل نیز، آینده چابهار دیگر تنها به روند بازسازی زیرساختهای آسیبدیده وابسته نیست. جایگزینی سیستمهای راداری مدرن که اکثر آنها دارای تکنولوژیهای پیچیده بینالمللی هستند، در شرایط تحریمهای مضاعف کنونی امری بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود. افزون بر این، ناامنی در سواحل مکران و خطر اصابت موشک، هزینههای بیمه دریایی را برای شناورهایی که قصد ورود به آبهای ایران دارند، به عرش میرساند و عملاً بندر را از رونق تجاری تهی میسازد. سرنوشت چابهار در روزهای آینده، نمادی از فرجام پروژههای توسعهای در بستر بحرانهای ژئوپلیتیکی است؛ بندری که قرار بود پل ارتباطی ملل باشد، اکنون به خط مقدم تقابل موشکها مبدل شده است.