اقتصاد۲۴- در فضای اقتصادی ایران، تغییر مدیران معمولا با وعدههای بزرگ آغاز میشود که بسیاری از آنها هیچگاه از مرحله شعار فراتر نمیروند. اما در صنعت بیمه، جایی که کوچکترین تصمیم مدیریتی میتواند آثار مالی چند هزار میلیارد تومانی بر جای بگذارد، معیار ارزیابی مدیران نه شعار، بلکه کیفیت تصمیم گیری است.
ابوالفضل آقادادی زمانی سکان هدایت بیمه دانا را در دست گرفت که این شرکت با مجموعهای از چالشهای ساختاری مواجه بود. این چالشها از ترکیب نامتوازن پرتفوی و فشار ناشی از قراردادهای بزرگ درمان تا مطالبات انباشته، ضرورت اصلاح سرمایه و ضرورت بازسازی اعتماد در میان ذینفعان را شامل میشد. طبیعی بود که هر تصمیم جدید، موافقان و مخالفان خود را داشته باشد و بسیاری از اقدامات مدیریت جدید نیز زیر ذره بین رسانهها قرار گیرد.
با این حال، آنچه در ماههای اخیر بیش از هر چیز جلب توجه کرده، تلاش برای تغییر منطق اداره شرکت است که بر اساس آن، موفقیت با شاخصهایی مانند سودآوری، توانگری مالی، کیفیت پرتفوی و پایداری عملکرد اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
یکی از مهمترین نکاتی که مدیریت جدید بیمه دانا بر آن تأکید کرده، اصلاح ترکیب پرتفوی شرکت است. سالها سهم عمده فعالیت دانا بر بیمههای درمان و شخص ثالث متمرکز بود، رشتههایی که اگرچه درآمد قابل توجهی ایجاد میکنند، اما در صورت نبود مدیریت دقیق ریسک، میتوانند سودآوری شرکت را تحت فشار قرار دهند.
بر همین اساس سیاست جدید بیمه دانا بر کاهش وابستگی به این رشتهها و حرکت به سمت تنوع بخشی به سبد بیمهای است که اگرچه ممکن است در کوتاه مدت باعث کاهش رشد ظاهری فروش شود، اما از نگاه کارشناسان صنعت بیمه، میتواند پایداری بیشتری برای شرکت ایجاد کند.
در واقع، مدیریت جدید این پیام را مخابره کرده که افزایش پرتفوی زمانی ارزشمند است که کیفیت آن نیز حفظ شود، موضوعی که در بسیاری از شرکتهای بیمه جهان نیز به عنوان یکی از اصول مدیریت حرفهای شناخته میشود.
بیمه دانا علاوه بر اصلاح پرتفوی، برنامههایی را نیز برای تقویت ساختار مالی خود دنبال میکند. افزایش سرمایه، پیگیری تجدید ارزیابی دارایی ها، وصول مطالبات سنواتی و مولدسازی املاک از جمله محورهایی است که طی ماههای اخیر بارها از سوی مدیران شرکت مطرح شده است.
اهمیت این اقدامات از آن جهت است که شاخص توانگری مالی، یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی شرکتهای بیمه محسوب میشود. هرچه این شاخص وضعیت مناسبتری داشته باشد، توان شرکت در پذیرش ریسکهای جدید و ایفای تعهدات آینده نیز افزایش خواهد یافت.
از این منظر، تمرکز بر تقویت زیرساختهای مالی شاید در کوتاه مدت کمتر از رشد فروش به چشم بیاید، اما میتواند آثار ماندگارتری بر آینده شرکت بر جای بگذارد.
یکی از ویژگیهای مدیریت در صنعت بیمه، ضرورت اتخاذ تصمیمهایی است که ممکن است در مقطع زمانی کوتاه با انتقادهایی همراه شوند، اما در افق بلندمدت منافع بیشتری برای شرکت ایجاد کنند.
عدم ورود به برخی قراردادهای بزرگ درمان، نمونهای از همین رویکرد است. اگرچه چنین تصمیمهایی ممکن است به کاهش درآمد اسمی شرکت منجر شود، اما از نگاه مدیران بیمه، جلوگیری از پذیرش ریسکهای سنگین و زیان ده میتواند از تضعیف توانگری مالی و افزایش تعهدات آتی جلوگیری کند.
به همین دلیل، به نظر میرسد استراتژی جدید بیمه دانا بیش از آنکه بر ثبت رکوردهای مقطعی استوار باشد، بر ایجاد تعادل میان رشد، سودآوری و مدیریت ریسک تمرکز دارد.
یکی دیگر از تفاوتهای قابل توجه مدیریت جدید، افزایش تعامل با رسانهها و تشریح تصمیمات مدیریتی است. در شرایطی که بسیاری از مدیران ترجیح میدهند درباره موضوعات حساس سکوت کنند، برگزاری نشستهای خبری و پاسخ به پرسشهای خبرنگاران، رویکرد متفاوتی را در بیمه دانا رقم زده است.
این شیوه البته به معنای پایان انتقادها نیست، چرا که هر تصمیم مدیریتی میتواند مخالفان و موافقان خود را داشته باشد، اما ارائه توضیح درباره چرایی تصمیم ها، امکان قضاوت دقیقتر را برای افکار عمومی و فعالان صنعت فراهم میکند.
در کنار برنامههای ستادی، سفرهای استانی مدیرعامل و دیدارهای مستمر با شبکه فروش و کارکنان شعب نیز بخشی از سیاست مدیریت جدید بوده است.
در صنعت بیمه که بخش عمده عملیات توسط شعب و نمایندگان انجام میشود، ارتباط مستقیم با بدنه اجرایی میتواند نقش مهمی در شناسایی مشکلات عملیاتی و افزایش انگیزه شبکه فروش داشته باشد. از همین رو، بسیاری از کارشناسان معتقدند موفقیت برنامههای اصلاحی، بدون همراهی کارکنان و نمایندگان امکانپذیر نخواهد بود.
در ماههای گذشته، برخی تصمیمهای مدیریتی بیمه دانا با نقدهایی همراه بوده است که عمدتا پیرامون نحوه مدیریت هزینهها یا برخی اقدامات اجرایی مطرح شدهاند. در مقابل، مدیریت شرکت برای این موارد توضیحاتی ارائه کرده و بر ضرورت نگاه به تصویر کلی عملکرد شرکت تأکید داشته است.
در عین حال آنچه میتواند درباره موفقیت یا ناکامی این رویکرد قضاوت کند، نه فضای رسانهای و نه جدالهای تبلیغاتی، بلکه شاخصهای قابل اندازهگیری از جمله روند سودآوری، وضعیت توانگری مالی، کیفیت پرداخت خسارت، میزان رضایت بیمهگذاران، بهبود ترکیب پرتفوی و عملکرد مالی شرکت در پایان سال است.
بیمه دانا اکنون در میانه یک دوره گذار قرار گرفته است که در آن، اصلاح ساختارها بر توسعه شتاب زده ترجیح داده شده و مدیریت شرکت تلاش دارد میان رشد، انضباط مالی و مدیریت ریسک تعادل برقرار کند. اینکه این مسیر تا چه اندازه به احیای جایگاه یکی از قدیمیترین برندهای صنعت بیمه کشور منجر خواهد شد، پرسشی است که پاسخ آن را نه بیانیهها و نه تیترهای موافق و مخالف، بلکه عملکرد واقعی شرکت در ماههای پیش رو مشخص خواهد کرد.