تاریخ انتشار: ۰۸:۲۶ - ۰۱ مرداد ۱۴۰۵

اتمام حجت تهران با آمریکا؛ چرا تاب‌آوری ایران هزینه جنگ را برای واشنگتن افزایش داده است؟

قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا (ص) می‌گوید: هرگونه تعرض به مراکز هسته‌ای و حساس ایران، به‌عنوان «توسعه جنگ» تلقی خواهد شد و منافع امریکا متحدان و حامیانش هدف هجوم نیرو‌های مسلح ایران قرار می‌گیرد

اقتصاد۲۴- مصداق بارز این جمله کارل مارکس زمانی که می‌گوید: «تاریخ دوبار تکرار می‌شود؛ یک بار به صورت تراژدی و یک بار به صورت کمدی» را در رفتار‌های ترامپ به عینه می‌توان مشاهده کرد. هنوز مدت زمان زیادی از تهدید و سپس عقب‌نشینی ترامپ برای زدن زیرساخت‌های ایران و محو تمدن پارسی از کره خاکی نمی‌گذرد که دیروز یک بار دیگر در شبکه اجتماعی ادعا کرد: «از این لحظه به بعد، هر بار که ایران با موشک، راکت، پهپاد یا هر سلاح دیگری به یک کشتی در تنگه هرمز شلیک کند، امریکا یک پل یا نیروگاه، ازجمله در تهران را هدف قرار خواهد داد!» عباراتی که باعث افزایش انتقادات از ترامپ و به سخره کشیدن ادعا‌های او شد.

اما همزمان با تداوم حملات امریکا به نقاطی از خاک کشورمان و پاسخ‌های پهپادی و موشکی ایران به پایگاه‌های امریکا در منطقه، هزینه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی این رویارویی را برای امریکا و متحدانش به طور چشمگیری افزایش داده است. در همین حال مانند روز‌های قبل، نشانه‌هایی از فعال شدن کانون‌های مذاکره و میانجیگری در منطقه نیز دیده می‌شود؛ از نقش‌آفرینی پاکستان تا مواضع عربستان و حتی اظهارات مشروط روبیو، وزیر امورخارجه امریکا درباره آمادگی برای تعامل با تهران.

فشار نظامی، اما بدون شکستن تاب‌آوری ایران

بامداد چهارشنبه، گزارش‌هایی از حملات امریکا به چند نقطه در ایران ازجمله سیریک، بوشهر، بهبهان، امیدیه، تبریز، چابهار، کنارک، چوار، آبدانان و بانه منتشر شد؛ حملاتی که در تهران نیز با صدای پدافند همراه بود. این رخداد‌ها در حالی ثبت شد که تجربه روز‌های گذشته نشان داده است واشنگتن با وجود بهره‌گیری از ظرفیت نظامی و رسانه‌ای، هنوز نتوانسته به هدف اصلی خود یعنی تضعیف اراده دفاعی ایران برسد. آنچه در این مرحله از بحران برجسته شده، نه‌تنها شدت حملات، بلکه تاب‌آوری ایران در برابر فشار چندلایه است؛ تاب‌آوری‌ای که هم در سطح نظامی و هم در سطح اجتماعی و سیاسی خود را نشان داده است. اعلام وزارت بهداشت درباره ۵۳ شهید و ۵۹۲ مصدوم از ۶ تیر تا صبح چهارشنبه، تصویری دردناک از بهای انسانی این درگیری‌ها ارائه داده، اما در عین حال نشان می‌دهد جامعه ایران زیر فشار جنگ نیز از هم نپاشیده و همچنان در وضعیت ایستادگی و انسجام قرار دارد.

پاسخ میدانی ایران و افزایش هزینه برای امریکا

در مقابل حملات امریکا، نیرو‌های مسلح ایران نیز دور جدیدی از عملیات پهپادی را علیه پایگاه‌های امریکا در اردن و بحرین اجرا کردند. بر اساس اطلاعیه روابط عمومی ارتش و سپاه، در این عملیات‌ها ساختمان‌های اسکان و رفاهی، انبار تجهیزات، سوله‌های بزرگ تجهیزاتی، آشیانه نگهداری و تعمیر هواپیما‌های سنگین و نیز بخش‌هایی از زیرساخت‌های نظامی امریکا هدف قرار گرفت. این پاسخ‌ها نشان می‌دهد که مقاومت ایران صرفا حالت دفاعی ندارد، بلکه به ابزار تحمیل هزینه بر طرف مقابل تبدیل شده است. هنگامی که پایگاه‌های امریکا در الازرق و شیخ عیسی هدف قرار می‌گیرند و خسارت به تجهیزات حساس نظامی گزارش می‌شود، پیام روشن این است که ادامه تجاوز، برای واشنگتن کم‌هزینه نخواهد بود. همین منطق، یکی از مهم‌ترین عوامل بازدارنده در روند کنونی به شمار می‌رود.


بیشتر بخوانید:بازسازی اقتصاد ایران پس از جنگ با آمریکا چقدر هزینه دارد؟/ نسخه اقتصاددانان برای دوران پسابحران


قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا (ص) نیز با لحنی صریح هشدار داده است که هرگونه تعرض به مراکز هسته‌ای و حساس ایران، به عنوان «توسعه جنگ» تلقی خواهد شد و منافع امریکا، متحدان و حامیانش هدف هجوم نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی قرار می‌گیرد. این موضع، در واقع نشان می‌دهد تهران تلاش دارد سطح بازدارندگی خود را از حالت واکنشی به حالت پیشدستانه و هزینه‌ساز ارتقا بدهد.

امریکا زیر فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی

یکی از نکات مهم در تحولات اخیر، همزمانی فشار میدانی با فشار سیاسی و اقتصادی بر امریکاست. در سطح داخلی امریکا، گزارش‌هایی از کاهش حمایت پایگاه هواداران ترامپ از جنگ علیه ایران منتشر شده است. همزمان، بازار انرژی نیز نسبت به تداوم درگیری حساس شده و قیمت نفت با هر موج تنش دستخوش نوسان می‌شود. ان‌بی‌سی گزارش داده است که پس از اظهارات مارکو روبیو درباره جدی نبودن ایران در مذاکرات، قیمت نفت ۴ درصد افزایش یافت و به حول و حوش ۹۴ دلار رسید. از سوی دیگر، نیویورک تایمز هشدار داده که هرگونه اختلال در مسیر‌های جایگزین صادرات نفت عربستان از طریق دریای سرخ، می‌تواند حدود ۴ درصد از عرضه نفت جهان را از بازار خارج کند. این ارقام نشان می‌دهد مقاومت ایران فقط یک مساله نظامی نیست، بلکه به صورت مستقیم بر امنیت انرژی و اقتصاد جهانی اثر گذاشته است. در واقع، واشنگتن اکنون با جنگی روبه‌رو است که هزینه آن تنها در میدان نبرد سنجیده نمی‌شود، بلکه در قیمت انرژی، نااطمینانی بازار، فشار افکار عمومی و نگرانی متحدان منطقه‌ای نیز قابل مشاهده است. همین امر سبب شده است که امریکا، در عین ادامه فشار نظامی، ناچار به باز گذاشتن برخی کانال‌های پیام‌رسانی نیز باشد.

به‌کار افتادن کانون‌های مذاکره در منطقه

در گزارش دیروز «اعتماد» نیز گفته شد که در کنار فشار‌های میدانی، نشانه‌هایی از فعال شدن کانون‌های مذاکره در منطقه نیز دیده می‌شود. سخنان سخنگوی وزارت کشور مبنی بر اینکه در حال حاضر مذاکره‌ای جاری نیست، اما ممکن است پیام‌هایی رد و بدل شود، دقیقا در همین چارچوب قابل فهم است. این اظهارات نشان می‌دهد که هرچند مذاکره رسمی و علنی در جریان نیست، اما مسیر‌های غیرمستقیم انتقال پیام فعال شده‌اند.

نقش پاکستان در این میان قابل توجه است. مقام‌های ایرانی تاکید کرده‌اند که پاکستان یکی از مسیر‌های میانجیگری در تحولات اخیر بوده و سفر از پیش تعیین شده وزیر کشور به این کشور نیز در بستر همین مناسبات قابل تحلیل است.

عربستان نیز در موضعی معنادار از «راه‌حل سیاسی دایمی» به جای تنش‌زدایی موقت سخن گفته است. فیصل بن فرحان تاکید کرده که ثبات پایدار از طریق قدرت نظامی به دست نمی‌آید و باید به ریشه‌های بحران پرداخت. این موضع، هرچند با ادبیات محافظه‌کارانه بیان شده، اما به روشنی نشان می‌دهد ریاض نیز از تداوم جنگ نگران است و می‌کوشد از ورود مستقیم منطقه به یک بحران فرسایشی جلوگیری کند. در همین حال، مارکو روبیو هم با وجود ادعا‌های تند علیه ایران ناچار شده بگوید امریکا آماده تعامل و مذاکره است. این سخنان، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر آن است که واشنگتن زیر فشار تحولات میدانی و منطقه‌ای نمی‌تواند فقط بر ابزار نظامی تکیه کند و ناچار است مسیر‌های سیاسی را نیز باز نگه دارد.

ایران در مرکز توازن جدید

آنچه از مجموع این تحولات برمی‌آید، این است که ایران امروز در مرکز توازن تازه‌ای از قدرت، مقاومت و دیپلماسی قرار گرفته است. تاب‌آوری کشور در برابر حملات، پاسخ متقابل به مواضع امریکا در منطقه و حفظ انسجام داخلی باعث شده است که واشنگتن نتواند به راحتی مسیر جنگ را به نفع خود مدیریت کند.

از سوی دیگر، فعال شدن کانون‌های مذاکره در منطقه نشان می‌دهد که حتی در اوج تنش نیز سیاست در حاشیه نمانده است. کشور‌هایی مانند پاکستان و عربستان، مصر و ترکیه، هر یک با انگیزه‌های متفاوت، در تلاشند از تبدیل شدن بحران به جنگی گسترده‌تر جلوگیری کنند. امریکا نیز هرچند در موضع تهدید باقی مانده، اما ناچار است به امکان گفت‌و‌گو تن بدهد.

در چنین فضایی، ایران می‌تواند با تکیه بر مقاومت میدانی، مدیریت پیام‌های دیپلماتیک و حفظ انسجام داخلی، همچنان ابتکار عمل را در دست داشته باشد. تجربه این روز‌ها نشان می‌دهد که هرچه فشار امریکا بیشتر شده، هزینه‌های آن نیز بالاتر رفته و این دقیقا همان نقطه‌ای است که تاب‌آوری ایران را به یک عامل تعیین‌کننده در معادله جنگ و مذاکره تبدیل می‌کند؛ لذا جنگ امریکا علیه ایران نه‌تنها به فروپاشی اراده دفاعی کشور منجر نشده، بلکه با افزایش تاب‌آوری ملی، به منبعی برای تحمیل هزینه بر واشنگتن تبدیل شده است. در کنار میدان، دیپلماسی نیز خاموش نمانده و کانون‌های مذاکره در منطقه، از پاکستان تا عربستان، به صورت محسوس فعال شده‌اند. این همزمانی فشار و پیام نشان می‌دهد که آینده بحران نه فقط در آسمان و زمین، بلکه در کانال‌های سیاسی و میانجیگری منطقه‌ای نیز رقم خواهد خورد.

منبع: روزنامه اعتماد
ارسال نظر
captcha