اقتصاد۲۴- مجله لایف در سال ۱۹۶۹ گزارشی منتشر کرد که جامعه آمریکا را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. این گزارش شامل تصاویر ۲۴۲ سرباز آمریکایی بود که تنها طی یک هفته در جنگ ویتنام کشته شده بودند. برخی از این تصاویر، سربازان را با لباس نظامی نشان میداد و برخی دیگر عکسهای دوران دبیرستان یا سالنامه تحصیلی آنها بود.
هدف این گزارش، نمایش هزینههای انسانی جنگ بود؛ جنگی که واقعیتهای میدانی آن با چیزی که وزارت دفاع آمریکا روایت میکرد، در تضاد کامل قرار داشت.گزارشی تصویری که جامعه آمریکا را تکان داد
جوسلین جوزف در هیل نوشت: پنتاگون در این دوره، موفقیت جنگ را با آمار کشتههای دشمن و نسبت تلفات دو طرف با یکدیگر میسنجید.
در آن زمان، ارتش آمریکا با تکیه بر شمار بالای کشتههای نیروهای ویتنام شمالی تلاش میکرد تا افکار عمومی را متقاعد به قرار داشتن جنگ در مسیر پیروزی کند. استدلال هم بر این بود که اگرچه هر هفته صدها نظامی آمریکایی جان خود را از دست میدهند، اما در مقابل هزاران نفر از نیروهای دشمن کشته هم میشوند.
با اینحال، گزارش لایف با انتشار چهرههای واقعی سربازان کشتهشده، نگاه جامعه را بهشدت به جنگ تغییر داد. وقتی مردم به جای اعداد، با صورت و زندگی انسانهایی روبهرو شدند که جان خود را از دست داده بودند، دیگر آمار کشتههای دشمن اهمیت سابق را نداشت و توجه افکار عمومی بیش از هر چیز به جان نظامیان آمریکایی معطوف شد.
اتفاقی مشابه در جنگ جهانی دوم نیز رخ داده بود. روزنامههای آمریکا بهجای انتشار صرف آمار تلفات، نام و محل کشته شدن سربازان را چاپ میکردند. دیدن هزاران نام واقعی، تأثیر عمیقتری از یک عدد چند هزار نفری داشت و همین مسئله فشار افکار عمومی بر فرانکلین روزولت و سپس هری ترومن را برای پایان سریعتر جنگ افزایش داد.
بهنظر میرسد که اکنون دولت دونالد ترامپ هم روی به منطق قدیمی آمار کشتهها آورده است؛ با این تفاوت که این بار نه برای نمایش میزان تلفات دشمن، بلکه برای کاهش تعداد کشتههای آمریکایی در آمار رسمی استفاده میشود.
پنتاگون در هفته گذشته تصمیم گرفت که تعداد نظامیان کشتهشده در جنگ با ایران را از ۱۸ نفر به ۱۴ نفر کاهش دهد. استدلال این بود که چهار نظامی آمریکایی در دوره آتشبس جان باختهاند و بنابراین نباید جزو تلفات جنگ محسوب شوند. این درحالی است که سه نفر از آنها در حمله به پایگاه آمریکا در اردن کشته شدند، و نفر چهارم هم هنگام تلاش برای خنثی کردن یک پهپاد ایرانی جان خود را از دست داد.
با این حال، دولت ترامپ اصرار دارد که این افراد در جنگ با ایران کشته نشدهاند.
چنین اظهاراتی برای مخاطبین بهخصوص آمریکایی، بهشدت متناقض است.
همزمان با بازگشت پیکر این نظامیان به آمریکا، ترامپ و اعضای دولت او در مراسم انتقال رسمی اجساد حاضر شدند و مقابل دوربینها عکس گرفتند. با این حال، رئیسجمهور در شبکه اجتماعی تروث سوشال استدلال کرد که این جنگ قابل قبول است، چرا که تلفات آمریکا هنوز به اندازه جنگهای ویتنام، عراق، افغانستان یا کره نرسیده است.
بیشتر بخوانید:ترامپ تیم امنیتی کاخ سفید را به باد انتقاد گرفت/ دلیل عصبانیت رئیسجمهور آمریکا چیست؟
اتخاذ چنین منطقی، این پرسش را ایجاد میکند که آیا تا زمانی که تعداد کشتهها از یک حد مشخص فراتر نرود، باید عملکرد دولت را موفق تلقی کرد؟
اگر در آینده نظامیان بیشتری در حملات ایران کشته شوند، آیا آنها نیز صرفا به این دلیل که مرگشان برای دولت هزینه سیاسی دارد، از آمار رسمی جنگ حذف خواهند شد؟
البته میتوان گفت که تقریبا همه سیاستمداران تاحدی از نظامیان برای اهداف تبلیغاتی خود استفاده میکنند، اما دولت کنونی واشنگتن وارد مرحله جدیدی شده است؛ مرحلهای که در آن نام کشتهشدگان از فهرست تلفات حذف میشود، اطلاعات مربوط به مجروحان بهطور کامل منتشر نمیشود و دولت تلاش میکند تا جنگی را که خود آغاز کرده را تا زمانی که اوضاع مطلوب نیست، از اساس جنگ ننامد.
همچنین باید به سابقه رفتار ترامپ با ارتش اشاره کرد؛ از اظهارات تحقیرآمیز درباره جان مککین گرفته تا رد گزارشهایی که او را به توهین، به کشتهشدگان جنگ با عنوان بازندهها و سادهلوحها متهم میکرد. همچنین نباید از جنجال حضور ستاد انتخاباتی ترامپ در گورستان آرلینگتون برای گرفتن عکس تبلیغاتی، غافل شد.
نویسنده که خود از کهنهسربازان جنگ عراق است، در پایان یادآوری میکند: تقریبا تمامی نظامیان سابق از نحوه خروج آمریکا از افغانستان خشمگین بودند؛ بهویژه پس از حمله در دروازه «ابی» که به کشته شدن ۱۳ نظامی آمریکایی انجامید.
او تأکید میکند که همان زمان نیز عملکرد دولت بایدن را بهشدت مورد انتقاد قرار داده بوده، چرا که فرمانده کل نیروهای مسلح مسئول جان نیروهای تحت امر خود است.
با اینحال، جمهوریخواهان تنها بر همین ۱۳ کشته تمرکز کردند و درباره هزاران نظامی آمریکایی که طی بیش از دو دهه حضور در افغانستان جان خود را از دست دادند، سکوت اختیار کردند. مجموعه این رفتارها نشان میدهد که برخی از سیاستمداران، تنها تا زمانی به تلفات جنگ اهمیت میدهند که بتوانند از آن علیه رقیب سیاسی خود استفاده کنند.
بنابراین، همانگونه که بایدن مسئول تلفات دوران خروج از افغانستان بود، اکنون نیز مسئولیت کشتهشدن نظامیان آمریکایی در جنگ ایران بر عهده ترامپ است و نمیتوان با حذف نام آنها از آمار، این مسئولیت را نادیده گرفت.
نویسنده در پایان به خاطرهای از بازگشت خود از عراق اشاره میکند: در مراسم روز یادبود، یکی از کهنهسربازان ویتنام به من گفت: «مهم نیست جنگ ما سختتر بود یا جنگ شما؛ مهم این است که تو رفتی و سالم برگشتی.».
اما من خوب میدانم که فرصتی که من در جنگ عراق داشتم، نصیب چهار آمریکایی کشته شده در هفته گذشته نشد.
بنابراین، هرچند ممکن است درباره این جنگ اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد، اما نباید اجازه داد که سیاستمداران برای کاهش هزینههای سیاسی، جوری وانمود کنند که گویی این افراد در جنگ جان خود را از دست ندادهاند.