تاریخ انتشار: ۱۸:۰۰ - ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

روایت تلخ روز خبرنگار؛ همه چیزهایی که خبرنگاران نگفتند

روز خبرنگار بیش از آنکه روز تبریک‌گفتن باشد، روز یادآوری همین مسئولیت است. اینکه خبرنگار اگر نتواند ببیند، بپرسد، ثبت و منتشر کند، فقط یک شغل آسیب نمی‌بیند؛ حافظه یک ملت آسیب می‌بیند.

اقتصاد۲۴- هفدهم مرداد، روز خبرنگار، شاید بیش از هر چیز یادآور خبر‌هایی باشد که منتشر کردیم؛ اما برای من یادآور خبر‌ها و روایت‌هایی است که هرگز مجال انتشار پیدا نکردند. گاهی سکوت رسانه‌ها از بلندترین تیتر‌ها رساتر است. آنچه در حافظه جمعی یک جامعه باقی می‌ماند، فقط آن چیزی نیست که نوشته شده، بلکه آن چیزی هم هست که هرگز اجازه ثبت پیدا نکرده است. یک سال گذشته، از پرحادثه‌ترین سال‌های تاریخ معاصر ایران بود. سالی که از اعتراض و بحران تا جنگ، ترور، مذاکره، ناامنی و نگرانی، تقریبا هر روز آن خبر اولی داشت که می‌توانست ماه‌ها موضوع تحلیل باشد. اما با همه این حجم از خبر، احساس می‌کنم ما بیش از آنکه روایتگر وقایع باشیم، شاهد ازدست‌رفتن روایت‌ها بودیم.

خبر منتشر شد، اما روایت شکل نگرفت

ما نتوانستیم روایت خودمان را از جنگ ۱۲‌روزه بنویسیم. نتوانستیم برای مردم توضیح دهیم این جنگ چگونه آغاز شد، چه روندی را طی کرد و چه تصمیم‌ها و خطا‌هایی در داخل و خباثت‌هایی از خارج کشور، ایران را به آن نقطه رساند. هنوز هم بسیاری از پرسش‌های اساسی بی‌پاسخ مانده‌اند. نه‌فقط درباره نتیجه جنگ، بلکه درباره چرایی وقوع آن. ما نتوانستیم روایت دقیقی از ترور‌های ناگهانی هر دو جنگ داشته باشیم. نه از نحوه طراحی آنها، نه از ضعف‌های امنیتی، نه از پیامد‌های سیاسی‌شان. هر بار خبر آمد، چند روزی تیتر شد و بعد در میان انبوه خبر‌های بعدی گم شد، بی‌آنکه روایتی کامل از آنچه رخ داده بود، در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.

ما حتی در روایت خود جنگ نیز عقب ماندیم. در بسیاری از موارد، نخستین خبر‌ها از رسانه‌های خارجی منتشر شد. اساسی‌ترین نمونه آن انتشار خبر شهادت رهبری بود که به‌جای صداوسیما از رسانه‌ای در خارج منتشر شد. تلخ است که در مهم‌ترین رخداد‌های امنیتی و نظامی کشور، خبرنگار ایرانی گاهی آخرین کسی باشد که بتواند روایت کند.

همین امروز نیز درباره مهم‌ترین پرسش جامعه، یعنی انتخاب میان تداوم جنگ یا رسیدن به توافق، روایت مستقلی وجود ندارد. ما نتوانستیم روایتی از دی‌ماه ۱۴۰۴ داشته باشیم. چند روز اعتراضات بود تا ناگهان فراخوانی داده شد و یک روز بعد دسترسی‌های مردم به اینترنت قطع شد و زمانی وصل شد که بر سر تعداد کشته‌شده‌ها اختلاف وجود داشت. یک طرف سه هزار و یک طرف ۳۰ هزار. اما روایت آنها که از دو سو کشته شدند فقط یک‌طرفه روایت شد، نه بی‌طرفانه. این نخستین‌بار هم نیست که چنین وضعیتی داریم. چند سال پیش، در یادداشتی نوشتم «روایتگری جرم نیست». آن زمان از تجربه شخصی خودم در خیابان‌های تهران در سال ۱۴۰۱ نوشتم؛ روزی که فقط می‌خواستم بدانم چه اتفاقی افتاده است و پاسخ شنیدم: «به تو چه مربوط است؟ برو». همان روز فهمیدم در ایران، مشکل فقط محدودیت رسانه نیست؛ مشکل این است که اصل روایتگری مستقل هنوز به رسمیت شناخته نشده است. خبرنگار قرار نیست طرف هیچ نزاعی باشد. نه مأمور دولت است، نه سخنگوی معترض؛ خبرنگار، راوی است؛ وظیفه او ثبت واقعیت است، همان‌گونه که اتفاق افتاده، نه آن‌گونه که این یا آن طرف دوست دارد روایت شود. اما تجربه سال‌های اخیر نشان داده تقریبا هیچ‌کس بی‌طرفی خبرنگار را به رسمیت نمی‌شناسد. اصحاب قدرت، از ثبت برخی روایت‌ها واهمه دارد؛ چون روایت می‌تواند پرسش ایجاد کند. از سوی دیگر، بخشی از مخالفان هم از روایت مستقل استقبال نمی‌کنند؛ زیرا هر روایتی که دقیقا مطابق انتظارشان نباشد، به‌سرعت متهم به جانب‌داری می‌شود.

نتیجه این وضعیت، حذف خبرنگار به عنوان راوی است. در چنین شرایطی، جای روایت را شایعه پر می‌کند، جای گزارش را کانال‌های بی‌نام و نشان می‌گیرند و جای خبرنگار حرفه‌ای را کسانی می‌گیرند که نه مسئولیتی در برابر حقیقت دارند و نه هزینه‌ای بابت انتشار اطلاعات نادرست می‌پردازند. جامعه‌ای که خبرنگارش نتواند روایتگر بی‌طرف دو تفکر باشد، در نهایت همه مردم شاهد نزاع تفکر‌های در خیابان خواهند بود. از سوی دیگر مشکل فقط امروز نیست. هر روایتی که ثبت نشود، بخشی از تاریخ نیز از دست می‌رود. آیندگان درباره این روز‌ها قضاوت خواهند کرد؛ اما با چه اسنادی؟ با روایت کسانی که در متن ماجرا بودند یا با روایت کسانی که هزاران کیلومتر دورتر نشسته‌اند؟ تاریخ را معمولا فاتحان نمی‌نویسند؛ تاریخ را کسانی می‌نویسند که اجازه یافته‌اند روایت کنند.

روز خبرنگار بیش از آنکه روز تبریک‌گفتن باشد، روز یادآوری همین مسئولیت است. اینکه خبرنگار اگر نتواند ببیند، بپرسد، ثبت و منتشر کند، فقط یک شغل آسیب نمی‌بیند؛ حافظه یک ملت آسیب می‌بیند. شاید مهم‌ترین مطالبه ما در این روز، نه امتیاز بیشتر باشد و نه تجلیل و تقدیر؛ مطالبه اصلی این است که «حق روایتگری» به رسمیت شناخته شود. خبرنگار باید بتواند در متن حادثه حضور داشته باشد، سؤال بپرسد، روایت‌های مختلف را کنار هم بگذارد و بدون ترس از برچسب، بازداشت یا حذف، آنچه را دیده و فهمیده است برای مردم بازگو کند.

اگر این حق وجود داشته باشد، شاید سال آینده وقتی دوباره هفدهم مرداد فرا برسد، حسرت روایت‌های ناگفته را نخوریم. شاید بتوانیم بگوییم آنچه بر این کشور گذشت، دست‌کم به‌درستی ثبت شد، حتی اگر درباره آن اختلاف نظر وجود داشته باشد. خبرنگار قرار نیست حقیقت را خلق کند؛ وظیفه او این است که اجازه ندهد حقیقت، بی‌راوی بماند.

منبع: روزنامه شرق
ارسال نظر
captcha