اقتصاد۲۴- دیاکو حسینی، پژوهشگر ارشد مسائل استراتژیک، در گفتوگو با «کافه خبر» خبرآنلاین میگوید: باید اول بپرسیم منافع ما چیست؟ تا زمانی که ما توافقی درباره منافع واقعی ایران نداشته باشیم، طبعاً استفاده از اهرمها هم معنای چندانی ندارد؛ مثل این است که ابزاری مانند آچار در اختیار داریم، اما هدفی برای استفاده از آن نداریم.
چرا بعضیها میگویند ما ابرقدرت شدهایم؟ عرض کردم ابرقدرت شدن مستلزم فاکتورهای متعدد است:
باید یک نظام اجتماعی و سیاسی پایدار و باثبات داشته باشید.
باید جمعیت کافی داشته باشید (جمعیت ایران برای ابرقدرتی در قیاس با اسکیلها و مقیاسهای امروز جهان مانند روسیه، چین، هند، اتحادیه اروپا یا آمریکا کافی نیست).
باید یک اقتصاد کاملاً پویا، قوی و تکنولوژیک داشته باشید که با آن فرسنگها فاصله داریم.
یکی از آن فاکتورها امور نظامی است. توجه بکنیم: اگر قدرت نظامی برای تبدیل کردن یک کشور به قدرت شکستناپذیر و رسیدن به همه اهداف ملی کافی بود، امروز ایالات متحده باید این جنگ را در همان هفته اول میبرد. امروز همه داریم میگوییم آمریکا به لحاظ استراتژیک شکست خورده (حداقل تا الان)، به رغم اینکه بزرگترین و تکنولوژیکترین ارتش جهان را در اختیار دارد. پس این نشان میدهد یک درس ساده وجود دارد: قدرت نظامی مساوی با پیروزی و قدرت مطلق نیست. این نکته بسیار مهمی است.
به گفته حسینی، بنابراین ما به صرف اینکه الان بتوانیم حتی آمریکا را به عقب وادار کنیم یا کنترل بر تنگه را حفظ کنیم و حتی اگر بمب اتم هم بخواهیم و بتوانیم بسازیم، باز هم الزماً یک قدرت بزرگ نمیشویم مگر اینکه بقیه فاکتورها را هم بتوانیم کنار آن داشته باشیم که فرآیندی بلندمدت است. ما با معیارهای اقتصادی و اندازههای اقتصادی که امروز در جهان وجود دارد خیلی فاصله داریم.
هیچ قدرتی در جهان با یک بشکن و یکشبه به ابرقدرت تبدیل نشده و ما هم نخواهیم شد، مگر اینکه زیرساختها فراهم باشد؛ بنابراین این نوع حرفها شاید برای بحثهای رسانهای یا استوری اینستاگرام خوب باشد، اما برای تصمیمگیری و تصمیمسازی حتماً سادهلوحانه است.
دیاکو حسینی میگوید: آنچه به نظرم ما باید ببینیم این است که ما از تنگه هرمز چه میخواهیم؟ آیا میخواهیم آمریکا را به عقب برانیم و از این جنگ پشیمان کنیم؟ خب یک راه وجود دارد: میتوانیم یک ایجاد اختلال بلندمدت در خلیج فارس انجام دهیم، رشد اقتصاد جهانی را کمتر کنیم و قیمتها را بالا ببریم. اما یادمان باشد که ما از این طریق داریم به خودمان هم آسیب میزنیم؛ چون بخش بزرگی از تجارت ما (حدود ۸۰ درصد از کل تجارت خارجی ایران) از راه خلیج فارس اتفاق میافتد و ناامنی در خلیج فارس و تنگه هرمز، به اقتصاد ایران هم آسیب میزند.
حالا سوال این است که آیا ما آماده پذیرش هزینههای این ضعف اقتصادی که خودمان به خودمان تحمیل میکنیم هستیم یا خیر؟