تاریخ انتشار: ۱۶:۳۰ - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

بن‌بست ایران و آمریکا؛ ترامپ به دنبال یک معامله بزرگ است؟

یک تحلیلگر سیاسی گفت: برآورد کاخ سفید احتمالا این است که با ادامه فشار اقتصادی بر ایران و حفظ سطح فعلی صادرات نفت از تنگه هرمز و خطوط لوله، بازارها دچار تکان شدید نخواهند شد. از این رو، مساله ایران می‌تواند تا حد زیادی از تبدیل شدن به عامل اثرگذار در انتخابات میان‌دوره‌ای دور بماند.

اقتصاد۲۴- ظاهرا تهران با ارزیابی محدودیت‌های عملیاتی و سیاسی واشنگتن، ازجمله تردید درباره آمادگی امریکا برای ورود به یک درگیری گسترده، به این جمع‌بندی رسیده که امکان افزایش هزینه‌ها از طریق کنترل تنگه هرمز وجود دارد.

 از نگاه ایران، محدودیت‌های تسلیحاتی امریکا و فشار‌های ناشی از مصرف بخشی از سامانه‌های دفاعی نیز می‌تواند ظرفیت واشنگتن برای اجرای یک گزینه نظامی گسترده را کاهش و در نتیجه، فضای مانور تهران در هرمز را افزایش دهد. با این حال، تداوم راهبرد کنترل هرمز با هدف کسب امتیاز، ممکن است به جای ایجاد بازدارندگی موثر، زمینه شکل‌گیری موازنه‌های منطقه‌ای جدید و تقویت ائتلاف‌های مقابله‌ای علیه ایران را فراهم کند.

مجید محمدشریفی، استادیار گروه روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی و کارشناس و تحلیلگر روابط بین‌الملل، درباره وضعیت تنگه هرمز باتوجه به موضع‌گیری متفاوت مقام‌های رسمی ایران و امریکا گفت: دو سوی منازعه روایت‌های متفاوت و متناقضی ارایه می‌کنند. امریکا، به‌ویژه وزارت خزانه‌داری و وزارت انرژی این کشور مدعی‌اند روزانه ۸ تا ۹ میلیون بشکه نفت از راه تنگه هرمز و با کشتی جابه‌جا می‌شود؛ ضمن آنکه حدود ۵ میلیون بشکه نیز از طریق خطوط لوله کشور‌های منطقه وارد بازار جهانی می‌شود.

به گفته این کارشناس روابط بین‌الملل، در چنین شرایطی خروجی نفت منطقه در مجموع به ۱۳ تا ۱۵ میلیون بشکه در روز می‌رسد؛ رقمی کمتر از حدود ۲۰ میلیون بشکه پیش از جنگ. با این حال، مقامات امریکایی معتقدند همین سطح از صادرات مانع ورود شوک نفتی و جهش ناگهانی قیمت‌ها شده است.

ترامپ به دنبال عبور از سد انتخابات میان‌دوره‌ای است

محمدشریفی در ادامه افزود: جمهوری اسلامی ایران بر کنترل خود بر تنگه هرمز تاکید دارد و داده‌های کشتیرانی نیز از محدود بودن تردد‌ها در منطقه حکایت می‌کند. داوری قطعی میان این ادعا‌ها دشوار است، اما قیمت نفت که همچنان در محدوده ۸۰ و چند دلار قرار دارد و جهش چشمگیری را تجربه نکرده، می‌تواند نشان دهد بخشی از نفت منطقه، هرچند محدود، همچنان وارد بازار‌های جهانی می‌شود.

این تحلیلگر روابط بین‌الملل تصریح کرد: اگر این ارزیابی درست باشد، دولت ترامپ برای واداشتن ایران به بازگشایی کامل تنگه، فشار فوری و جدی احساس نخواهد کرد. محاصره اقتصادی و محدودیت ورود و خروج کشتی‌های ایرانی، در کنار تداوم عرضه محدود نفت منطقه و نبود شوک قیمتی، وضعیتی مطلوب برای واشنگتن ایجاد می‌کند؛ دست‌کم تا انتخابات میان‌دوره‌ای.

محمدشریفی ادامه داد: برآورد کاخ سفید احتمالا این است که با ادامه فشار اقتصادی بر ایران و حفظ سطح فعلی صادرات نفت از تنگه هرمز و خطوط لوله، بازار‌ها دچار تکان شدید نخواهند شد. از این رو، مساله ایران می‌تواند تا حد زیادی از تبدیل شدن به عامل اثرگذار در انتخابات میان‌دوره‌ای دور بماند.


بیشتر بخوانید:فیلم/لحظه تعقیب قایق ایرانی توسط آپاچی آمریکایی


این استاد دانشگاه با اشاره به انتخابات میان‌دوره‌ای و تاثیر آن بر تصمیم‌سازی‌های کاخ سفید درباره بحران هرمز و خلیج‌فارس نیز گفت: فعلا پیش‌بینی‌ها همچنان از حفظ کنترل جمهوری‌خواهان بر سنا حکایت دارد، اما احتمال ازدست رفتن اکثریت آنان در مجلس نمایندگان وجود دارد؛ الگویی که در انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا مسبوق به سابقه است. با این همه، حتی چنین رخدادی نیز لزوما دست ترامپ را در سیاست ایران نمی‌بندد، زیرا رییس‌جمهور امریکا اختیارات گسترده‌ای در حوزه سیاست خارجی دارد و پیامد اصلی آن بیشتر در عرصه داخلی خواهد بود.

ایران با علم به چالش‌های امریکا از مواضع برتر خود عقب‌نشینی نمی‌کند

محمدشریفی درباره محاسبات ایران و امریکا برای داشتن دست بالا و کسب امتیاز‌های حداکثری نیز گفت: به نظر می‌رسد تهران، باتوجه به تهدید‌هایی که ترامپ مطرح کرده، اما از اجرای بخشی از آنها عقب‌نشینی داشته، به این نتیجه رسیده است که دولت امریکا فعلا تمایل یا آمادگی ورود به جنگی گسترده علیه ایران را ندارد.

او افزود: گزارش‌های مربوط به کمبود سامانه‌های دفاع موشکی پاتریوت و تاد در امریکا، یکی از دلایل این برداشت است. گفته می‌شود بخشی از این تجهیزات در جنگ مصرف شده و دشواری جایگزینی آنها می‌تواند بر رقابت گسترده‌تر واشنگتن با چین اثر بگذارد. از نگاه ایران، این محدودیت تسلیحاتی می‌تواند مانعی در برابر حمله وسیع امریکا باشد.

این تحلیلگر روابط بین‌الملل ادامه داد: انتخابات میان‌دوره‌ای نیز در محاسبات تهران مهم تلقی می‌شود و احتمالا ترامپ تا زمان برگزاری آن، از اقدام نظامی فراگیر پرهیز خواهد کرد. چنین برداشتی می‌تواند ایران را به اتخاذ رویکردی تهاجمی‌تر در تنگه هرمز سوق دهد؛ به‌طوری که برای بازگشایی کامل آن، خواسته‌های بیشتری مطرح کند و بدون گرفتن امتیاز بزرگ، حاضر به عقب‌نشینی نباشد.

محمدشریفی در ادامه یادآور شد: در سوی مقابل، دولت ترامپ فشار اقتصادی و تحریم را موثرتر از گزینه نظامی می‌داند. در رقابت میان نهاد‌های امریکایی بر سر رویکرد غالب علیه ایران، وزارت خزانه‌داری فعلا دست بالا را دارد و بر این باور است که تشدید تحریم‌ها می‌تواند تهران را به دادن امتیاز وادار کند. تهدید نظامی کنار گذاشته نشده، اما دست‌کم در کوتاه‌مدت فشار اقتصادی، ابزار اصلی واشنگتن خواهد بود.

افزایش فشار‌های سیاسی و اقتصادی برای امریکا بخشی از راهبرد تهران است

این استاد دانشگاه در ادامه این گفت‌و‌گو خاطرنشان کرد: اگر ادعای امریکا درباره خروج روزانه ۸ تا ۹ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز و انتقال حدود ۵ میلیون بشکه از راه خطوط لوله درست باشد، اختلال در این آبراه فشار جدی بر بازار انرژی یا اقتصاد امریکا وارد نمی‌کند. در این صورت، خواسته‌های ایران درباره تنگه هرمز نیز اهرم موثری برای کسب امتیاز در مذاکرات نخواهد بود.

این کارشناس روابط بین‌الملل در پایان گفت: تداوم پافشاری بر کنترل تنگه هرمز ممکن است در میان‌مدت و بلندمدت نتیجه معکوس داشته باشد. کشور‌ها از مدت‌ها قبل به دنبال مسیر‌های جایگزین انتقال انرژی بوده‌اند و افزایش نااطمینانی در این آبراه می‌تواند این روند را تسریع کند؛ روندی که در سال‌های آینده، وابستگی کشور‌ها و اهمیت راهبردی تنگه هرمز را کاهش خواهد داد.

محمدشریفی در پاسخ به پرسشی دیگر درباره راهبرد ایران در این بحران منطقه‌ای نیز خاطر نشان کرد: به نظر می‌رسد تهران بر این تصور بوده که گسترش افقی تنش نظامی، یعنی درگیر کردن کشور‌های بیشتر در بحران منطقه‌ای، می‌تواند فشار آنها بر امریکا را افزایش دهد و واشنگتن را به کاهش تنش با جمهوری اسلامی ایران وادار کند. در این چارچوب، هدف از گسترش جغرافیایی بحران آن است که شدت فشار بر امریکا و اسراییل افزایش یابد و در نتیجه، از سطح تنش مستقیم یا «عمودی» میان ایران با این دو بازیگر کاسته شود.

بستن تنگه هرمز نیز مکمل همین راهبرد تلقی می‌شود؛ زیرا علاوه بر گسترش تنش منطقه‌ای، با وارد کردن فشار به اقتصاد جهانی می‌کوشد هزینه ادامه بحران را برای طرف‌های مقابل بالا ببرد.

این تحلیلگر روابط بین‌الملل تصریح کرد: با این حال، نظریه‌های روابط بین‌الملل و تجربه بحران‌های تاریخی نشان می‌دهد افزایش تهدید معمولا به سیاست مماشات یا پذیرش خواسته‌های طرف تهدیدکننده منتهی نمی‌شود. برعکس، احساس تهدید اغلب دولت‌ها را به همگرایی و ایجاد موازنه در برابر منبع تهدید سوق می‌دهد.

محمدشریفی ادامه داد: کشور‌های منطقه در شرایط فعلی ممکن است توان و انگیزه چنین موازنه‌ای را در خود ببینند. مجموعه‌ای از منافع مشترک، نگرانی از گسترش بحران و ظرفیت‌های نظامی برخی کشور‌ها می‌تواند زمینه را برای شکل‌گیری ائتلاف‌های تازه فراهم کند. پاکستان، به عنوان قدرت هسته‌ای و کشوری دارای روابط گسترده با عربستان و ترکیه که از تحولات منطقه نگران است، می‌توانند در این روند نقش داشته باشند.

او گفت: در صورت ادامه تشدید تنش، احتمال پیوستن کشور‌های دیگری مانند بحرین، کویت، مصر و حتی اردن به ائتلاف‌های منطقه‌ای نیز وجود دارد. بنابراین، گسترش بحران ممکن است به‌جای کاهش فشار بر ایران، به تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای و شکل‌گیری جبهه‌ای گسترده‌تر در برابر جمهوری اسلامی ایران منجر شود.

شاهین‌های جنگ‌طلب به دنبال بازگشت به گزینه نظامی هستند

محمدشریفی در پاسخ به پرسشی درباره چرایی دیدار و رایزنی‌های اخیر فرمانده سنتکام با مقام‌های نظامی اسراییل و بن سلمان ولیعهد عربستان گفت: برای پیش‌بینی تحولات نظامی آینده، باید الگوی رفتاری فرمانده سنتکام، برد کوپر، را با دقت بررسی کرد. از مواضع و رفتار‌های او چنین برمی‌آید که آمادگی بیشتری برای به‌کارگیری قدرت نظامی امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران دارد.

او افزود: ظاهرا کوپر توان نظامی امریکا را همچنان برای وارد کردن فشار و خسارت بیشتر به ایران کافی می‌داند. بر همین اساس، گفته می‌شود او هم در میان کشور‌های منطقه و هم در داخل دولت ترامپ در تلاش است تا زمینه آغاز دوباره یک کارزار نظامی گسترده‌تر علیه ایران را فراهم کند.

این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: با وجود این، در رقابت میان نهاد‌های دولت امریکا، وزارت خزانه‌داری فعلا دست بالا را دارد و ترامپ را به استفاده از فشار‌های اقتصادی و تحریم‌ها متمایل کرده است. به نظر می‌رسد رییس‌جمهور امریکا نیز با توجه به ملاحظات داخلی و شرایط موجود، فعلا این مسیر را ترجیح می‌دهد.

محمدشریفی در ادامه خاطرنشان کرد: کوپر می‌کوشد با ارایه طرح‌ها و گزینه‌های نظامی، ترامپ و بازیگران منطقه‌ای را قانع کند که حمله نظامی می‌تواند ابزار مناسبی برای گرفتن امتیاز بیشتر از ایران باشد. با این حال، موفقیت او به میزان اثربخشی فشار اقتصادی واشنگتن بستگی دارد.

او تصریح کرد: اگر تحریم‌ها و فشار‌های اقتصادی، دست‌کم تا انتخابات میان‌دوره‌ای، به نتایج موردانتظار دولت ترامپ برسند، احتمالا کوپر نمی‌تواند رییس‌جمهور امریکا را به اقدام نظامی گسترده متقاعد کند. اما اگر این سیاست ناکام بماند، طولانی شود یا بحران به شکلی پیش برود که برای ترامپ رضایت‌بخش نباشد، ظرفیت و نفوذ فرمانده سنتکام برای توجیه حمله نظامی علیه ایران افزایش خواهد یافت.

افزایش تنش در باب‌المندب زمینه را برای بازآرایی ائتلاف‌های منطقه‌ای فراهم می‌کند

محمدشریفی درباره گسترش احتمالی دامنه بحران و تنش در باب‌المندب به واسطه رویارویی حوثی‌ها و عربستان نیز گفت: احتمال دارد با تشدید فعالیت‌های نظامی انصارالله یمن، مشکلاتی برای عربستان‌سعودی و متحدان امریکا در این آبراه ایجاد شود؛ تنش‌هایی که نشانه‌های آن از هم‌اکنون نیز دیده می‌شود. با این حال، شکل‌گیری ائتلاف به رهبری عربستان نشان می‌دهد ریاض و متحدانش احتمالا نخواهند پذیرفت انصارالله کنترل تنگه باب‌المندب را دراختیار بگیرد یا در آن اخلال گسترده ایجاد کند. در صورت تشدید حملات، انتظار می‌رود دامنه فعالیت این ائتلاف در یمن نیز افزایش یابد.

این تحلیلگر روابط بین‌الملل ادامه داد: اقدامات کنونی انصارالله ظاهرا هنوز هزینه‌ای در سطوح ژئوپلیتیکی ایجاد نکرده که ائتلاف عربستان را به آغاز عملیات نظامی گسترده وادار کند. میزان خسارت‌ها و آسیب‌های فعلی، از نگاه آنها، احتمالا در حدی است که پرهیز از یک درگیری وسیع را توجیه می‌کند.

محمدشریفی تاکید کرد: اگر حملات انصارالله به‌گونه‌ای گسترش یابد که اختلال جدی در تردد دریایی باب‌المندب ایجاد کند یا خسارت‌های قابل‌توجهی به عربستان‌سعودی وارد شود، محاسبات ائتلاف تغییر خواهد کرد. در آن شرایط، احتمال ورود عملیاتی ائتلاف عربستان و گسترش اقدام نظامی علیه انصارالله یمن افزایش می‌یابد.

محمدشریفی در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره کنترل تنگه‌هرمز گفت: باید میان دستاورد‌های کوتاه‌مدت و پیامد‌های راهبردی و بلندمدت تفاوت گذاشت. از اظهارات و رفتار‌های مقام‌های جمهوری اسلامی ایران می‌توان برداشت کرد که کنترل تنگه هرمز به عنوان یک دستاورد بزرگ و ابزاری برای گرفتن امتیاز از امریکا تلقی می‌شود. در این چارچوب، فهرست خواسته‌ها نیز گسترش یافته است؛ از رفع محاصره و تحریم‌ها تا آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و توقف جنگ در جبهه‌هایی مانند لبنان.

منبع: روزنامه اعتماد
ارسال نظر
captcha