تاریخ انتشار: ۱۴:۴۷ - ۰۴ شهريور ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

صداوسیما؛ بودجه‌ای که اوج گرفت، مخاطبی که ریخت/ راهکاری برای عدم دورریز بیت‌المال

کارزاری جدید خواستار پایان تأمین مالی عمومی صداوسیما و واگذاری هزینه‌های این سازمان به مخاطبانی شده که همچنان تمایل به استفاده از برنامه‌های آن دارند؛ پیشنهادی که بحث درباره آینده رسانه ملی را دوباره داغ کرده است.

اقتصاد۲۴- نگار جاویدتاش: رغبت خاصی باقی نمانده. کانال‌های تلویزیونی و رادیویی کشور در خانه‌ها، دانه دانه، برای همیشه خاموش می‌شوند و مخاطبانِ ناامید شده و حتی خشمگین از محتوای غیراستاندارد، جایگزین‌های دیگری برای خویش یافته‌اند.

باوجود آن‌که رقم بودجه‌های تامین شده از بیت‌المال برای صداوسیما همواره افزایش یافته، مخاطبان از دست رفته، دیگر تمایلی به بازگشت به این مجموعه رسانه‌ها، و نشستن پای محتوای‌شان را ندارند.

حالا یک کارزار عمومی پیشنهاد می‌کند این رابطه از نو تعریف شود:

هزینه رضایت مخاطبان خاص، بر دوش تمام ملت

در چنین شرایطی، کارزاری خطاب به رئیس‌جمهور پیشنهاد کرده بودجه دولتی صداوسیما حذف شود، منابع آزادشده میان شهروندان توزیع شود و سازمان، هزینه خدماتش را از مخاطبانی دریافت کند که مایل به استفاده از آن هستند.

عبدالرضا باقری، نویسنده این کارزار می‌گوید: «وقتی در صفحات اجتماعی می‌گشتم، به این نتیجه رسیدم که این بودجه‌ای که از جیب تک تک ما داره میره و هیچ استفاده‌ای هم برای شهروندان نداره، مانند تمام دنیا که وقتی می‌خواهید مخاطب رسانه‌ای بشید، پولشو می‌پردازید، و نیازی به ساپورت حکومتی هم نداره، بودجه‌اش قطع بشه و در جا‌های دیگری استفاده بشه. حتی میتونه برگرده به حساب مردم که میشه حدود نفری یک میلیون تومن، و کسی که می‌خواد مخاطب صداوسیما باشه، این پول رو برگردونه به حساب دولت به‌عنوان حق اشتراک».

این پیشنهاد، صرفاً یک دعوای بودجه‌ای نیست؛ پرسشی درباره مدل تأمین مالی رسانه عمومی است: آیا رسانه‌ای که هر روز فاصله‌اش با استاندارد‌های برنامه سازی بیشتر می‌شود و مخاطبش نیز انتخابی شده، همچنان باید هزینه‌اش را از جیب همه شهروندان ــ حتی کسانی که آن را تماشا نمی‌کنند ــ دریافت کند؟

از رونق تا افول

به گفته رئیس مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما، در سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶، آمار جلب مخاطبان، با حدود ۸۸ درصد، به دوران اوج رسیده بود؛ اما در نظرسنجی موسسه پژوهشی گمان در سال ۱۴۰۲، اعلام شد که تنها ۳۶ درصد از مردم گفته‌اند «اکثراً یا گاهی» مخاطب صداوسیما هستند و ۴۸ درصد نیز اعلام کرده‌اند هیچ‌وقت برنامه‌های آن را نمی‌بینند؛ حتی در استفاده خبری، فقط ۱۲.۵ درصد گفته‌اند «اکثر اوقات» از شبکه‌های تلویزیونی صداوسیما استفاده می‌کنند. این ارقام در کنار ادعای مرکز تحقیقات صداوسیما درباره مخاطب حدود ۷۰ درصدی در سال‌های اخیر، یک شکاف معنادار در تعریف مخاطب را نشان می‌دهد؛ این در حالیست که بسیاری از مردم حتی به آمار اعلامی گمان نیز بدبینند و مخاطبان صدا وسیمای فعلی را بسیار کمتراز این آمار‌های اعلامی می‌دانند.

اوج؛ راه معکوس بودجه

بودجه، اما راه دیگری رفت؛ همزمان با افت مخاطب، بودجه صداوسیما مسیر معکوسی پیموده است. اگر بودجه چهار دهه پیش صداوسیما را با امروز مقایسه کنیم، با جهشی خیره‌کننده روبه‌رو می‌شویم: بودجه این سازمان که در دهه ۱۳۶۰ در مقیاس چند ده میلیارد تومانِ آن زمان قرار داشت، اکنون در لایحه بودجه ۱۴۰۵، با احتساب ردیف‌های مرتبط، به چند ده هزارمیلیارد تومان رسیده است؛ یعنی در حالی که سهم تلویزیون از توجه مردم به‌شدت کاهش یافته، منابع اختصاص‌یافته به رسانه ملی مسیر کاملاً معکوسی را پیموده است.

در سال‌های اخیر، در کنار جهش چندبرابری بودجه، دست‌کم یک پرسش جدی، ساده، اما جنجالی روی میز گذاشته شده است:

وقتی مخاطب تلویزیون تغییر کرده، چرا صورت‌حساب صداوسیما همچنان بر دوش همه مردم است؟

لینک کارزار

ارسال نظر
captcha