اقتصاد۲۴- یکی از راهها، گرانی است و اسم رمز این سناریوی تکراری «ضرورت کنترل مصرف و کاهش پرداخت یارانه به دهکهای بالای درآمدی» گذاشته شده، ولی تجربه نشان داده است هرگاه دولتها قصد گران کردن سوخت را داشتهاند، موضوع دهکهای بالای درآمدی و داشتن خودروهای متعدد و مصرف زیاد بنزین مطرح شده، اما همواره پس از گران کردن قیمت بنزین، این دهکهای پایین درآمدی بودهاند که جریمه شده و تاوان جهش نرخ تورم را پرداختهاند.
این بار نیز ماجرا به همان روال گذشته از موضوع دهکهای بالای درآمدی و بهرهمندی آنها از یارانه بیشتر در مقایسه با اقشار کم درآمد شروع شده است تا شاید با گران کردن قیمت بنزین، بخشی از ناترازی منابع بودجه دولت تأمین شود.
یکی دیگر از دلایلی که این روزها برای توجیه گرانی بنزین مطرح میشود، ناترازی میان عرضه و تقاضاست. میانگین مصرف روزانه بنزین در ایران به ۱۴۰ میلیون لیتر رسیده در حالی که میزان تولید روزانه آن حدود ۱۱۰ میلیون لیتر است. علاوه بر این گفته میشود قیمت این کالا در ایران پایینتر از سایر نقاط دنیا و بازار جهانی است.
دراین باره باید گفت که اولا بخش عمده ناترازی میان عرضه و تقاضای بنزین در ایران مربوط به مصرف بالای سوخت خودروهای داخلی و ضعف شدید حملونقل عمومی است و مصرفکنندگان عادی گناهی در این باره ندارند که اثرات افزایش قیمت این فرآورده بر دوش آنان قرار گیرد.
ثانیاً میانگین دستمزد مردم دیگر کشورها (به فرض محاسبه قیمت ۱۹۰ هزار تومانی برای هر دلار آمریکا) حدود ۴ برابر دستمزد مردم ایران است و طبیعی است که آنها بنزین را با نرخ بالاتری نسبت به ایران خریداری کنند.
درکنار اینها، شرایط عمومی و شبهجنگی کشور و بالابودن انتظارات تورمی باعث شده است تا قیمت بنزین تاثیر زیادی روی نرخ تورم داشته باشد و آن را تشدید کند.
به همین دلیل راهکارهای قیمتی باید آخرین گزینه برای کاهش یا رفع ناترازی بنزین باشد و راههای خلاقانهای دراین باره وجود دارد.
مثلا در زمان پیک مصرف بنزین (که معمولا فصل تابستان است) میتوان سهمیه سوم را در کارتهای هوشمند جایگاهداران کم کرد و این گونه، رانندگان مصرف سوخت خود را به گونهای تنظیم میکنند تا از حد تعیین شده فراتر نرود.
بیشتر بخوانید:فیلم/اظهارات قابل تامل یک نماینده درباره قاچاق بنزین!
علاوه بر این، دولت باید به سرعت سبد سوخت خودروها را متنوع کند و میزان تولید و یا واردات خودروهای دوگانه سوز وبرقی را با کاهش تعرفه، افزایش دهد. برآورد وزارت نفت دراین باره نشان میدهد همین حالا میتوان روزانه ۳۵ میلیون لیترمصرف بنزین را با گسترش استفاده از سی. انجی، کاهش داد. با این وجود اقدام موثر چندانی برای بهرهمندی کامل از این ظرفیت صورت نگرفته است.
مهمتر از همه، اگر کمبود بنزین دغدغه واقعی دولت است، چرا خودروسازان داخلی مکلف به کاهش تولید محصولات پرمصرف و حرکت به سمت تولید خودروهای برقی نمیشوند؟ مشابه کشور ترکیه که با همین راهکار میزان مصرف بنزین را به روزانه ۵۰ میلیون لیتر رسانده است و بیشتر از خودروهای برقی در ناوگان خود استفاده میکند. اخطار آقای پزشکیان در این زمینه به خودروسازان کاملا به جاست و همگان انتظار دارند عملیاتی شود.
از طرف دیگر چه ضرورتی است که میزان سهمیه سوخت خودروها در همه شهرها یکسان باشد؟ آیا تردد مردم در کلانشهری مثل تهران، کرج یا مشهد با شبکه درهم پیچیده معابر پُرترافیک برابر با شهرهای کوچک استانهای کم جمعیت است؟ قطعاً استفاده مردم از خودرو در کلانشهرها به مراتب بیشتر از شهرهای کوچک است و باید به همین میزان سهمیه سوخت خودروها را تعدیل کرد که سرجمع مصرف روزانه بنزین کشور را کاهش خواهد داد.
بدین ترتیب به نظر میرسد دولت قبل از اتخاذ هرگونه راهکار قیمتی برای کاهش ناترازی مصرف بنزین، باید دهها راهکار غیرقیمتی موجود برای این موضوع را بهطور جدی بررسی کرده و سپس ریسک تورمی و پیامدهای اجتماعی افزایش قیمت این کالای حساس رابه مردم و کشور تحمیل نماید.
منبع: روزنامه اطلاعات