اقتصاد۲۴- زهرا نژادبهرام در روزنامه اعتماد نوشت: نگاه متفاوت نسل زد به شبکههای اجتماعی در استقبال بیشتر آنها از شبکههایی نظیر اسنپ چت موید این است که شبکههای کنونی به رقم دراختیار داشتن ظرفیتهایی شاید نزدیک و مشابه مثل گذشته مورد استقبال قرار نمیگیرند.
براساس گزارش استاتیستا در جولای سال جاری در امریکا استفاده نسل زد از پلتفرم اسنپ چت حدود ۶۹ درصد بوده است. این مهم وقتی بیشتر قابل تأمل میشود که ظاهرا نوعی تقسیمبندی نانوشته و در عین حال واقعی در استفاده از پلتفرمها وجود دارد.
به نظر میرسد این نسل اسنپ چت را به دلیل قابلیتهایش بیشتر مورد توجه قرار داده است درحالی که نسلهای بومرها، اکس وو میلانیالیزها در عضویت و بهرهگیری از شبکهها دیگر سرآمد هستند مثلا در نسل ایکس که متولدین ۱۹۷۹-۱۹۶۵ را دربر میگیرد در یوتیوب با ۸۴ درصد و اسنپ چت با ۲۷ درصد مورد استفاده آنها قرار گرفته است.
در واقع اسنپ چت اصلی برنامهای است که به کاربران امکان میدهد تا به یک شخص یا گروه، عکس، ویدیو و تکست ارسال کنند. شاید آنچه در برنامه اسنپ محبوبیت آن برای نسل زد را بیشتر کرده، این است که کاربر میتواند با ایجاد اشکال متفاوت برعکس و ویدیو دنیای مجازی خود و فالوئرها و دوستانش را فانتزی کند. البته فرق این برنامه با پلتفرمهای دیگر این است که این پیامها بعد از دیده شدن پاک میشوند.
کمپانیای که این برنامه را طراحی کرده، اسنپ نام دارد. همچنین، به هر عکس و ویدیو که در این برنامه ساخته میشود هم اسنپ گفته میشود. از دیگر امکانات این پلتفرم گرفتن عکس و فیلم با جلوههای بسیار متنوع و جذاب؛ امکان ارسال پیام، ویدیو و تکست، ویدیوکال و تماس صوتی و همچنین بازی کردن در صفحه چت؛ دیدن لوکیشن دوستان در یک صفحه؛ استوری گذاشتن و دیدن استوری بقیه؛ ادیت کردن فیلم و عکس با تکست، نقاشی، استیکر، فیلتر، اضافه کردن لینک و موسیقی و... است.
پیشرفته بودن این پلتفرم منجر به آن شده که خیلی از جوانان علاقهمند به آن باشند آنگونه که نظرسنجی استارتیس به آن اشاره کرده است. همین موضوع درخصوص نسل زد قابل توجه است، میزان استفاده از یوتیوب ۹۲ درصد برای آنها ثبت شده است. به نظر میرسد این نسل که با تلفن هوشمند و بازی ویدیویی و ارتباط دایمی آنلاین بزرگ شدهاند، رابطهاش با شبکه اجتماعی با نسلهای قبلی متفاوت است.
برای این نسل شبکه اجتماعی فقط محل ارتباط نیست، بلکه محل تجربه کردن، بازی کردن و ساختن هویت و نمایش خود است. برای این نسل ظاهرا به دلیل قابلیتهای خاص اسنپ چت بیشتر مورد توجه قرار گرفته تا دیگر نسلها!
اگرچه نسل زد در همه پلتفرمها با فاصله زیاد پیشگام است. مثلا در شبکه x نسل زد ۵۸ درصد استفاده کننده بوده است و نسل بومرها که افراد متولد به ۱۹۶۴-۱۹۴۹ هستند تقریبا ۲۱ درصد میباشند. همین نسل میزان استفادهشان از اسنپ چت ۸ درصد است. یوتیوب همچنان پرچم پر استفادهگری ازسوی همه نسلها را دراختیار دارد، اما میزان استفاده نسلهای دیگر از فیسبوک و اینستاگرام قابل تأمل است. شاید بتوان گفت که اقتصاد توجه نسلی هم مساله جدی برای این پلتفرمها است.
پلتفرمها برای تصاحب توجه رقابت میکنند، اما توجه نسلها یکسان نیست. نسل زد ممکن است سرعت تصویر ویدیوی کوتاه فیلتر بازی و تعامل لحظهای حساستر باشد، درحالیکه نسلهای قدیمیتر ممکن است استفاده اطلاعاتی و خبری بیشتری داشته باشند.
بیشتر بخوانید:آمار نگرانکننده از کودکان ایرانی؛ ۲۳ درصد با فیلترشکن وارد اینترنت میشوند
اینجاست که میبینیم نسل زد انتخابی متفاوت در اسنپ چت دارد. اسنپچت که در سال ۲۰۱۲ ایجاد شده و خیلی زود توانست رشدی اثربخش بر نسل زد داشته باشد در همین ارتباط در ایران در مطالعه در سال ۱۴۰۳ آمده است اصلیترین رسانههای مورد استفاده نسل زد در ایران اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و یوتیوب هستند. ۳۴درصد از نسل Z ایران، اینستاگرام را به عنوان رسانه غالب خود معرفی میکنند و ضریب نفوذ آن در این نسل ۷۴/۳درصد است.
بررسی نتایج در این گزارش نشان میدهد که ۸۹/۳درصد از نسل زد، در سه ماهه اخیر به Gaming در پلتفرمهای مختلف پرداختهاند. در همین ارتباط در گزارش تحقیقی در ایران آمده است: جوانان بین ۱۸ تا ۲۹ سال، ۲/۶۸ درصد از کاربران اینستاگرام، ۹/۴۹ درصد کاربران تلگرام و ۴۲درصد کاربران واتساپ را تشکیل میدهند. رده سنی بین ۳۰ تا ۴۹ سال، ۵۰درصد کاربران اینستاگرام، ۶/۳۵ درصد کاربران تلگرام و ۳۸درصد کاربران واتساپ را تشکیل میدهند. افراد بالای ۵۰ سال، ۱/۱۷ درصد کاربران اینستاگرام، ۶/۳۵ کاربران تلگرام و ۳۸درصد کاربران واتساپ را تشکیل میدهند.
۶/۳۷ درصد افراد بالای ۱۸ سال از شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای غیرداخلی (خارجی) استفاده میکنند. ۹/۱۴ درصد از افراد بالای ۱۸ سال فقط از شبکهها و پیامرسانهای داخلی استفاده میکنند. ۵/۲۵ درصد از افراد بالای ۱۸ سال هم از پیامرسانها و شبکههای داخلی و خارجی بهطور همزمان استفاده میکنند. ۲۲درصد مردم هم از هیچ رسانه جمعی استفاده نمیکنند.
نقطه تمایز این وضعیت در ایران و امریکا شاید در این است که رقابت طبیعی میان پلتفرمهای و ترجیح نسلی قابل مشاهده است، اما در ایران علاوه بر این مهم مساله فیلترینگ و دسترسی محدود در انتخاب پلتفرم دخالت میکند. اینجا فقط انتخاب نسلی نیست، بلکه امکانات دسترسی هم معنا دارد؛ لذا در ورود به پلتفرم این مهم باید درنظر گرفته شود که میزان دسترسی کاربر به آنها چگونه است. آیا تحت تاثیر محددیتهای رسمی قرار دارند یا آزادانه از آنها استفاده میکنند.
در این میان به نظر میرسد میتوان روی نکاتی خاص تأمل کرد و آن اینکه نسلی شدن پلتفرمها برای کاربران نسل زد به نوعی منجر به تغییر مرجعیت اجتماعی هم شده است. یعنی ممکن است مرجعیت اجتماعی نسل زد دیگر الزاما در همان فضاهایی تولید نشود که نسل ایکس یا بومرها تجربه کردهاند.
این تفاوت در انتخاب پلتفرم فقط یک تفاوت تکنولوژیک یا سلیقه نیست، زیرا هر پلتفرم نوعی ارتباط و نمایش خود را تقویت میکند؛ لذا وقتی یک نسل پلتفرمی را انتخاب میکنند در واقع بخشی از الگوی ارتباطی و فرهنگی خود را معنا میکند؛ لذا میتوان گفت مساله تازهای شکل گرفته و آن اینکه تفاوت نسلی در انتخاب پلتفرم به تفاوت نسلی در تولید هویت و ارتباط و مرجعیت اجتماعی منجر شده است!
از همینجاست که تفاوت در پلتفرم تفاوت در هویت را همراه میکند. به عبارت دیگر پلتفرمهای دیگر صرفا براساس قابلیتهای متمایز نمیشوند، بلکه به تدریج حامل هویت نسلی هم میشوند. یک پلتفرم میتواند برای یک نسل فضای ارتباطی باشد و آن دیگر فضای خبری!
این مهم جدا از اثرگذاری پلتفرمها بر رفتار اجتماعی این نسل نیست، شاید نگاهی به مساله ایرانمال و حضور یک یوتیوبر در ماه گذشته در یک ایونت با هواداران قابل توجه باشد. به دلیل تجمع زیاد جمعیت این نشست برگزار نشد و برنامههای ایرانمال در تهران تحتتاثیر قرار گرفت و بخشی از آنها تعطیل شد. حضور نوجوانان و طرفداران این فرد نگاهی متفاوت را نسبت به پلتفرمها و حضور فیزیکی علاقهمندان ایجاد کرد. شاید بتوان گفت ایرانمال در این رویداد فقط میدان برای یک یوتیوبر نبود، بلکه صحنهای برای مشاهده انتقال مرجعیت از رسانه رسمی به پلتفرم و از پلتفرم به فضای واقعی شهر بود.
اگر در گذشته افراد اول اعتبار اجتماعی کسب میکردند و بعد موقعیت مرجعیت پیدا میکردند امروز فضای دیجیتال با تکیه بر اقتصاد توجه برای آنها فرصتهای تازه خلق کرده است! در گذشته افراد با کسب موقعیتهای تحصیلی و هنری و سیاسی نظیر استاد دانشگاه، پزشک، هنرمند و... شکلی از مرجعیت اجتماعی مییافتند، اما امروز افراد ابتدا از طریق پلتفرم در شبکهای از اینفلوئنسرها و یوتیوبرهای تولیدکنندگان محتوا قرار میگیرند و چهرههای دیجیتالی آنها شکل میگیرد و سپس مرجعیت مییابند.
درواقع شاید مرجعیت از موقعیت اجتماعی به توانایی جلبتوجه نقل مکان کرده است! یعنی اول جلبتوجه میشود و سپس دنبالکنندهها میآیند و اعتماد ایجاد میشود و پس از آنها نفوذ و مرجعیت برای دنبالکنندهها پدید میآورند و مرجعیت اجتماعی در حال حرکت از موقعیت به توجه است! امری که در گذشته متفاوت بود؛ لذا میتوان گفت که استفاده از پلتفرمها شکل نسلی پیدا کرده و آینده رقابت پلتفرمها در دست نوآوریهایی است که میتواند نسل زد را به سوی خود جلب کند، چراکه مصرفکنندگان آینده این پلتفرمها آنان هستند.