اقتصاد۲۴- بحرانهای مختلف مانند آلودگی هوا، ناترازی انرژی، جنگ و بیماریهای واگیردار میتوانند کودکان را از حضور در مدرسه محروم کنند. بهعنوان مثال، تجربه کرونا در ایران نشان میدهد کودکان به اندازه حدود دو سال تحصیلی از امکان آموزش حضوری دور بودهاند؛ دو سالی که میتوانست برای آنها تجربه رشد، یادگیری، بازی و تعامل با همسالان را رقم بزند. حال، با توجه به اینکه احتمال تکرار چنین بحرانهایی وجود دارد، بیم آن میرود که راهکارها مشابه موارد قبلی به تعطیلی مدارس یا صرفاً آموزش آنلاین ختم شود.
به همین منظور، در ۱۴ تیر ۱۴۰۵ کارزاری در پلتفرم «کارزار» ایجاد شده است با عنوان «نه به تعطیلی مدارس؛ آینده ایران را تعطیل نکنید» که تاکنون حدود ۲۰ هزار نفر آن را امضا کردهاند.
امضاکنندگان این کارزار از رئیس و اعضای کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی درخواست نظارت و اقدام فوری برای جلوگیری از تعطیلی مدارس در سال تحصیلی آینده را دارند.
نویسنده کارزار، محمدرضا انتظاریان، است. او با وجود اینکه معلم بازنشسته است، همچنان پیگیر مسائل آموزشی کودکان است و دغدغه آینده آنها را دارد. او ایجاد این کارزار را ادامه رسالت معلمی خود میداند. کنشگری او از طریق ایجاد کارزار برای حق آموزش کودکان، با شکلگیری یک سؤال در ذهنش آغاز شد: اگر به هر دلیل مدرسه تعطیل شود، آیا باید آموزش هم تعطیل شود؟
نویسنده کارزار معتقد است نظام آموزشی کشور باید برای شرایط عادی و بحرانی، هر دو، برنامه داشته باشد.
او اینطور تشریح میکند: «ممکن است شرایطی پیش بیاید که به دلیل بیماری، آلودگی هوا، حوادث طبیعی، بحرانهای امنیتی یا جنگ، امکان حضور فیزیکی دانشآموزان در مدرسه وجود نداشته باشد. اما در چنین شرایطی باید شکل آموزش تغییر کند، نه اینکه اصل آموزش متوقف شود. مدرسه فقط یک ساختمان نیست. مدرسه محل ساختن آینده انسان و آینده کشور است.
وقتی مدرسه تعطیل میشود، اگر برای استمرار آموزش راهکاری وجود نداشته باشد، تنها کلاس درس تعطیل نشده است؛ فرصت یادگیری، رشد اجتماعی، ارتباط با معلم و همسالان و بخشی از فرصت ساختن آینده نیز از کودک گرفته میشود. تجربه همهگیری کرونا این واقعیت را به شکل بسیار روشنی نشان داد.
یک فعال حقوق کودک که نمیخواهد نامش منتشر شود، میگوید از اساس با چنین کارزارهایی مخالف است. او معتقد است وقتی نمایندگان مجلس واقعاً مردمی نیستند و ساختار از بنیان ویران است، چنین مطالباتی نمیتواند جایگاهی داشته باشد.
از طرفی، نویسنده کارزار اشاره میکند که شاید مهمترین نقد به این کارزار این باشد که در شرایط بحران، سلامت دانشآموزان از آموزش مهمتر است. انتظاریان تشریح میکند منظورش این نیست که در شرایطی که حضور دانشآموزان در مدرسه جان و سلامت آنان را تهدید میکند، مدارس حتماً باید باز باشند. بلکه تعطیلی مدرسه نباید به معنای تعطیلی آموزش باشد. اگر دانشآموز نمیتواند در کلاس حاضر شود، باید کلاس به سراغ او برود. در واقع، او با تعطیلی آموزش بدون برنامه جایگزین مخالف است.
او اضافه میکند: «چرا باید میان سلامت و آموزش یکی را انتخاب کنیم؟ آیا نمیتوان هم سلامت دانشآموز را حفظ کرد و هم آموزش او را ادامه داد؟ من معتقدم میتوان و باید چنین کرد. اگر حضور دانشآموز در مدرسه خطرناک است، مدرسه را تعطیل کنیم؛ اما آموزش را تعطیل نکنیم. اگر کلاس حضوری ممکن نیست، کلاس را به شکل دیگری برگزار کنیم. اگر اینترنت برای همه در دسترس نیست، راههای دیگری برای دسترسی به آموزش فراهم کنیم. اگر دانشآموزی در دوره بحران عقب افتاد، پس از بحران او را رها نکنیم و برنامه جبرانی داشته باشیم. ما مخالف تعطیلی ضروری مدارس برای حفظ جان و سلامت دانشآموزان نیستیم؛ ما مخالف تعطیلی آموزش، امید و آینده کودکان ایران هستیم؛ و به همین دلیل میگویم: نه به تعطیلی مدارس؛ آینده ایران را تعطیل نکنید.»
هدی اوغازیمقدم، فعال حقوق کودک، نیز در رابطه با تعطیلی مدارس در بحرانها میگوید اینطور نیست که فقط حق آموزش کودک اهمیت داشته باشد. مبرهن است که حفظ جان و سلامت کودک در اولویت قرار دارد. مسئله این است که اولاً چرا وقتی آموزش حضوری تعطیل است، مدرسه و مشاوره نیز تعطیل میشود؛ درحالیکه مدرسه باید اتفاقاً در شرایط بحرانی، حامی کودکان باشد و بهویژه از نظر روانی از آنها حمایت کند.
دوماً چرا در بحرانهایی مانند جنگ، ضرورت تعطیلیها در همه نقاط کشور یکسان در نظر گرفته میشود؟ حال آنکه در برخی مناطق، حملات جنگ بسیار کمتر از سایر مناطق بوده است. علاوه بر این، احتمال آسیب به کودکان در صورت حضور در مدارس نیز موضوعی است که باید در نظر گرفته شود. چه کسی میتواند تعیین کند اگر کودک در خانه باشد، احتمال اینکه آسیب ببیند کمتر از احتمال حضورش در مدرسه است؟
سوماً باید از تجربههای سایر کشورها در شرایط مشابه استفاده کرد. گاهی تعطیلیها ناگزیر است، اما باید دید چگونه میتوان در این شرایط به آموزش ادامه داد؛ آن هم آموزشی عادلانه.
وبسایت بانک جهانی درباره آثار تعطیلی مدارس در دوران کووید-۱۹ میگوید افت شدید یادگیری که اثر کرونا ایجادشده، پیامدهای اقتصادی نیز خواهد داشت. این نسل از دانشآموزان، زمانی که وارد بازار کار شوند، احتمالاً درآمد کمتری خواهند داشت؛ امری که میتواند به کاهش رشد اقتصادی و توسعه کشورها منجر شود.
انتظاریان نیز از پیامدهای تعطیلی مدارس میگوید: «پژوهشهای علمی بینالمللی نشان دادهاند که تعطیلی طولانی مدارس میتواند موجب افت یادگیری شود و این آسیب برای دانشآموزان محروم معمولاً شدیدتر است. در دوران کرونا، بیش از ۱.۶ میلیارد یادگیرنده در جهان تحت تأثیر تعطیلی مدارس قرار گرفتند. از نظر من، مسئله فقط چند نمره یا چند ماه عقبافتادگی درسی نیست. وقتی آموزش طولانیمدت مختل میشود، ممکن است با پیامدهایی مانند افت تحصیلی، افزایش شکاف آموزشی، کاهش انگیزه، آسیب به ارتباطات اجتماعی، افزایش نابرابری و دشوارتر شدن بازگشت دانشآموز به فرایند یادگیری مواجه شویم.»
یک مددکار اجتماعی حوزه کودک نیز باور دارد فارغ از وجود ضعفهای بسیار در سیستم حاکم و سیستم آموزشوپرورش، حق آموزش کودکان مطابق با کنوانسیون بینالمللی حقوق کودک و اصل ۳۰ قانون اساسی، باید به رسمیت شناخته شود. وقتی تعطیلی مدارس بهعنوان اولین راهکار در حل بحرانهای مختلفی مانند ناترازی انرژی، جنگ، کرونا، آلودگی هوا و... قرار میگیرد، حق آموزش کودکان نادیده گرفته میشود. حال آنکه باید دید چطور میتوان در بحرانها آموزش را برای کودکان حفظ کرد.
جدا از موضوع درس، گرچه در ایران مدرسه جایگاه حمایتی روانی و اجتماعی پررنگی را برای کودکان ندارد، اما با حضور در مدرسه، کودک حداقل میتواند ساعاتی از روز را با گروه همسالان خود تعامل اجتماعی کند، کمی فعالیت فیزیکی داشته باشد یا حتی ساعاتی را خارج از خانه بگذراند. این موضوع برای کودکانی که در معرض خشونت خانگی قرار دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این مددکار اجتماعی میگوید: «کودکانی را داشتهایم که، چون بیشتر در خانه میمانند، بیشتر کتک میخورند.» کودکان کار نیز در این میان آسیب بیشتری میبینند. اگر کودک در مدرسه حاضر نباشد، احتمال ورود او به بازار کار افزایش مییابد. چنانکه به گفته او، در دوره آموزشهای آنلاین مدارس، برخی کودکان کار به جای تحصیل، ساعتهای بیشتری را نسبت به قبل به کار میپرداختند.
علاوه بر این، ما با طیفی از کودکانی مواجه بودهایم که شروع تحصیلشان با تعطیلیهای طولانی مدارس همزمان شده است. این کودکان والدین باسواد یا امکانات کافی برای همراهی تحصیلی در خانه نداشتهاند. به گفته این مددکار اجتماعی، برخی از این کودکان اکنون در پایههای بالاتر تحصیل میکنند، اما همچنان در مهارتهای پایه خواندن و نوشتن با مشکل جدی مواجهاند.
گرچه هدف این کارزار این نیست که با آموزش آنلاین مخالفت کند، اما وقتی آموزش در بحران صرفاً به فضای مجازی یا نهایتا تلویزیون خلاصه میشود، از دانشآموزان و والدین تا معلمان با چالشهایی مواجهمیشوند.
پای صحبت کودکان که بنشینیم، خودشان حرفهای بسیاری دارند. یک نوجوان کلاس هشتم میگوید: «خونهمون شلوغه. نمیتونیم جای خلوت پیدا کنیم، حتی برای ویس دادن. ما تو خونهمون یه گوشی داریم و مجبوریم با داداشم با هم استفاده کنیم. کیفیت نت هم گاهی پایینه. حتی فیلمهایی که معلمها میفرستن، دانلود نمیشه. معلما هم باور نمیکنن...»
یک کودک کلاس سوم میگوید: «وقتی مجازیه، ما کمتر بیرون میریم. دوستامون رو نمیبینیم. با هم بازی نمیکنیم. حتی دیگه ورزش تو هوای بیرون رو هم نداریم. همهش تو گوشیایم. مجازی یه جوریه که درسو خوب یاد نمیگیریم...»
یک معلم متوسطه میگوید: «بچهها استرس میگیرن. چون شرایط بعضیهاشون طوری هست که خونهشون شلوغه و نمیتونن تمرکز کنن. از طرفی کیفیت آموزش آنلاین هم واقعاً پایینه.»
یک معلم ابتدایی از لزوم سواد والدین برای تمرین کودکان در خانه میگوید. گاهی والدین سواد یا مهارت لازم برای کارکردن با کودکان در خانه را ندارند. شیوههای آموزش جدید نیز با روشهای آموزشی نسلهای قبل متفاوت است.
صدای والدین نیز شنیدنی است. با تعدادی از والدین گفتوگو شده است. آنها از اینکه بار آموزش درسی در خانه بر دوششان سنگینی میکند، گلایه دارند. برخی از آنها زمان کافی برای تدریس به کودک را ندارند و برخی حتی از سواد کافی برای همراهی تحصیلی با فرزندشان برخوردار نیستند. عدهای نیز آنقدر درگیر تدریس کودکشان شدهاند که دائماً در خانه دچار تنش هستند تا کودک نتیجه مطلوب والدین را کسب کند.
والدینی که هر دو شاغل هستند نیز در زمان تعطیلی مدارس با چالشهای بیشتری مواجه میشوند.
یونیسف میگوید گرچه تقریباً همه کشورهای جهان فرصتهایی برای آموزش از راه دور در اختیار دانشآموزان قرار دادند، کیفیت و میزان دسترسی به این برنامهها بسیار متفاوت بود و این شیوهها در بهترین حالت تنها جایگزینهای ناقصی برای آموزش حضوری محسوب میشدند.
محمدرضا انتظاریان اضافه میکند: «در جریان جنگ اوکراین نیز، با وجود شرایط بسیار دشوار، تلاش شده است ارتباط کودکان با آموزش از طریق شیوههای حضوری، مجازی و ترکیبی حفظ شود. همچنین برنامههای آموزشی اجراشده در برخی کشورهای درگیر بحران، از جمله افغانستان، بنگلادش، لیبریا، ماداگاسکار و نپال، نشان میدهد که در شرایط بحرانی باید از روشهای متنوع و انعطافپذیر برای رساندن آموزش به کودکان استفاده کرد. آنچه برای من اهمیت دارد، کپی کردن تجربه یک کشور نیست؛ بلکه یاد گرفتن از تجربه جهان و متناسب کردن آن با شرایط ایران است.
ما باید یک الگوی بومی و قابل اجرا برای استمرار آموزش در بحرانهای مختلف داشته باشیم.»
انتظاریان توقع دارد در بحرانها، آموزش مجازی، آموزش ترکیبی، تلویزیون آموزشی، محتوای دیجیتال، بستههای آموزشی، آموزش محلی و هر شیوهای که بتواند ارتباط دانشآموز با فرایند یادگیری را حفظ کند، در اختیارکودکان قرار گیرد.
او بیان میکند البته این روشها باید بهگونهای طراحی شوند که دانشآموزان محروم و کمبرخوردار نیز از آموزش جا نمانند.
او به وزارت آموزشوپرورش پیشنهاد میکند آمار دقیق و شفافی از آثار تعطیلی مدارس بر دانشآموزان ایرانی منتشر کند تا تصمیمگیریهای آینده بر پایه واقعیتهای کشور انجام شود.
همچنین معتقد است مسئولیت اصلی متوجه وزارت آموزشوپرورش است؛ اما استمرار آموزش در بحران نیازمند همکاری همه دستگاههای مرتبط است و وزارت آموزشوپرورش باید برای شرایط اضطراری، یک برنامه روشن و از پیش طراحیشده برای استمرار تعلیم و تربیت داشته باشد.
این برنامه باید مشخص کند: در چه شرایطی مدرسه تعطیل میشود؛ در زمان تعطیلی آموزش چگونه ادامه پیدا میکند؛ دانشآموزان فاقد امکانات دیجیتال چگونه آموزش میبینند؛ معلمان چه حمایت و امکاناتی دریافت میکنند؛ کیفیت آموزش غیرحضوری چگونه سنجیده میشود؛ و عقبماندگی تحصیلی دانشآموزان چگونه جبران خواهد شد.
او اضافه میکند: «در کنار آموزشوپرورش، دستگاههای مرتبط با ارتباطات، بهداشت، مدیریت بحران، رسانه و سایر نهادهای مسئول نیز باید متناسب با وظایف خود همکاری کنند. من از این کارزار صرفاً به دنبال افزایش تعداد امضاها نیستم. انتظار من این است که این مطالبه به یک تصمیم عملی و سیاست پایدار آموزشی تبدیل شود. میخواهم وزارت آموزشوپرورش یک برنامه ملی برای استمرار آموزش در شرایط بحران تدوین و بهصورت شفاف اعلام کند.
این برنامه باید تضمین کند که هیچ بحرانی نباید موجب شود کودکی برای مدت طولانی از حق آموزش محروم بماند. همچنین انتظار دارم پس از هر دوره تعطیلی، میزان افت تحصیلی دانشآموزان بررسی و برای جبران آن برنامه مشخص ارائه شود. معتقدم باید درباره تعطیلی مدارس، تصمیمها بر اساس داده، پژوهش و ارزیابی واقعی آثار آن گرفته شود. به اعتقاد من، کشور باید از تجربه کرونا درس بگیرد و برای بحرانهای آینده آماده باشد؛ نه اینکه هر بار با وقوع یک بحران، تازه به فکر راه چاره بیفتد.»
برای طرح موضوعات و مطالبات مطرحشده، با یکی از اعضای کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس ارتباط گرفته شد، اما متأسفانه تا لحظه نگارش گزارش، موفق به انجام مصاحبه با ایشان نشدیم.
نویسنده: فاطمه تیموری ـ ۱۲ شهریور ۱۴۰۵