اقتصاد۲۴- جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، پس از دسترسی مستقیم به گزارشهای نظامی و اطلاعاتی واشنگتن درباره وضعیت جنگ، ارزیابی تازهای از میدان نبرد و توان ادامه درگیری به دست آورد. این ارزیابیها نگرانیهایی درباره طولانی شدن جنگ ایجاد کرد و ونس را از یک مخالف اولیه عملیات به یکی از چهرههای اصلی تلاشهای دیپلماتیک برای پایان جنگ تبدیل کرد.
به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، به نقل از مقامهای فعلی و سابق آمریکا، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا در اقدامی کمسابقه طی ماههای بهار و تابستان مستقیماً با فرماندهان نظامی آمریکا در خاورمیانه، اروپا و آسیا تماس گرفت تا ارزیابیهای صریح و بدون ملاحظه آنها را درباره جنگ با ایران بشنود. جی دی ونس که از همان آغاز با این جنگ مخالف بود و دونالد ترامپ نیز مسئولیت کمک به پایان دادن به درگیری را به او سپرده بود، به دنبال دریافت ارزیابی شخصی فرماندهان بود؛ ارزیابیهایی که مستقیماً از زبان خود آنها بیان شود و پیش از آنکه در پنتاگون در قالب یک دیدگاه رسمی و یکپارچه جمعبندی شود، در اختیار او قرار گیرد.
گفتوگوهای جی دی ونس با فرماندهان نظامی آمریکا تنها به اهداف جنگ محدود نمیشد و طیف گستردهای از مسائل میدانی و راهبردی را دربر میگرفت. فرماندهان درباره تاکتیکهای جنگ، میزان تلفات، واکنش احتمالی ایران در تنگه هرمز، توانایی تهران برای تطبیق با شرایط جنگ و همچنین میزان فشاری که دولت ایران میتوانست تحمل کند، توضیح دادند. جی دی ونس همچنین از آنها خواست وضعیت دقیق ذخایر تسلیحاتی خود را تشریح کنند و بگویند انتقال سلاح و مهمات به خاورمیانه تا چه اندازه میتواند توان آمریکا برای بازدارندگی چین، روسیه و کره شمالی را کاهش دهد.
فرماندهان در پاسخ به این بخش از پرسشهای ونس، بدون تعارف درباره وضعیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا هشدار دادند. مهمترین نگرانی آنها به کاهش شدید ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت مربوط میشد؛ موشکهایی که بخش اصلی توان پدافند هوایی آمریکا را تشکیل میدهند. تا اواخر بهار، موجودی یکی از مناطق عملیاتی آمریکا به کمتر از ۱۰۰ فروند رسیده بود. جنگ همچنین ذخایر موشکهای تاکتیکی ارتش با برد حدود ۱۹۰ مایل را تقریباً به پایان رسانده و موجودی موشکهای تهاجم دقیق را نیز که قرار بود جایگزین آنها شوند، به شدت کاهش داده بود. فرماندهان به ونس تأکید کردند که ذخایر این مهمات حیاتی به پایینترین سطحی رسیده است که آنها تاکنون در دوران خدمت خود مشاهده کردهاند.
این روایت بر پایه مصاحبه با بیش از شش مقام فعلی و سابق آمریکا تهیه شده است؛ مقامهایی که به دلیل ماهیت حساس اطلاعات، تنها با شرط حفظ هویتشان حاضر به گفتوگو شدند. افرادی که با ونس صحبت کردهاند میگویند او از برخی گفتوگوهای خود با فرماندهان نظامی آمریکا، با نگرانیهای جدی درباره راهبرد کلی جنگ و احتمال موفقیت آن خارج شد. ارزیابی فرماندهان نشان میداد که دولت ایران برای حفظ بقای خود حاضر است فشار و هزینه بسیار سنگینی را تحمل کند. در مقابل، آمریکا با محدودیت قابل توجهی در ذخایر تسلیحات دفاعی مواجه بود؛ تسلیحاتی که باید برای مقابله با حملات تلافیجویانه ایران و همزمان پاسخگویی به تهدیدهای احتمالی در سایر نقاط جهان مورد استفاده قرار میگرفت.
ونس این ارزیابیها را در گفتوگوهای خصوصی خود با دونالد ترامپ و حلقه نزدیک رئیسجمهور مطرح کرد. در همان زمان، ترامپ در جلسات توجیهی خود از ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا نیز اطلاعات بیشتری درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا و مقاومت نیروهای ایرانی دریافت میکرد؛ واقعیتی که رئیسجمهور در ابتدا به سختی میتوانست آن را باور کند.
مجموع روایتهای مقامهای آمریکایی نشان میدهد که ونس تلاش کرده است تصویری دقیقتر و واقعبینانهتر از وضعیت جنگ به دست آورد و جزئیات و پیچیدگیهای آن را فراتر از ارزیابیهای رسمی دولت بررسی کند. این روایتها همچنین به پرسشهای جنجالی درباره اطلاعاتی که ترامپ از جنگ دریافت میکند و منابعی که این اطلاعات را در اختیار او قرار میدهند، ابعاد تازهای میبخشد. برای ونس نیز که پیش از رسیدن به معاونت ریاستجمهوری تجربه چندانی در حوزه امنیت ملی نداشت، جنگ ایران اکنون به یکی از مهمترین تجربههای سیاسی و امنیتی دوران فعالیتش تبدیل شده است؛ جنگی پرهزینه و نامشخص که ممکن است در صورت ورود او به رقابتهای ریاستجمهوری ۲۰۲۸، همچنان بر کارنامه سیاسیاش سایه بیندازد.
با این حال، میان آنچه ونس در محافل خصوصی از فرماندهان و مقامهای نظامی شنیده و آنچه مقامهای ارشد دولت از جمله دونالد ترامپ و خود او، در انظار عمومی مطرح کردهاند، فاصله قابل توجهی وجود دارد. ترامپ همچنان مدعی است که آمریکا جنگ را برده، توان نظامی ایران را از بین برده و در تأمین تسلیحات نیز با مشکلی روبهرو نیست؛ ادعاهایی که با ارزیابیهای نگرانکننده مطرحشده در جلسات خصوصی همخوانی ندارد. جی دی ونس نیز اخیراً تلاش کرده است اساساً این تصور را کمرنگ کند که آمریکا درگیر یک جنگ تمامعیار است.
دونالد ترامپ، در محافل خصوصی از انتشار گزارشهای رسانهای درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی این کشور بهشدت خشمگین شده است. ترامپ حتی خبرنگارانی را که درباره این موضوع گزارش دادهاند، «خائن» توصیف کرده است. در پی انتشار این گزارشها، بازرسان دولتی دهها افسر ارشد نظامی در پنتاگون را تحت آزمایشهای دستگاه دروغسنج قرار دادند تا مشخص شود اطلاعات مربوط به وضعیت ذخایر چگونه به رسانهها راه یافته است. در همین حال، برخی مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند که آشکار شدن چنین کمبودهایی میتواند برای چین و روسیه پیام ضعف ارسال کند؛ دو رقیبی که وضعیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا را با دقت دنبال میکنند.
بیشتر بخوانید: محمود واعظی درباره ترامپ: نقشه راهی برای شرایط مبهم فعلی ندارد؛ تصویر آمریکا خدشهدار شد
مقامهایی که از جزئیات این روند اطلاع دارند میگویند تماسهای ونس با فرماندهان نظامی با اطلاع کامل ترامپ و مقامهای ارشد دولت انجام شده است. پیت هگست، وزیر دفاع، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی، و سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، نیز در جریان این تماسها قرار داشتند. شان پارنل، سخنگوی پنتاگون نیز تأکید کرده است که هدف از فراهم کردن این ارتباط مستقیم، اطمینان از دسترسی تیم رئیسجمهور به تمام اطلاعات موجود درباره عملیات آمریکا در خاورمیانه بوده است. به گفته او، وزیر دفاع زمینه تماس مستقیم معاون رئیسجمهور و دیگر مقامهای ارشد کاخ سفید با فرماندهان نظامی حاضر در میدان را فراهم کرده است.
جوزف هولستد، سخنگوی ژنرال دن کین، هرگونه اختلاف یا شکاف در ارائه مشاوره نظامی به مقامهای ارشد دولت را رد کرد. او گفت میان توصیههای نظامی ارائهشده به رئیسجمهور، معاون رئیسجمهور و وزیر جنگ هیچ تفاوتی وجود ندارد. هولستد تأکید کرد که رئیس ستاد مشترک، ستاد مشترک نیروهای مسلح و فرماندهان رزمی بهطور مستقیم و مستمر با یکدیگر در ارتباط هستند و ارزیابیهای عملیاتی و راهبردی آنها در تصمیمگیری درباره گزینههای نظامی و ارائه مشاوره به مقامهای ارشد دولت نقش دارد.
استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، نیز تلاش کرد بر هماهنگی میان اعضای تیم امنیت ملی ترامپ تأکید کند. او گفت ترامپ «بااستعدادترین تیم امنیت ملی تاریخ» را تشکیل داده و همه اعضای این تیم بر یک هدف متمرکز هستند: اینکه رئیسجمهور اطلاعات لازم برای بازدارندگی دشمنان آمریکا را در اختیار داشته باشد. به گفته چونگ، اعضای این تیم برای دستیابی به این هدف با یکدیگر هماهنگ عمل میکنند.
در همین حال، ونس که در دوران جنگ عراق به تفنگداران دریایی آمریکا پیوسته بود، به همکارانش گفته است که خود را یکی از مشاوران اصلی ترامپ در حوزه امنیت ملی میداند. لوک شرودر، سخنگوی مطبوعاتی ونس، نیز گفت معاون رئیسجمهور برای همکاری با پیت هگست و ژنرال کین اهمیت زیادی قائل است و آنها را از همکاران ضروری خود در ارائه مشاوره به رئیسجمهور و اجرای تصمیمهای او میداند.
ونس و مأموریت دشوار پایان دادن به جنگ
پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، پیت هگست و ژنرال دن کین برنامهریزی برای عملیات را به دلایل امنیتی و برای جلوگیری از نشت اطلاعات، به حلقهای بسیار محدود از افسران در پنتاگون و فرماندهی مرکزی آمریکا سپرده بودند. حتی مقامهای مهمی مانند وزیر خزانهداری و وزیر انرژی نیز در جلسات برنامهریزی پیش از جنگ حضور نداشتند.
این محرمانگی گسترده باعث شد بسیاری از فرماندهان آمریکایی در نقاط مختلف جهان تا روزهای پایانی پیش از آغاز حملات از جزئیات عملیات بیخبر بمانند. حدود یک هفته پیش از شروع بمبارانها، پیامهای محرمانهای از پنتاگون به دست آنها رسید که دستور میداد مهمات مشخصی را در مقادیر تعیینشده به فرماندهی مرکزی آمریکا منتقل کنند؛ فرماندهیای که مسئول هدایت عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه است. در این پیامها توضیحی درباره علت این جابهجاییها ارائه نشده بود و فرماندهان نیز برای اجرای دستور به توضیح بیشتری نیاز نداشتند. در همین شرایط، ونس از همان روزهای نخست تلاش خود را برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر درباره جنگ آغاز کرد.
چند روز پس از آغاز جنگ، ونس به همکارانش گفت که برای شکل دادن به دیدگاه خود و ارائه مشاوره دقیقتر به ترامپ، به جلسات توجیهی جزئیتر و عمیقتری نیاز دارد. در سوی دیگر، ژنرال کین رویکرد متفاوتی داشت و وظیفه خود را ارائه گزینههای نظامی بیطرفانه به رئیسجمهور میدانست، نه حمایت از یک گزینه مشخص. او ابتدا اهداف و خواستههای ترامپ را ارزیابی میکرد و سپس راههای مختلف دستیابی به آنها را در اختیار رئیسجمهور قرار میداد. در هر گزینه نیز خطرات، ملاحظات جانبی و پیامدهای احتمالی آن را تشریح میکرد.
با این حال، مقامهایی که مستقیماً در جریان جلسات توجیهی کین قرار داشتند میگویند او وارد مرحله تصمیمگیری نمیشد و به ترامپ توصیه نمیکرد که کدام گزینه را انتخاب کند. ونس در مقابل، تلاش داشت مستقیماً با افسران نظامی صحبت کند؛ افسرانی که حاضر باشند بدون ملاحظه دیدگاه و توصیه واقعی خود را بیان کنند. او سپس این ارزیابیهای صریح را در مشاورههای خود به رئیسجمهور وارد میکرد.
مخالفت ونس با جنگ در داخل کاخ سفید کاملاً شناختهشده بود. مقامهایی که درباره این موضوع با ترامپ گفتوگو کردهاند میگویند ونس در هفتههای پیش از ۲۸ فوریه، در جلسات اتاق وضعیت بارها با اجرای عملیات مخالفت کرد و استدلالهای خود را در برابر رئیسجمهور مطرح کرد؛ موضعی که در برخی مواقع خشم و نارضایتی جدی ترامپ را به دنبال داشت. با این حال، پس از آنکه ترامپ تصمیم نهایی خود را گرفت، ونس در فضای عمومی از تصمیم رئیسجمهور دفاع کرد و حتی در مصاحبههای تلویزیونی پرتنش نیز از این موضع عقبنشینی نکرد.
ونس در ادامه به چهره اصلی تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ تبدیل شد و هدایت چند دور مذاکره را بر عهده گرفت. این مذاکرات در ماه ژوئن به امضای یک تفاهمنامه انجامید، اما مهلت ۶۰ روزه آن در ماه اوت بدون دستیابی به توافق نهایی به پایان رسید. در نهایت، به نظر میرسید دو طرف نهتنها به توافق نزدیک نشدهاند، بلکه نسبت به آغاز مذاکرات از یکدیگر فاصله بیشتری گرفتهاند.
دونالد ترامپ از ابتدا تصور نمیکرد جنگ آنقدر طولانی شود که ذخایر تسلیحاتی آمریکا را تحت فشار قرار دهد. او در شرایطی وارد این جنگ شد که از موفقیت عملیات نظامی سریع برای دستگیری رهبر ونزوئلا رضایت داشت و همچنین تحت تأثیر همکاری آمریکا و اسرائیل در حمله ۱۲روزه سال گذشته به تأسیسات هستهای ایران قرار گرفته بود. ترامپ پیش از آغاز جنگ حتی در محافل خصوصی انتظار داشت دولت ایران ظرف چند روز فروبپاشد.
اما همزمان با آغاز تماسهای ونس با فرماندهان، جنگ از بازه حدوداً ششهفتهای که برنامهریزان پنتاگون برای عملیات پیشبینی کرده بودند، بسیار فراتر رفت. در این میان، حتی بسیاری از مشاوران ارشد کاخ سفید نیز، بهجز ونس، تصویر روشنی از این موضوع نداشتند که حملات آمریکا تا چه اندازه محاسبات و تصمیمگیریهای دولت ایران در تهران را تغییر داده است.
با طولانیتر شدن جنگ، فرماندهان آمریکایی بار دیگر مأمور شدند بخش بیشتری از ذخایر مهمات خود را به منطقه منتقل کنند و با نگرانی شاهد کاهش سریع موجودی تسلیحات خود بودند. تا ماه آوریل، ترامپ دیگر نمیتوانست نادیده بگیرد که جنگ مطابق انتظارات اولیه او پیش نمیرود. در همین مقطع، رئیسجمهور به تیم خود از جمله جیدی ونس، جرد کوشنرو استیو ویتکافمأموریت داد چارچوبی برای مذاکره با ایران پیدا کنند و زمینه دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ را فراهم کنند؛ توافقی که در نهایت به حاکمان ایران اجازه میداد کنترل کشور را حفظ کنند. با این حال، مقامهایی که از تماسهای ونس با فرماندهان نظامی اطلاع داشتند، نتوانستند مشخص کنند ارزیابیهای معاون رئیسجمهور تا چه اندازه در تغییر رویکرد ترامپ و حرکت او به سمت دیپلماسی نقش داشته است.
ونس؛ مرد پشت پرده جنگ ایران
ونس نخستین معاون رئیسجمهوری آمریکا نیست که در مسائل امنیت ملی نقشی فعال و مستقیم بر عهده میگیرد. باراک اوباما، جوزف آر. بایدن جونیور را به دلیل تجربه گستردهاش در سیاست خارجی بهعنوان معاون خود انتخاب کرده بود. در دولت جورج دبلیو. بوش نیز دیک چنی یکی از اصلیترین چهرههای تصمیمگیر در آغاز و هدایت جنگهای افغانستان و عراق بود.
ونس نیز در جریان جنگ ایران، مستقیماً وارد تعامل با فرماندهان نظامی شد. او با دریاسالار برد کوپر، فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه تماس گرفت و با افسران نظامی آمریکا در اروپا و آسیا نیز گفتوگو کرد. این مناطق مستقیماً در جنگ با ایران درگیر نبودند، اما بخشی از تسلیحات و تجهیزات مستقر در آنها برای پشتیبانی از عملیات خاورمیانه به منطقه منتقل شده و در نتیجه، ذخایر آنها کاهش یافته بود
یکی از مهمترین طرفهای گفتوگوی خصوصی ونس، دریاسالار ساموئل جی. پاپارو جونیور، فرمانده فرماندهی اقیانوس آرام آمریکا بود؛ فرماندهیای که مسئولیت تمام فعالیتهای نظامی آمریکا در منطقهای را بر عهده دارد که چین در آن بهسرعت در حال گسترش نفوذ خود و به چالش کشیدن مستقیم برتری آمریکا است. پاپارو همچنین تجربهای داشت که ارتباط مستقیمی با جنگ ایران پیدا میکرد؛ او پیشتر فرماندهی عملیات دریایی آمریکا در خاورمیانه، دریای سرخ و خلیج فارس را بر عهده داشت. سخنگوی فرماندهی اقیانوس آرام درباره تماسهای ونس با پاپارو اظهارنظری نکرد و پاسخ به پرسشها را به کاخ سفید واگذار کرد.
ونس در دولت ترامپ به دلیل توجه کمسابقه به جزئیات عملیاتی شناخته شده است؛ رویکردی که برخی مقامها آن را نشانه دقت و تسلط او میدانند، اما برخی دیگر معتقدند او بیش از اندازه در جزئیات غرق میشود. ترامپ معمولاً به شیوهای تصمیم میگیرد که حتی نزدیکترین دستیارانش نیز همیشه نمیدانند روند رسیدن او به یک تصمیم چگونه بوده است. در مقابل، ونس بهطور وسواسگونه جزئیات روزانه را دنبال میکند؛ از تحولات عملیات نظامی گرفته تا پویاییهای داخلی ساختار سیاسی ایران و حتی منابعی که ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا بر پایه آنها شکل میگیرد.
به گفته مقامهای اطلاعاتی، جان رتکلیف، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا دسترسی مستقیم ونس به تحلیلگران این سازمان را فراهم کرده است. ونس حتی برخی از این تحلیلگران را با نام کوچک میشناسد و مستقیماً با آنها تماس میگیرد تا درباره اطلاعات خام یا مطالبی که در گزارش صبحگاهی اطلاعاتی خود دریافت کرده است، جزئیات بیشتری به دست آورد.
در پنتاگون نیز برای پاسخ به درخواستهای مکرر ونس برای دریافت اطلاعات دقیقتر، هگست از دفتر اطلاعات نیروی دریایی خواسته است گزارشهای روزانهای درباره وضعیت تنگه هرمز تهیه کند. این گزارشها اکنون در اختیار برخی دیگر از دستیاران ارشد ترامپ نیز قرار میگیرد. در این گزارشها جزئیاتی مانند نام و مشخصات کشتیهای عبوری، پرچم آنها و نوع محمولهای که حمل میکنند، ارائه میشود.
ژنرال کین نیز ونس را در جریان جزئیات حملات آمریکا قرار میدهد و پیش از عملیات و پس از آن گزارشهایی با جزئیاتی در اختیار معاون رئیسجمهور میگذارد که معمولاً برای افسران مسئول اجرای مستقیم عملیات تهیه میشود. مقامهای آمریکایی همچنین میگویند کین خود نیز برای دریافت ارزیابیهای میدانی، مستقیماً با مقامهای ارشد سازمان اطلاعات مرکزی، از جمله رؤسای ایستگاههای این سازمان در مناطق درگیری، تماس میگیرد. با این حال، چنین سطحی از دسترسی به اطلاعات برای همه مقامهای ارشد دولت فراهم نیست. برای بسیاری از آنها، دستیابی به اطلاعات دقیق و دستاول درباره روند جنگ همچنان بسیار دشوار است.