اقتصاد۲۴- افزایش نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان بار دیگر بحث درباره سیاستهای قیمتی در حوزه انرژی و راهکارهای کنترل مصرف را به صدر توجهات بازگردانده است. با این حال، کارشناسان معتقدند مسئله بنزین در ایران تنها یک مسئله قیمتی نیست و ریشههای آن به ساختار مصرف، کیفیت خودروها، ضعف حملونقل عمومی و بهرهوری پایین در زنجیره تولید و عرضه بازمیگردد.
احمد جانجان، اقتصاددان، در بخشی از گفتوگو با «اقتصادنیوز» با اشاره به اینکه قیمت ۱۰ هزار تومانی بنزین نباید بهعنوان راهحل نهایی ناترازی تلقی شود، تأکید میکند: اصلاح قیمت تنها زمانی میتواند اثرگذار باشد که در کنار آن اصلاحات ساختاری در صنعت خودرو، حملونقل عمومی و سیاستهای انرژی نیز اجرا شود.
احمد جانجان، اقتصاددان، با اشاره به افزایش نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان معتقد است این تصمیم بهتنهایی نمیتواند بحران ناترازی را حل کند و تنها زمانی اثرگذار خواهد بود که در کنار اصلاح قیمت، اصلاح مسأله خودرو، حملونقل عمومی و سیاستهای انرژی نیز در دستور کار قرار گیرد.
او معتقد است نرخ سوم بنزین میتواند یک سیگنال اولیه برای حرکت به سمت اصلاح نظام قیمتگذاری باشد، اما انتظار حل کامل بحران مصرف و عرضه با یک تغییر قیمتی، انتظاری غیرواقعبینانه است.
جانجان درباره افزایش نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان میگوید: این اقدام را نباید صرفاً گران شدن بنزین دانست، بلکه باید آن را تلاشی برای اصلاح تدریجی سیگنال قیمت در بازار انرژی ارزیابی کرد.
به گفته او، افزایش این نرخ ممکن است اهدافی مانند مدیریت بخشی از تقاضای مازاد، کاهش انگیزه مصرف غیرضروری و اصلاح تدریجی رفتار مصرفکنندگان را دنبال کند، اما نباید انتظار داشت که بهتنهایی مسئله ناترازی را برطرف کند.
این اقتصاددان تأکید میکند: افزایش قیمت ۱۰ هزار تومانی نه لزوماً قاچاق را کاهش میدهد و نه اثر قابل توجهی بر مصرف خواهد داشت، زیرا مشکل بنزین در ایران حاصل یک عدم تعادل ساختاری میان عرضه و تقاضاست.
بیشتر بخوانید:حذف سهمیه بنزین برخی خودروها؛ چه خودروهایی دیگر بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی نمیگیرند؟
او ادامه میدهد: وقتی قیمت یک کالای کمیاب برای مدت طولانی پایین نگه داشته شود، قیمت دیگر نمیتواند پیام کمیابی را به مصرفکننده منتقل کند؛ بنابراین اصلاح قیمت میتواند بخشی از تقاضا را مدیریت کند، اما جایگزین اصلاحات اساسی نیست.
جانجان با اشاره به نقش خودروهای پرمصرف در افزایش مصرف سوخت میگوید: یکی از ریشههای اصلی ناترازی بنزین، شدت بالای مصرف خودروها در کشور است.
به گفته او، سالها پایین بودن قیمت سوخت باعث شده خودروسازان انگیزه کافی برای حرکت به سمت تولید خودروهای کممصرف نداشته باشند.
این اقتصاددان توضیح میدهد: اگر سیگنال قیمتی درست وجود داشته باشد، خودروهای پرمصرف ارزش اقتصادی پایینتری پیدا میکنند و تولیدکنندگان نیز برای ساخت خودروهای کممصرفتر تحت فشار رقابتی قرار میگیرند.
او تأکید میکند که اصلاح استاندارد مصرف خودروها، خروج خودروهای فرسوده از چرخه مصرف و افزایش تولید خودروهای کممصرف، بخش جداییناپذیر اصلاح نظام بنزین است.
جانجان درباره مبنای تعیین نرخ ۱۰ هزار تومانی بنزین معتقد است این عدد را نباید قیمت واقعی سوخت دانست.
او میگوید: این نرخ احتمالاً بیشتر یک گام ابتدایی برای تغییر فضای سیاستگذاری و سنجش میزان پذیرش اجتماعی اصلاح قیمتهاست.
به گفته او، اگر هزینه واقعی تأمین بنزین در نظر گرفته شود، همچنان فاصله قابل توجهی میان قیمت فعلی و هزینه واقعی وجود دارد و باید مشخص شود این شکاف قرار است در چه بازهای و با چه برنامهای کاهش پیدا کند.
این اقتصاددان تأکید میکند: مسئله اصلی این نیست که چرا عدد ۱۰ هزار تومان انتخاب شده، بلکه مهم این است که این نرخ چه نقشی در یک نقشه راه بلندمدت اصلاح قیمت انرژی دارد.