تاریخ انتشار: ۰۹:۲۲ - ۲۵ شهريور ۱۴۰۵

روایت امریکایی شکست؛ گزارش بی‌سابقه نهادهای نظارتی آمریکا چه چیزی را افشا کرد؟

تریتا پارسی، تحلیلگر روابط ایران و امریکا در یادداشتی که در صفحه شخصی خود در ساب‌استک منتشر کرده درباره این تحولات تازه می‌نویسد: «دولت ترامپ با تصور اینکه ایران دیگر گزینه‌ای برای مقابله در خلیج فارس ندارد، در ارزیابی توان تهران و موازنه راهبردی دچار خطا شد و با سخت‌تر کردن موضع خود، چشم‌انداز توافق دیپلماتیک را بیش از پیش دور کرد.»

اقتصاد۲۴- در حالی که سال‌های سال است ماشین پروپاگاندای واشنگتن سعی در تصویرسازی از «قدرت شکست‌ناپذیر» ایالات متحده در خاورمیانه داشت، انتشار گزارش تکان‌دهنده دیروز بازرسان کل وزارت دفاع، وزارت خارجه و سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده، پرده از واقعیتی تلخ برای پنتاگون برداشت؛ واقعیتی که هرچند مثلث ترامپ، هگست و روبیو سعی در پنهان داشتن آن می‌کنند، اما واقعیت‌های مستند و گزارش نهاد‌های مسوول نشان می‌دهد آسیب‌های ایالات متحده در جنگ با ایران بسیار وسیع و گسترده است. این گزارش بی‌سابقه، نه تنها به کمبود‌های حیاتی و استراتژیک در زرادخانه‌های امریکا اذعان دارد، بلکه رسما تأیید می‌کند که «آتش ایران» ساختار نظامی و زنجیره تامین سلاح‌های پیشرفته امریکا را در ۸ کشور منطقه به شکلی غیر قابل بازگشت دچار فرسایش کرده است. این سند رسمی، مهر تاییدی است بر تغییر بنیادین موازنه قدرت؛ جایی که تهران با استراتژی حملات دقیق و مستمر، نه تنها «تاب‌آوری» نظامی امریکا را به چالش کشیده، بلکه برای نخستین‌بار، هیمنه اف-۳۵‌های رادارگریز را نیز در هم شکسته است.

زنگ‌های خطر برای پنتاگون به صدا درآمد

گزارش اخیر نهاد‌های نظارتی دولت امریکا، برای ناظران بین‌المللی بیش از آنکه یک گزارش اداری باشد، اعلان رسمی «محدودیت‌های استراتژیک» ابرقدرتی است که خود را درگیر جنگی فرسایشی با ایران کرده است. بازرسان کل دولت ایالات متحده در این ارزیابی مشترک، با لحنی هشدارآمیز اذعان کرده‌اند که ارتش امریکا اکنون با گلوگاه‌های شدید در زنجیره تأمین سلاح‌های پیشرفته مواجه است. آنچه این گزارش را از تحلیل‌های رسانه‌ای متمایز می‌کند، اعتراف صریح به «اتمام مهمات حیاتی» است. تحلیلگران امنیتی بر این باورند که این وضعیت، ناشی از محاسبات غلط واشنگتن در آغاز درگیری‌ها است؛ جایی که تصور می‌کردند با نمایش قدرت، ایران عقب‌نشینی خواهد کرد. اما واقعیت میدانی که این گزارش به آن اشاره دارد، کاملا متفاوت است: زرادخانه‌های موشکی و سامانه‌های رهگیر امریکا تحت فشارِ عملیات‌های دقیق و مستمر ایران، به سرعت خالی شده‌اند. نکته کلیدی در این گزارش، تخمین زمانی است؛ بازگرداندن ذخایر به سطوح پیش از جنگ، نه ماه‌ها، بلکه «۳ سال» زمان نیاز دارد. این یعنی پنتاگون در میان‌مدت، دستش برای هرگونه ماجراجویی جدید به‌شدت خالی است.

ایران، ۸ کشور؛ یک میدان نبرد واحد

یکی از بخش‌های تکان دهنده این گزارش، ترسیم جغرافیای خسارات است. امریکا همواره تلاش می‌کرد امنیت پایگاه‌های خود در کشور‌های عربی را «تضمین‌شده» جلوه دهد، اما اکنون اسناد رسمی می‌گویند که ایران توانسته این امنیت را به چالش بکشد. طبق این گزارش، حملات ایران صد‌ها سازه را در پایگاه‌های امریکایی در ۸ کشور (کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان، عراق، عمان و اردن) هدف قرار داده است. این وسعت جغرافیایی نشان می‌دهد که ایران به خوبی توانسته است یک «شبکه دفاعی-تهاجمی» را فعال کند که عمق استراتژیک امریکا در خاورمیانه را از کار انداخته است. خسارات وارده به ده‌ها هواپیما و پهپاد، تنها آسیب مالی نیست؛ بلکه ضربه‌ای به «اعتبار عملیاتی» ارتش امریکاست. وقتی پایگاهی که میلیارد‌ها دلار برای آن هزینه شده، در برابر حملات موشکی و پهپادی آسیب‌پذیر می‌شود، این نه فقط یک باخت نظامی، که یک شکست راهبردی تمام‌عیار است.

پرونده اف- ۳۵؛ پایان عصر رادارگریزی

شاید مهم‌ترین بخش از این اسناد منتشر شده که برای جامعه نظامی امریکا حکم یک «کابوس» را دارد، اعتراف رسمی پنتاگون به هدف قرار گرفتن جنگنده اف- ۳۵ است. پیش از این، ارتش امریکا با سناریوسازی رسانه‌ای، آسیب دیدن این جنگنده را در قالب «فرود اضطراری» توجیه می‌کرد تا پرده‌ای بر ناتوانی پیشرفته‌ترین جنگنده خود در برابر سامانه‌های پدافندی ایران بکشد. اینک، اما گزارش‌های رسمی، این روایت را فروپاشیده است. پذیرش اینکه اف- ۳۵ توسط «آتش دشمن» هدف قرار گرفته، یک تغییر پارادایم در دکترین هوایی جهان است. این اعتراف یعنی که سامانه‌های پدافندی ایران، تکنولوژی رادارگریزی امریکا را «خنثی» کرده‌اند. نباید فراموش کرد که اف- ۳۵ برای امریکایی‌ها نماد برتری تکنولوژیک در سطح جهان بود؛ اینک که این نماد در برابر سامانه‌های دفاعی ایرانی آسیب‌پذیر شده، سایر کشور‌های مشتری سلاح‌های امریکایی نیز با تردیدی جدی در خرید این جنگنده‌ها مواجه خواهند شد.

تحلیلی بر موازنه جدید قدرت

اما خروجی این گزارش تنها در اعداد و ارقام خسارت امریکا خلاصه نمی‌شود. پیام اصلی گزارش نهاد‌های نظارتی امریکا این است که «موازنه قدرت» در منطقه غرب آسیا دیگر در دستان واشنگتن نیست. سال‌های سال است که استراتژی ایران بر پایه «بازدارندگی فعال» استوار بود؛ اما امروز با استناد به این گزارش، می‌توان گفت این بازدارندگی به «توازن وحشت» برای نیرو‌های امریکایی تبدیل شده است. 


بیشتر بخوانید:ونس از تغییر مرحله جنگ با ایران خبر داد


ایران با ضربات مستمر و دقیق، نشان داد که می‌تواند «هزینه حضور» امریکا در منطقه را به سطحی برساند که دیگر از نظر سیاسی و اقتصادی برای واشنگتن توجیه پذیر نباشد. کمبود مهمات، آسیب به زیرساخت‌ها، هدف قرار گرفتن جنگنده‌های نسل پنجم و ناتوانی در تامین امنیت پایگاه‌ها در ۸ کشور، مجموعه‌ای از فاکتور‌هایی است که ثابت می‌کند واشنگتن در میدان نبرد با ایران، از موضع قدرت به موضع «بقای استراتژیک» تنزل یافته است.

گذار به نظم جدید؟

انتشار این گزارش که توسط نهاد‌های حاکمیتی امریکا تهیه شده، نقطه عطفی در دیپلماسی و سیاست خارجی خاورمیانه است. برای تحلیلگرانی که تحولات منطقه را دنبال می‌کنند، این سند به معنای آن است که عصرِ دیکته کردن سیاست‌ها از طریق قدرت نظامی برای امریکا به پایان رسیده است. واشنگتن اکنون با زرادخانه‌ای خالی و پایگاه‌هایی ناامن روبه‌رو است که در برابر اراده طرف ایرانی، آسیب‌پذیر شده‌اند. ایران توانسته است در این رویارویی، هم «توان بازدارندگی» خود را تثبیت کند و هم «هژمونی قدرت» را در سطح منطقه به نفع خود باز تعریف نماید. گزارش نهاد‌های نظارتی امریکا، اعترافی ناخواسته، اما صریح به این حقیقت است که «خاورمیانه دیگر حیاط خلوتِ واشنگتن نیست». «و «آتش نامتقارن ایران» توانسته است محاسبات قدرت را در سراسر جهان تغییر دهد. اکنون توپ در زمین واشنگتن است؛ آیا آنها به این شکستِ راهبردی تن داده و تغییر رویکرد می‌دهند، یا همچنان بر مدار اشتباهات گذشته حرکت خواهند کرد؟ پاسخ به این پرسش، آینده خاورمیانه را در سال‌های پیش رو رقم خواهد زد.

ترامپ درباره توان ایران و اهرم‌های خود دچار محاسبه اشتباه شده است

تریتا پارسی، تحلیلگر روابط ایران و امریکا در یادداشتی که در صفحه شخصی خود در ساب‌استک منتشر کرده درباره این تحولات تازه می‌نویسد: «دولت ترامپ با تصور اینکه ایران دیگر گزینه‌ای برای مقابله در خلیج فارس ندارد، در ارزیابی توان تهران و موازنه راهبردی دچار خطا شد و با سخت‌تر کردن موضع خود، چشم‌انداز توافق دیپلماتیک را بیش از پیش دور کرد.» پارسی ادامه می‌دهد: «اما مشکل اینجاست که واشنگتن نه‌تنها نسبت به هزینه ادامه این وضعیت برای متحدان منطقه‌ای امریکا بی‌تفاوت مانده، بلکه درباره دوام وضعیتی که تصور می‌کرد ایجاد کرده نیز دچار محاسبه اشتباه شده است. این رویکرد عملا ایران را به واکنش واداشت.» این تحلیلگر یادآور می‌شود:

«نیرو‌های انصارالله سراسر ساحل دریای سرخ را در اختیار گرفتند و گروه‌های مسلح عراقی همسو با ایران نیز بخش‌های مهمی از خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی را هدف قرار دادند؛ تحولاتی که به افزایش قیمت نفت تا ۱۱۰ دلار در هر بشکه منجر شد.» تریتا پارسی در نهایت به این نکته تاکید می‌کند که این ایران است که ابتکار عمل را در منطقه در دست گرفته و با ظرفیت‌های خود امریکا و حامیانش را به چالش کشیده است.

منبع: روزنامه اعتماد
ارسال نظر
captcha