اقتصاد۲۴- در ۶ مه ۲۰۲۵، پس از هفتهها حمله به مواضع حوثیها در یمن، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که عملیات نظامی علیه این گروه پایان یافته است.
رئیسجمهور آمریکا همچنین حوثیها را گروهی مجهز به تسلیحات پیشرفته توصیف کرد که کشتیرانی جهانی را تهدید میکردند. او در ادامه مدعی شد که این گروه تسلیم شده و پذیرفته است که حملات خود به تردد دریایی در دریای سرخ را متوقف کند.
گریس ورمنبول در اندیشکده استرالیایی لووی نوشت: این توافق را میتوان یکی از نخستین نمونههای رویکرد اول آمریکا در دولت دوم ترامپ دانست؛ توافقی که به موجب آن واشنگتن از یک درگیری منطقهای فاصله گرفت، بدون آنکه مسئله را به شکل پایدار حل کند.
حوثیها با وجود تهدیدهای آمریکا به اقدامات شدیدتر، آسیب نظامی محدودی متحمل شدند و همچنان امکان ادامه حملات خود علیه اسرائیل را داشتند. این حملات در چارچوب توافق آمریکا و حوثیها قرار نگرفته بود.
در همان زمان، همزمان با سفر ترامپ به عربستان سعودی، این برداشت شکل گرفت که اسرائیل در معادلات جدید تا حدی در حاشیه قرار گرفته و باید تهدید حوثیها را تا حد زیادی به تنهایی مدیریت کند.
حال پس از گذشت بیش از یک سال، این عربستان سعودی است که در موقعیتی مشابه قرار گرفته و خود را تا حد زیادی در برابر تشدید فشارهای حوثیها، تنها میبیند.
در هفتههای اخیر، درگیری میان حوثیها و عربستان سعودی بار دیگر شدت گرفته و آتشبس غیررسمی را که از سال ۲۰۲۲ برقرار بود، با چالش مواجه کرده است.
حملات اخیر حوثیها اهدافی در ریاض و مکه و همچنین زیرساختهای حیاتی عربستان را هدف قرار داده است؛ از جمله خط لوله نفت شرق به غرب و تأسیسات بندر ینبع. حوثیها همچنین از اعمال محاصره علیه کشتیهای مرتبط با عربستان در دریای سرخ خبر داده و حملاتی را علیه کشتیهای سعودی انجام دادهاند.
عربستان نیز در مقابل تلاش کرده تا عملیات و روند تقویت نیروهای حوثی در سواحل دریای سرخ را مختل کند؛ مناطقی که کنترل آنها میتواند به این گروه امکان اثرگذاری بر تردد در تنگه بابالمندب را بدهد.
نیروهای مورد حمایت ریاض در کنار حملات هوایی عربستان، مواضع حوثیها در جنوبغربی یمن را هدف قرار دادهاند. این اقدامات به شرایط انسانی دشوار در این کشور افزوده است.
تشدید تنش در مرز جنوبی عربستان در شرایطی رخ میدهد که ریاض همزمان با فشارهای دیگری مواجه است.
جنگ جاری آمریکا با ایران و بستهشدن تنگه هرمز، صادرات نفت عربستان را با محدودیتهایی روبهرو کرده و ریاض را به انتقال بخشی از صادرات نفت خود به مسیر جایگزین دریای سرخ سوق داده است؛ مسیری که اکنون خود در معرض تهدید حملات حوثیها قرار دارد.
بنا بر گزارشها، محمد بن سلمان، ولیعهد و حاکم بالفعل عربستان سعودی، در ماه سپتامبر دو بار با ترامپ تماس گرفت و خواستار حمایت نظامی آمریکا در برابر حوثیها شد.
ترامپ در پاسخ، پیشنهاد اشتراکگذاری اطلاعات و دادههای مربوط به اهداف را مطرح کرد، اما تاکنون با انجام عملیات نظامی جدید آمریکا علیه این گروه موافقت نکرده است. استدلال کاخ سفید این است که توافق آمریکا و حوثیها همچنان پابرجاست.
برای عربستان سعودی که کمتر از یک سال پیش، پس از تعهد به سرمایهگذاری یک تریلیون دلاری در اقتصاد آمریکا، از سوی واشنگتن به عنوان متحد عمده خارج از ناتو معرفی شده بود، این رویکرد با انتظاراتی که از روابط دو کشور وجود داشت فاصله دارد. به تعبیر یکی از تحلیلگران، «شرطبندی ریاض روی ترامپیسم شکست خورده است.»
به نظر میرسد آمریکا در کوتاهمدت تمایل چندانی به اختصاص منابع نظامی گسترده به یمن ندارد. هفت ماه پس از آغاز جنگ با ایران، واشنگتن همچنان درگیر جنگی است که در ابتدا قرار بود تنها چند هفته طول بکشد.
جنگی که در ابتدا با اهدافی گستردهتر آغاز شده بود، اکنون بیش از هر چیز حول یافتن راهحلی برای بحران تنگه هرمز، تعامل با ساختار سیاسی تهران و مواضع سختگیرانهتر ایران متمرکز شده است.
همزمان، کاخ سفید با افزایش انتقادهای سیاسی و افکار عمومی درباره هزینههای سنگین جنگ مواجه است؛ درست در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا.
بیشتر بخوانید:فیلم/ترامپ: ایران مسئول حادثه هواپیمای فلای دبی است
در چنین شرایطی، به نظر میرسد واشنگتن حاضر نیست بار یک عملیات نظامی تازه و پرهزینه در یمن را نیز بر دوش بگیرد.
رویکرد قبلی واشنگتن در مقابله با حوثیها تا حد زیادی آسیبپذیریهایی را آشکار کرده بود که بعدها در جریان جنگ با ایران نیز اهمیت بیشتری پیدا کردند.
زمانی که حوثیها پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ علیه اهداف دریایی در دریای سرخ را آغاز کردند، گریس ورمنبول، نویسنده این تحلیل، در سمت مدیر برنامهریزی راهبردی خاورمیانه در دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا فعالیت میکرد.
از همان زمان مشخص بود که حوثیها صرفا یک گروه با توانمندی محدود نیستند. این گروه با توسعه تاکتیکهای جنگ نامتقارن، از پهپادهای نسبتاً ارزانقیمت استفاده کرد و در سال ۲۰۲۴ موجب کاهش حدود ۵۰ درصدی تردد از کانال سوئز شد.
عملیات نگهبان رفاه که به رهبری آمریکا و با هدف تأمین امنیت کشتیرانی در دریای سرخ از دسامبر ۲۰۲۳ آغاز شد، نتوانست این روند را به شکل کامل معکوس کند. بسیاری از شرکتهای کشتیرانی برای اجتناب از افزایش هزینههای بیمه و خطر حملات حوثیها، مسیر خود را تغییر دادند و کشتیها را از اطراف دماغه امید نیک در جنوب آفریقا عبور دادند.
حتی چند ماه پس از توقف حملات حوثیها، سطح تردد دریایی در این مسیر همچنان حدود ۶۰ درصد پایینتر از سطح اواسط سال ۲۰۲۳ بود.
تجربه عملیاتهای هوایی پیشین آمریکا علیه حوثیها نیز نشان داده بود که حملات هوایی به تنهایی اثر محدودی بر توان عملیاتی این گروه دارد.
تا زمانی که ترامپ پایان عملیات را اعلام کرد، حوثیها بخش مهمی از تجهیزات خود را به پناهگاههای زیرزمینی منتقل کرده بودند و در عین حال به استفاده از پهپادها و موشکهای نسبتا ارزان برای هدف قرار دادن کشتیها در دریای سرخ ادامه میدادند.
در مقابل، آمریکا حجم قابل توجهی از مهمات دقیق و گرانقیمت خود را مصرف کرده بود؛ مسئلهای که نگرانیهایی را درباره سطح ذخایر تسلیحاتی و آمادگی نیروهای آمریکایی، بهویژه در منطقه هند و اقیانوس آرام، ایجاد کرد.
الگوی مورد استفاده حوثیها و ایران، یعنی ترکیب تسلیحات دقیق با سامانههای ارزانتر و قابل توسعه، میتواند برای سامانههای رهگیری محدود و پرهزینه آمریکا و متحدان منطقهای آن چالشبرانگیز باشد. در چنین شرایطی، هزینه تحمیل تهدید و هزینه مقابله با آن لزوما به یک اندازه نیست.
در شرایط کنونی، عربستان سعودی بخشی از امید خود را به شرکای دیگر خود معطوف کرده است.
فرانسه اعلام کرده که نیرو و سامانههای راداری را برای حفاظت از فعالیتها در بندر ینبع اعزام خواهد کرد؛ اقدامی که هدف آن کمک به جلوگیری از اختلال بیشتر در مسیر صادرات انرژی و افزایش بیشتر قیمتهاست.
بریتانیا نیز وعده داده است که در قالب اقدامی که آن را کاملاً دفاعی توصیف کرده، بر پشتیبانی و سوخترسانی به هواپیماهای سعودی تمرکز کند.
همزمان، پیمان نظامی تازه عربستان با پاکستان و ترکیه نیز با نخستین آزمون جدی خود روبهرو شده است. اگرچه این توافق تاکنون به یک واکنش عملیاتی منسجم در برابر تحولات یمن منجر نشده، موضع اخیر واشنگتن احتمالا اهمیت چنین ترتیباتی را برای ریاض افزایش خواهد داد.
تحولات یمن نشان میدهد رویکرد اول آمریکا، الزاما به معنای کنار گذاشتن کامل تعهدات منطقهای واشنگتن نیست، اما میتواند به معنای محدودتر شدن تمایل آمریکا برای ورود مستقیم به درگیریهای جدید باشد. برای عربستان سعودی، این تحول اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا همزمان با تشدید فشارهای امنیتی در مرز جنوبی و تهدید مسیرهای صادرات انرژی، ریاض ناچار است تا دامنه شرکای امنیتی خود را گستردهتر کند.
تجربه سالهای اخیر همچنین نشان داده است که کاهش حضور مستقیم آمریکا در یک بحران، لزوما به معنای حل آن بحران نیست. در یمن، توافقهای موقت توانستند برای مدتی از شدت درگیری بکاهند، اما مسائل امنیتی و سیاسی زیربنایی همچنان باقی ماندند و اکنون بار دیگر در حال آشکار شدن هستند.