تاریخ انتشار: ۰۰:۴۲ - ۲۴ مهر ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

از تنگه هرمز تا بانک‌های منطقه؛ حلقه فشار آمریکا دور ایران تنگ‌تر می‌شود؟

تصاعد تنش‌های نظامی در تنگه هرمز، تشدید بی‌سابقه «طرد اقتصادی» از سوی واشنگتن و جهش آماده‌باش در تل‌آویو، تفاهم‌نامه شکننده اسلام‌آباد را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است. در حالی که روایت‌های متناقض درباره حملات دریایی از شکاف‌های درونی و هشدار‌های متقابل پرده برمی‌دارد، بیم آن می‌رود که دور تازه مواجهه، از اصطکاک نظامی فراتر رفته و شریان‌های حیاتی اقتصاد ایران و بازار جهانی انرژی را وارد یک بحران بی‌بازگشت کند.

اقتصاد۲۴– تنش‌ها بین ایران و آمریکا در حالا بالاگرفتن است و تحولات ۲۴ ساعت گذشته نشان می‌دهند که الگوی تقابل به نحو شتابانی در حال تغییر چهره از یک نزاع غیرمستقیم و کنترل‌شده به یک درگیری ترکیبی، همه‌جانبه و پرمخاطره است. تحرکات گسترده نظامی در آبراه‌های استراتژیک، تشدید شدید بی‌سابقه فشار‌های مالی و بانکی توسط واشنگتن، همراه با اتخاذ آرایش‌های جنگی تهاجمی و هشدار‌های صریح از سوی فرماندهان نظامی و دیپلمات‌های دو طرف، همگی گواهی بر این واقعیت تلخ هستند که دستاورد‌های شکننده حاصل از «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» بیش از هر زمان دیگری در معرض اضمحلال قرار گرفته است.

ناامنی در تنگه هرمز

یکی از نگران‌کننده‌ترین و حادترین کانون‌های بحران در ساعت‌های اخیر، آبراه استراتژیک تنگه هرمز و مناطق پیرامونی آن در دریای عمان بوده است. گزارش‌های موثق دریافتی نشان می‌دهند که کشتی کانتینربر «جی‌اف‌اس پراید: تحت پرچم سنگاپور در پی اصابت پرتابه‌های سنگین دچار آتش‌سوزی شدید شده و در نهایت در سواحل عمان غرق گردیده است. اگرچه هر ۲۱ خدمه این شناور نجات یافته‌اند، اما انتشار اخبار پراکنده شدن کانتینر‌ها و بقایای آن در یکی از مهم‌ترین خطوط دریانوردی جهان، شوک بزرگی به بازار‌های حمل‌ونقل دریایی و انرژی وارد کرده است. هم‌زمان، روابط عمومی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز از شناسایی و حوادث مشابه برای دو نفتکش دیگر خبر داده و علت آن را خاموش کردن سامانه‌های ردیابی و ورود به «مناطق ممنوعه» اعلام کرده است.

در خصوص چرایی و چگونگی حادثه «جی‌اف‌اس پراید»، دو روایت کاملاً متعارض و متضاد شکل گرفته است. نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بدون ذکر نام مستقیم از این شناور، اعلام کرده است که یک کشتی متخلف به دلیل ورود به مسیر غیرمجاز با مین‌های دریایی برخورد کرده است. اما ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با انتشار بیانیه‌ای رسمی، ادعای برخورد با مین را قاطعانه تکذیب و تصریح کرد که این شناور هدف شلیک مستقیم پرتابه‌های سپاه قرار گرفته است. سنتکام در ادامه تاکید کرد که مسیر‌های اصلی دریانوردی در تنگه هرمز عاری از مین بوده و در ۲۴ ساعت گذشته بیش از ۴۰ شناور تجاری با پشتیبانی گشت‌های نظامی ناو هواپیمابر «یواس‌اس جورج اچ. دبلیو. بوش» توانسته‌اند از این آبراه عبور کنند.

اما ابعاد سیاسی و ساختاری این رویداد، بازتاب بسیار وسیع‌تری در محیط داخلی و بین‌المللی داشته است. سخنان اخیر سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، مبنی بر اینکه حملات اخیر به کشتی‌ها پس از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد اصلاً یک «اقدام خودسرانه» نبوده و با هماهنگی کامل سلسله‌مراتب و مسئولان بالاتر به عنوان پاسخی قاطع به نقض عهد‌های آمریکا صورت گرفته، ابهامات فراوانی را برانگیخته است. این موضع‌گیری صریح دقیقاً در نقطه‌ای مقابل اخباری قرار می‌گیرد که در روز‌های گذشته از زبان چهره‌هایی مثل غلامحسین کرباسچی یا پیش از آن، شخص مسعود پزشکیان – عذرخواهی از کشور‌های عربی به خاطر حملات ایران که بعدتر با عقب نشینی همراه شد - منتشر شده بود. این تعارض در مواضع، گمانه‌زنی‌ها درباره وجود شکاف عمیق میان دیپلماسی رسمی و ساختار عملیات نظامی را تقویت کرده و نشان می‌دهد که عدم هماهنگی جامع در کانون‌های تصمیم‌گیری، تا چه حد می‌تواند بستر برهم خوردن توافقات حساس منطقه‌ای را فراهم آورد.

در بازتاب بین‌المللی این بحران، روزنامه گاردین در تحلیلی جامع نوشت که دور جدید حملات موشکی و پهپادی در خلیج فارس، حاکی از ورود طرفین به یک «جنگ فرسایشی خطرناک در آبراه‌ها» است؛ جنگی که هدف آن ایجاد اخلال در شریان‌های انرژی به منظور اعمال فشار سیاسی است. از سوی دیگر، پایگاه تخصصی دریانوردی گپ‌کاپیتان ارزیابی کرده است که به رغم گشت‌زنی‌های گسترده نیرو‌های غربی، سطح امنیت ناوبری تجاری در خلیج فارس به نازل‌ترین حد خود در ماه‌های اخیر رسیده و هر لحظه احتمال ورود مستقیم سایر کشور‌های منطقه به این نزاع وجود دارد.

جنگ و محاصره اقتصادی؛ آرایش جدید خزانه‌داری آمریکا

در حالی که دریانوردی در خلیج فارس با تهدیدات نظامی مواجه است، ایالات متحده آمریکا دامنه جبهه دوم درگیری یعنی «جنگ تمام‌عیار اقتصادی» را به صورت چشمگیری گسترش داده است. بر اساس گزارش رسمی خبرگزاری بلومبرگ، بانک مرکزی لبنان در تصمیمی بی‌سابقه و تحت فشار‌های مستقیم واشنگتن و شخص اسکات بسنت، وزیر دارایی و خزانه‌داری آمریکا، مجوز فعالیت «بانک صادرات ایران» در این کشور را لغو کرد. مقامات آمریکایی علت این اقدام را اتهام تسهیل نقل‌وانتقالات مالی مرتبط با گروه حزب‌الله لبنان عنوان کرده‌اند. این تصمیم ضربه سنگینی به شبکه بانکی خارج از کشور ایران وارد می‌سازد و یکی از مهم‌ترین کانال‌های تنفس مالی منطقه را مسدود می‌کند.

هم‌زمان، خبرگزاری فرانس‌پرس و شبکه خبری سی‌ان‌ان گزارش دادند که شبکه مقابله با جرایم مالی وزارت خزانه‌داری آمریکا در هشداری جهانی تحت عنوان «عملیات طرد اقتصادی»، تمام موسسات مالی بین‌المللی را نسبت به راه‌های مویرگی دور زدن تحریم‌ها هوشیار کرده است. بر اساس این هشدار، واشنگتن مدعی شده است که حکومت ایران از وجوه پرداختی بابت خمس و کمک‌های جمع‌آوری‌شده توسط شبکه خیریه‌های مذهبی در سراسر جهان شیعی برای تامین مالی فعالیت‌های خود بهره می‌برد و این اموال از طریق راه‌های غیررسمی مانند «حواله» و انتقال نقدی جا‌به‌جا می‌شوند. خزانه‌داری آمریکا با ارائه شاخص‌های هوشمند، خواستار مسدودسازی و گزارش‌دهی سریع این تراکنش‌ها شده است.

علاوه بر این، خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده که تلاش‌های ایران برای نفوذ به سیستم مالی بین‌المللی از طریق یک بانک عراقی پشتیبان گروه‌های شبه‌نظامی را نیز خنثی کرده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، با اتخاذ ادبیاتی بس تند و تهدیدآمیز صراحتاً اعلام کرد: «حلقه محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی روز به روز تنگ‌تر می‌شود و حتی متحدان به‌اصطلاح این کشور نیز قادر به نجات آن نخواهند بود. خزانه‌داری آمریکا تا زمانی که تمامی منابع مالی و درآمدی باقی‌مانده برای پشتیبانی از ماشین جنگی ایران قطع نشود و خزانه حکومت خالی نگردد، قدمی به عقب برنخواهد داشت.» این سخنان به روشنی نشان می‌دهند که واشنگتن استراتژی «قطع کامل شریان‌های زیستی اقتصاد» را در دستور کار قطعی خود قرار داده است.

بالاترین سطح آماده‌باش در تل‌آویو 

شدت یافتن رفت‌وبرفت‌های نظامی و مانور‌های قدرتمند ایران، با واکنش فوری و اتخاذ آرایش کاملاً جنگی در اسرائیل همراه شده است. بر اساس گزارش اختصاصی روزنامه اسرائیل هیوم در پی شلیک موفق ۳۰ فروند موشک بالستیک در جریان رزمایش اخیر سپاه پاسداران، ارتش اسرائیل تمامی نیرو‌های خود در جبهه‌های مختلف را به حالت آماده‌باش کامل درآورده و خود را برای سناریوی یک «حمله هدفمند و پیش‌دستانه به ایران» آماده کرده است.

پایگاه خبری-تحلیلی وای‌نت نیز گزارش داد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نشست امنیتی فوق‌العاده‌ای را با حضور ارشدترین مقامات نظامی و اطلاعاتی از جمله ایال زمیر رییس ستاد کل ارتش، رومان گوفمن رییس موساد، دیوید زینی رییس شین‌بت و یسرائیل کاتز وزیر دفاع برگزار کرده است. محور اصلی این نشست، بررسی آخرین وضعیت جبهه‌ها، ارزیابی نشانه‌های احیای برنامه هسته‌ای تهران و آماده‌سازی پاسخ‌های نظامی سخت برای مواجهه با هرگونه غافلگیری بوده است.

تحلیلگران اسرائیل هیوم بر این باورند که یکی از اصلی‌ترین سناریو‌های روی میز واشنگتن و تل‌آویو، اجرای حملات نقطه‌ای و خردکننده توسط آمریکا علیه سامانه‌های راداری، پرتابگر‌های موشکی و مواضع دیده‌بانی ایران در طول سواحل خلیج فارس است تا خطوط ناوبری تنگه هرمز بازگشایی شوند. ارزیابی نهاد‌های امنیتی اسرائیل نشان می‌دهد که اگرچه چنین حملاتی ممکن است در گام نخست پیامد مستقیمی برای اسرائیل نداشته باشد، اما در صورت پاسخ متقابل ایران و بازسازی سامانه‌های موشکی، احتمال کشانده شدن دامنه جنگ به زیرساخت‌های کشور‌های خلیج فارس و درگیری مستقیم تمام‌عیار بسیار بالا خواهد بود.

آرایش دفاعی در داخل

در طرف مقابل، مواضع مقامات ارشد نظامی و سیاسی ایران نشان‌دهنده آن است که کشور خود را برای سخت‌ترین سناریو‌های ممکن یعنی یک «جنگ ترکیبی تمام‌عیار» آماده کرده است. سردار حسن حسن‌زاده، فرمانده سپاه تهران، با تاکید بر اینکه نیرو‌های مسلح در اوج آمادگی رزمی، دفاعی و تهاجمی قرار دارند، خاطرنشان ساخت که تجربیات به دست‌آمده از جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه گذشته، به ایده‌ها و تاکتیک‌های عملیاتی مدرن تبدیل شده‌اند.

در همین راستا، سرلشکر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، با ابراز اینکه تنگه هرمز تحت نظارت و کنترل کامل ارتش و سپاه قرار دارد و هیچ شناور دشمن نتوانسته وارد دریای عمان شود، هشدار تند و صریحی را مطرح کرد. وی اعلام داشت: «بسیاری از پایگاه‌ها و چشمان دشمن آسیب دیده و کم‌سو شده است. با این حال، اگر زیرساخت‌های حیاتی ایران مورد هرگونه تهدید یا حمله قرار گیرد، زیرساخت‌های رژیم صهیونیستی و هر کشوری که قلمرو یا امکانات خود را در اختیار آنان بگذارد، هدف ضربات قاطع و کوبنده ما قرار خواهد گرفت.» همچنین سرتیپ جهانشاهی، فرمانده نیروی زمینی ارتش، از استراحت‌ناپذیری یگان‌ها و جابه‌جایی‌های عظیم لجستیکی در تمامی نوار مرزی خبر داد که به گفته او، فکرفروش هرگونه تجاوز زمینی را منتفی ساخته است.

هم‌زمان با این آرایش‌های نظامی، دیپلمات‌های کشور نیز تلاش می‌کنند اتمام‌حجت‌های لازم را به گوش همسایگان برسانند. کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی وزارت امور خارجه، در اجلاس سران «سیکا» در باکو صراحتاً اعلام کرد که هیچ کشوری نباید قلمرو، فضای هوایی یا پایگاه‌های خود را برای تجاوز نظامی در اختیار آمریکا یا اسرائیل قرار دهد. وی تاکید کرد که امنیت پایدار در آسیا نه از مسیر فشار و تهدید، بلکه از طریق احترام متقابل به دست می‌آید، اما ایران در برابر هرگونه تجاوزی، پاسخی سخت خواهد داد. همچنین عباس عراقچی وزیر امور خارجه با ارسال پیام‌هایی به منطقه از جمله یمن، بر پایداری پیوند‌های منطقه‌ای تاکید کرده است.

با این وجود، سرلشکر ایزدی، جانشین فرمانده کل سپاه، در سخنانی با اشاره به فشار‌های روزافزون اقتصادی اشاره کرد که دشمن به خیال خود در صدد ایجاد شرایط «شعب ابی‌طالب» برای ایران است، اما در صورت حفظ وحدت داخلی، هیچ کاری از پیش نخواهد برد.

خطرات یک محاسبه اشتباه

جمع‌بندی تحولات، مواضع اعلامی طرفین و گزارش‌های ارائه شده در رسانه‌ها نشان می‌دهد که وضعیت حاضر در خلیج فارس به نقطه جوش رسیده است. اظهارات مقامات کاخ سفید مبنی بر اینکه دونالد ترامپ برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و عقب راندن آن، «همه گزینه‌ها را روی میز نگه داشته است»، در کنار پاسخ‌های صریح و فرستادن سیگنال‌های تهاجمی از سوی تهران، مساحت دیپلماسی را به حداقل ممکن رسانده است.

بدیهی است که شنا بر خلاف جریان دیپلماسی و تکیه صرف بر رویکرد‌های صلب، در حالی که شریان‌های اقتصادی کشور یکی پس از دیگری تحت «طرد کامل» قرار می‌گیرند، مخاطرات جبران‌ناپذیری را متوجه آینده کشور می‌سازد. تجربه نشان داده است که بدون وجود یک توافق پایدار و شفاف که مورد اجماع تمام ارکان تصمیم‌گیری داخلی باشد، «تفاهم‌نامه‌های موقت» نظیر آنچه در اسلام‌آباد به دست آمد، در برابر نخستین جرقه‌های میدانی به شدت آسیب‌پذیر خواهند بود.

واقعیت این است که ناامنی در تنگه هرمز، بیش از هر چیز سفره و امنیت مردم را هدف قرار می‌دهد و تنها راه برون‌رفت از این ابربحران، هماهنگی کامل میان دیپلماسی و میدان، و تلاش برای لغو واقعی فشار‌های فلج‌کننده اقتصادی است.

ارسال نظر
captcha