اقتصاد۲۴- اوضاع کشور و منطقه طوری پیش میرود که دیگر نمیتوان برای وصف آن از عباراتی مثل «بحران دیپلماتیک» یا «افزایش تنشها» استفاده کرد؛ ما عملا و جدا در دل یک تقابل تمامعیار و خطرناک زندگی میکنیم که سرنوشت کل منطقه را به بازی گرفته است.
در ادامه شرایط «نه جنگ و نه صلح» فعلی شاهد تندتر شدن لحن طرفین و شمارش معکوس برای دور تازهای از حملات نظامی هستیم. وضعیتی که زیرساختها و شریانهای زیستی در منطقه را با تهدید مواجه کرده و هر خطای محاسباتی در آن، میتواند زندگی عده بسیاری از مردم را به باد دهد.
ادبیات تهاجمی بین واشنگتن و تهران در روزهای اخیر به اوج خود رسیده است. چنان که پس از رای اعتماد مجلس به مهرداد اخلاقی بهعنوان وزیر جدید دفاع شاهد اتخاذ مواضع صریح و ادبیات تهدیدآمیزی از سوی وی بودیم. وزیر جدید دفاع بلافاصله پس از کسب رای اعتماد، خط و نشان ملموسی برای واشنگتن کشید و هشدار داد: «دشمن به احتمال زیاد جرات نمیکند به ما حمله کند و اگر حمله کند، خودش و منطقه صدمات بسیار زیادی خواهند دید. ما تدابیر لازم را اندیشیدهایم و ترامپ باید به فکر این باشد که آدمهایش را سالم از منطقه خارج کند. اگر یک بمب بیندازد، باید آدمهایش را افقی خارج کند.»
از سوی دیگر، حمیدرضا حاجیبابایی، نایبرییس مجلس، با اشاره به توان موشکی در پاسخ به تهدیدات فزاینده آمریکا گفت: «ما تمام بمبهای آمریکا را محاسبه کردهایم؛ اگر آمریکا بمبهای مادرش را بیاورد، ما موشکهای پدر را به سراغش خواهیم فرستاد». همچنین محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در روایتی از آمادگی نیروهای مسلح تاکید کرد که «طرح عملیاتی جدید تهران برای هرگونه ماجراجویی جدید با قواعدی که آنها میشناسند پیش نخواهد رفت و ویرانگرتر از جنگهای گذشته خواهد بود».
طرف مقابل نیز بیکار ننشسته است. تحلیل رفتار سیاسی تلآویو نشان میدهد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بیش از هر زمان دیگری درگیری مستقیم میان آمریکا و ایران را تنها راه نجات سیاسی و راهبردی خود میداند. نتانیاهو در یک نطق رسمی با تبیین «دکترین جدید امنیت ملی اسرائیل» بر حملات پیشدستانه و افزایش توان تولید مستقل تسلیحات تاکید کرد و مدعی شد: «حمله هفتم اکتبر ما را وارد جنگی گسترده کرد، اما توانستیم تهدیدات قریبالوقوع را دفع کنیم. تحولات این جنگ ضرورت بازنگری در اصول سنتی امنیت ملی را آشکار کرد».
حامی اصلی او در کاخ سفید، دونالد ترامپ، نیز در نامهای خطاب به ساکنان اراضی اشغالی، ضمن تمجید بیقیدوشرط از نتانیاهو نوشت: «نتانیاهو نخستوزیری جنگاور و شریکی حتی بزرگتر برای صلح در مبارزه با جمهوری اسلامی بوده است. اگر اسرائیل رهبری اشتباه داشته باشد، یعنی هر کسی غیر از بیبی، آمریکا مجبور خواهد شد این کار را خودش انجام دهد و من تمایلی به انجام این کار ندارم.» ترامپ همچنین با رویکردی تهدیدآمیز مدعی شد: «ایران از نظر نظامی و مالی بهطور نظاممند نابود شده است و اگر بهسرعت روش خود را تغییر ندهد، ما بهزودی کار را تمام خواهیم کرد.»
بیشتر بخوانید: ایران یا اسرائیل؛ چه کسی ماشه دور تازه جنگ را میکشد؟/ آتش جنگ هر لحظه زبانه میکشد
این مواضع صریح، تحلیلگران بینالمللی را به این نتیجه رسانده که نتانیاهو مایل است اهداف فراتر از برنامه هستهای، از جمله توان موشکی و حتی موجودیت ساختار سیاسی در تهران را نشانه رود.
نکته دیگری که نباید از توجه به آن غافل شد، این است که درگیریهای میان ایران و محور غربی دیگر از مرزهای خاورمیانه فراتر رفته و پای نهادهای امنیتی اروپایی را نیز به میان کشیده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، با تایید اتهامات مطرحشده از سوی لندن مبنی بر نقش داشتن ایران در حادثه امنیتی پایگاه هوایی «فیرفورد» بریتانیا گفت: «مقامهای بریتانیایی بهروشنی گفتهاند ایرانیها پشت حمله به این پایگاه هوایی هستند. ما کاملاً با این ارزیابی موافقیم و از یافتههای تحقیقات بریتانیا پشتیبانی میکنیم.»
پیشتر نیز اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، این حادثه را «تقریباً بهطور قطع هدایتشده از سوی نهادهای نظامی ایران» خوانده و از وضع تحریمهای جدید خبر داده بود. کشیده شدن پای پایگاههای کلیدی ناتو در اروپا به چرخه اتهامزنی و تقابل، نشاندهنده جهانی شدن ابعاد این بحران و پیچیدهتر شدن لایههای امنیتی آن است که میتواند ابزارهای دیپلماتیک را بیش از پیش فلج کند.
قلب اقتصادی این تقابل متأسفانه در تنگه هرمز و شریانهای نفتی منطقه میتپد. بیانیههای اخیر «مرکز مشترک اطلاعات دریایی» مبنی بر هدف قرار گرفتن شناورها و یدککشها در نزدیکی خورفکان امارات و گزارشهای ناامنی در خلیج فارس، گواهی بر آسیبپذیری شدید ترانزیت انرژی است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در حاشیه نشست بغداد با اشاره به شرایط پیشنهادی تهران برای کاهش تنشها اعلام کرد: «شرایط ما برای آتشبس و بازگشایی کامل تنگه هرمز عادلانه و روی میز است؛ اگر ایالات متحده خواهان پایان دادن به بحران و لغو محاصره دریایی و تحریمهای نفتی است، میتواند ظرف چند روز این شرایط را بپذیرد.».
اما پاسخ رد اولیه واشنگتن به این پیشنهادها و تداوم حمله به شناورها نشان میدهد که شریانهای اقتصادی منطقه در حال قربانی شدن در برابر بنبستهای سیاسی هستند. عباس کعبی، عضو هیاترییسه مجلس خبرگان، با تاکید بر جدی بودن پاسخهای حقوقی و فقهی ایران گفت: «پایان دادن به وضعیت نه جنگ و نه صلح، دریافت خسارات و غرامتها و تنبیه متجاوز از اصول ماست و استفاده از تمامی ظرفیتهای میلیونی کشور راهکار مقابله با نقض تعهدات دشمن خواهد بود.»
مرور تحولات، تحلیل اخبار و بررسی رفتارها و مواضع اخیر طرفین نبرد، نشان میدهد که راههای خروج از بحران، هر روز ناهموارتر میشود. نشریه الجزیره در تحلیلی جامع درباره علت ناکامی مداوم مذاکرات میان ایران و آمریکا مینویسد: «جنگ میان دو طرف برنده نظامی قطعی ندارد، اما هزینههای آن برای مردم و زیرساختها بینهایت است. ادامه این تقابل، کشورها را وارد مرحله زیست در بحران دائمی میکند؛ جایی که صلح فرسوده شده و تنش به روال عادی تبدیل میشود.»
واقعیت غیرقابل انکاری که ناظران واقعبین بر آن دست میگذارند این است که دل خوش کردن به عقبنشینی خودبهخودی دشمن یا نادیده گرفتن هزینههای سنگین کمرشکن اقتصادی بر جامعه، خروج از مسیر عقلانیت است. جنگهای فرسایشی بیش از آنکه بر روی کاغذ یا در صحنه نبرد نظامی تعیین تکلیف شوند، منابع زیستی، روانی و اقتصادی ملتها را میبلعند.
اگر دیپلماسی فعال، جدی و بدون پیششرطهای دستنیافتنی جایگزین ادبیات تهدید و خطنشانهای متقابل نشود، منطقه با ریسک یک فروپاشی تدریجی، اما عمیق روبهرو خواهد شد. واقعبینی حکم میکند پیش از آنکه ناامنی در خلیج فارس به نقطه بازگشتناپذیر برسد و تصمیمگیری از دست سیاستمداران خارج و کاملاً به دست نظامیان بیفتد، راهحلی عزتمندانه، اما متکی بر منافع حیاتی و معیشت مردم تدوین شود.