تاریخ انتشار: ۰۹:۴۰ - ۲۷ مهر ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

از محاصره دریا تا انسداد مرزها؛ موج تازه گرانی در راه است؟

توقف موقت تجارت در مرز ایران و پاکستان، آن هم در شرایط فشار تحریم‌ها و محدودیت مسیر‌های دریایی، زنگ خطر تازه‌ای برای اقتصاد ایران است. پیامد‌های این وضعیت می‌تواند مستقیماً به بازار و سفره مردم منتقل شود.

اقتصاد۲۴– فشار‌های اقتصادی بر ایران هر روز بیشتر و حلقه محاصره هم تنگ‌تر می‌شود؛ چنان که شاهدیم کار از محاصره دریایی و حتی هوایی گذشته، مرز‌های زمینی یکی یکی بسته می‌شوند. تازه‌ترین نمونه نیز بسته شدن گذرگاه‌های مرزی میان ایران و پاکستان است که اگرچه از سوی مقامات دو کشور یک رخداد موقت و فنی خوانده شده، اما وقتی در کنار تحولات ماه‌های اخیر قرار می‌گیرد، معنایی فراتر از یک اختلال مرزی ساده پیدا می‌کند.

در شرایط نیمه جنگی فعلی که محاصره دریایی و فشار تحریم‌ها، اقتصاد مملکت را به چالش کشیده است، بروز اختلال در گذرگاه‌های زمینی این نگرانی را ایجاد کرده که مرحله تازه‌ای از تنگ‌تر شدن مسیر‌های ارتباطی و تجاری آغاز شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، پاکستان فعالیت تجاری در گذرگاه ریمدان-گبد را متوقف کرده و مقام‌های ایرانی نیز اصل ماجرا را تأیید کرده‌اند. سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد که «تردد‌ها و مراودات مرزی ایران و پاکستان موقتا متوقف شده است» و دلیل آن را مشکلات فنی و تدابیر احتیاطی عنوان کرد. همزمان مقام‌های پاکستانی نیز از ضرورت‌های امنیتی، مقابله با قاچاق و ملاحظات ضدتروریستی سخن گفته‌اند. اما فارغ از توضیحات رسمی، آنچه اهمیت دارد این است که یکی از مهم‌ترین مسیر‌های تنفسی اقتصاد ایران در منطقه با اختلال مواجه شده؛ آن هم در شرایطی که اقتصاد کشور بیش از هر زمان دیگری به مسیر‌های زمینی و همکاری همسایگان وابسته شده است.

همسایه میانجی هم مرز را بست؟!

مهم‌ترین نکته سیاسی در این ماجرا، این است که پاکستان چنین اقدامی کرده است. همان پاکستان که در ماه‌های اخیر، نقش میانجی بین ایران و آمریکا را ایفا کرده و در تحولات منطقه‌ای نقش آفرین بود. اکنون همین کشور دست‌کم در سطح تجاری یکی از مهم‌ترین مرز‌های مشترک با ایران را بسته است.

بدیهی است که در روابط بین‌الملل نمی‌توان انتظار داشت کشوری منافع خود را فدای کشور دیگر کند. دولت‌ها براساس منافع ملی خود تصمیم می‌گیرند و نه براساس دوستی‌های سیاسی یا شعار‌های دیپلماتیک. با این حال، اتفاق اخیر بار دیگر این واقعیت مهم را یادآوری می‌کند که در روز‌های سخت، هیچ کشوری حاضر نیست هزینه تقابل ایران با غرب و ایالات متحده را از جیب خود بپردازد.

در سال‌های گذشته بخشی از روایت رسمی در داخل ایران بر این پایه استوار بود که گسترش روابط با همسایگان می‌تواند فشار تحریم‌های غرب را خنثی کند. اما تجربه نشان داده حتی نزدیک‌ترین شرکای منطقه‌ای نیز زمانی که خطر تحریم‌های ثانویه، محدودیت‌های بانکی یا هزینه‌های امنیتی افزایش پیدا کند، ترجیح می‌دهند جانب احتیاط را بگیرند.

بی‌دلیل نیست که همزمان با تعطیلی این گذرگاه‌ها، هشدار جدید و صریح وزارت خزانه‌داری آمریکا درباره عواقب همکاری موسسات مالی و بانکی خارجی با نهاد‌های تحریم‌شده ایران صادر شد. پیام آمریکا روشن بود و اسلام‌آباد سریع‌تر از حد انتظار پیام را دریافت کرد؛ رویکردی که نشان می‌دهد هراس از قطع شریان‌های مالی بین‌المللی، حتی همسایگانی را که نقش واسطه را بازی می‌کردند، به تمکین از فشار‌های فراملی می‌کشاند.

اقتصادی که بیش از گذشته به مرز‌ها وابسته شده است

اقتصاد ایران طی سال‌های اخیر به دلایل مختلف به سمت استفاده بیشتر از ظرفیت مرز‌های زمینی حرکت کرده است. محدودیت در حمل‌ونقل هوایی، دشوار شدن مبادلات بانکی بین‌المللی، مشکلات بیمه‌ای در کشتیرانی و افزایش ریسک‌های دریایی باعث شده بخش مهمی از صادرات و واردات از مسیر همسایگان انجام شود.

در چنین شرایطی بسته شدن یک مرز فقط به معنای متوقف شدن چند کامیون نیست. پشت هر کامیون زنجیره‌ای از تولیدکنندگان، صادرکنندگان، رانندگان، کارگران، بازرگانان و مصرف‌کنندگان قرار دارد.


بیشتر بخوانید: مرز زمینی ایران و پاکستان تا اطلاع ثانوی بسته شد


گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های پاکستانی حاکی از آن است که صد‌ها و حتی هزاران کامیون و کانتینر در دو سوی مرز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفته‌اند. برخی منابع از توقف حجم قابل توجهی از کالا‌ها و اختلال در تجارت مرزی سخن گفته‌اند.

این تغییر مسیر اجباری از دریا به زمین، پارادوکس جدیدی را رقم زده است؛ روآوردن به مرز‌های زمینی برای جبران انسداد‌های دریایی و هوایی، نه تنها مشکل را حل نکرده، بلکه با انتقال قدرت چانه‌زنی به همسایگان، موقعیت تجاری ایران را تضعیف کرده است. هنگامی که طرف مقابل می‌داند ایران گزینه جایگزینی برای ترانزیت ندارد، دست بالا را در تحمیل شروط، امتیازگیری و حتی انسداد‌های ناگهانی مرزی پیدا می‌کند.

این موضوع، اما برای استان سیستان و بلوچستان اهمیت مضاعف دارد، منطقه‌ای که سال‌هاست توسعه اقتصادی آن به رونق تجارت مرزی، بازارچه‌ها و کریدور‌های ترانزیتی گره خورده است. هر روز تعطیلی یا محدودیت در این گذرگاه‌ها به معنای کاهش درآمد اقتصادی در یکی از محروم‌ترین استان‌های کشور خواهد بود.

ماجرای پاکستان فقط یک هشدار است

آنچه نگرانی‌ها را افزایش می‌دهد این است که مسئله صرفاً به پاکستان محدود نمی‌شود. ایران در ماه‌های اخیر در برخی دیگر از مسیر‌های زمینی خود نیز با محدودیت‌ها، تنش‌ها یا اختلالات مقطعی مواجه بوده است.

مرز عراق که یکی از اصلی‌ترین شاهراه‌های تجاری و زیارتی ایران محسوب می‌شود، بار‌ها تحت تأثیر ملاحظات امنیتی یا تحولات سیاسی قرار گرفته است. در شمال غرب نیز روابط اقتصادی با ترکیه همواره از شرایط سیاسی، تحریم‌ها و مسائل منطقه‌ای تأثیر می‌پذیرد.

واقعیت این است که هرچه وابستگی یک کشور به مسیر‌های محدود بیشتر شود، قدرت چانه‌زنی آن کاهش پیدا می‌کند و دست طرف مقابل بازتر می‌شود. این همان نکته‌ای است که برخی کارشناسان اقتصادی نیز بر آن تأکید دارند؛ اینکه انتقال بخش عمده تجارت ایران به مسیر‌های زمینی، هرچند در کوتاه‌مدت یک راه‌حل برای دور زدن محدودیت‌ها بوده، اما در بلندمدت وابستگی ایران به تصمیمات همسایگان را افزایش داده است.

در چنین وضعیتی، هر تغییر سیاست در اسلام‌آباد، آنکارا، بغداد یا سایر پایتخت‌های منطقه می‌تواند مستقیماً بر بازار ایران اثر بگذارد.

اگر به روند کلی تحولات نگاه کنیم، یک تصویر نگران‌کننده شکل می‌گیرد. سال‌هاست که اقتصاد ایران با مشکلات جدی در دسترسی به شبکه مالی جهانی روبه‌روست. انتقال پول دشوار شده، تجارت رسمی هزینه‌های سنگینی پیدا کرده و بسیاری از شرکت‌های خارجی از همکاری با ایران پرهیز می‌کنند.

پس از آن، محدودیت‌های حمل‌ونقل و کشتیرانی هزینه تجارت را افزایش داد. حالا نیز اختلال در برخی مسیر‌های زمینی به این زنجیره افزوده شده است.

وضعیت کنونی را نباید یک «محاصره کامل» تلقی کرد، اما مجموعه رخداد‌ها نشان می‌دهد حلقه محدودیت‌های اقتصادی هر روز تنگ‌تر می‌شود. مسئله فقط بسته شدن یک مرز نیست؛ مسئله این است که اقتصاد ایران به تدریج گزینه‌های جایگزین خود را از دست می‌دهد.

هزینه‌ای که به بازار و مردم منتقل می‌شود

در نهایت هر بحرانی در حوزه تجارت خارجی به بازار داخلی منتقل خواهد شد. افزایش هزینه حمل‌ونقل، طولانی شدن زمان تحویل کالا، کاهش دسترسی به مواد اولیه و دشوارتر شدن صادرات همگی پیامد‌هایی هستند که دیر یا زود خود را در قیمت‌ها نشان می‌دهند.

در زنجیره تامین، هر روز توقف در مرز به معنای فساد محموله‌های خوراکی و کشاورزی، نایاب شدن برخی مواد اولیه کارخانجات و جهش ناگهانی قیمت کالا‌های وارداتی در بازار داخلی است. در نهایت، تاوان این انسداد‌های مرزی و معطلی کامیون‌ها، مستقیم از جیب و سفره مردمی پرداخت می‌شود که با تورم روزافزون دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

شاید امروز خبر بسته شدن مرز پاکستان بیشتر در صفحات سیاسی و دیپلماتیک دیده شود، اما اثر واقعی آن را باید در ماه‌های بعد در چرخه تولید و تجارت جست‌و‌جو کرد. بسیاری از صنایع ایران برای تأمین مواد اولیه، صادرات منطقه‌ای یا ترانزیت کالا به مسیر‌های زمینی وابسته‌اند. هر اختلال در این شبکه می‌تواند هزینه تولید را بالا ببرد و فشار بیشتری بر بنگاه‌های اقتصادی وارد کند.

از سوی دیگر، صادرکننده ایرانی که هم‌اکنون نیز با محدودیت‌های بانکی و ارزی دست و پنجه نرم می‌کند، با نااطمینانی جدیدی مواجه می‌شود. در فضای نااطمینانی، سرمایه‌گذاری کاهش پیدا می‌کند و فعال اقتصادی ترجیح می‌دهد ریسک کمتری بپذیرد. نتیجه چنین وضعیتی چیزی جز کندتر شدن موتور تجارت نیست.

زنگ خطری فراتر از یک مرز

شاید مقام‌های ایرانی و پاکستانی در روز‌های آینده بتوانند اختلافات و مشکلات موجود را حل کنند و گذرگاه‌های مرزی دوباره به روال عادی بازگردند. حتی خود مقام‌های پاکستانی نیز گفته‌اند که این تصمیم موقتی است و پس از اتخاذ تدابیر لازم مرز‌ها بازگشایی خواهند شد. اما اهمیت ماجرا فراتر از باز یا بسته شدن یک گذرگاه است. اتفاق اخیر یک هشدار جدی درباره میزان آسیب‌پذیری اقتصاد ایران در برابر تحولات خارجی به شمار می‌رود. اقتصاد کشوری با بیش از ۹۰ میلیون جمعیت نمی‌تواند سرنوشت تجارت خود را به تصمیمات روزانه همسایگان گره بزند؛ حتی اگر این همسایگان روابط سیاسی خوبی با تهران داشته باشند.

درس مهم رخداد‌های اخیر این است که هیچ میانجی، شریک یا همسایه‌ای در نهایت جایگزین حل ریشه‌ای مشکلات اقتصادی و دیپلماتیک نخواهد شد. دولت‌ها در منطقه بر مبنای منافع خود تصمیم می‌گیرند و هر زمان احساس کنند همکاری با ایران هزینه‌زا شده است، سطح همکاری را کاهش می‌دهند؛ دقیقاً همان چیزی که امروز در مرز پاکستان مشاهده می‌شود.

از این منظر، ماجرای ریمدان و گبد صرفاً یک خبر مرزی نیست. این اتفاق نمادی از وضعیتی است که در آن اقتصاد ایران بیش از گذشته به تصمیم دیگران وابسته شده است. وابستگی‌ای که اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود، می‌تواند از آسمان و دریا تا جاده‌ها و مرز‌های زمینی امتداد پیدا کند و حلقه فشار بر اقتصاد کشور را هر روز تنگ‌تر از قبل سازد.

ارسال نظر
captcha