تاریخ انتشار: ۰۸:۴۴ - ۳۰ مهر ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

از تهدید‌های اسرائیل تا تغییر دکترین سپاه/ چرا هشدار عراقچی درباره شرایط جنگی را باید جدی گرفت؟

اظهارات عباس عراقچی درباره ادامه وضعیت جنگی، تهدیدات تند نتانیاهو، تداوم فشار دریایی و بن‌بست مذاکرات، رفت‌وآمد میانجی‌های منطقه‌ای و هشدار قطر درباره پیامد‌های ناامن شدن تنگه هرمز نشان می‌دهد که جنگ از وقت دیگری به ما نزدیک‌تر است.

اقتصاد۲۴- وضعیت میدانی و دیپلماتیک در گستره جغرافیایی خلیج فارس و تنگه هرمز از یک تنش کنترل‌شده فراتر رفته و به تصادم مستقیم و آرایش کاملاً جنگی بدل شده است. اذعان صریح مقام‌های عالی‌رتبه دیپلماتیک و نظامی ایران به قرار داشتن کشور در «وضعیت جنگی» و تقابل با محاصره دریایی واشنگتن، حاکی از آن است که منطقه در باریک‌ترین مرز میان یک دیپلماسی شکننده و یک ویرانی فراگیر قرار گرفته است. بررسی جدیدترین مواضع طرفین درگیر و رایزنی‌های میانجی‌گران منطقه‌ای، سیمایی نگران‌کننده از تعمیق بحران و تحلیل رفتن فضای اقدام منطقی ارائه می‌دهد.

پایان عصر «نه جنگ، نه صلح»

در روز‌های اخیر، لحن دیپلماسی رسمی جمهوری اسلامی ایران دچار تغییری بنیادین شده و واقعیت‌های میدان، جای خود را به تعارفات سیاسی داده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در جریان مراسم روز ملی صادرات و در حضور مسعود پزشکیان با صراحتی کم‌نظیر اعلام کرد: «وضعیت کشور واقعاً جنگی است و با صلح فاصله داریم؛ در شرایط کنونی هم با جنگ و تهدید نظامی و هم با تحریم‌های گسترده اقتصادی مواجه هستیم.»

این سخنان موازی با یادداشت هشدارآمیز عراقچی در روزنامه فایننشال‌تایمز مطرح شد؛ جایی که او رسماً به جامعه بین‌المللی گوشزد کرد هرگونه تشدید تنش در تنگه هرمز یا سایر نقاط منطقه، رفاه و امنیت جهانی را به مخاطره خواهد انداخت. وزیر خارجه ایران با تأکید بر اینکه کاخ سفید تمایلی به تفاهم نشان نداده، خاطرنشان ساخت که تهران طرح پیشنهادی خود را از طریق میانجی‌ها به واشنگتن ارائه کرده، اما شرط اصلی گشایش در این مسیر، رفع محاصره دریایی و پایبندی آمریکا به تعهداتش است.

هم‌زمان، مسعود پزشکیان نیز در پیامی با تبیین موضع دولت، تداوم فشار‌ها را مانع اصلی دیپلماسی دانست و تاکید کرد نمی‌توان هر روز بر شدت تحریم‌ها افزود و مسیر تعامل را بست و هم‌زمان مدعی دعوت به گفت‌و‌گو شد. این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد دستگاه دیپلماسی کشور گره خوردن امنیت خلیج فارس به معیشت داخلی را در سطحی بی‌سابقه احساس کرده است.

محاصره دریایی سنتکام و دکترین جدید سپاه

از سوی دیگر، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) با استقرار بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی در خاورمیانه، عملیات محاصره دریایی بنادر ایران را شدت بخشیده است. گزارش‌های معتبر نشان می‌دهد نیرو‌های آمریکایی طی ماه‌های اخیر مساعی فوق‌العاده‌ای برای فلج کردن شریان‌های صادرات انرژی ایران به کار بسته‌اند. با این حال، گزارش اخیر خبرگزاری رویترز افشا کرده که به‌رغم فشار سنگین و تغییر مسیر ده‌ها نفتکش، محاصره مطلق نبوده و محموله‌هایی از فرآورده‌های نفتی و گاز مایع ایران همچنان توانسته‌اند از خطوط محاصره عبور کنند.

در پاسخ به این فشار گسترده اقتصادی و نظامی، نیرو‌های مسلح ایران تغییرات ناگهانی و شدیدی را در دکترین عملیاتی خود اعلام کرده‌اند. حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، با تغییر در ادبیات دفاعی کشور اعلام کرد که دکترین نظامی ایران از حالت صرفاً دفاعی به حالت تهاجمی و «جنگ نامتقارن» تغییر یافته است. وی صراحتاً تاکید کرد: «اگر کشوری به ما حمله کند، هم جوابش را می‌دهیم و هم تهاجم می‌کنیم تا شدت عمل ما را متوجه شود.»

سخنگوی سپاه همچنین با اشاره به تهدیدات مربوط به تاسیسات هسته‌ای افزود که «مادر بمب‌ها نیز نمی‌تواند صنایع هسته‌ای ایران را تعطیل کند» و هشدار داد که دامنه نبرد در صورت حماقت دشمن، بسیار وسیع‌تر خواهد شد. این تغییر جهت رسمی به سمت تاکتیک‌های نامتقارن، خلیج فارس را به بشکه‌ای از باروت بدل کرده که کوچک‌ترین جرقه‌ای در آن می‌تواند به بحرانی کنترل‌ناپذیر در کشتیرانی بین‌المللی بینجامد.

تصمیم سخت واشنگتن و تل‌آویو

در سوی دیگر این نبرد، درگیری‌های پنهان و آشکاری میان سیاست‌های واشنگتن و تل‌آویو در جریان است. روزنامه فایننشال‌تایمز در گزارشی فاش کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، قصدی جدی برای انجام یک عملیات گسترده و چندروزه نظامی علیه زیرساخت‌های غیرنظامی، نیروگاه‌های برق و تاسیسات هسته‌ای ایران در اواسط اکتبر داشته است. اما دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، شخصاً وارد عمل شده و جلوی این حمله را گرفته است.

طبق تحلیلی که رسانه‌های غربی ارائه می‌دهند، مخالفت ترامپ بیش از آنکه ناشی از تغییر نگاه به تهران باشد، به محاسبات انتخابی و جلوگیری از صعود ناگهانی قیمت انرژی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا مربوط است. معاون سخنگوی کاخ سفید با تایید عدم اقدام نظامی پیش از انتخابات، در عین حال ادعا کرده که ارزیابی واشنگتن بر مبنای اثرگذاری شدید محاصره دریایی و وضعیت وخیم اقتصادی ایران استوار است.


بیشتر بخوانید: میانجی‌ها در رفت‌وآمد، ناو‌ها در حرکت؛ آیا احتمال جنگ به ۹۰ درصد رسید؟


در همین حال، مقامات اسرائیلی لحن خود را به شکلی بی‌سابقه، تند کرده‌اند. یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، با ادعای کشف حملاتی جهت تاثیرگذاری بر انتخابات کشورش، ایران را تهدید کرد که در صورت اقدام تلافی‌جویانه «در آتش خواهد سوخت». هم‌زمان نتانیاهو در سخنانی چالش‌برانگیز مدعی شد که تنها راه رفع همیشگی تهدید ایران، سرنگونی حکومت است و ادعا کرد این هدف را به عنوان دستور مستقیم به ارتش و موساد ابلاغ کرده است. این موضع‌گیری‌های متضاد واشنگتن و تل‌آویو نشان می‌دهد که تقویض عملیات نظامی، هرگز به معنای لغو کلی آن نیست و خطر وقوع یک درگیری همه‌جانبه همچنان بر بالاسر منطقه سایه افکنده است.

رویکرد تازه میانجی‌ها؛ پرسش مهم دوحه از تهران

افزایش ناامنی طی در آبراه‌های بین‌المللی، طی ماه‌های اخیر پیامد‌های بسیار ناگواری برای همسایگان خلیج فارس به همراه داشته است. برخورد نفتکش‌ها با مین‌های دریایی، نشتی‌های نفتی و اخلال در کابل‌های ارتباطی زیردریا، کشور‌های منطقه را به صراحت در موقعیت هشدار قرار داده است. در این میان، واکنش کشوری مانند قطر که همواره نقش میانجی شیوخ عرب را بازی می‌کرد، نشان‌دهنده ابعاد نگران‌کننده تغییر فضای منطقه‌ای است.

سخنگوی وزارت امور خارجه قطر در نشست خبری اخیر خود مواضع تندی اتخاذ کرد و فرای تعارفات دیپلماتیک گفت: «اگر در طرف ایرانی کسی باشد که صادقانه محاسباتش را تجدیدنظر کند، باید بپرسد: هر بار که مین در تنگه هرمز منفجر می‌شود یا نفتی نشت می‌کند یا کابل اینترنتی می‌برد، چه کسی بیشترین آسیب را می‌بیند؟ آیا آمریکایی که با اقیانوس از ما جداست یا اسرائیلی که بهره‌ای از خلیج فارس ندارد؟ یا مردم منطقه و خود ایران؟»

اهمیت این اظهارنظر وقتی بیشتر می‌شود که سفر نیم ساعته هیات قطری در روز سه‌شنبه، پاسخ‌های تند تهران به عاصم منیر و بستن شدن مرز‌های زمینی از سوی پاکستان و عراق را به یاد داشته باشیم. این نقد عریان از سوی دوحه، زنگ خطری جدی برای انزوای بیشتر منطقه‌ای ایران است. پیام قطر واضح است: هزینه تاکتیک‌های ناامن‌سازی آبراه‌ها بیش از آنکه به واشنگتن فشار آورد، کشور‌های همجوار و شریان‌های اقتصادی خود ایران را فرسوده می‌کند. از سوی دیگر، سفر‌های فشرده دیپلماتیک، نظیر حضور عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان در تهران و دیدارهایش برای تاکید بر حفظ امنیت عربستان و ضرورت انعطاف در پرونده هسته‌ای، گویای آن است که همسایگان شرق و غرب ایران به شدت از افق پیش‌رو و احتمال یک فروپاشی اقتصادی-امنیتی فراگیر بیمناک‌اند.

تصویر کلانی که از تحولات جاری به دست می‌آید، فوق‌العاده شکننده و نگران‌کننده است. تکیه بر تاکتیک‌های «جنگ نامتقارن» و تهدید به بستن یا ناامن‌سازی تنگه هرمز، اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند ابزار بازدارندگی قلمداد شود، اما در بلندمدت بازی در زمینی است که سناریونویسان واشنگتن و تل‌آویو طراحی کرده‌اند.

ارسال نظر
captcha