اقتصاد۲۴- اضطراب جنگ مردم را به تنگ آورده و وضعیت «نه جنگ، نه صلح» هنوز ادامه دارد. مذاکرات به نتیجه نرسیده و حالا تهدیدهای تازه دونالد ترامپ، هشدارهای امنیتی واشنگتن، تحرکات دیپلماتیک در تهران و مناقشه بر سر تنگه هرمز، احتمال بازگشت درگیری گسترده را جدیتر از قبل کرده است. رئیسجمهور آمریکا میگوید ممکن است تصمیم بگیرد «کار را تمام کند» یا با ایران به توافق برسد؛ تهران نیز تأکید دارد که بدون توقف جنگ در همه جبههها و تغییر شرایط محاصره دریایی، توافقی پایدار شکل نخواهد گرفت.
آنچه در اخبار و تحولات ۲۴ ساعت اخیر اهمیت دارد، کنار هم قرار گرفتن چند نشانه متناقض است: از یک سو، پیامهای میانجیگران و طرحهای پیشنهادی برای بازگشایی تنگه هرمز ادامه دارد و از سوی دیگر، ادبیات تهدیدآمیز مقامهای دو کشور، نگرانیهای امنیتی و خطر برخوردهای ناخواسته افزایش یافته است. هنوز اعلام رسمی و مستقلی وجود ندارد که حمله تازه آمریکا قطعی شده باشد؛ اما مجموعه تحولات نشان میدهد که دیپلماسی با محدودیت زمانی و فشار نظامی فزاینده روبهروست.
دونالد ترامپ روز شنبه ۲ آبان، پس از شرکت در رأیگیری زودهنگام انتخابات میاندورهای در فلوریدا، بار دیگر احتمال اقدام نظامی علیه ایران را مطرح کرد. او در پاسخ به خبرنگاران گفت: «شاید مجبور شوم کار را تمام کنم، یا شاید آنها توافق کنند. اما مطمئن نیستم. در هر صورت، ما پیروز میشویم.»
رئیسجمهور آمریکا در پاسخ به این پرسش که تصمیمگیری درباره حمله احتمالی تا چه اندازه پیش رفته است؟ گفت: «داریم به آن فکر میکنیم، شاید حتی فردا. واقعاً فکر میکنید اگر قرار باشد چنین کاری بکنم، به شما میگویم؟» او در گفتوگوی تلفنی روز یکشنبه با فاکسنیوز نیز گفت باید تصمیم بگیرد که «کار را یکسره» کند یا به توافق برسد و تأکید کرد زمان تصمیمگیری نزدیک است.
ترامپ همچنین مدعی شد سه تأسیساتی که آمریکا پیشتر در ایران بمباران کرده، هنوز بازسازی نشدهاند و هزاران تن سنگ روی آنها قرار دارد. او با تأکید بر شدت حمله قبلی گفت: «ما بازی نمیکنیم.»
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران نیز روز گذشته تأکید کرد که آتشبس فقط با توقف کامل جنگ در تمامی جبههها محقق میشود و این موضع در تماسها و مذاکراتی که با میانجیگری پاکستان و قطر انجام شده، به طرف آمریکایی منتقل شده است. او در سخنرانی خود در مراسم گشایش مرکز اسناد و موزه کمال خرازی در تهران، درباره تغییر شرایط منطقه پس از جنگ گفت: «باید بپذیریم که واقعیتهای جدیدی حاکم شدهاند. مسیرها در تنگه هرمز مشابه مسیرهای سابق نخواهند بود و اداره تنگه هرمز نیز مانند گذشته نخواهد بود.»
عراقچی همچنین در واکنش به تهدیدهای تازه واشنگتن گفت: «چه جنگ بشود و چه نشود، سیاستهای ما سر جای خودشان هستند.» او با اشاره به حملات قبلی افزود: «اگر عقلانیتی وجود داشته باشد، دیگر حمله نظامی و تهاجم علیه مردم ایران را امتحان نخواهند کرد. آنها دو بار این کار را امتحان کردهاند و نتیجهاش را دیدهاند.»
این موضع نشان میدهد تهران حاضر نیست پایان جنگ را صرفاً به توقف حملات در خاک ایران محدود کند. از نگاه مقامهای ایرانی، وضعیت جبهههای منطقهای و محاصره دریایی نیز باید در توافق نهایی تعیین تکلیف شود. در مقابل، واشنگتن خواهان آن است که مسئله برنامه هستهای ایران و محدودیتهای مربوط به آن در مرکز توافق قرار گیرد. همین اختلاف بر سر ترتیب مذاکرات، یکی از موانع اصلی رسیدن به تفاهم است.
همزمان با افزایش تهدیدهای نظامی، گزارشهایی از تحرکات تازه دیپلماتیک منتشر شده است. خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد که میانجیگران قطری روز یکشنبه در تهران حضور داشتهاند و تلاشهای دوحه با هماهنگی آمریکا انجام شده است. روزنامه قطری «العربی الجدید» نیز از سفر هیئتی به تهران با هدف جلوگیری از افزایش تنش خبر داد. الجزیره هم به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش کرد که هیئتی از قطر به تهران رفته است؛ هرچند این مقام سفر را بخشی از تبادلات معمول دو کشور توصیف کرده بود.
تا زمان تنظیم این گزارش، انجام این سفر رسما تایید نشده و جزئیاتی هم درباره ترکیب هیئت، دیدارهای آن و محتوای گفتوگوها منتشر نشده است؛ بنابراین نمیتوان صرف انجام این سفر را نشانه نزدیک بودن توافق دانست. با این حال، همزمانی آن با تهدیدهای تازه ترامپ و تأکید عراقچی بر ادامه تماسها نشان میدهد که کانالهای دیپلماتیک، دستکم در سطح تبادل پیام، همچنان فعالاند.
در چنین شرایطی، میانجیگری میتواند از تبدیل تهدیدها به اقدام نظامی جلوگیری کند، اما بهتنهایی تضمینی برای موفقیت نیست. اگر واشنگتن بازگشایی تنگه هرمز را بدون پذیرش شروط تهران مطالبه کند و ایران نیز رفع محاصره را پیششرط هر توافق دیگری بداند، پیامرسانی دیپلماتیک ممکن است ادامه پیدا کند، بیآنکه بنبست اصلی شکسته شود.
تنگه هرمز اکنون فقط یک موضوع امنیتی یا اختلاف بر سر آزادی کشتیرانی نیست؛ این آبراه به یکی از مهمترین اهرمهای چانهزنی در مذاکرات تبدیل شده است. ایران بازگشایی مسیر را به رفع محاصره دریایی و مجموعهای از شروط سیاسی و اقتصادی پیوند زده است. آمریکا، در مقابل، بر باز بودن مسیر کشتیرانی و ادامه فشار بر تجارت دریایی ایران تأکید دارد.
در همین حال، برد کوپر، فرمانده سنتکام، روز یکشنبه از تنگه هرمز بازدید کرد. سنتکام اعلام کرد مسیرهای اصلی عبور و مرور، به گفته این فرماندهی، همچنان عاری از مینهای دریایی ایران و برای تردد باز هستند. کوپر نیز بر تعهد آمریکا به آزادی کشتیرانی تأکید کرد. این موضع، روایت رسمی واشنگتن از وضعیت آبراه را نشان میدهد؛ اما به معنای رفع اختلاف بر سر کنترل تنگه یا پایان تهدیدهای متوجه کشتیرانی نیست.
بیشتر بخوانید: حمله دوباره اسرائیل به ایران در راه است؟ جزئیات محرمانه از نقشه نتانیاهو و گفتوگو با ترامپ
اهمیت این اختلاف فراتر از دو طرف جنگ است. تداوم اختلال در مسیر انتقال انرژی، افزایش هزینه بیمه و حملونقل و نگرانی از آسیب به زیرساختهای منطقهای میتواند فشار اقتصادی را به کشورهای واردکننده انرژی نیز منتقل کند. در نتیجه، هرگونه حمله تازه به زیرساختهای نفتی یا گسترش درگیری دریایی، تنها مسئلهای نظامی نخواهد بود و پیامدهای آن میتواند به بازار انرژی و اقتصاد جهانی سرایت کند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، روز یکشنبه در بازدید از سامانه پدافند موشکی آرو هشدار داد که ایران یا نیروهای همپیمان آن ممکن است برای مختل کردن انتخابات اسرائیل دست به حمله بزنند. او گفت: «ارتش اسرائیل هم در حوزه دفاعی و هم در حوزه تهاجمی آماده است» و افزود: «ما بسیار قویتر از آن هستیم که فکر میکنید. ما را دستکم نگیرید. ما را امتحان نکنید. در این صورت ضرباتی نامتناسب و شدید متحمل خواهید شد.»
در طرف ایرانی نیز لحن تهدیدآمیز ادامه دارد. ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، هشدار داده است که در صورت حمله به ایران، اسرائیل با تهدید زیرساختهای حیاتی مواجه خواهد شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، نیز گفته است: «هرگونه تعرض به تمامیت ارضی کشور با پاسخی فراتر از تصور روبهرو خواهد شد.»
خطر این فضای تهدیدآمیز آن است که هر طرف، اقدام طرف مقابل را نه صرفاً دفاعی، بلکه مقدمهای برای حمله تلقی کند. در چنین وضعی، حتی یک حادثه محدود، شلیک اشتباه یا حملهای با منشأ نامشخص میتواند فشار برای پاسخ نظامی را افزایش دهد و مسیر دیپلماسی را تنگتر کند.
یکی از مهمترین تحولات دو روز اخیر، انتشار گزارشهایی درباره افزایش نگرانی نهادهای اطلاعاتی آمریکا از احتمال حمله به مقامها و کارکنان این کشور است. خبرگزاری رویترز روز گذشته گزارش داد که جی کلیتون، مدیر اطلاعات ملی آمریکا، در یادداشتی به مارکو روبیو، وزیر خارجه، هشدار داده است تلاشهای ایران برای هدف قرار دادن شهروندان آمریکایی بهطور قابل توجهی افزایش یافته و برخی طرحهای مرگبار به مراحل پیشرفته رسیدهاند.
بر اساس این گزارش، واشنگتن در روزهای اخیر شمار کارکنان خود در برخی نمایندگیهای دیپلماتیک منطقه را کاهش داده و دستور خروج کارکنان غیرضروری و اعضای خانواده آنها از بعضی مراکز را صادر کرده است. رویترز تأکید کرده که نگرانی از تهدیدهای منتسب به ایران و حملات حوثیها در این تصمیمها نقش داشته است.
موضوع زمانی حساستر شد که نیویورکتایمز، به نقل از دو مقام ارشد ایرانی که یکی از آنها عضو سپاه پاسداران معرفی شده، گزارش داد تهران در حال بررسی یا آمادهسازی طرحهایی برای هدف قرار دادن دیپلماتها و کارکنان دولت آمریکا است. این مقامها، بنا بر گزارش روزنامه، استدلال کردهاند که کشته شدن مقامهای ایرانی و اعضای خانوادههایشان در حملات آمریکا و اسرائیل، دامنه اهداف احتمالی تهران را گسترش داده است.
ارتش جمهوری اسلامی روز گذشته اعلام کرد یک پهپاد آمریکایی از نوع «لوکاس» را در آسمان بندرعباس هدف قرار داده و منهدم کرده است. این خبر ابتدا از سوی خبرگزاری تسنیم به نقل از روابط عمومی ارتش منتشر شد و رویترز نیز با استناد به همین گزارش آن را بازتاب داد.
تا زمان تنظیم این گزارش، تأیید مستقلی از سوی ارتش آمریکا، وزارت دفاع این کشور یا سنتکام درباره سرنگونی این پهپاد منتشر نشده است.
در کنار تحولات منطقه، فاکسنیوز روز گذشته گزارشی درباره ابتکار جدید پنتاگون منتشر کرد. طبق این گزارش، وزارت دفاع آمریکا در حال آمادهسازی پایگاههای عمده خود برای ادامه فعالیت دستکم ۹۰روزه بدون اتکا به برخی زیرساختهای غیرنظامی و زنجیرههای تأمین خارجی است. این برنامه شامل تقویت استقلال انرژی، ذخایر سوخت و مهمات، ارتباطات و مسیرهای جایگزین تأمین تجهیزات میشود.
سخنگوی ارشد پنتاگون در گفتوگو با فاکسنیوز گفته است: «ما نمیخواهیم برای اداره دفاع ملی خود به زیرساختهای معمول شهری و غیرنظامی متکی باشیم.» با این حال، گزارش فاکسنیوز این طرح را برنامهای گسترده برای تابآوری نظامی در برابر اختلالهای احتمالی معرفی میکند؛ نه سندی که ثابت کند حمله قریبالوقوع به ایران تصمیم گرفته شده است.
مجموع تحولات اخیر تصویری از بحرانی ارائه میکند که در آن دیپلماسی هنوز فعال است، اما توان مهار تنش با موانع جدی روبهروست. ترامپ از احتمال حمله و توافق سخن میگوید؛ عراقچی توقف جنگ در همه جبههها را شرط آتشبس میداند؛ قطر و پاکستان همچنان در انتقال پیامها نقش دارند؛ و اختلاف بر سر محاصره دریایی، تنگه هرمز و برنامه هستهای حلنشده باقی مانده است.
در این میان، انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر و انتخابات اسرائیل در روزهای پیش رو، به پیچیدگی وضعیت میافزاید. در این شرایط مهمترین خطر، ادامه وضعیتی است که در آن هر دو طرف میخواهند با حفظ فشار نظامی و اقتصادی، امتیاز بیشتری در مذاکره بگیرند؛ اما همین فشارها احتمال برخورد ناخواسته را افزایش میدهد. تداوم حملات به کشتیها، تهدید زیرساختهای حیاتی، نگرانی از هدف قرار گرفتن مقامها و محدود شدن فعالیت نمایندگیهای دیپلماتیک، همگی نشان میدهند که پیامدهای جنگ میتواند فراتر از میدان نبرد گسترش پیدا کند.