اقتصاد۲۴- در تهران، همزمان با ادامه تهدیدهای نظامی واشنگتن، برخی نمایندگان مجلس و رسانههای اصولگرا از ضرورت تغییر دکترین هستهای سخن میگویند. همزمان با افزایش هشدارها درباره احتمال ازسرگیری حملات، تحرکات دیپلماتیک پاکستان، قطر، عربستان و ترکیه نیز برای مهار بحران وارد مرحله تازهای شده است؛ پیشنهادی که بنا بر گزارشهای منتشرشده، خروج اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران به کشور ثالث و تضمین بازگرداندن آن در صورت شکست توافق را در بر میگیرد. در تنگه هرمز نیز گزارش آتش گرفتن یک نفتکش، اختلاف روایت تهران و واشنگتن درباره امنیت آبراه و افزایش قیمت نفت نشان میدهد که فاصله میان تلاشهای دیپلماتیک و خطر یک دور تازه از درگیری همچنان قابل توجه است.
تحرکات دیپلماتیک روزهای اخیر نشان میدهد که تلاش برای جلوگیری از بازگشت جنگ ایران و آمریکا، دستکم در سطح منطقهای، متوقف نشده است. پس از نشست مقامهای ارشد پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی با مقامهای ایرانی در تهران، گزارشهایی از طرح پیشنهادی عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، با موافقت دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، منتشر شده که میتواند مسیر تازهای برای کاهش تنش باز کند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از این پیشنهاد، انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران به کشور ثالث، از جمله روسیه، یکی از محورهای احتمالی توافق است. رحمان قهرمانپور، تحلیلگر مسائل بینالملل، نیز در شبکه ایکس نوشته است که ظاهراً پاکستان، ترکیه، عربستان سعودی و قطر حاضرند در صورت پذیرش این طرح، نقش ضامن را ایفا کنند؛ به این معنا که اگر توافق نقض شود، بازگرداندن مواد هستهای به ایران تضمین شود.
میانجیگری منطقهای در شرایطی ادامه دارد که نشانههای پیشرفت دیپلماتیک با هشدارهای سیاسی و نظامی همراه شده است. رویترز روز گذشته گزارش داد که قطر از ایران خواسته است برای موفقیت تلاشهای میانجیگرانه، حسن نیت خود را نشان دهد. سخنگوی وزارت خارجه قطر در این زمینه گفته است تهران باید تهدیدها علیه کشورهای عربی خلیج فارس را متوقف و تنگه هرمز را بازگشایی کند.
این موضع نشان میدهد که قطر، با وجود تلاش برای نزدیککردن دیدگاههای ایران و آمریکا، میخواهد نگرانیهای کشورهای عربی منطقه نیز در هر توافقی لحاظ شود. برای دوحه، ادامه بستهماندن یا ناامنبودن تنگه هرمز تنها مسئلهای سیاسی نیست؛ پیامدهای آن به صادرات انرژی، امنیت کشتیرانی و اقتصاد کشورهای منطقه گسترش مییابد.
در همین حال، دیدار تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، در مسکو نیز بر اهمیت یافتن راهحل سیاسی تأکید داشت. پوتین اعلام کرد روسیه آماده است برای حل وضعیت پیچیده خاورمیانه تمام تلاش خود را به کار گیرد و نقش قطر را در میانجیگری بحرانها، از جمله در منطقه خلیج فارس، برجسته دانست. مسعود پزشکیان نیز در حاشیه اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز با پوتین دیدار و از حمایتهای سیاسی و امنیتی روسیه تشکر کرد.
با وجود این رفتوآمدها، هنوز نشانهای از توافق نهایی و مورد تأیید همه طرفها در دست نیست. حضور روسیه میتواند برای تهران در موضوع هستهای اهمیت داشته باشد، اما تضمین سیاسی مسکو بهتنهایی اختلاف ایران و آمریکا را حل نمیکند. در نهایت، هر توافقی به تصمیمهای واشنگتن و تهران درباره تحریمها، محاصره دریایی، تنگه هرمز و نظارت هستهای وابسته خواهد بود.
درست در زمانی که میانجیها به دنبال یافتن راهی برای توافق هستند، پرونده هستهای ایران در شورای امنیت سازمان ملل بار دیگر به یکی از محورهای اصلی فشار بینالمللی تبدیل شده است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اعلام کرد که آژانس از وضعیت ذخایر اورانیوم ایران پس از حملات اطلاعی ندارد و تهران اطلاعات مورد نیاز برای روشنشدن وضعیت این مواد را ارائه نکرده است.
گروسی با تأکید بر ادامه همکاریها برای شفافسازی پرونده هستهای گفت: «هر مسیری برای حل پرونده اتمی جمهوری اسلامی باید شامل بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد.» او همچنین تأکید کرد برخی پرسشهای آژانس که به سه سال گذشته بازمیگردند، همچنان بیپاسخ ماندهاند.
این اظهارات نشان میدهد که حتی اگر ایران و آمریکا بر سر انتقال بخشی از ذخایر اورانیوم به کشور ثالث به تفاهم برسند، مسئله نظارت بر فعالیتهای هستهای و دسترسی بازرسان همچنان باقی خواهد ماند. از نگاه واشنگتن و کشورهای اروپایی، صرف انتقال مواد کافی نیست و باید سازوکاری برای راستیآزمایی وضعیت ذخایر و اطمینان از ماهیت برنامه هستهای ایران وجود داشته باشد.
این موضوع وقتی حساستر میشود که شاهدیم، در داخل ایران نیز یک طیف سیاسی خواهان تغییر دکترین هستهای است. ابوالفضل ابوترابی، عضو کمیسیون شوراهای مجلس، از ضرورت خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و ساخت بمب اتم سخن گفته است. روزنامه کیهان نیز در یادداشتی نوشته است: «تغییر دکترین هستهای و بهتبع آن، ارتقای بازدارندگی میتواند مانع در خطر قرار گرفتن نظام و حاکمیت سرزمینی کشور شود.»
در سوی دیگر ماجرا، اظهارات دونالد ترامپ نیز نشانهای از آمادگی قطعی واشنگتن برای کنارگذاشتن گزینه نظامی ارائه نمیدهد. رئیسجمهوری آمریکا در سخنرانی خود در ایالت میسیسیپی، با اشاره به آتشبس کوتاهمدت پیشین گفت: «تا جایی که به من مربوط میشود، این فقط اتلاف وقت بود.»
ترامپ در همان سخنرانی از ورود تعدادی کشتی در دوره آتشبس صحبت کرد و گفت آمریکا میخواست «رفتار خوبی» داشته باشد. او همچنین به کاهش قیمت نفت اشاره کرد؛ موضوعی که نشان میدهد هزینههای اقتصادی جنگ و تأثیر آن بر بازار انرژی، بخشی از محاسبات دولت آمریکا است.
بیشتر بخوانید: آمریکا آماده حمله، همسایگان نگران جنگ؛ در نشست تهران چه گذشت؟
ترامپ پیشتر نیز درباره تصمیم خود در قبال ایران گفته بود: «با آنها توافق کنم یا کارشان را تمام کنم؟» این موضعگیری، در کنار ادامه مذاکرات غیرمستقیم، فضای تصمیمگیری را مبهم نگه داشته است.
الجزیره در تازهترین خود با عنوان «محاسبات ایران در آستانه تشدید تنش آمریکا: اعتماد، انتخابات میاندورهای و هرمز» تأکید کرده است که تهران با وجود افزایش تلاشهای دیپلماتیک، نشانه چندانی از عقبنشینی از خطوط قرمز خود بروز نداده است. این گزارش، بیاعتمادی ایران به تعهدات آمریکا را یکی از موانع اصلی میداند؛ بیاعتمادیای که پس از شکست توافق موقت قبلی و ازسرگیری حملات تقویت شده است.
در همین چارچوب، انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر نیز بر محاسبات دو طرف سایه انداخته است. جنگ و افزایش هزینههای انرژی به موضوعی حساس در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شدهاند و نتیجه انتخابات میتواند بر موقعیت سیاسی ترامپ در ادامه دوره ریاستجمهوریاش اثر بگذارد.
گفتنی است، روزنامه تایمز آو اسرائیل نیز در تحلیلی با عنوان «پس از ماهها تهدید ترامپ، ازسرگیری جنگ ایران اکنون اجتنابناپذیر به نظر میرسد» از افزایش نشانههای احتمال ازسرگیری درگیریها پس از انتخابات میاندورهای آمریکا نوشته است.
همزمان با تلاشهای دیپلماتیک، وضعیت تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین شاخصهای خطر درگیری دوباره است. روابط عمومی نیروی دریایی ارتش ایران روز گذشته از آتشگرفتن یک نفتکش در شرق تنگه هرمز خبر داد و علت حادثه را برخورد با مین اعلام کرد. در مقابل، سنتکام پیشتر گفته بود این آبراه پاکسازی شده و مینگذاری جدیدی در آن انجام نشده است. آمریکا همچنین حوادث امنیتی دریایی را به حملات پرتابهای نسبت داده است. تا زمانی که جزئیات مستقل و قابل راستیآزمایی از حادثه اخیر منتشر نشود، نمیتوان روایت هیچیک از طرفها را قطعی دانست.
اختلاف تهران و واشنگتن بر سر وضعیت نظامی تنگه نیز ادامه دارد. سنتکام عقبنشینی نیروهای آمریکایی به فاصله ۶۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتری تنگه هرمز که از سوی فرمانده نیروی دریایی سپاه اعلام شده بود، را رد کرده و گفته است نیروهای این فرماندهی همچنان در منطقه حضور دارند و آمادهاند. این اختلاف روایتها، در کنار حوادث دریایی، خطر محاسبه اشتباه و برخورد مستقیم را افزایش میدهد.
انتخابات پارلمانی در اسرائیل برگزار شد و تا لحظه تنظیم این گزارش رای گیری ادامه دارد. این انتخابات نخستین رأیگیری سراسری این کشور پس از «هفتم اکتبر» است و در شرایطی انجام میشود که جنگهای منطقهای، مسئله امنیت و عملکرد دولت بنیامین نتانیاهو به محور رقابت سیاسی تبدیل شدهاند.
رویترز گزارش داده است که آینده سیاسی نتانیاهو در این انتخابات به خطر افتاده و رقبای میانهرو او وعده تغییر رویکرد دادهاند. با این حال، نتیجه نهایی هنوز مشخص نیست. باید دقت داشت که هیچ حزب یا ائتلافی برای تشکیل دولت بهتنهایی کافی نیست و کسب اکثریت ۶۱ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست، به ائتلافسازی نیاز دارد. شمارش نهایی آرا قرار است تا ۳۰ اکتبر روشنتر شود و نتایج رسمی در چهارم نوامبر منتشر شود.
رقابت اصلی میان نتانیاهو و جریانهای مخالفی است که از جمله بر پاسخگویی درباره ناکامی امنیتی هفتم اکتبر تأکید دارند. با این حال، اختلاف در سیاست داخلی اسرائیل لزوماً به معنای اختلاف بر سر همه ابعاد تقابل با ایران نیست. امنیت اسرائیل و مقابله با توانمندیهای نظامی ایران از موضوعاتی است که طیفهای مختلف سیاسی اسرائیل درباره آن مواضع سختگیرانهای دارند؛ بنابراین تغییر دولت، بهخودیخود تضمینکننده کاهش تنش با تهران نخواهد بود.
در عین حال، نتیجه انتخابات میتواند بر محاسبات سیاسی و زمانبندی تصمیمها اثر بگذارد. اگر نتانیاهو برای تشکیل دولت با دشواری روبهرو شود، مذاکرات ائتلافی ممکن است توجه رهبران سیاسی را به داخل معطوف کند؛ از سوی دیگر، تداوم دولت فعلی یا شکلگیری ائتلافی جدید نیز میتواند بر هماهنگی اسرائیل با واشنگتن درباره ایران اثر بگذارد. با توجه به اینکه نتیجه انتخابات هنوز قطعی نیست، هر ارزیابی درباره پیامد آن برای جنگ باید محتاطانه باشد.
مجموع تحولات اخیر تصویری روشنی از وضعیت ارائه نمیکند؛ از یک طرف، پاکستان، قطر، ترکیه، عربستان و روسیه در تلاشاند راهی برای کاهش تنش و رسیدن به توافق پیدا کنند؛ از طرف دیگر، مواضع تند مقامهای آمریکایی و ایرانی، اختلاف بر سر تنگه هرمز، ابهام درباره ذخایر اورانیوم و ادامه تهدیدهای نظامی نشان میدهد که خطر بازگشت درگیری همچنان جدی است.
پیشنهاد انتقال اورانیوم ۶۰ درصدی به کشور ثالث، اگر با ضمانتهای معتبر و تعهدات متقابل همراه شود، میتواند نقطه شروعی برای مذاکره باشد. اما توافق پایدار تنها با حل مسئله هستهای شکل نمیگیرد؛ پایان یا کاهش محاصره دریایی، بازگشایی امن تنگه هرمز، تعیین تکلیف تحریمها، تضمین عدم ازسرگیری حملات و نظارت قابل راستیآزمایی نیز باید در چارچوبی روشن قرار گیرند.
در شرایط فعلی، بزرگترین خطر آن است که هر طرف تصور کند زمان به سود اوست و میتواند با افزایش فشار نظامی یا اقتصادی، طرف مقابل را به عقبنشینی وادار کند. چنین محاسبهای ممکن است نه به توافقی بهتر، بلکه به دور تازهای از حملات و پاسخهای متقابل منجر شود؛ دوری که پیامدهای آن از میدان نظامی فراتر خواهد رفت و امنیت منطقه، بازار انرژی و زندگی روزمره میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهد.