کتابی قرونوسطایی با زبانی ناشناخته و تصاویری خیالی که پیشرفتهترین هوشهای مصنوعی نیز در رمزگشایی آن ناکام ماندهاند، شاید نه به دلیل ساختار غیرقابلفهم، بلکه به خاطر جابهجا صحافی شدن صفحاتش از درک پژوهشگران خارج باشد.
به گزارش فرارو به نقل از پاپیولر مکانیکس، تاریخ بشر سرشار از معماهای حل نشده و کتیبههای اسرارآمیز است. گاه این رازها در هیبت زبانی تماماً ناشناخته ظاهر میشوند؛ مانند خطوط ناشناخته ساکنان باستانی دره سند یا نگارههای نخستین تمدنهای پیشرفته اروپا. گاهی نیز این ناشناختههای باستانشناختی در کالبد یک شیء ملموس و شگفتانگیز محصور میمانند؛ همانطور که در نشانههای مبهم «دیسک فستوس» یا چرخدندههای مکانیکی پیچیده در «سازوکار آنتیکیترا» دیده میشود.
اما در این میان، اثر کهنی وجود دارد که مرز هر دو دنیا را در هم آمیخته است: زبانی بهکلی نامفهوم که در چارچوب یک کتاب واحد جا خوش کرده است. این اثر مشهور «دستنوشته ووینیچ» (Voynich Manuscript) نام دارد؛ اثری خطی که پس از کشف دوباره آن در دوران معاصر توسط ویلفرید مایکل ووینیچ، کتابفروش سرشناس لهستانی در سال ۱۹۱۲ از یک کالج یسوعی در رم، بیش از یک قرن است که پژوهشگران، تاریخدانان و زبانشناسان سراسر جهان را سردرگم نگه داشته است.
آزمایشهای تاریخگذاری رادیوکربن که توسط دانشگاه ییل انجام شد، نشان داد نگارش این دست نوشته به اوایل تا اواسط قرن پانزدهم میلادی بازمیگردد. نسخه خطی در نگاه نخست شباهت کاملی به دیگر آثار دوران قرون وسطی دارد؛ متنی آراسته به نقوش اسلیمی، اشکال گیاهشناسی و تصویرسازیهای رنگین پرجزئیات. با این حال، یک گره کور بزرگ وجود دارد: هیچکس در جهان قادر نیست متون آن را بخواند.
این کتاب با زبانی کاملاً ناشناخته یا رمزی جانشینی به رشته تحریر درآمده که در آن، واژگان یک زبان طبیعی با نمادهای ساختگی و تخیلی جایگزین شدهاند. پژوهشگران حتی پیشرفتهترین مدلهای یادگیری ماشین و الگوریتمهای هوش مصنوعی را برای گشودن این کلاف سردرگم به خدمت گرفتهاند، اما نتیجه همچنان بنبست بوده است. رمزگشایان در نهایت واژگان آن را «ووینیچی» نامیدند.
اکنون مطالعهای تازه که در نشریه دانشگاهی دیجیتال مدیوالیست به چاپ رسیده، پرده از نکتهای بسیار حیاتی برداشته که به نظر میرسد دانشمندان سدهها از آن غافل بودهاند: صفحات دستنوشته ووینیچ از ابتدا با ترتیب اشتباه به هم دوخته شدهاند.
نویسندگان این مقاله در گزارش خود تصریح کردهاند: «دستنوشته ووینیچ معمایی حلناپذیر بوده که قرنها زبانشناسان، رمزگشایان و کتابشناسان را مستأصل ساخته است. کتابی که صفحات آن جابهجا بسته شده باشد، بیگمان خواندنی دشوارتر و گمراهکننده خواهد داشت. امید ما این است که صاحبنظران با تکیه بر این فرضیه، کارهای گذشته را بازنگری کنند و فصلی نو در مطالعات ووینیچ بگشایند.»
این چشمانداز نوآورانه حاصل پژوهش مشترک کالین لیفیلد، متخصص علوم اطلاعات در دانشگاه مالت، و لیسا فاگین دیویس، مدیر اجرایی آکادمی مطالعات قرون وسطای آمریکا است. دیویس در سال ۲۰۲۰ مقالهای منتشر کرد و شواهدی ارائه داد که نشان میداد دستنوشته ووینیچ در اصل حاصل کار دستکم پنج کاتب و نویسنده مختلف بوده است. اکنون او و لیفیلد معتقدند نسخه پس از تحریر، دچار خطای آشکار در تجلید شده که مسیر خوانش کل اثر را منحرف کرده است.
امروزه دستنوشته در قالب دستههای صحافی چندبرگی نگهداری میشود؛ یعنی برگههای تاخوردهای که در مرکز دوخته شده و یک جزوه را تشکیل میدهند. پژوهشگران این چینش را ناشی از اشتباهی تاریخی میدانند. لیفیلد گفت: «به طور سنتی در نسخههای خطی، یک کاتب واحد یک جزوه کامل را مینگاشت؛ اما در صحافی کنونی ووینیچ، دستخط چند کاتب مختلف در یک دسته به چشم میخورد که این با سنت نگارش متون همخوانی ندارد. کتابها در آن دوران اینگونه پدید نمیآمدند.»
پژوهشگران با بهرهگیری از شیوه پردازشی موسوم به «تحلیل معنایی پنهان»، نشان دادند برخی صفحات دارای پیوستگی معنایی نزدیک، ناگهان توسط صفحاتی کاملاً بیربط قطع میشوند. هنگامی که برگهها از این ساختار دوختهشده خارج و به شکل صفحات مجزا و غیرپیوسته بازآرایی شدند، تکههای این پازل آرامآرام کنار هم قرار گرفت؛ بخشهای واژگانی همگن تجمیع شدند و تصاویر و نمودارها ارتباط منطقیتری با یکدیگر برقرار کردند. لیفیلد همچنین یادآور شد: «به محض اینکه صفحات را به مثابه برگههای رها و مستقل در نظر بگیرید، ناهمگونیهای هنری و ظاهری ناگهان در نظمی طبیعی به هم متصل میشوند.»
نکتهای که رمزگشایی ووینیچ را بسیار بغرنجتر میسازد، نبود هیچ نسخه دوم یا روگرفتی از این اثر در جهان است. با این حال، با وجود آنکه خطای صحافی یک راهب یا صحاف ناشناس در اعماق تاریخ، بیش از یک قرن جامعه علمی را به بیراهه برده، پژوهشگران از او کینهای به دل ندارند. دیویس میگوید: «واقعیت این است که نسخههای اندکی از آن دوران باقی ماندهاند، دقیقاً به این دلیل که بسیاری از آنها هرگز صحافی نشدند. طنز ماجرا اینجاست که هر کس این کتاب را با چینش غلط صحافی کرده، با حفظ و پیوند زدن فیزیکی برگهها، لطف بزرگی به ماندگاری آن تا عصر حاضر کرده است.»