تاریخ انتشار: ۰۹:۲۵ - ۱۷ آبان ۱۴۰۵
گزارش آژانس بین‌المللی انرژی چه می‌گوید؟

بحران گاز در کمین اروپا؛ ذخایر به پایین‌ترین سطح در ۱۳ سال اخیر رسید

گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) می‌گوید سطح ذخایر گاز اتحادیه اروپا در آغاز فصل گرمایش ۲۰۲۷-۲۰۲۶ در پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۳ قرار گرفته است.

اقتصاد۲۴- هرمز برای اروپا فقط یک مساله نفتی نیست. اختلال در این آبراه، از مسیر LNG، می‌تواند مستقیما به بازار گاز اروپا منتقل شود؛ بازاری که اکنون با ذخایر پایین‌تر، وابستگی بیشتر به LNG و رقابت شدیدتر برای محموله‌های انعطاف‌پذیر روبه‌رو است. بازار گاز اروپا وارد زمستانی شده است که در آن، مساله اصلی خالی بودن مخازن نیست؛ کوچک‌تر شدن حاشیه امن (Gas Buffer) است. در پایان اکتبر ۲۰۲۶، مخازن گاز اتحادیه اروپا حدود ۷۵ درصد پر بود؛ سطحی که پایین‌ترین میزان برای این مقطع از سال از ۲۰۱۳ به شمار می‌رود.

گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) هشدار می‌دهد که این وضعیت، اروپا را در برابر شوک‌های عرضه آسیب‌پذیرتر کرده و می‌تواند تنگنای بازار جهانی گاز را تا سال ۲۰۲۷ ادامه دهد. اما از این داده نباید یک نتیجه ساده و اغراق‌آمیز گرفت:

 اروپا الزاما با کمبود گاز مواجه نخواهد شد. ۷۵ درصد پر بودن مخازن، به‌خودی‌خود نشانه بحران نیست. مساله در جای دیگری است: اگر زمستان سردتر از انتظار باشد، یک اختلال فنی رخ دهد یا عرضه LNG دوباره کاهش پیدا کند، اروپا نسبت به سال‌های قبل ذخیره و زمان کمتری برای جذب شوک در اختیار دارد. به همین دلیل، تصویر دقیق‌تر وضعیت اروپا این نیست که «گاز ندارد»؛ بلکه این است که گاز دارد، اما فضای کمتری برای خطا دارد و درست در همین نقطه، بحران تنگه هرمز اهمیت پیدا می‌کند.

حلقه خودتقویت‌شونده ریسک در بازار گاز

گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) می‌گوید سطح ذخایر گاز اتحادیه اروپا در آغاز فصل گرمایش ۲۰۲۷-۲۰۲۶ در پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۳ قرار گرفته است. در عین حال، اگر زمستان سردتر از میانگین باشد و اختلال در جریان LNG از مسیر هرمز ادامه پیدا کند، شبیه‌سازی‌های این نهاد نشان می‌دهد ذخایر اتحادیه اروپا می‌تواند تا پایان مارس ۲۰۲۷ به کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت قابل استفاده برسد. اهمیت این سناریو فقط در پایین بودن عدد نیست؛ زیرا سرعت برداشت از برخی مخازن هنگامی که سطح ذخیره به زیر ۳۰ درصد می‌رسد، کاهش می‌یابد.

 از یک نقطه به بعد، مساله می‌تواند وارد یک حلقه خودتقویت‌شونده (Self-Reinforcing Loop) شود. هرچه ذخایر گاز اروپا حاشیه امن کمتری داشته باشند (Storage Buffer)، توان بازار برای جذب شوک‌های جدید کاهش می‌یابد (Shock Absorption). کاهش این ظرفیت، نگرانی و اضطراب بازار (Market Anxiety) را افزایش می‌دهد و در نتیجه، نوسان قیمت‌ها (Price Volatility) بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی، بازار ممکن است پیش از آنکه واقعا با کمبود فیزیکی گاز مواجه شود، با کمبود اطمینان (Confidence Shortage) روبه‌رو شود؛ یعنی فعالان بازار نه به‌دلیل نبود گاز، بلکه به‌دلیل تردید درباره امکان تأمین به‌موقع و مطمئن آن، رفتار احتیاطی و پرهزینه‌تری در پیش بگیرند. همین کاهش اعتماد به امنیت عرضه می‌تواند خود به افزایش تقاضای احتیاطی، تشدید رقابت برای محموله‌های LNG و در نهایت افزایش بیشتر قیمت‌ها منجر شود. به بیان ساده، در بازار انرژی، ترس از کمبود می‌تواند پیش از خود کمبود، قیمت را افزایش دهد.

هرمز و افزایش هزینه گاز اروپا

اهمیت هرمز در بازار انرژی معمولا با نفت سنجیده می‌شود. بحران ۲۰۲۶، اما نشان داد که این تنگه، یک گلوگاه چندلایه برای انرژی جهانی است. بر اساس گزارش IEA، اختلال موثر در عبور LNG از تنگه هرمز در فاصله مارس تا اکتبر ۲۰۲۶ موجب شد بارگیری LNG از قطر و امارات بیش از ۶۰ میلیارد مترمکعب نسبت به سال قبل کاهش پیدا کند. این شوک، در کنار آسیب به زیرساخت‌های LNG در خلیج‌فارس، قیمت گاز در اروپا و آسیا را به بالاترین سطوح از بحران گاز ۲۰۲۳-۲۰۲۲ رسانده است. نکته مهم اینجاست که اروپا لزوما مقصد اصلی LNG عبوری از هرمز نیست. 


بیشتر بخوانید:صنایع در اولویت تأمین گاز نیستند؛ قیمت گاز چگونه محاسبه می‌شود؟


طبق داده‌های IEA، در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۹۰ درصد LNG صادرشده از مسیر هرمز به آسیا می‌رفت و سهم اروپا اندکی بیش از ۱۰ درصد بود. با این حال، از آنجا که LNG یک بازار جهانی و قابل مبادله است، حذف محموله‌های خلیج‌فارس از بازار آسیا، رقابت برای سایر منابع را در همه‌جا افزایش می‌دهد. این همان نکته ژئواکونومیک مهم است: برای اثرگذاری بر اروپا، لازم نیست LNG مستقیما به اروپا نرسد. کافی است عرضه‌ای که قرار بود به آسیا برسد از بازار حذف شود؛ سپس خریداران آسیایی به سراغ محموله‌های امریکا، آفریقا و سایر صادرکنندگان می‌روند و اروپا نیز برای حفظ عرضه خود ناچار می‌شود قیمت رقابتی‌تری پیشنهاد کند؛ بنابراین، هرمز می‌تواند بدون قطع مستقیم گاز اروپا، هزینه گاز اروپا را افزایش دهد.

جذب و انتقال شوک هرمز

بازار LNG برخلاف گاز خط لوله، امکان جابه‌جایی بیشتری دارد؛ اما همین قابلیت، یک پیامد ژئواکونومیک مهم ایجاد می‌کند. محموله‌ای که مقصد ثابت و غیرقابل تغییر ندارد، می‌تواند به بازاری برود که قیمت بالاتری پیشنهاد می‌کند. این همان LNG انعطاف‌پذیر (Flexible LNG) است. در سال‌های اخیر، سهم قرارداد‌های LNG با مقصد انعطاف‌پذیر افزایش چشمگیری یافته و طبق گزارش IEA از ۲۹ درصد در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۵۰ درصد در ۲۰۲۵ رسیده است.

همین انعطاف‌پذیری یکی از عواملی است که به بازار جهانی اجازه داده شوک هرمز را تا حدی جذب کند. اما یک تناقض در اینجا وجود دارد: انعطاف‌پذیری بازار هم می‌تواند بحران را جذب کند و هم بحران را منتقل کند. وقتی عرضه کافی باشد، انعطاف‌پذیری باعث می‌شود محموله‌ها به سرعت به‌جایی بروند که نیاز بیشتری دارد و از بروز کمبود جلوگیری شود، اما وقتی چند بازار همزمان به دنبال همان محموله‌ها باشند، انعطاف‌پذیری به مکانیسم رقابت قیمتی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، گاز لزوما ناپدید نمی‌شود؛ قیمت دسترسی به آن افزایش می‌یابد.

مهم‌ترین متغیر‌های بازار گاز

این وضعیت رقابت اروپا و آسیا را به یکی از مهم‌ترین متغیر‌های بازار گاز تبدیل کرده است. گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) می‌گوید که در فاصله مارس تا اکتبر ۲۰۲۶، خریداران آسیایی توانستند واردات LNG از حوزه آتلانتیک، عمدتا امریکا را نسبت به سال قبل دو برابر کنند و بخشی از کاهش عرضه قطر و امارات را جبران کنند. این تحول برای اروپا یک پیام روشن دارد: هر محموله‌ای که آسیا برای جایگزینی LNG خلیج‌فارس خریداری می‌کند، می‌تواند فشار بیشتری بر بازار اروپا ایجاد کند. در شرایط عادی، اروپا و آسیا ممکن است بازار‌های متفاوتی به نظر برسند، اما در بازار جهانی LNG، قیمت‌ها به یکدیگر متصل شده‌اند.

به موجب گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) ارتباط میان قیمت LNG نقدی آسیا و قیمت گاز در هاب‌های اروپایی در سال‌های اخیر افزایش یافته است. در فاصله مارس تا اکتبر ۲۰۲۶، میانگین قیمت TTF اروپا (Title Transfer Facility) نزدیک به ۲۰ دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (MMBtu) و قیمت LNG نقدی آسیا حــدود ۵/ ۲۱ دلار بوده است؛ در ماه‌های اوت تا اکتبر نیز فاصله این دو بازار به حدود یک دلار کاهش یافت که نشانه رقابت شدیدتر بر سر محموله‌های انعطاف‌پذیر بود؛ بنابراین، بحران گاز اروپا دیگر صرفا یک مساله اروپایی نیست. تقاضای چین، قیمت LNG امریکا، وضعیت قطر، امنیت هرمز و ذخایر آلمان، همگی بخشی از یک معادله واحد شده‌اند.

 در این میان، چین نقش ویژه‌ای دارد. اگر تقاضای گاز چین ضعیف باشد، بخشی از فشار بازار LNG کاهش می‌یابد و اروپا می‌تواند محموله‌های بیشتری جذب کند؛ اما اگر رشد اقتصادی، سرمای هوا یا محدودیت در منابع جایگزین، تقاضای چین را افزایش دهد، رقابت برای LNG تشدید می‌شود. این همان جایی است که ژئواکونومی انرژی (Energy Geoeconomics) از اقتصاد سنتی انرژی فاصله می‌گیرد. در اقتصاد سنتی، قیمت تابع عرضه و تقاضاست. در ژئواکونومی، باید یک‌لایه دیگر نیز اضافه کرد: چه کسی به عرضه دسترسی دارد، چه کسی قدرت خرید دارد و چه کسی می‌تواند محموله را زودتر جذب کند؟ در نتیجه، امنیت انرژی اروپا تا حدی به قدرت خرید رقبای آسیایی آن نیز وابسته می‌شود.

بحران پیش از کمبود

این شاید مهم‌ترین پیامد وضعیت کنونی باشد. اروپا لزوما قرار نیست با صف‌های طولانی برای دریافت گاز یا خاموشی کارخانه‌ها مواجه شود. ممکن است چراغ‌ها روشن بمانند، کارخانه‌ها به فعالیت خود ادامه دهند و شبکه انرژی نیز بدون اختلال فیزیکی جدی کار کند؛ اما این به معنای نبود بحران اقتصادی نیست. بحران می‌تواند پیش از آنکه در مقدار گاز دیده شود، خود را در قیمت گاز نشان دهد. کاهش حاشیه امن ذخایر (Storage Buffer) وابستگی اروپا به واردات LNG را افزایش می‌دهد. افزایش این وابستگی، رقابت برای دستیابی به محموله‌های موجود را تشدید می‌کند و در ادامه، نوسان قیمت‌های لحظه‌ای (Spot Price Volatility) را بالا می‌برد.

حاصل این زنجیره، افزایش هزینه واردات انرژی (Energy Import Cost) است. به بیان دیگر، بازار می‌تواند کمبود فیزیکی را با قیمت بالاتر مدیریت کند. گاز ممکن است همچنان در دسترس باشد، اما دسترسی به آن دیگر ارزان و مطمئن نباشد. در چنین شرایطی، قیمت به ابزار بازار برای تخصیص گاز کمیاب و مدیریت ریسک تبدیل می‌شود؛ و همین‌جاست که بحران امنیت انرژی، پیش از آنکه به بحران عرضه فیزیکی تبدیل شود، می‌تواند به بحران هزینه برای خانوارها، صنایع و اقتصاد اروپا تبدیل شود. این راه‌حل، اما برای همه یکسان نیست.

 صنایع انرژی‌بر، تولیدکنندگان کود و مواد شیمیایی، فولاد، شیشه و سایر بخش‌های حساس به قیمت گاز، فشار بیشتری را احساس خواهند کرد؛ بنابراین، افزایش قیمت گاز می‌تواند به کاهش تولید، انتقال هزینه به مصرف‌کننده و حتی از دست رفتن بخشی از رقابت‌پذیری صنعتی اروپا منجر شود. از این منظر، قیمت گاز خود به یک شاخص امنیت انرژی تبدیل می‌شود.

دکترای حقوق نفت و گاز

منبع: روزنامه اعتماد
ارسال نظر
captcha