اقتصاد۲۴- تحریریه اندیشکده اصل – بعضی بحرانهای اقتصادی شبیه سقوط یک سنگ از کوه نیستند که یکباره رخ دهند و تمام شوند. بلکه بیشتر شبیه گلوله برفیاند که با هر چرخش بزرگتر، سنگینتر و ویرانگرتر میشود. اقتصاددانان این وضعیت را «حلقه شوم» مینامند. حلقه شوم چرخهای است که در آن یک مشکل، مشکل بعدی را میسازد و آن مشکل تازه، بحران اول را تشدید میکند.
ریشه بسیاری از حلقههای شوم در از دست رفتن اعتماد است. وقتی فعالان اقتصادی احساس کنند دولت، بانکها یا بازارها توان مدیریت وضعیت را ندارند، رفتارشان تغییر میکند. سرمایهگذار محتاطتر میشود. بانک کمتر وام میدهد. خانوار مصرف خود را کاهش میدهد. بنگاه برنامه توسعه را عقب میاندازد. همین رفتارهای دفاعی، رکود را عمیقتر میکند و نگرانی اولیه را واقعیتر میسازد.
یکی از عوامل مهم، بدهی سنگین و ناپایدار است. اگر بازار باور کند دولت یا یک بخش بزرگی از اقتصاد توان بازپرداخت بدهی خود را ندارد، هزینه تامین مالی بالا میرود. افزایش هزینه استقراض، فشار بیشتری بر بودجه یا ترازنامه وارد میکند. این فشار میتواند به کاهش هزینههای ضروری، افت سرمایهگذاری و کاهش رشد منجر شود.
نظام بانکی نیز میتواند این چرخه را تشدید کند. بانک ضعیف، کمتر وام میدهد. کاهش وامدهی، فعالیت اقتصادی را محدود میکند. فعالیت کمتر یعنی درآمد کمتر برای مردم، بنگاهها و دولت. این کاهش درآمد، بازپرداخت بدهیها را دشوارتر میکند و دوباره بانکها را با زیان بیشتر روبهرو میسازد.
بازارهای مالی هم گاهی نقش شتابدهنده دارند. افت قیمت داراییها، سرمایه صاحبان دارایی را کم میکند. اگر افراد یا نهادها برای خرید دارایی وام گرفته باشند، ناچار به فروش بیشتر میشوند. فروش بیشتر قیمتها را پایینتر میآورد و موج تازهای از زیان ایجاد میکند.
راه شکستن حلقه شوم، قطع یکی از پیوندهای اصلی چرخه است. نخست باید اعتماد بازسازی شود. شفافیت در آمار، تصمیمهای قابل پیشبینی و ارتباط روشن سیاستگذار با جامعه اهمیت حیاتی دارد. دوم، باید از بخشهای کلیدی حمایت هدفمند شود، نه با پولپاشی کور، بلکه با مداخلهای که جلوی سرایت بحران را بگیرد. سوم، اصلاح ساختار مالی و بودجهای ضروری است تا بازار باور کند مشکل فقط به آینده منتقل نشده است.
حلقه شوم با انکار از بین نمیرود. با تشخیص سریع، مداخله دقیق، انضباط مالی و بازسازی اعتماد میتوان آن را شکست. اقتصاد زمانی از سقوط فاصله میگیرد که بازیگران آن دوباره باور کنند فردا از امروز قابل پیشبینیتر است.