اقتصاد۲۴- شاخص بورس ایران در هفته پس از توافق، رشدی حدود ۳۰ درصدی بر حسب دلار را تجربه کرده و از زمان بازگشایی معاملات پس از توقف ناشی از جنگ، بازدهی آن به حدود ۵۰ درصد رسیده است. این ارقام در شرایطی ثبت شده که بورس ایران سالها زیر سایه تحریمها، خروج سرمایه و انزوای مالی قرار داشت و ارزش بسیاری از شرکتها به سطوحی بسیار پایینتر از میانگین جهانی سقوط کرده بود.
واقعیت این است که بازار سرمایه ایران طی سالهای تحریم، به بازاری تقریباً بسته تبدیل شده. بازاری که تقریباً هیچ سرمایهگذار خارجی در آن حضور نداشت و بسیاری از شرکتهای بورسی با نسبت قیمت به سود بسیار پایین معامله میشدند. این ارزندگی، در صورت کاهش ریسکهای سیاسی، میتواند زمینهساز بازنگری جدی در ارزش سهام باشد.
اما رشد بورس را نباید به معنای پایان مشکلات اقتصاد ایران تعبیر کرد. ساختارهای کلان اقتصاد همچنان با چالشهایی مانند کسری بودجه، تورم مزمن، محدودیت منابع ارزی و ضعف نظام بانکی روبهرو هستند. حتی دولت در ماههای اخیر ناچار شد بخشی از ارز ترجیحی واردات کالاهای اساسی و دارو را حذف کند؛ تصمیمی که فشار تورمی آن همچنان بر معیشت خانوارها سنگینی میکند.
بیشتر بخوانید: جراحی اقتصادی در تاریکی/ شوک تازه به سفره مردم؛ برق ۱۰ هزار تومانی در راه است؟
با این حال، اگر توافق سیاسی به کاهش واقعی تحریمها، تسهیل صادرات نفت، دسترسی بهتر به منابع ارزی و بازگشت تدریجی سرمایهگذاران خارجی منجر شود، بورس میتواند نقش موتور تامین مالی اقتصاد را دوباره به دست آورد. شرکتهایی که سالها با احتیاط، موجودیهای بالا و سرمایهگذاری محدود فعالیت کردهاند، در فضای باثباتتر قادر خواهند بود بهرهوری و سودآوری خود را افزایش دهند.
در نهایت، بورس تنها آیینهای از انتظارات است، نه تضمینی برای آینده. اگر توافق سیاسی به اصلاحات اقتصادی، ثبات سیاستگذاری و بهبود محیط کسبوکار گره بخورد، رشد اخیر میتواند آغاز یک دوره جدید باشد. اما اگر این انتظارات برآورده نشود، همان بازاری که امروز با هیجان صعود میکند، فردا نیز میتواند با همان سرعت مسیر معکوس را در پیش بگیرد.