تاریخ انتشار: ۰۰:۰۷ - ۳۰ تير ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

راز حملات پراکنده آمریکا علیه ایران چیست؟/ ترامپ بلوف می‌زند یا برای جنگ آماده می‌شود؟

هم‌زمان با ادامه حملات پراکنده آمریکا و افزایش تحرکات نظامی در منطقه، رسانه‌های معتبر غربی از دو روایت متفاوت سخن می‌گویند؛ برخی این حملات را مقدمه یک عملیات گسترده می‌دانند و برخی دیگر معتقدند محدودیت‌های نظامی آمریکا و تلاش میانجی‌ها، واشنگتن را به سمت آتش‌بس سوق داده است.

اقتصاد۲۴- وضعیت خاورمیانه این روز‌ها در رسانه‌های بین‌المللی، بیش از هر زمان دیگری نگران‌کننده و در عین حال پیچیده گزارش می‌شود. از یک سو، استمرار حملات موشکی و هوایی جسته و گریخته به نقاط مختلفی در جنوب و مرکز ایران، به‌ویژه گزارش‌های مربوط به هدف قرار گرفتن مناطقی در حوالی شیراز و پایگاه‌های زیرساختی، تحلیل‌گران غربی را به صرافت ارزیابی نیت واقعی واشنگتن انداخته است؛ و از سوی دیگر، افشاگری‌های اخیر رسانه‌های بزرگ آمریکایی نشان می‌دهد که پشت دیوار شعار‌های تند سیاسی، چالش‌های سخت و محدودیت‌های عملیاتی عمیقی در پنتاگون وجود دارد.

در این میان، سؤال کلیدی در محافل تحلیلی این است که آیا ضربات نقطه‌ای و پراکنده فعلی، نوعی «عملیات فریب» و مقدمه‌سازی برای یک نبرد همه‌جانبه و تمام‌عیار محسوب می‌شود، یا آنکه ایالات متحده خود در تله یک جنگ فرسایشی و فرساینده گرفتار شده و هم‌زمان کانال‌های دیپلماتیک برای آتش‌بس فعال شده‌اند؟

حملات پراکنده مقدمه جنگ بزرگ است؟

در روز‌های اخیر، الگوی حملات هوایی آمریکا در منطقه تغییرات مفهومی ملموسی داشته است. تحلیلی که رسانه‌هایی، چون آکسیوس و نیویورک‌تایمز ارائه می‌دهند بر این فرض استوار است که هدف قرار دادن سامانه پدافندی، مراکز مراقبت ساحلی و برخی تأسیسات مرتبط با نیرو‌های مسلح در جنوب و مرکز ایران (از جمله مناطقی در اطراف شیراز و سواحل خلیج فارس)، الزاماً یک نبرد نهایی نیست، بلکه در ادبیات نظامی به آن «عملیات شکل‌دهی به صحنه نبرد» یا همان مقدمه‌سازی فریبکارانه می‌گویند.

از نگاه تحلیل‌گران نظامی آکسیوس، واشنگتن در تلاش است تا با ضربات متناوب و کوتاه‌مدت، پدافند هوایی ایران را در حالت آماده‌باش مداوم قرار داده، توان شناسایی و راداری کشور را بیازماید و الگوی واکنش شبکه‌های دفاعی ایران را کشف کند. این رسانه غربی تاکید می‌کند که چنین تاکتیک‌هایی معمولاً پیش از اجرای عملیات‌های بسیار گسترده‌تر هواپایه انجام می‌شوند تا از میزان ریسک برای ناوگان هوایی مهاجم کاسته شود.

در همین حال، نیویورک‌تایمز در ارزیابی‌های خود اشاره می‌کند که این تاکتیک پراکنده‌کاری ممکن است نوعی مانور فریب برای منحرف کردن تمرکز فرماندهی نظامی ایران از جبهه‌های دیگر باشد. به نوشته تحلیل‌گران این روزنامه، آمریکا با درگیر کردن ذهن فرماندهان در نقاط گوناگون از شمال تا جنوب و مرکز، می‌کوشد نوعی سردرگمی تاکتیکی ایجاد کند تا هم‌زمان فرصت لازم را برای تقویت حضور ناوگان دریایی و حمل تجهیزات جدید به پایگاه‌های منطقه‌ای خود به دست آورد. با این حال، همان‌طور که این رسانه‌ها معترفند، این سکه روی دیگری نیز دارد؛ چرا که پاسخ‌های متقابل و هدف قرار گرفتن پایگاه‌ها و نیرو‌های آمریکایی در کشور‌هایی مانند عراق و اردن، نشان داده است که محاسبات واشنگتن برای اداره کنترل‌شده این تنش با موانع حیاتی و تلفات غیرمنتظره روبه‌رو شده است.

نقطه ضعف ارتش آمریکا از نگاه واشنگتن‌پست

در میان تمام ارزیابی‌های رسانه‌ای، گزارش تحلیلی و جنجالی روزنامه واشنگتن‌پست ابعاد واقعی‌تر و نگران‌کننده‌تری از وضعیت داخل پنتاگون را برملا کرده است. واشنگتن‌پست با استناد به منابع آگاه در وزارت دفاع آمریکا و مقامات مطلع نظامی گزارش داده است که اگرچه کاخ سفید و فرماندهان ارشد در حال تدوین سناریو‌هایی برای یک جنگ تمام‌عیار و گسترده‌تر علیه ایران هستند و شمار هواپیما‌های جنگی خود را در خاورمیانه افزایش داده‌اند، اما این استراتژی توسعه‌طلبانه با یک دیوار محکم به نام «کمبود شدید منابع و تسلیحات» برخورد کرده است.

طبق داده‌های منتشره در واشنگتن‌پست، به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی که نخواسته نامش فاش شود، نیرو‌های مسلح ایالات متحده در حال حاضر با افت بی‌سابقه ذخایر سامانه‌های پدافند هوایی موشکی از جمله موشک‌های پاتریوت و سامانه «تاد» (THAAD) و همچنین ذخایر موشک‌های کروز دوربرد مانند توماهاوک مواجه شده‌اند. این مقام صراحتاً تحلیلی تکان‌دهنده ارائه داده و گفته است که آمریکا تجهیزات و منابع کافی برای ادامه ایمن عملیات نظامی مستمر را در اختیار ندارد و نکته نگران‌کننده‌تر این است که شاید کاخ سفید و تصمیم‌گیرندگان سیاسی ابعاد دقیق این افت توان و محدودیت‌های خط مقدم را به‌درستی درک نکرده باشند. واشنگتن‌پست در این گزارش یادآور می‌شود که مصرف مداوم و خیره‌کننده موشک‌های رهگیر پیشرفته در صحنه نبرد خاورمیانه، انبار تسلیحاتی پنتاگون را تهی کرده و هرگونه ورود به یک جنگ تمام‌عیار طولانی‌مدت را به یک ریسک استراتژیک فوق‌العاده خطرناک برای امنیت ملی آمریکا تبدیل کرده است.

میانجی‌ها وارد میدان شدند

در کنار گزارش واشنگتن‌پست، خبرگزاری رویترز و روزنامه وال‌استریت ژورنال نیز به بررسی جنبه‌های دیگری از توان عملیاتی آمریکا و تحرکات دیپلماتیک پرداخته‌اند. وال‌استریت ژورنال در مقاله‌ای تحلیلی به موضوع «خسارات ناشی از نبرد» و آسیب‌های وارده به تجهیزات و هواپیما‌های آمریکایی در منطقه پرداخته و تاکید کرده است که توان اعزام سریع نیرو و جایگزینی تجهیزات جدید به دلیل زنجیره تأمین آسیب‌دیده و فرسودگی ناشی از درگیری‌های پیاپی، به‌شدت محدود شده است. علاوه بر این، وال‌استریت ژورنال در گزارش تازه‌ای برملا کرده است که قدرت‌های منطقه‌ای با نگرانی عمیق از افزایش خسارت‌های اقتصادی، ناترازی‌های انرژی و خطر کشیده شدن منطقه به بحرانی کنترل‌ناپذیر، در تلاش گسترده‌ای هستند تا زمینه دستیابی به یک آتش‌بس جدید میان ایران و آمریکا را فراهم کنند. این روزنامه تاکید می‌کند که اگرچه پایتخت‌های منطقه‌ای فشار دیپلماتیک بالایی وارد می‌کنند، اما همچنان با چالش سخت همراه کردن طرف‌های اصلی درگیر با این روند صلح روبه‌رو هستند.


بیشتر بخوانید: خارک؛ سرپل جنگ یا بن‌بست نیروهای آمریکایی؟ | سناریوهای عملیات زمینی آمریکا در ایران


از سوی دیگر، رویترز با پوشش تحلیل‌های کارشناسان نظامی بین‌المللی خاطرنشان می‌سازد که ابعاد جغرافیایی پهناور ایران و توانمندی‌های موشکی و پهپادی گسترده کشور، مانعی اساسی بر سر راه هرگونه «پیروزی سریع» برای آمریکا ایجاد کرده است. به نوشته رویترز، تحلیل‌گران غربی متفق‌القول هستند که بر خلاف نبرد‌های کلاسیک گذشته، ایران از ساختار دفاعی غیرمتمرکز و عمق استراتژیک بالایی برخوردار است؛ موضوعی که باعث می‌شود ضربات هوایی نقطه‌ای آمریکا نتواند ماشین دفاعی ایران را از کار بیندازد، بلکه برعکس، کشور را وارد فاز یک جنگ فرسایشی عمیق می‌کند؛ جنگی که در آن پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه و خطوط دریانوردی بین‌المللی به‌شدت آسیب‌پذیر خواهند شد.

پیام سفر هیأت ایرانی به پاکستان چیست؟

ارزیابی‌های رسانه‌های غربی درباره تلاش میانجی‌ها برای مهار جنگ، با رویداد‌های ملموس دیپلماتیک در منطقه هم‌راستا شده است. درست در شرایطی که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران دریافت پیشنهاد‌هایی از سوی کشور‌های میانجی برای توقف درگیری‌ها را تایید کرده، تحرکات منطقه‌ای وارد فاز جدیدی شده است. در همین راستا و هم‌زمان با تقویت گمانه‌زنی‌ها پیرامون طرح‌های آتش‌بس، اسکندر مومنی، وزیر کشور در رأس هیأتی از نمایندگان دستگاه‌های اجرایی و به دعوت همتای پاکستانی خود عازم اسلام‌آباد شد.

اگرچه هدف رسمی این سفر، بررسی راه‌های توسعه همکاری‌های دوجانبه میان ایران و پاکستان اعلام شده است، اما هم‌زمانی آن با تایید دریافت طرح‌های پیشنهادی توقف درگیری از سوی وزارت خارجه و فشار قدرت‌های منطقه‌ای که وال‌استریت ژورنال به آن اشاره کرده، نشان می‌دهد که اسلام‌آباد و سایر پایتخت‌های همسایه در حال ایفای نقشی کلیدی در مدیریت این بحران هستند. تحرکات دیپلماتیک دوجانبه و چندجانبه مسئولان ایرانی نشان می‌دهد که تهران در عین آمادگی برای دفاع، کانال‌های رایزنی منطقه‌ای را برای ارزیابی پایداری طرح‌های آتش‌بس و جلوگیری از سوءاستفاده واشنگتن فعال نگه داشته است.

هزینه اقتصادی جنگ برای جهان

موضوع احتمال وقوع جنگ تمام‌عیار میان آمریکا و ایران تنها به ابعاد نظامی محدود نمانده و رسانه‌ها و اندیشکده‌های اقتصادی غرب مانند بلومبرگ و فایننشال تایمز نیز هشدار‌های جدی صادر کرده‌اند. به تحلیل این رسانه‌ها، کشیده شدن درگیری‌ها به فاز تمام‌عیار به معنای مسدود شدن کامل خطوط کشتیرانی در تنگه هرمز و جهش ناگهانی و بی‌سابقه قیمت نفت در بازار‌های جهانی خواهد بود. بلومبرگ در تحلیلی اشاره می‌کند که تورم ناشی از شوک نفتی در صورت بروز یک جنگ گسترده، نه تنها اقتصاد کشور‌های غربی و آمریکا را در آستانه انتخابات یا بحران‌های سیاسی داخلی دچار شوک خواهد کرد، بلکه تمام برنامه‌های رفاهی و ثبات اقتصادی بین‌المللی را به مخاطره می‌اندازد؛ همین فاکتور اقتصادی، اصلی‌ترین انگیزه قدرت‌های منطقه‌ای است که طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، آنها را به سمت میانجی‌گری برای آتش‌بس سوق داده است.

علاوه بر این، اندیشکده‌های آمریکایی نظیر «مؤسسه کارنگی» و «شورای روابط خارجی» در نوشتار‌های اخیر خود که در رسانه‌های مطبوعاتی غرب انعکاس یافته، تاکید دارند که باز کردن یک جبهه جنگ تمام‌عیار جدید در خاورمیانه، تمرکز استراتژیک واشنگتن را از رقابت‌های بزرگتر با قدرت‌هایی، چون چین و روسیه منحرف خواهد کرد. آنها هشدار می‌دهند که تصمیم‌گیرندگان کاخ سفید باید میان شعار‌های تند بازدارندگی و واقعیت‌های عینی میدان نظامی تفاوت قائل شوند، چرا که تحلیل‌های درون‌پایگاهی پنتاگون صراحتاً نشان‌دهنده خطرات بالای گشودن چنین جبهه‌ای است.

پایان بازی چگونه رقم می‌خورد؟

جمع‌بندی روایات و گزارش‌های رسانه‌های غربی تصویر واضحی از یک «دو راهی پرخطر» برای واشنگتن رسم می‌کند. از یک طرف، جریان‌های تندرو و بخشی از ساختار سیاسی آمریکا با اجرای مانور‌های فریب، حملات پراکنده به نقاط حساس کشور و نمایش قدرت هوایی، می‌کوشند گزینه جنگ تمام‌عیار را روی میز نگه دارند و طرف مقابل را عقب برانند. اما از طرف دیگر، گزارش‌های مستند روزنامه‌هایی مانند واشنگتن‌پست و تحلیل‌های تفصیلی وال‌استریت ژورنال و آکسیوس ثابت می‌کند که بدنه عملیاتی پنتاگون و کارشناسان عمیقاً نسبت به عواقب بحرانی چنین تصمیمی متقاعد شده‌اند و قدرت‌های منطقه‌ای نیز با تمام توان برای تحمیل آتش‌بس وارد میدان شده‌اند.

کمبود شدید ذخایر موشکی پدافندی، فرسودگی تجهیزات، آسیب‌پذیری پایگاه‌های منطقه‌ای و بیم گرفتار شدن در تله یک نبرد فرسایشی بی‌پایان، از جمله ترمز‌های محکم ساختاری در برابر ماجراجویی تمام‌عیار آمریکا به شمار می‌روند. برای افکار عمومی و ناظران داخلی، تحلیل این گمانه‌زنی‌های غربی در کنار تحرکات میدانی مانند سفر هیأت‌های ایرانی به اسلام‌آباد و بررسی پیشنهاد‌های میانجی‌گری، نشان می‌دهد که شرایط فعلی وارد یک مرحله سرنوشت‌ساز دیپلماتیک-نظامی شده است. در چنین فضایی، هوشمندی دیپلماتیک و رصد دقیق شکاف‌های موجود میان «ادعا‌های سیاسی کاخ سفید» و «واقعیت‌های میدان در پنتاگون» کلید مواجهه با سناریو‌های آتی خواهد بود، زیرا رسانه‌های غربی خود معترفند که آمریکا بدون داشتن ذخایر کافی تسلیحاتی و در شرایطی که میانجی‌های منطقه‌ای در پی مهار درگیری هستند، در صورت ورود به نبرد تمام‌عیار با یکی از سهمگین‌ترین بحران‌های تاریخ معاصر خود رو‌به‌رو خواهد شد.

ارسال نظر
captcha