تاریخ انتشار: ۰۹:۳۸ - ۱۳ مرداد ۱۴۰۵

کریدور‌های جدید، بازی تازه انرژی؛ آیا تنگه هرمز از معادلات انرژی جهان حذف می‌شود؟

تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌ها برای تجارت جهانی است و حدود یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این آبراه عبور می‌کند. مسیرهای ارائه شده در واقع، مکمل و نه جایگزینی برای تنگه هرمز هستند.

اقتصاد۲۴- در شرایطی که تداوم تنش‌ها و عدم اطمینان در مورد آینده تنگه هرمز خطرات تکیه بر یک گلوگاه انرژی واحد را آشکار می‌کند، کشور‌های خاورمیانه به دنبال توسعه خطوط لوله و مسیر‌های تجاری جایگزین برای دور زدن این آبراه حیاتی هستند.

تلاش برای ترسیم مجدد نقشه انرژی منطقه‌ای

به نوشته العربی الجدید، با فروپاشی عملی تفاهم‌نامه‌ای که بازگشایی تنگه را تضمین کرد، این گلوگاه کلیدی بار دیگر به نقطه‌ای بحرانی مبدل شده است. از سوی دیگر، درگیری‌های مجدد بین عربستان سعودی و حوثی‌های یمن و ترس از مسدود شدن احتمالی مسیر کشتیرانی تنگه باب المندب، بازار‌های جهانی را بیش از پیش شوکه کرده است، به طوری که قیمت نفت خام برنت طی هفته گذشته برای اولین بار از ماه مه به ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید.

در حالی که در ظاهر ایالات متحده حملات به ایران را متوقف کرده تا فضای بیشتری برای دیپلماسی ایجاد کند، تشدید تنش‌های چند ماهه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و سایر کشور‌های صادرکننده نفت و گاز در منطقه را بر آن داشته تا میلیارد‌ها دلار برای تسریع برنامه‌های خود برای دور زدن تنگه هرمز هزینه کنند؛ اقدامی که هدف آن ترسیم مجدد نقشه انرژی منطقه‌ای است. با این حال، تسلط این تنگه به عنوان مهمترین گلوگاه نفتی جهان به راحتی از نقشه پاک نخواهد شد.

تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌ها برای تجارت جهانی است و حدود یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این آبراه عبور می‌کند. پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور می‌کرد، اما بسته شدن مؤثر آن، بیش از ۹۰ درصد عبور کشتی‌های تجاری را کاهش داد. آژانس بین‌المللی انرژی تخمین زده که تولیدکنندگان خاورمیانه از زمان شروع جنگ بیش از ۱.۳ میلیارد بشکه از دست داده‌اند.

به گفته نیل کویلیام، عضو اندیشکده چتم هاوس: «تنگه هرمز همچنان کارآمدترین مسیر صادرات خلیج فارس است، زیرا اکثریت قریب به اتفاق زیرساخت‌های نفت و گاز طبیعی مایع در اطراف آن ساخته شده است. اگرچه مسیر‌های جایگزین می‌توانند به تنوع‌بخشی به ریسک کمک کنند، اما نمی‌توانند با ظرفیت یا انعطاف‌پذیری هرمز برابری کنند. آنها صرفا آسیب‌پذیری را کاهش می‌دهند، به‌ویژه برای صادرات گاز طبیعی که قطر هیچ مسیر جایگزین مناسبی برای آن ندارد».

مسیر‌های جایگزین

در واقع، عموم جایگزین‌ها برای تغییر مسیر نفت به دریای مدیترانه یا دریای سرخ طراحی شده‌اند و عملاً خلیج فارس را دور می‌زنند. طبق گزارش‌ها، عربستان سعودی، بزرگترین صادرکننده نفت جهان، در حال بررسی گسترش خط لوله شرق-غرب است. این خط لوله که با نام پترولاین نیز شناخته می‌شود، ۷۴۶ مایل طول دارد و از میدان نفتی بقیق تا ینبع در دریای سرخ امتداد دارد. در حالی که این خط لوله ظرفیت انتقال تا هفت میلیون بشکه در روز را دارد، پادشاهی عربستان سعودی اکنون قصد دارد ظرفیت خود را تا ۲ میلیون بشکه در روز افزایش دهد.

امارات متحده عربی در ماه می‌اعلام کرد که ساخت یک خط لوله نفتی جدید به بندر فجیره را که می‌تواند ظرفیت صادرات را دو برابر کند، تسریع می‌کند و انتظار می‌رود تا سال ۲۰۲۷ عملیاتی شود.

عراق هم در حال مذاکره با ترکیه برای خط لوله ۶۰۰ مایلی خود است که از کرکوک تا جیحان در سواحل ترکیه در مدیترانه امتداد دارد. سفر علی الزیدی، نخست وزیر جدید عراق، به کاخ سفید نیز قرارداد‌هایی به ارزش حدود ۶۰ میلیارد دلار با شرکت‌های آمریکایی در چندین بخش کلیدی، از جمله انرژی، برای عراق به ارمغان آورده است. هم‌چنین بغداد با سوریه در حال برنامه‌ریزی برای احیای خط لوله از کار افتاده کرکوک-بانیاس است و با اردن نیز توافق کرده تا پروژه خط لوله بصره-عقبه را تسریع کند.

کریدور شارجه-عمان، یک مسیر تجاری و لجستیکی که در ماه مه راه‌اندازی شد و بنادر اماراتی در شارجه را به بنادر اصلی عمان متصل می‌کند، می‌تواند به طور بالقوه برای دور زدن آبراه‌های هرمز نیز مورد استفاده قرار گیرد.

هم‌چنین، مصر و عربستان سعودی در حال ساخت یک کریدور لجستیکی جدید هستند که از بنادر مدیترانه و دریای سرخ استفاده می‌کند و مسیر جایگزین دیگری برای تنگه هرمز ایجاد می‌کند.


بیشتر بخوانید:تنگه هرمز چقدر می‌تواند برای ایران درآمد ایجاد کند؟


در همین حال، ایالات متحده در حال بررسی ابتکارات دیگری است. تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه و فرستاده ویژه در امور سوریه و عراق، اخیراً اعلام کرد که واشنگتن با هماهنگی سوریه، اردن، ترکیه، لبنان و مصر در حال کار بر روی مسیر‌های جایگزین به هرمز است.

ریسک‌های پابرجا؛ مکمل یا جایگزین؟

به گفته کارول نخل، اقتصاددان انرژی و بنیانگذار و مدیرعامل کریستال انرژی: «این مسیر‌ها انعطاف‌پذیری را بهبود می‌بخشند، اما ریسک را از بین نمی‌برند. این مسیر‌ها جایگزین‌های ارزشمندی هستند، اما مکمل، نه جایگزین، برای هرمز هستند».

در واقع، در حالی که مسیر‌های جایگزین می‌توانند وابستگی به تنگه هرمز را کاهش داده و ریسک را متنوع کنند، اما فاقد ظرفیت جایگزینی جریان‌های نفتی آن هستند و هیچ راه‌حلی برای انتقال گاز مایع ارائه نمی‌دهند و همچنان در برابر خطرات امنیتی آسیب‌پذیر هستند.

به گفته کیلیام «حتی اگر نفت همچنان از طریق خطوط لوله جایگزین جریان یابد، بازار‌ها همچنان به کاهش ظرفیت اضافی، هزینه‌های بالاتر حمل و نقل و ریسک ژئوپلیتیکی بیشتر واکنش نشان خواهند داد. بازار‌های گاز حتی بیشتر در معرض خطر قرار خواهند گرفت، زیرا صادرات گاز قطر همچنان به هرمز وابسته است».

ژئوپلیتیک کریدور‌های تجاری جدید

از سوی دیگر، انتظار می‌رود رقابت برای دور زدن تنگه هرمز پیامد‌های سیاسی داشته باشد که می‌تواند روابط بین کشور‌های خلیج فارس را تغییر دهد. به گفته آندریاس کریگ، دانشیار مطالعات امنیتی در کالج سلطنتی لندن: «انتظار می‌رود چنین پروژه‌هایی هم همکاری و هم رقابت ایجاد کنند، اما «رقابت نیروی قوی‌تر خواهد بود». او گفت: «کشور‌های خلیج فارس درک می‌کنند که به انعطاف‌پذیری جمعی نیاز دارند، که به معنای سیستم‌های گمرکی سازگار، کریدور‌های ریلی مشترک، مسیر‌های زمینی و دسترسی به بنادر خارج از تنگه است. اما هر کشوری همچنین می‌خواهد به دروازه ضروری منطقه تبدیل شود».

به باور کریگ، عربستان سعودی و عمان خود را برای تغییر شکل مسیر‌های تجاری خلیج فارس آماده می‌کنند و اهمیت لجستیکی دیرینه امارات متحده عربی را به چالش می‌کشند. طرح‌های اتصال شرق به غرب ریاض و بنادر عمان در دقم و صلاله، جایگزین‌هایی برای هرمز ارائه می‌دهند و اهرم استراتژیک آنها را افزایش می‌دهند و در عین حال خطر کاهش نفوذ نسبی امارات را به همراه دارند.

در همین حال، قطر انعطاف‌پذیری بیشتری به دست می‌آورد، اما برای دسترسی زمینی به عربستان سعودی و عمان نیز وابسته‌تر می‌شود. بعید است که این تغییر، همکاری خلیج فارس را از بین ببرد، اما ممکن است رقابت بر سر زیرساخت‌ها، گمرکات، سرمایه‌گذاری، جریان‌های حمل و نقل و وزن ژئوپلیتیکی را تشدید کند و کریدور‌های لجستیکی را به عرصه دیگری از رقابت عربستان و امارات تبدیل کند، و در مقابل، اتحاد عربستان و عمان را تقویت می‌کند.

به گفته نخل، عراق، کویت، قطر و ایران از جمله کشور‌هایی خواهند بود که بیشترین آسیب را از بسته شدن تنگه هرمز می‌بینند، زیرا برای صادرات به شدت به آن وابسته هستند، در حالی که «در خارج از منطقه، تولیدکنندگانی مانند ایالات متحده، برزیل، کانادا، نروژ و گویان می‌توانند به تأمین‌کنندگان نسبتاً جذاب‌تری تبدیل شوند، زیرا خریداران به دنبال تنوع‌بخشی به ریسک هستند».

اهمیت استراتژیک و پا بر جای تنگه هرمز

در حالی که مسیر‌های جایگزین ممکن است اهرم ایران بر تنگه را که علیه ایالات متحده استفاده می‌کند، کاهش دهند، بعید است که اهمیت استراتژیک آن را تغییر دهند. به گفته کیلیام: «ایران هنوز هم می‌تواند سهم بزرگی از صادرات انرژی جهانی را زیر نظر داشته باشد. «تا زمانی که حدود یک پنجم نفت جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی از این تنگه عبور می‌کند، این تنگه همچنان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان و برای درآمد‌های صادراتی خلیج فارس حیاتی خواهد بود».

تنش‌ها بر سر این تنگه، همراه با اختلال احتمالی در باب المندب، ممکن است تأثیر بیشتری بر بازار‌ها داشته باشد، زیرا محموله‌ها مجبور به استفاده از مسیر‌های طولانی‌تر و پرهزینه‌تر می‌شوند و با چالش‌های لجستیکی رو‌به‌رو می‌شوند. اما به گفته نخل، حتی اگر تولید به شکل سابق باقی بماند، «هزینه‌های بالاتر حمل بار، حق بیمه و زمان تحویل می‌تواند بازار‌ها را محدودتر کرده و قیمت‌ها را بالاتر ببرد». طبق گزارش S&P Global، حق بیمه‌های دریایی به شدت افزایش یافته است، به طوری که حق بیمه ریسک جنگ تنگه هرمز به دلیل تشدید حملات به ۷.۵ تا ۱۰ درصد از ارزش بدنه کشتی افزایش یافته است. حق بیمه دریای سرخ نیز در بحبوحه تهدید‌های حوثی‌ها افزایش یافته است، هرچند به میزان کمتری.

به باور کریگ، تلاش کشور‌های خلیج فارس برای ایجاد مسیر‌های صادراتی جایگزین، به معنای بی‌اهمیت کردن تنگه هرمز نیست، بلکه به منظور تلاش برای کاهش نفوذ ایران بر آن است. اگر ایران بتواند تنگه را ببندد و کل اقتصاد خلیج فارس را متوقف کند، اهرم فشار فوق‌العاده‌ای خواهد داشت. اگر بستن تنگه باعث آسیب جدی شود، اما تجارت از طریق عربستان سعودی، عمان و فجیره ادامه یابد، این اهرم فشار قابل کنترل‌تر می‌شود. در این صورت، با گذشت زمان، مسیر‌های جایگزین ممکن است تعادل را از تسلط مطلق ایران به سمت یک سیستم خلیج فارس توزیع‌شده‌تر تغییر دهند که در آن هیچ گلوگاه واحدی نتواند منطقه را فلج کند.

منبع: اقتصاد نیوز
ارسال نظر
captcha