تاریخ انتشار: ۰۰:۱۹ - ۱۲ شهريور ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

جنگ فرسایشی یا انفجار منطقه‌ای؟ سناریوهای پیش‌ روی نبرد ایران و آمریکا

تبادل حملات میان ایران و آمریکا بار دیگر تنش‌ها را به نقطه‌ای حساس رسانده است؛ از تنگه هرمز تا پایگاه‌های آمریکا در منطقه، دو طرف در حال افزایش هزینه‌های تقابل هستند و هم‌زمان در تهران بحث تغییر رویکرد دفاعی از «پاسخ پس از حمله» به «اقدام پیش‌دستانه» جدی‌تر شده است.

اقتصاد۲۴- وضعیت میان ایران و ایالات متحده آمریکا روز به روز حساس‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و تاکتیک‌های طرفین در بازی پرریسک «بازدارندگی و نبرد نامتقارن» در حال تغییر است. پس از ماه‌ها تنش، عملیات‌های هوایی، ادعا‌های متقابل در خصوص کنترل بر تنگه هرمز و دوره‌ای کوتاه‌مدت از کاهش درگیری‌ها پس از توافقات ابتدایی تابستان، در روز‌های اخیر شاهد تبادل آتش دوباره و ضربات موشکی و پهپادی میان دو طرف بوده‌ایم.

در تازه‌ترین تحولات شاهد حملات آمریکا به مناطقی از جنوب ایران و پاسخ‌های ایران بوده‌ایم. سپاه پاسداران و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء اعلام کرده‌اند که در پاسخ به حملات موشکی و هوایی ایالات متحده به زیرساخت‌ها و پایگاه‌های نظامی در استان هرمزگان و کوهستک سیریک، موج جدیدی از پاسخ‌های موشکی و پهپادی علیه پایگاه‌ها و دارایی‌های نظامی آمریکا در منطقه به اجرا درآمده است. در طرف مقابل، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) مدعی شده که اهدافی شامل سامانه‌های راداری، سایت‌های موشکی و تجهیزات مراقبتی ایران در حاشیه تنگه هرمز را هدف قرار داده تا مانع از مداخله در خطوط کشتیرانی بین‌المللی شود. رویدادی که به آتش متقابل و تبادل ضربات شدید در محور‌های مختلف خلیج فارس، دریای عمان و پایگاه‌های منطقه‌ای انجامیده است.

تقابل در تنگه هرمز؛ میدان اصلی خط‌ونشان‌های جدید

تنگه هرمز بار دیگر به شریان اصلی و حساس نبرد میان تهران و واشنگتن بدل شده است. حملات متقابل به شناورها، نفتکش‌ها و تأسیسات ساحلی طی ۴۸ ساعت گذشته، قیمت جهانی نفت را به آستانه ۱۰۰ دلار در هر بشکه نزدیک کرده و بازار‌های انرژی جهان را در بهت و نگران از شاکله جدید امنیت دریانوردی فرو برده است. ایالات متحده در تلاش است تا با اتخاذ سیاست «نفتکش در برابر نفتکش» و اسکورت نظامی کشتی‌ها کنترل خود را بر آبراه‌های بین‌المللی تثبیت کند؛ اما نیرو‌های مسلح ایران با بهره‌گیری از جغرافیا و توانمندی‌های موشکی و پهپادی ساحل‌به‌دریا، هرگونه دریانوردی غیرمجاز را متوقف ساخته یا با واکنش مواجه می‌کنند.

در این میان، تلفات غیرنظامی ناشی از حملات آمریکا در مناطقی از جمله شهرستان سیریک در استان هرمزگان، مواضع مقامات سیاسی و دیپلماتیک ایران را تندتر کرده است. وزارت امور خارجه ایران با صدور بیانیه‌ای با محکومیت شدید تجاوزات نظامی ایالات متحده، تأکید کرد که «پاسخ نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران در چارچوب حق ذاتی دفاع مشروع بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد صورت گرفته و تا متوقف شدن این رفتار‌های متجاوزانه ادامه خواهد داشت». مسئولان هلال‌احمر و مقامات محلی نیز حملات به مناطق مسکونی را مصداق جنایت جنگی خوانده‌اند.

بازتاب نبرد در آینه رسانه‌های جهانی

تحلیلگران و نشریات معتبر بین‌المللی زوایای مختلفی از این درگیری گسترده و پیچیده را مورد بررسی قرار داده و به تحلیل راهبرد‌های آشکار و پنهان دو کشور پرداخته‌اند.

روزنامه گاردین در گزارش پوششی اختصاصی خود درباره ابعاد انسانی و ابعاد سیاسی میدان نبرد نوشت: «در حالی که سنتکام کلیپ‌هایی از سوختن مواضع نظامی منسوب به ایران را منتشر می‌کند، گزارش‌های محلی از جنوب ایران نشان می‌دهد که یک حمله موشکی در سیریک به یک خانه مسکونی اصابت کرده و منجر به کشته و زخمی شدن ده‌ها غیرنظامی از جمله کودکان شده است. مقام‌های ارشد ایران نبرد جاری را فراتر از یک مواجهه متعارف دانسته و واشنگتن را به انجام جنایات جنگی متهم کرده‌اند. از سوی دیگر، دونالد ترامپ با لحنی طلبکارانه پیشنهاد تغییر نام تنگه هرمز به تنگه ترامپ را مطرح کرده است؛ امری که نشان‌دهنده عمق نگاه تبلیغاتی و شخصی او به این منازعه بزرگ بین‌المللی است.»


بیشتر بخوانید: نفت در آستانه ۱۰۰ دلار؛ جنگ ایران و آمریکا و تنگه هرمز بازار انرژی را ملتهب کرد


نشریه نیوزویک نیز در تحلیلی جامع به بررسی ابعاد نبرد نامتقارن و توانمندی‌های سایبری و ابزار‌های غیرمستقیم ایران پرداخته و آورده است: «تهران دهه‌ها وقت صرف کرده است تا یاد بگیرد چگونه در حوزه‌های مختلف به‌صورت نامتقارن عمل کند. [ایران]می‌تواند به دنبال نقاط ضعف نرم‌تر در اقتصاد و زیرساخت‌های حیاتی آمریکا بگردد، هزینه‌هایی دور از میدان نبرد تحمیل کند، و درباره زمان و مکان وقوع رویداد بعدی، ابهام ایجاد کند. فضای سایبری ابزار دیگری در اختیار تهران می‌گذارد تا فراتر از میدان نبرد رفته و پیامد‌های یک مناقشه را مستقیماً به خاک آمریکا بیاورد. برخلاف بسیاری از کشورها، رهبران در تهران احساس می‌کنند که هنگام انجام عملیات برای ایجاد اثرات مخرب، چیز کمتری برای از دست دادن دارند.»

پایگاه تحلیلی المانیتور با استناد به بیانیه‌ها و مواضع رسمی نیرو‌های مسلح ایران، چرخه رد و بدل شدن ضربات نظامی را این‌گونه روایت کرده است: «موج جدید حملات موشکی و پهپادی ایران علیه مواضع و دارایی‌های نظامی آمریکا در اردن، بحرین و امارات متحده عربی پس از آن رخ داد که سنتکام مناطقی را در جنوب ایران هدف قرار داد. مقر مرکزی خاتم‌الانبیاء اعلام کرد نیرو‌های ایرانی با قدرت تمام پایگاه‌های نظامی آمریکا را در پاسخ به تجاوزات اخیر تخریب کرده‌اند. این تحولات نشان می‌دهد که تلاش‌های دیپلماتیک مبتنی بر یادداشت‌های تفاهم منطقه‌ای از جدیتی برای برقراری ثبات برخوردار نبوده و طرفین بار دیگر وارد بازی با حاصل‌جمع صفر شده‌اند.»

مؤسسه مطالعات جنگ (ISW) نیز در ارزیابی روزانه خود از میدان جنگ نوشت: «تمرکز حملات اخیر سنتکام بر روی رادار‌های ساحلی و سامانه‌های کشف ایران در حاشیه تنگه هرمز نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای کاهش توانایی ایران در رهگیری و خنثی‌سازی تحرکات کشتی‌های تجاری است. با این حال، ضربات متقابل موشکی و پهپادی ایران نشان داد که توان عملیاتی ایران برای ایجاد محدودیت و اعمال هزینه‌های فرسایشی بر نیرو‌های آمریکایی در منطقه کماکان به قوت خود باقی است.»

از «ضربه دوم» تا «حمله پیش‌دستانه»؛ تغییر دکترین نبرد در تهران

یکی از کلیدی‌ترین محور‌های تحلیل رسانه‌ای، تغییر لحن و بحث‌های بنیادینی است که در ساختار تصمیم‌گیری ایران پیرامون دکترین نظامی در جریان است. رسانه‌های داخلی و تحلیلگران نزدیک به نهاد‌های حاکمیتی صریحاً از لزوم عبور از الگوی «پاسخ پس از ضربه» به سمت «اقدام پیش‌دستانه» سخن می‌گویند.

منطق ارائه شده برای این تغییر دکترین شفاف است؛ در تحلیلی که «نورنیوز» منتشر کرده، آمده است که در مدل‌های پیشین، آمریکا دست به حمله می‌زد و ایران برای حفظ بازدارندگی پاسخ می‌داد؛ اما در مدل جدید، اقدام ایران نباید صرفاً جنبه مجازات متجاوز را داشته باشد، بلکه باید به گونه‌ای طراحی شود که تصمیم‌گیری بعدی آمریکا را سخت‌تر، پرهزینه‌تر و با خطرات بنیادین مواجه سازد.

در همین راستا، برخی تحلیلگران معتقدند فرسایش ذخایر تسلیحاتی آمریکا، افزایش قیمت جهانی سوخت و فشار افکار عمومی در آستانه رویداد‌های سیاسی داخلی در واشنگتن، بهترین فرصت را برای ایران فراهم آورده تا با ضربات قاطع و پیش‌دستانه به منافع آمریکا در منطقه، دشمن را مجبور به عقب‌نشینی کامل و شکستن محاصره اقتصادی کند.

بن‌بست دیپلماتیک؛ تفاهم‌نامه‌ها کاغذپاره شدند

بررسی روند تلاش‌های دیپلماتیک میان دو کشور نشان می‌دهد که خطوط ارتباطی غیرمستقیم، به‌ویژه میانجی‌گری‌های انجام‌شده در مسقط یا اسلام‌آباد، زیر بار سنگین آتش‌باری‌های میدانی عملاً ناکارآمد شده‌اند. دونالد ترامپ با انتشار پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی نشان داده که اعتقادی به پایبندی به توافقات مقطعی ندارد و هم‌زمان با تاکید بر فشار حداکثری، از تهدید نظامی به عنوان اهرم اصلی استفاده می‌کند.

این رویکرد واشنگتن، هرگونه مبنایی برای اعتماد دیپلماتیک را در تهران از بین برده است. مقامات ارشد ایران بار‌ها تصریح کرده‌اند مادامی که تجاوزات نظامی و تحریم‌های ظالمانه توقیف و محاصره ادامه داشته باشد، صحبت از مذاکره چیزی جز فرصت‌دهی به متجاوز نیست. همین امر سبب شده تا دیپلماسی رسمی جای خود را به زبان موشک‌ها و پهپاد‌ها بدهد.

جنگ فرسایشی یا انفجار منطقه‌ای؟

تحولات اخیر نشان می‌دهد که جنگ ایران و آمریکا به یک نبرد فرسایشی شدید تبدیل شده است. آمریکا در پی آن است تا با تکیه بر برتری هوایی و برقراری محدودیت‌های گمرکی و دریایی، ایران را تحت فشار اقتصادی خفه‌کننده قرار دهد؛ اما ایران با درک درست از نقاط ضعف ساختاری و منطقه‌ای آمریکا، هزینه حضور و عملیات نیرو‌های آمریکایی در خلیج فارس، باب‌المندب و پایگاه‌های خاورمیانه را روزبه‌روز بالاتر می‌برد.

در این شرایط اگر واشنگتن به سیاست‌های ماجراجویانه خود در خلیج فارس ادامه دهد و آسیب به غیرنظامیان و زیرساخت‌های حیاتی ایران متوقف نشود، نه‌تنها احتمال سرایت آتش این درگیری به کل منطقه و شریان‌های اصلی انرژی جهان بیشتر می‌شود، بلکه ممکن است دکترین نظامی ایران را به سمتی هدایت کند که در آن، خطوط قرمزی برای پاسخ‌های گسترده و مهارنشدنی باقی نماند.

ارسال نظر
captcha