تاریخ انتشار: ۰۰:۰۵ - ۰۱ مهر ۱۴۰۵
اقتصاد۲۴ گزارش می‌دهد:

نیویورک در محاصره دیپلماسی و تهدید؛ تهران و واشنگتن در یک قدمی تصمیم/ بازارها چشم به نیویورک دوخته‌اند

نیویورک به مهم‌ترین میدان دیپلماتیک رویارویی تهران و واشنگتن تبدیل شده، اما هم‌زمانی پیام‌های متناقض دو طرف و تشدید فشار‌های منطقه‌ای، آخرین فرصت‌های دیپلماسی را در برابر یک بحران فزاینده قرار داده است.

اقتصاد۲۴- راهرو‌های سازمان ملل متحد این روز‌ها شاهد داغ‌ترین و نفس‌گیرترین تنش دیپلماتیک سال‌های اخیر میان تهران و واشنگتن است؛ در حالی که هلی‌کوپتر‌های نظامی در خلیج فارس بر فراز خطوط کشتیرانی به پرواز درآمده‌اند و جنگ در سایه به اوج رسیده، مجمع عمومی سازمان ملل به صحنه شطرنجی پیچیده برای رو کردن آخرین کارت‌های دیپلماسی و بازدارندگی نظامی بدل شده است.

خط‌ونشان ترامپ و پچ‌پچ‌های محرمانه پشت صحنه

درگیری‌ها آنقدر بالا گرفته که دونالد ترامپ، پشت تریبون مجمع عمومی مواضعی صریح و بی‌پرده اتخاذ نمود. ترامپ با ادعا‌های تند همچون «تروریستی» خواندن حکومت ایران و ادعای اینکه تهران از سر استیصال رفتار می‌کند، از قدرت‌های جهان خواست در برابر ایران متحد شوند تا به گفته او «تهدید ۵۱ ساله تروریسم» پایان یابد. او با گذاشتن دو گزینه روی میز - توافق یا نابودی - صراحتاً گفت: «می‌توانم جمهوری اسلامی را طوری سریع نابود کنم که فرصت نابود کردن مردم و کشور‌های دیگر را نداشته باشد.»

با این حال، در پشت این ادبیات تند، جریان دیگری نیز در جریان است. سی‌ان‌ان به نقل از یک مقام آگاه آمریکایی فاش کرد که ترامپ در گفت‌و‌گو با مشاورانش خواستار ترتیب دادن دیداری با مقامات ایرانی در نیویورک شده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در گفت‌و‌گو با ان‌بی‌سی نیوز و فاکس‌نیوز با تایید آماده‌باش واشنگتن برای تعامل، اعلام کرد که هیچ برنامه‌ریزی قطعی برای دیدار ترامپ و پزشکیان انجام نشده است. روبیو تاکید کرد هدف نهایی بازداشتن قطعی ایران از دستیابی به سلاح هسته‌ای است، اما اضافه کرد که بعید می‌داند چنین دیداری به نتیجه‌ای سازنده برسد؛ چرا که تصمیم‌گیرنده نهایی در تهران رهبر جمهوری اسلامی است.

ماجرای طرح ۷ روزه تهران چیست؟

در طرف مقابل، مسعود پزشکیان روز گذشته در مسیر پرواز به نیویورک تاکید کرد که امیدوار است این مجمع به پایان جنگ و خونریزی کمک کند و او صدای «مظلومیت بچه‌های ایران» در مناطقی، چون میناب و لامرد را به گوش جهانیان خواهد رساند. اما بمب خبری واقعی را خبرگزاری رویترز منفجر کرد؛ این رسانه بین‌المللی به نقل از مقام‌های آگاه ایرانی مدعی شد که هیات ایرانی در نیویورک اختیارات کامل دارد تا از طریق میانجی‌ها مذاکرات را احیا کند. بر اساس این طرح، ایران پیشنهاد داده است که در صورت رفع محاصره بندر‌های ایران و کاهش فشار‌های نظامی، آمادگی دارد ظرف تنها هفت روز تنگه هرمز را به‌طور کامل بازگشایی کند. به گزارش رویترز مقام ایرانی گفته که «آمریکا باید رسماً اعلام کند که می‌خواهد موضوع را از طریق دیپلماسی حل کند؛ سازمان ملل یک فرصت طلایی است.»

این سیگنال‌های دیپلماتیک با یک فشار سیاسی پر سر و صدا از داخل ایران نیز همراه شد؛ چنانکه مهدی کروبی در نامه‌ای صریح به مسعود پزشکیان از او خواست از دیدار با ترامپ در نیویورک نترسد و فرصت‌سوزی نکند. با این حال، جناح محافظه‌کار قدرت در تهران بلافاصله مرز‌های میدان را مشخص کرد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در موزه دفاع مقدس خط و نشان کشید که ایران بدون هیچ محدودیتی قادر است موشک‌های بالستیک نقطه‌زن را به فواصل چند هزار کیلومتری شلیک کند و افزود: «ترامپ باید بداند نمی‌تواند قدرت خود را تحمیل کند؛ دیپلماسی تسلیم نیست، بلکه تبدیل قدرت میدان به دستاورد سیاسی است.»

بیانیه ضرب‌الاجلی گروه ۷ و افزایش فشار‌ها بر تهران

ابعاد این بحران، شریان‌های انرژی بین‌المللی را نیز به شدت زیر ضرب برده است. در هفته‌های اخیر، حوثی‌های یمن با تصرف بندر‌ها و جزایر استراتژیک مشرف به تنگه باب‌المندب، حملات خود را به کشتیرانی تجاری و مواضعی در عربستان افزایش داده‌اند. این اقدام باعث شد تا وزرای خارجه گروه هفت (G۷) — متشکل از قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان به همراه اتحادیه اروپا — با صدور بیانیه‌ای مشترک حملات حوثی‌ها را «غیرقابل قبول» خوانده و شدیداً محکوم کنند. گروه ۷ همچنین مستقیماً از تهران خواست تا از مسلح‌ کردن و حمایت نظامی از حوثی‌ها دست بردارد؛ اتهامی که مقامات ایرانی همواره آن را رد کرده و پشتیبانی خود از یمن را صرفاً سیاسی و معنوی می‌دانند.


بیشتر بخوانید: هشدار‌های آمریکا، تهدید تهران و دیپلماسی پنهان؛ بوی جنگ می‌آید؟


اهمیت این تحولات زمانی بیشتر می‌شود که اختلال در دو گلوگاه اصلی انرژی و تجارت دریایی، یعنی هرمز و باب‌المندب، هم‌زمان رخ داده است. داده‌های کشتیرانی منتشرشده در روز‌های اخیر نشان می‌دهد عبور کشتی‌های حامل کالا از هرمز به شکل محسوسی پایین‌تر از میانگین معمول بوده و در باب‌المندب نیز تردد تحت تأثیر ناامنی منطقه‌ای قرار گرفته است. به این ترتیب، بحران ایران و آمریکا دیگر صرفاً یک مناقشه دوجانبه نیست و مستقیماً به امنیت انرژی و زنجیره تأمین جهانی گره خورده است.

بازتاب این نبرد فرسایشی در رسانه‌های جهان تصویر روشنی از یک بن‌بست پرریسک ارائه می‌دهد. روزنامه گاردین با اشاره به کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا و فشار شدید بر بودجه پنتاگون می‌نویسد که واشنگتن برای ورود به یک نبرد گسترده دچار تردید است و هشدار می‌دهد که تلافی‌جویی‌های ایران ممکن است حتی نیرو‌های دریایی آمریکا در اقیانوس هند را درگیر کند.

فایننشال تایمز نیز افشا کرده که ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارشد ارتبش پاکستان، در تماس‌های فشرده با عباس عراقچی خواستار مهار حملات حوثی‌ها جهت حفظ امنیت انرژی شده است. هم‌زمان، اندیشکده‌هایی، چون ISW و صوفان تاکید دارند که استراتژی ایران برای بالا بردن هزینه انرژی در تنگه هرمز به دلیل ثبات نسبی قیمت نفت، تنش را به یک نبرد فرسایشی تبدیل کرده است.

سه مسیر محتمل در برزخ خلیج فارس

بازتاب اقتصادی این وضعیت نیز به اندازه ابعاد نظامی و سیاسی آن اهمیت دارد. تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین مسیر‌های انتقال انرژی جهان است و کاهش تردد در این مسیر می‌تواند هزینه بیمه، حمل‌ونقل و ریسک تأمین انرژی را افزایش دهد. در روز‌های اخیر نیز بازار نفت به هر نشانه‌ای از احتمال پیشرفت یا شکست دیپلماسی تهران و واشنگتن واکنش نشان داده است؛ به‌گونه‌ای که گزارش‌های مربوط به احتمال بازگشایی هرمز به کاهش قیمت نفت کمک کرده، در حالی که نگرانی از تداوم اختلال در عرضه همچنان بر بازار سایه دارد.

بر اساس روند‌های موجود، سه مسیر اصلی را می‌توان برای ادامه بحران در نظر گرفت. سناریوی اول که بیشترین احتمال را دارد، تداوم «فرسایش کنترلی و دیپلماسی کانال پشتی» است؛ حالتی که در آن درگیری‌های محدود پهپادی و فشار تحریمی ادامه می‌یابد، اما کانال‌های محرمانه با میانجی‌گری قطر و عمان حول فرمول‌هایی نظیر «گشایش تنگه هرمز در ازای کاهش فشار نظامی و رفع محدودیت‌های اعمال‌شده بر بنادر ایران» فعال می‌مانند.

سناریوی دوم، احتمال دست‌یابی به یک «توافق موقت و آتش‌بس تاکتیکی» در نیویورک است تا بازار انرژی جهانی از التهاب خارج شود.

سناریوی سوم، اما خطرناک‌ترین مسیر است: «تصاعد ناگهانی جنگ بر اثر یک اشتباه محاسباتی» در تنگه هرمز یا باب‌المندب که می‌تواند ناگهان هر دو کشور را از فاز مانور دیپلماتیک وارد یک رویارویی مستقیم و تمام‌عیار کند.

اکنون نیویورک به نقطه‌ای تبدیل شده که در آن دو مسیر کاملاً متفاوت در برابر تهران و واشنگتن قرار گرفته است؛ ادامه فشار و تشدید رویارویی، یا استفاده از کانال‌های موجود برای بازگشت به مذاکره. ادعای رویترز درباره پیشنهاد هفت‌روزه ایران درباره هرمز نشان می‌دهد که هنوز یک ابزار چانه‌زنی دیپلماتیک روی میز است؛ اما مواضع سخت ترامپ و ادامه بحران در هرمز و باب‌المندب نشان می‌دهد فاصله میان یک پیام دیپلماتیک و یک توافق واقعی همچنان قابل توجه است. آنچه در روز‌های پیش‌رو در نیویورک رخ می‌دهد، می‌تواند مشخص کند این پنجره محدود دیپلماسی باز می‌ماند یا بحران وارد مرحله تازه‌ای از تقابل می‌شود.

ارسال نظر
captcha